کیست که اهمیت ارتباطات را دراین روزگار نداند؟ در زمانهای به سر میبریم که سوشیال مدیا، و رسانه حرف اول و آخر را میزند و در ایجاد بسیاری از سیاستهای کلان جهانی موثرترین نقش را بازی میکند. به شکل کاملا هدفمند در جهتدهی به افکار عمومی وارد عمل میشوند، و به راحتی میتوانند مسیر فکری یک جامعه یا حتی کل جهان را تحت تاثیر خود قرار داده و جهت بدهند. نتیجه این تغییر ذهنیت را میتوان در تمام جوانب به وضوح حس کرد. از جنبههای سیاسی و اجتماعی گرفته تا مسائل فرهنگی و اقتصادی که منجر به ارتقا یا نزول جایگاه جهانی یک کشور میشود.
این موضوع در شرایط بحرانی، مثل جنگ اخیر بیشتر نمود پیدا میکند. ترامپ عملا با یک سلسه توئیتهای کاملا هدفمند در حال کنترل افکار عمومی آمریکا و جهان است. حتی میتواند با همان توئیتهای به ظاهر تمسخرآمیز بر بازارهای جهانی اثر بگزارد. و عملا افکار عمومی جامعه جهانی را جهت دهد. شبکههای اجتماعی و ماهوارهها با سرمایهگزاریهای کلان به راحتی بدون هیچ مانعی سیاستهای مداخلهجویانه خود را پیش میبرند.
وقتی رسانه در دست دشمن به شکل آزاد وجود دارد و آنها آزادانه هرآنچه به نفع خودشان است را منتشر میکنند، ما عملا این بخش از میدان را واگذار کردهایم.
در مقابل، مردم ایران با قدرت میهنپرستی و خلاقیت مثالزدنی که دارند، میتوانند با حضور خود در فضای مجازی به راحتی ذهنیت افکار عمومی جهان نسبت به کلیت جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را عوض کنند. میتوانند از هویت ملی و کیان ایران در تمام زمینهها دفاع کنند. میتوانند افکار عمومی جامعه جهانی را با خودشان همراه کنند. میتوانند واقعیتها را منتشر کنند. این اتفاق منجر به همراه شدن ذهنها و دلهای بیدار تمام مردم جهان خواهد شد که در نهایت به همراهی و حمایت جامعه جهانی از ملت مظلوم ایران خواهد شد. مردم با حمایت از ایران میتوانند بر تصمیم دولتهایشان اثر گذاشته و آنها را وادار به موضع گیریهای درست نمایند. و اینجاست که رسانه میتواند معادلات میدان جنگ را تغییر دهد . به عنوان نمونه کوچک کافیست تاثیرگذاری انیمیشنهای «لگویی» که جوانان با استعداد ما آنها را با موضوع جنگ ایران و آمریکا طراحی و روانه بازار رسانهای جهان کردهاند اشاره کرد. با یک بررسی سطحی میتوان پیبرد که تاثیر مثبت آن چقدر تحسین برانگیز بوده. این تازه بخشی از ماجراست.
از منظر دیگر نیز، عدم حضور ما و حضور پررنگ و هدفمند دشمن در دنیای اینترنت و فضای مجازی نیز عرصه را بر ما تنگ کرده است. مسئولین امر باید با شناخت مناسبات دنیای امروز ودغدغههای نسل جوان امروز، به این موضوع جدیتر از آن چیزی که تا به حال پرداختهاند بپردازند. سلیقهای عمل کردن محکوم به شکست است. باید بسترسازی کرده و برای ایجاد محتوی درست و هدفمند هزینه شود. باید با تمام توان وارد این عرصه شد. نه اینکه با کوچکترین دستانداز در داخل، دست به قطع یا فیلتر اینترنت بزنند. که هم به لحاظ اقتصادی تیشه به ریشه خود زدن است و هم واگذاری توپ و زمین بازی به دشمن. مضاف بر اینکه ایجاد چنین فضای بسته موجب به وجود آمدن مافیای فروشندگان فیلترشکنهای اینترنتی شده که با شنیدن ارقام معاملاتشان دود از سر آدم بلند میشود. که همین مساله در نهایت فساد سازماندهی شده را در پی خواهد داشت. آنچه مهم است تنها منافع ملی کشور است. اعتماد به مردم و منافع ملی باید پیرنگ تصمیمات کلان رسانهای در سطح دولت و حاکمیت باشد.
بگذارید مثالی بزنم؛ این موضوع را می توان با یک جستجوی ساده در گوگل بررسی کرد. کافیست شما اصطلاح «زندگی در ایران» را جستجو کنید. و در مقابل «زندگی در آمریکا» را نیز جستجو کنید. چیزی که میبینید پر واضح است که دستی پشت پرده است و به عمد دو دنیای کاملا متقاوت را نشان میدهد. زندگی در آمریکا یعنی برابر است با زندگی در بهشت ولی زندگی درایران کاملا به عکس. تصاویر غمگین و عمدتا منفی برای ایران و در مقابل تصاویر شاد و سرزنده برای آمریکا. حال تصور کنید شخص ثالثی میخواهد بین این دو یکی را برای مسافرت یا زندگی انتخاب کند، نتیجه از پیش مشخص است. نمی خواهم بگویم که زندگی در ایران گل و بلبل است. که اصلا هدف این گفتار این نیست. و کم کاستیها و مناسبات زندگی در ایران مشخص است. منتها منظور این است که ما همین داشتههای خود را که البته کم هم نیست نمیتوانیم به دنیا عرضه کنیم.و قافیه را در این عرصه باختهایم. تردید نیست که مدیریت پلتفرمهای اینچنینی در دست دشمنان ماست. و طبیعی است که آنها در راستای منافع خودشان عمل میکنند. حال با قطع کامل اینترنت ما دو دستی عرصه را به دشمن واگدار کرده و خودمان به نظاره نشستهایم.
کوتاه کلام ؛اینکه علی رغم تمام ملاحضات امنیتی که در جای خود بسیار مهم و ارزشمند است و باید مسئولین مربوطه در این حوزه هوشیار باشند. نمیتوان با قطع کامل اینترنت انتظار تاثیرگذاری و جایگاه بالا در جامعه جهانی داشت. گذشته از اثرات مخرب اقتصادی که خود جای بحث فراوان دارد، عرصههای دیگر نیز تحت تاثیر اینترنت رشد کرده یا نابود میشوند. به زبان ساده اگربخواهیم بگوییم؛ امروزه اینترنت از نان شب هم واجبتر است.
۲۲۷۲۲۷




نظر شما