خبرآنلاین - رسول سلیمی: در دوم مارس ۲۰۲۶، هنگامی که آسمان جنوب لبنان با شلیک دهها موشک و پهپاد به سمت اسرائیل رنگ خون گرفت، نهتنها معادلات یک جنگ منطقهای تازه، بلکه سرنوشت یک ملت و یک جنبش سیاسی-نظامی برای همیشه دگرگون شد. حزبالله لبنان، که پس از جنگ ویرانگر ۲۰۲۴ و ترور دبیرکل تاریخیاش سیدحسن نصرالله، ماهها در خاموشی استراتژیک به سر میبرد، با تمام قدرت به نبردی تازه قدم گذاشت؛ نبردی که رهبران آن خود آن را «آخرین جنگ» مینامند.
این جنبش که پدیدهای پیچیده و چندلایه است، ریشه در تاریخ معاصر لبنان، جامعه شیعی این کشور و آرمانهای فراملی مقاومت دارد. اما آنچه رخ داد، ابعاد تازهای از این پیچیدگی را آشکار ساخت: جنبشی که در آستانه نابودی نظامی قرار داشت، نهتنها توانست ظرف چندماه خود را بازسازی کند، بلکه در لحظه حساس، بهعنوان ضلع اصلی محور مقاومت وارد میدانی شد که سرنوشت منطقه را برای سالهای آینده تعیین خواهد کرد.
اما برای درک رفتار امروز حزبالله، باید به ماههای پایانی سال ۲۰۲۴ بازگردیم. جنگی که آن سال میان حزبالله و اسرائیل رخ داد و سیدحسن نصرالله، رهبر افسانهای حزب الله که برای سه دهه آن را هدایت کرده بود، در حملات هوایی اسرائیل شهید شد و زیرساختهای نظامی حزبالله در جنوب لبنان و بیروت بهشدت آسیب دید.
با این حال، آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ که با میانجیگری آمریکا به امضا رسید، فرصتی هرچند ناکافی برای بازسازی به حزبالله داد. اما این آتشبس هرگز به معنای پایان تنش نبود. بر اساس آمار منتشرشده، اسرائیل در ۱۵ ماه پس از آتشبس، بیش از ۱۰۰۰ بار آتشبس را نقض کرد و بهطور متوسط روزانه یک تا دو نفر از غیرنظامیان لبنانی را در حملات هوایی خود کشت.
آنچه در ماههای پس از آتشبس رخ داد، یک معجزه لجستیکی بود. منابع آگاه به رویترز گفتهاند که این بازسازی از دو مسیر انجام شد: نخست، قاچاق تسلیحات جدید از ایران به لبنان، و دوم، تقویت کارخانههای تولید داخلی حزبالله. بهعنوان مثال، تحلیلگران نظامی تأیید کردهاند که پهپادهای شاهد-۱۰۱ که در حملات اخیر استفاده شدند، قابلیت تولید در داخل لبنان را دارند.
این بازسازی در شرایطی انجام شد که ارتش لبنان، تحت فشار بینالمللی، مأموریت خلع سلاح حزبالله را بر عهده داشت. اما واقعیت میدانی نشان داد که حزبالله سریعتر از آنچه خلع سلاح شود، دوباره مسلح میگردید.
نخستین و آشکارترین دلیل ورود حزبالله به نبرد، انتقام کشته شدن رهبر انقلاب، در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل بود. در همین راستا نعیم قاسم، دبیرکل جدید حزبالله، در نخستین سخنرانی خود پس از شروع جنگ، گفت: «ما در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل ایستادگی میکنیم. این یک دفاع مشروع است». اما آیا صرفاً انتقام، دلیل کافی برای وارد شدن به جنگی تمامعیار بود؟
تحلیلهای عمیقتر نشان میدهد که محاسبه حزبالله بسیار فراتر از یک اقدام احساسی یا وفادارانه بود. بر اساس گزارش رویترز، حزبالله به این جمعبندی رسیده بود که جنگ دیگری با اسرائیل اجتنابناپذیر است و این بار، اسرائیل به دنبال نابودی کامل این جنبش خواهد بود.
یک منبع لبنانی آگاه به رویترز گفت: «حزبالله متقاعد شده بود که اسرائیل ضربه بزرگی را تدارک دیده که هدف آن از کار انداختن توانایی این جنبش برای پاسخدهی است». یک مقام خارجی دیگر نیز تأکید کرد که حزبالله میترسید اسرائیل پس از پایان کار با ایران، سراغ آن بیاید. بهگفته این مقام، «آنها میدانستند نفر بعدی هستند».
این تحلیل، کلید فهم استراتژی حزبالله است: حمله پیشدستانه، نه از سر قدرت، بلکه از سر ترس از نابودی قریبالوقوع. بهبیان دیگر، حزبالله با این محاسبه که «اگر الان وارد نشویم، بعداً فرصت نخواهیم داشت»، تصمیم گرفت برگ برنده خود را زودهنگام رو کند.
دلیل بعدی را باید در تحولات داخلی لبنان جستجو کرد. دولت نجیب میقاتی که پس از سالها بحران اقتصادی روی کار آمده بود، فشار بینالمللی فزایندهای برای خلع سلاح حزبالله پذیرفته بود. در اوت ۲۰۲۵، دولت لبنان رسماً اعلام کرد که طرحی برای خلع سلاح همه گروههای مسلح تهیه خواهد کرد.
حزبالله بهوضوح احساس میکرد جایگاهش در ساختار قدرت لبنان در حال تضعیف است. ورود به جنگ با اسرائیل، علاوه بر تمام پیامدهایش، این پیام را به مخالفان داخلی میفرستاد که حزبالله همچنان قدرتمندترین بازیگر لبنان است و نمیتوان آن را نادیده گرفت یا خلع سلاح کرد.
از این رو بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی، حزبالله در آستانه حمله خود حدود ۲۵۰۰۰ موشک و راکت در اختیار داشت. بیشتر این موشکها کوتاهبرد و متوسطبرد هستند و میتوانند اهدافی در شمال اسرائیل را هدف قرار دهند. اما برخی از آنها، مانند موشکهای فاتح-۱۱۰، توانایی رسیدن به تلآویو را نیز دارند.
در زمینه پهپادی نیز حزبالله پیشرفت چشمگیری داشته است. برآوردها حاکی از آن است که این جنبش دستکم ۱۰۰۰ فروند پهپاد در اختیار دارد. پهپادهای شاهد، بهوفور در اختیار حزبالله قرار گرفته و برخی از آنها در داخل لبنان مونتاژ میشوند.
از این رو الگوی حملات حزبالله در هفته گذشته نیز اطلاعات جالبی در اختیار میگذارد. در روز نخست (۲ مارس)، حدود ۶۰ موشک و پهپاد شلیک شد. روز دوم نیز همین میزان تکرار شد. اما در روز سوم، حجم حملات به بیش از دو برابر افزایش یافت که نشاندهنده توانایی حزبالله در استفاده از انبارهای بزرگتر تسلیحاتی است.
با وجود کشته شدن ۵۰۰۰ نیرو در جنگ ۲۰۲۴، حزبالله هنوز حدود ۹۵۰۰۰ نیروی فعال در اختیار دارد. نیروهای ویژه رضوان که زبدهترین یگانهای این جنبش محسوب میشوند، دوباره به مناطق مرزی جنوب لبنان بازگشتهاند. با این حال، منابع اطلاعاتی اسرائیل ادعا میکنند که حزبالله در جذب نیروهای جدید با مشکل مواجه است. حملات مداوم اسرائیل به اردوگاههای آموزشی، این روند را دشوارتر کرده است.
اما حزبالله با محدودیتهای جدی نیز مواجه است. نخست، تولید تسلیحاتی آن اگرچه پیشرفت کرده، اما هنوز پاسخگوی نیازهای یک جنگ طولانی نیست. دوم، حملات اسرائیل به خطوط تدارکاتی سوریه، انتقال تسلیحات از ایران را دشوار کرده است. سوم، افکار عمومی لبنان که از سالها جنگ و بحران خسته شده، فشار فزایندهای برای پایان درگیری وارد میکند. تاکنون بیش از ۸۳۰۰۰ لبنانی در اثر حملات اسرائیل آواره شدهاند.
اما این نبرد تا چه زمان میتواند ادامه یابد؟ پاسخ به این پرسش به چند عامل بستگی دارد:
الف) ذخایر تسلیحاتی: اگر برآورد ۲۵۰۰۰ موشک صحیح باشد، حزبالله میتواند هفتهها با شدت فعلی به حملات خود ادامه دهد. اما پس از آن، شدت حملات کاهش خواهد یافت.
ب) توانایی اسرائیل در تداوم جنگ: اسرائیل نیز با محدودیتهای خاص خود مواجه است. جنگ همزمان در چند جبهه (ایران، لبنان، غزه و کرانه باختری) منابع این کشور را تحلیل میبرد. اما با حمایت بیسابقه آمریکا، اسرائیل مصمم به ادامه جنگ تا نابودی تواناییهای نظامی ایران و متحدانش به نظر میرسد.
ج) نقش میانجیهای بینالمللی: فرانسه و قطر که نقش کلیدی در آتشبس ۲۰۲۴ داشتند، اکنون نیز به دنبال میانجیگری هستند. اما تاکنون، تلاشها برای برقراری آتشبس جدید ناکام مانده است.
اما از منظر راهبردی، ورود حزبالله به نبرد، اگرچه محور مقاومت را در کوتاهمدت تقویت کرده، اما در بلندمدت ممکن به تضعیف آن بینجامد. حزبالله مهمترین و قدرتمندترین عضو این محور پس از ایران بود. اگر این جنبش در جنگ آسیب جدی ببیند، محور مقاومت دیگر هرگز شکل پیشین خود را بازخواهد یافت. نعیم قاسم این جنگ را «دفاع وجودی» خوانده است. این تعبیر، نشاندهنده درک رهبران حزبالله از عمق خطر است.
برای فهم عمیقتر رفتار حزبالله، باید از چارچوبی ترکیبی استفاده کنیم که هم به عوامل ساختاری و هم به کنشگری این جنبش توجه داشته باشد. در همین راستا میتوان حزبالله را بهعنوان یک جنبش اجتماعی تحلیل کرد که برای بقا و تداوم نفوذ خود میجنگد.
در مجموع، حزبالله لبنان در دوم مارس ۲۰۲۶، با شلیک موشک و پهپاد به سمت اسرائیل، وارد بزرگترین و سرنوشتسازترین نبرد تاریخ خود شد. دلایل ورود به نبرد ترکیبی از سه عامل انتقام ترور رهبر انقلاب، دفاع وجودی در برابر تهدید اسرائیل، و تلاش برای حفظ جایگاه در لبنان بود. حزبالله میدانست که اگر اکنون وارد نشود، بعداً فرصت نخواهد داشت. چه آنکه نعیم قاسم گفته است: «ما تا آخرین نفس میجنگیم و تسلیم نخواهیم شد». این شعار، نشاندهنده عزم رهبران حزبالله برای ادامه نبرد است. اما واقعیت این است که این جنگ، هرگونه باشد، پایان یک دوره در تاریخ لبنان و خاورمیانه خواهد بود.
۲۱۳/۴۲




نظر شما