خبرآنلاین - بلافاصله پس از آغاز تجاوز وحشیانه و غیرقانونی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، دفاع مشروع ایران نیز شروع شد.
در طول تقریباً یک ماه گذشته، جنایت جنگیای نمانده که آمریکا و رژیم اشغالگر مرتکب آن نشده باشند؛ از هدف قرار دادن مستقیم و عمدی تاسیسات غیرنظامی شامل ذخایر سوخت و خانههای مردم و ورزشگاه و مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و آبشیرینکن و تجیزات هلال احمر و هر آنچه به ذهن جنایتکارشان رسیده، تا قتل عام بیدلیل و شرمآور ملوانان ناو غیر مسلح دنا بر خلاف تمام قواعد حقوق جنگی که حتی آلمان نازی هم به آن پایبند بود.
نفس این جنگ یک تجاوز آشکار و بیدلیل، و نحوهی انجام و ادامهی آن توسط سردمداران رژیم صهیونیستی و آمریکا به جنایتکارانهترین و وحشیانهترین شکل ممکن بوده که انسان را از انسان بودن خود شرمنده میکند. همانطور که وزیر جنگ جنایتکار آمریکا در روز آغازین جنگ گفت، آمریکا هیچ اهمیتی به آنچه او «قواعد احمقانه حقوق جنگ» - یعنی کنوانسیون ژنو – میخواند، نمیدهد.
تمام حقوقدانان بینالملل این جنگ را محکوم کرده و آن را تجاوز دانستهاند؛ البته این امر نه از سر آزادگی آنها، بلکه از شدت وضوح مطلب بوده است.
با این حال چندی پیش در شورای امنیت سازمان ملل قطعنامهای تصویب شد که ایران را، بدون حتی نام بردن از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، به خاطر حملات به کشورهای خلیج فارس محکوم میکند و حتی به آنها این حق را میدهد که به دفاع فردی و یا جمعی متوسل شوند. کشورهای عربی نیز از ابتدای تجاوز مکرراً حملات ایران به خاکشان را محکوم کرده و ادعا کردهاند که آنها از خاکشان علیه ایران فعالیتی صورت نمیگیرد. این یادداشت کوتاه، سعی میکند که حملات ایران به کشورهای عربی را از منظر حقوقبینالملل بررسی کند.
در ابتدا باید بین دو مسئله تفاوت گذاشت. در هر مسئله حقوقی، ما با دو لایه طرف هستیم: یکی قاعده (Rule) و دیگری وقایع (Fact). کار حقوقدان این است که قاعده را بر وقایع منطبق کند و حکم را بیان کند.
در مورد حملات دفاعی ایران به کشورهای عربی و ادعای آنها مبنی بر عدم نقش در حملات آمریکا و محکومیت حملات ایران، هر دو لایهی قاعده و وقایع خلاف ادعای اعراب خلیج فارس را بیان میکند.
نخست در مورد واقعیتهای میدان، تصاویر متعددی از شلیک موشک از خاک کشورهای عربی به ایران حتی توسط خود ارتش آمریکا نیز منتشر شده. دوم هواپیماهای آمریکایی در حریم هوایی اعراب آزادانه فعالیت میکنند و حتی برای حفظ ظاهر هم که شده، ردیابهای خودشان را خاموش نمیکنند تا همه بتوانند فعالیت آنان را در آسمان کشورهای عربی را مشاهده کنند. سوم این که آمریکا از پایگاههای خود در تمام این کشورها برای عملیات نظامی استفاده میکند.
در نتیجه، ادعای کشورهای عربی مبنی بر اینکه از سرزمین آنان برای عملیات علیه ایران استفاده نمیشود هیچ محلی از اعراب نداشته و دروغی واضح و بیشرمانه است.
حال به سراغ قاعدهی حقوقی در این موقعیت میرویم. مطابق ماده پنجاه و یک منشور ملل متحد، در صورت وقوع یک حمله مسلحانه، کشور قربانی از حق دفاع ذاتی برخوردار خواهد بود. طبعاً این دفاع صرفاً متوجه عامل حمله است و هدف آن پایان دادن به حمله و اطمینان از عدم تکرار آن است.
با این حال، گاهی ممکن است که حملاتی از خاک یک کشور علیه کشوری دیگر انجام بگیرد، که توسط دولت آن کشور انجام نشده باشد. برای مثال، داعش ممکن است از داخل خاک سوریه علیه ایران حملاتی انجام دهد. در این صورت، این دولت سوریه نیست که مرتکب حمله شده و ایران در صورتی که بخواهد موقعیات داعش را در خاک سوریه هدف قرار دهد، حاکمیت دولت سوریه را نقض کرده است.
ممکن است در این شرایط، عملیات علیه داعش با هماهنگی دولت سوریه انجام شود که آن را مجاز میکند. اما اگر دولت سوریه همکاری نکند و چنین اجازهای ندهد تکلیف چیست؟ آیا ایران باید بدون دفاع در مقابل حملات داعش باقی بماند چون که حاکمیت دولت سوریه در صورت پاسخ ایران نقض میشود؟
سناریوی مطرح شده مشابه اتفاقی است که در حال حاضر در خاورمیانه در حال وقوع است. با فرض بر صداقت دولتهای عربی، که فرض معقولی نیست، آمریکا بدون اجازهی آنها از سرزمینشان برای عملیات علیه ایران استفاده میکند.
کشورهای عربی نیز مشابه مثال بالا درباره سوریه و داعش، میگویند که حملات ایران به پایگاههای آمریکایی در کشورشان، حاکمیت آنان را نقض میکند.
نکتهی اول و استدلال اصلیای که میتوان در توجیه حملات ایران به پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی مطرح کرد، برگرفته از متن ماده پنجاه و یک منشور ملل متحد است. این ماده چنین بیان میکند: «هیچ یک از مقررات این نشور به حق ذاتیِ دفاعِ مشروع لطمهای وارد نخواهد کرد». از این عبارت دو نکته میتوان برداشت کرد.
نخست اینکه حق دفاع، یک حق ذاتی است. دوم اینکه مقررات و قواعد منشور ملل متحد، من جمله حق حاکمیت کشورها را، نباید طوری تفسیر کرد که نافی حق دفاع باشد.
در وضعیت فعلی، نباید حق حاکمیت کشورهای عربی را طوری تفسیر کرد که حق دفاع را از ایران سلب کند. تنها راه ایران برای دفاع از خود این است که به حملاتی که از خاک آنها و حریم هواییشان علیه ایران انجام میشود، در خاک آنها پاسخ دهد. در این معنا آمریکا نمیتواند از پایگاههای خود در کشورهای همسایه به طور ایمن و در پوشش حق حاکمیت کشورهای عربی به تجاوز علیه ایران بپردازد. در نتیجه کشورهای عربی حق گلایه از این حملات را نداشته و تنها راه منطقی این است که جلوی استفاده از سرزمینشان برای ارتگاب تجاوز علیه یک کشور دیگر را بگیرند.
استدلال دیگری در همین راستا میتوان مطرح کرد. در حقوق بینالملل، نظریهای وجود دارد، که اتفاقاً آمریکا از طرفداران و حمایتکنندگان اصلی آن است. این نظریه که به عنوان دکترین ناتوانی یا عدم تمایل (the doctrine of unable or unwilling) شناخته میشود، بیان میکند که در صورتی که حملاتی از خاک کشوری صورت بگیرد و دولت میزبان یا نتواند و یا تمایل نداشته باشد و نخواهد که جلوی آن را بگیرد، کشور قربانی حق خواهد داشت در خاک کشور میزبان پاسخ بدهد.
در این معنا، کشورهای عربی نمیتوانند ادعای نقض حاکمیت خود توسط ایران را داشته باشند تا زمانی که از سرزمین آنها علیه ایران عملیات انجام میشود. البته این نطریه عمدتاً در مورد گروههای تروریستی نظیر داعش و القاعده مطرح میشود ولی منطق اصلی آن در مورد وضعیت فعلی نیز قابل استفاده است.
در این معنا دو حالت وجود دارد. یا کشورهای عربی مجوز استفاده از خاک و آسمانشان را به آمریکا ندادهاند و آمریکا بدون توجه به خواستههای آنها از حریمشان استفاده میکند، که در این صورت ایران بر مبنای دکترین ناتوانی یا عدم تمایل حق دارد اهداف نظامی آمریکایی را داخل خاک آنها هدف قرار دهد. اما چنانچه کشورهای عربی مجوز استفاده از سرزمین خود علیه ایران را به آمریکا داده باشند، در آن صورت و مطابق حقوق بینالملل، از بیطرفی خارج شده و خود نیز طرف جنگ قلمداد میشوند.
به این صورت عمل تجاوز علیه ایران، به دولتهای عربی نیز منتسب است و آنان نیز مسئول خواهند بود. در نتیجه دولتهای عربی حق گلایه ندارند چرا که خودشان آگاهانه طرف درگیری هستند. در نهایت تمام پایگاههای نظامی آمریکا، تجهیزات و نفراتشان، هر کجا که باشند، برای ایران قانوناً جزء اهداف مشروع نظامی خواهند بود.
*دانشجوی دکتری حقوق بینالملل دانشگاه آکسفورد
۴۲/۴۲




نظر شما