نظام جمهوری اسلامی را از یکسو نظام نیمه پارلمانی نیمه ریاستی میدانیم و از دیگر سو نزدیک به پایگاه فکری یک نظام تئوکراتیک.اصل ۵۶ قانون اساسی به گونه ای این مدل حکمرانی را تایید می کند:«حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساختهاست. هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد میآید اعمال میکند»همچنین اصل ۴ قانون اساسی نیز کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها را بر اساس موازین اسلامی میداند و نظارت و تشخیص این امر را بر عهده فقهای شورای نگهبان میگذارد.
در چنین نظام هایی با رویکرد دین سالاری، فرض بر این است که چون رهبران و مقامات ارشد، شخصیت کاریزماتیک دارند، فقدان شان می تواند بصورت ناگهانی جامعه را از یک توانمندی بزرگ تهی کند و مردم دچار یاس شدید شوند. می توان جنگ احد را به عنوان نمونه ای مثال زد که وقتی شایعه شهادت پیامبر(ص) پیچید، جمعی از سپاه دچار خلجان شد. در همان روز این آیه مشهور نازل شد: أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَیٰ أَعْقَابِکُمْ (پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود،به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟!)
در سال ۱۳۶۰ در دو اتفاق پیاپی و به فاصله ای کوتاه، شهیدبهشتی، و شهیدان رجایی و باهنر در اتفاقات تروریستی جان خود را از دست دادند و نگرانی هایی به وجود آمد. اما چون بنیانگذار انقلاب در قید حیات بودند غیبت آن افراد مشکل جدی به وجود نیاورد. همچنین رحلت امام خمینی گرچه می توانست یک شکاف شدید در جامعه ایجاد کند، بدلیل حضور بزرگان متعدد، امور به سرعت سامان یافت.با این حال شاید نسلهای بعدتر و نیز بیگانگان چنین تصوری در ذهن داشتند که با گذشت حرارت سالهای نخستین انقلاب، نظام جمهوری اسلامی مجددا در خلاء رهبرانش آسیب پذیر شود.
جنگ ۱۲ روزه و بخصوص جنگ اخیر به طور کامل نشان داد که کشور و نظام اصلا قائم به افراد و شخصیتها نیست و هر نقصانی به سرعت ترمیم می شود. این اتفاق نه فقط در مورد فرماندهان ارشدنظامی( که در فاصله کوتاهی با انتصاب افراد جدید همراه شد) که حتی در مورد عالی ترین شخصیت نظام (رهبر شهید) نیز با کمترین اختلال تکرار شد. موضوعی که دشمنان این سرزمین در محاسبات خود لحاظ نکرده و حتی باوری بر آن نداشتند.
راز این امر را باید در آنجا جست که نظام جمهوری اسلامی با اینکه یک نظام ایدئولوژیک است اما استمرار آن به راس نظام وابسته نیست و هرم قدرت به سرعت قابل بازسازی است. از آن مهمتر جامعه این فرایند را باور دارد و با وجود گلایه ها و نقدهایی که به برخی مسئولان دارد، ارکان قدرت را با شهادت تعداد حتی پرشمار مدیران ارشد در آستانه فروپاشی نمی بیند.
در این ایام بسیاری نظامیان،مسئولان دولتی و حتی دانشمندان، با پذیرش مقام ، جان خود و خانواده را به طور مستقیم در معرض خطر قرار داده اند اما از مسئولیت شانه خالی نکردند و بسیاری هم به همراه خانواده خود شهید شدند. روحیه شهادت که برگرفته از فرهنگ عاشورایی است در عین توجه و ارادت به شخصیت کاریزماتیک رهبری در هر سطح، شجاعت پذیرش مقام و پیگیری امور محوله را درونی کرده و از فروپاشی این سیستم جلوگیری می کند.در حالی که دشمن صهیونی _آمریکایی با تصور این از هم گسیختگی به ترور گسترده مقامات دست میزند، این سیستم به درستی فرآیند جایگزینی اداری را طی کرده و پروتکل های آن را رعایت میکند.
1717



