مذاكرات اسلام آباد

دام تهران برای کاخ سفید: بن‌بست دلاری تنگه هرمز

دهه‌ها ثبات بازارهای مالی جهان به جریان آرام انرژی از خلیج فارس گره خورده بود اما امروز قدرت نامتقارن ایران در تنگه هرمز، مدل‌های ریاضی بازارهای مالی را ناکارآمد کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، انسداد این شریان حیاتی را می‌توان ضربه‌ای به نظام پولی ایالات متحده، بازار ۳ تریلیون دلاری اعتبار خصوصی و حباب حوزه هوش مصنوعی دانست. در حالی که قیمت سوخت از مرز بحرانی ۵ دلار عبور کرده و متحدان سنتی واشنگتن از آلمان تا اسپانیا از همراهی با سیاست‌های نظامی آمریکا سر باز می‌زنند، نخبگان اقتصادی و برندگان جایزه نوبل هشدار می‌دهند که کاخ سفید بر سر دوراهی سرنوشت‌سازی قرار گرفته است: ادامه ماجراجویی نظامی که به فروپاشی اقتصادی مشابه بحران ۲۰۰۸ می‌انجامد یا پذیرش واقعیت‌های نوین ژئوپلیتیک و بازگشت به میز مذاکره با تهران به عنوان قدرت بلامنازع گلوگاه انرژی جهان.

بنابر روایت ایرنا، برای درک ابعاد جنگ مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران بر بازارهای مالی، باید از تحلیل‌های دزموند لاکمن آغاز کرد. لاکمن که اکنون عضو ارشد مؤسسه امریکن انترپرایز است و سابقه نایب‌ رئیسی بخش بررسی و توسعه سیاست‌های صندوق بین‌الملل پول را در کارنامه دارد معتقد است واشنگتن با ورود به کارزار نظامی علیه ایران، در عمل ماشه یک بحران اقتصادی خودخواسته را کشیده است.

به باور لاکمن، ایالات متحده در حالی با شوک انسداد هرمز روبه‌رو شده که کمترین آمادگی را برای مقابله با پیامدهای آن بر نرخ بهره و تورم دارد. او به طور مشخص بر شکنندگی بازار ۳ تریلیون دلاری اعتبار خصوصی تأکید می‌کند که به دلیل نظارت کمتر، در زمان بحران ریسک بسیار بالایی دارد.

لاکمن با بازخوانی هشدار جیمی دایمن مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، تصریح می‌کند که رکود ناشی از شوک انرژی می‌تواند به موجی از ورشکستگی‌ها در بخش‌هایی منجر شود که پیش از این با خوش‌بینی مفرط وام دریافت کرده بودند.

علاوه بر این، لاکمن به تمرکز خطرناک در بازار سهام اشاره دارد که فقط ۱۰ شرکت فناوری، نزدیک به ۴۰ درصد از ارزش شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ را در اختیار دارند. از آنجایی که ۹۰ درصد رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال گذشته مدیون حوزه هوش مصنوعی بوده هرگونه سقوط در این حباب تحت تأثیر هزینه‌های انرژی می‌تواند فاجعه‌ای مشابه سال ۲۰۰۸ را رقم بزند.

درس‌های واشنگتن از تنگه هرمز

از سوی دیگر جونا گلدبرگ سردبیر و بنیان‌گذار نشریه دیسپچ در واشنگتن، ستون‌نویس لس‌آنجلس تایمز و پژوهشگر ارشد سابق در نشنال ریویو که اکنون در مؤسسه انترپرایز آمریکا فعالیت می‌کند به استیصال دولت ترامپ در برابر قدرت راهبردی تهران می‌پردازد.

گلدبرگ معتقد است ایران با بهره‌گیری از یک مزیت نامتقارن، کاخ سفید را به نقطه‌ای رسانده که برخلاف همه شعارهای «اول آمریکا»، از اصول حمایت‌گرایی اقتصادی خود عقب‌نشینی کند.

او به مفهوم تاکو (TACO: Trump Always Chickens Out) اشاره می‌کند که نشان‌دهنده عقب‌نشینی‌های مداوم ترامپ در لحظات حساس برای جلوگیری از انفجار قیمت انرژی است. گلدبرگ می‌گوید دولت ترامپ برای مدیریت قیمت‌ها، ناچار به لغو موقت تحریم‌های نفتی ایران، تعلیق قانون جونز و حتی آزادسازی ذخایر استراتژیک شده است.

قانون جونز یک قانون فدرال قدیمی در ایالات متحده است که ریشه آن به سال‌های پس از جنگ جهانی اول بازمی‌گردد و بر اساس آن، همه کالاها و محصولاتی که بین بنادر مختلف در داخل خاک آمریکا جابه‌جا می‌شوند، باید فقط توسط کشتی‌هایی حمل شوند که دارای پرچم ایالات متحده و ساخت این کشور باشند.

به باور این تحلیلگر ارشد، ایران مانند فردی است که در موتورخانه اقتصاد جهانی یعنی تنگه هرمز، یک بطری نیتروگلیسیرین در دست دارد. شما می‌توانید او را از پا درآورید، اما ریسک انفجار کل ساختمان یعنی اقتصاد جهانی آنقدر بالاست که قدرت‌های بزرگ را به عقب‌نشینی وادار می‌کند. این وضعیت ثابت می‌کند که محدودیت‌های عرضه در تنگه هرمز، تأثیری بسیار مخرب‌تر از هرگونه تعرفه تجاری بر معیشت شهروندان آمریکایی دارد.

وقتی کاخ سفید در دام تحریم‌های تهران می‌افتد

در حالی که واشنگتن همواره از ابزار تحریم برای اعمال فشار بر رقبای خود استفاده کرده، اکنون ورق برگشته است. سایمون جانسون برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۴ و اقتصاددان ارشد سابق صندوق بین‌المللی پول که اکنون کرسی استادی دانشکده مدیریت اسلون در دانشگاه فنی ماساچوست (MIT) را برعهده دارد، معتقد است ایران عملاً در حال تحریم ایالات متحده است.

جانسون استدلال می‌کند با مسدود شدن تنگه هرمز، ایران موفق شده هزینه‌های اقتصادی مستقیمی را بر شهروندان آمریکایی تحمیل کند که پیش از این سابقه نداشته است. او به این نکته اشاره می‌کند که اگرچه آمریکا مستقیماً نفت زیادی از خلیج فارس نمی‌خرد اما به دلیل ماهیت یکپارچه بازار جهانی، قیمت نفت برنت به طور مستقیم بر قیمت خرده‌فروشی بنزین در آمریکای شمالی اثر می‌گذارد. طبق داده‌های وی، از زمان آغاز درگیری‌ها، قیمت سوخت در آمریکا بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته و از مرز بحرانی ۵ دلار عبور کرده است.

این نوبلیست اقتصاد هشدار می‌دهد، این فشار اقتصادی به طور مستقیم پایگاه رأی ترامپ را هدف قرار داده است زیرا حامیان او اغلب از خودروهای پرمصرف پیکاپ استفاده می‌کنند و کشاورزان آمریکایی نیز با جهش قیمت گازوئیل و کودهای شیمیایی به مرز ورشکستگی رسیده‌اند.

جانسون همچنین به یک بن‌بست پولی اشاره و این پرسش را مطرح می‌کند که فدرال رزرو چگونه می‌تواند در شرایطی که نفت برنت بالای ۱۰۰ دلار معامله می‌شود، نرخ بهره را کاهش دهد؟

او وضعیت کنونی را با دوران «آرتور برنز» در دهه ۱۹۷۰ مقایسه می‌کند که به یک دهه رکود تورمی فاجعه‌بار در تاریخ آمریکا منجر شد. به باور جانسون، حمایت روسیه از ایران در این نبرد، با هدف تضعیف جایگاه جهانی دلار و بهره‌مندی از سود بادآورده قیمت نفت صورت می‌گیرد که واشنگتن را ناچار به عقب‌نشینی از تحریم‌های نفتی روسیه کرده است.

بن‌بست دلاری تنگه هرمز

پیوند میان جغرافیا و بازارهای مالی در تحلیل‌های شبنم قلملی‌اوزکان ابعاد پیچیده‌تری به خود می‌گیرد. اوزکان، استاد اقتصاد دانشگاه براون و مدیر آزمایشگاه پیوندهای جهانی است که پیش از این به عنوان مشاور ارشد سیاست‌گذاری در صندوق بین‌المللی پول و اقتصاددان ارشد بانک جهانی فعالیت کرده است.

او معتقد است مدل اقتصادی غرب که صرفاً بر بهره‌وری بنا شده بود، اکنون در برابر اقتدار ژئوپلیتیک ایران به شدت آسیب‌پذیر شده است.

اوزکان در یادداشت خود با عنوان «وقتی وابستگی متقابل انتقام می‌گیرد»، توضیح می‌دهد که چگونه اختلال در تنگه هرمز از یک رخداد منطقه‌ای به یک بحران اقتصاد کلان جهانی تبدیل شده است.

او معتقد است تنگه هرمز فراتر از یک مسیر نفتی، گلوگاه حیاتی برای تأمین نهاده‌هایی نظیر کود شیمیایی، آلومینیوم، هلیوم و گوگرد است. به عنوان مثال، شرکت تایوانی TSMC - بزرگترین تولیدکننده تراشه در جهان- برای تولید نیمه‌هادی‌های حیاتی خود به گوگرد و هلیومی وابسته است که از طریق تنگه هرمز حمل می‌شود.

این اقتصاددان برجسته هشدار می‌دهد، شوک عرضه فعلی، بزرگترین جهش تورمی پس از دوران همه‌گیری را رقم خواهد زد.

اوزکان با نقد سیاست‌های تجاری ترامپ، تأکید می‌کند تعرفه‌ها در کنار شوک انرژی، اقتصاد آمریکا را در تله‌ای گرفتار کرده که خروج از آن فقط با پذیرش واقعیت‌های نوین ژئوپلیتیک و قدرت منطقه‌ای ایران ممکن است.

او بیان می‌کند بازارها اکنون پیوند میان عرضه فیزیکی کالا در گلوگاه‌های تحت کنترل ایران و قیمت دارایی‌های مالی در وال‌استریت را درک کرده‌اند. این درکی است که به نظر می‌رسد سیاست‌گذاران واشنگتن هنوز از آن بی‌بهره‌اند. به باور اوزکان، عصر استثناگرایی آمریکایی به پایان رسیده و اکنون این وابستگی متقابل است که علیه قدرت‌های سلطه‌گر عمل می‌کند.

چرایی آسیب‌پذیری واشنگتن در برابر پس‌لرزه‌های اقتصادی جنگ با ایران

در حالی که مقام‌های کاخ سفید همواره بر تاب‌آوری اقتصاد آمریکا تکیه می‌کنند، محمد العریان رئیس سابق کالج کوئینز در دانشگاه کمبریج، استاد دانشکده وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا و مشاور ارشد اقتصادی مؤسسه بین‌المللی آلیانتس هشدار می‌دهد این غرور کاذب می‌تواند به بهای فروپاشی معیشت طبقات فرودست تمام شود.

وی معتقد است انسداد تنگه هرمز، سمی مهلک را به شریان‌های اقتصادی تزریق کرده است که پیش از این نیز با تورم چسبنده دست‌به‌گریبان بوده‌اند.

العریان در تحلیل خود به ظهور پدیده اقتصاد K-شکل اشاره می‌کند یعنی وضعیتی که در آن ثروتمندان و صنایع تکنولوژی‌محور به رشد خود در شاخه بالای حرف K ادامه می‌دهند اما کارگران و اقشار کم‌درآمد با سقوط شدید در مسیری مانند شاخه پایین حرف K معیشتی مواجه می‌شوند.

او می‌گوید قیمت بنزین در آمریکا فقط در سه هفته نخست تنش‌ها، ۳۰ درصد و قیمت گازوئیل ۴۰ درصد افزایش یافته است. این جهش قیمت به سرعت از جایگاه‌های سوخت به کل زنجیره تأمین، از قیمت نیمه‌هادی‌ها گرفته تا بلیت هواپیما و مواد غذایی، سرایت کرده است.

به باور این اقتصاددان، فدرال رزرو اکنون در بدترین بن‌بست مدیریتی تاریخ خود قرار دارد. ناتوانی این نهاد در دستیابی به هدف تورمی ۲ درصدی در ۶ سال گذشته، در کنار شوک جدید انرژی، باعث شده است که ابزارهای سنتی نظیر تغییر نرخ بهره، کارایی خود را از دست بدهند.

العریان تأکید می‌کند استقلال انرژی آمریکا یک افسانه در برابر واقعیت‌های بازار جهانی است زیرا حتی اگر آمریکا نفت تولید کند، قیمت آن توسط شوک‌های فیزیکی در تنگه هرمز تعیین می‌شود و این فقیرترین قشرهای جامعه آمریکا هستند که هزینه این غرور استراتژیک را پرداخت می‌کنند.

فرسایش قدرت نرم آمریکا در گلوگاه انرژی جهان

پیامدهای انسداد هرمز تنها به بازارهای مالی محدود نمی‌شود. دارون عاصم‌اوغلو برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۴، استاد کرسی اقتصاد در MIT و نویسنده کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» معتقد است ماجراجویی نظامی در برابر ایران، ریشه‌های دموکراسی و قدرت نرم ایالات متحده را هدف قرار داده است.

وی با بازخوانی درس‌های تاریخی، به‌ویژه کودتای ۱۳۳۲، هشدار می‌دهد واشنگتن بار دیگر در حال تکرار اشتباهات پرهزینه‌ای است که به فرسایش تدریجی قدرت اقناع آمریکا منجر می‌شود.

عاصم‌اوغلو جنگ فعلی را تکانشی و بدون فکر توصیف می‌کند که فاقد هرگونه استراتژی خروج است. او معتقد است ایران با درک دقیق از برگ برنده خود یعنی تنگه هرمز، آمریکا را به زمینی کشانده که در آن قدرت سخت نظامی در برابر قدرت نرم اقتصادی کاملاً فلج شده است.

به گفته این نوبلیست اقتصاد، رژیم تحریم‌ها و فشارهای ترامپ به فروپاشی تهران نشده و باعث شده است ایران با اشراف بر مسیر ۲۰ درصد نفت جهان، واشنگتن را در موضع ضعف قرار دهد.

او همچنین به یک خطر داخلی بزرگ در ایالات متحده یعنی قطبی‌شدن شدید جامعه آمریکا اشاره می‌کند. عاصم‌اوغلو هشدار می‌دهد اگر طرفداران ترامپ، تشکیلات حاکم را مسئول وخامت اوضاع اقتصادی بدانند، نهادهای دموکراتیک آمریکا بیش از پیش تضعیف خواهند شد. در واقع انسداد هرمز به ماشه‌ای تبدیل شده است که انسجام اجتماعی و ثبات نهادهای مدنی ایالات متحده را به لبه پرتگاه می‌برد.

غروب هژمونی آمریکا در تنگه هرمز 

بحران تنگه هرمز فقط یک لرزه اقتصادی نیست بلکه طبق تحلیل‌های کارلا نورلوف استاد علوم سیاسی در دانشگاه تورنتو، پژوهشگر ارشد مرکز نوسازی حاکمیت بین‌المللی و تحلیل‌گر ارشد مسائل اقتصاد سیاسی بین‌الملل، نشان‌دهنده آغاز پایان عصر تک‌قطبی است.

نورلوف استدلال می‌کند بزرگترین دارایی راهبردی واشنگتن در هشت دهه گذشته، شبکه متحدان آن بوده، شبکه‌ای که اکنون در برابر اقتدار دریایی ایران در حال فروپاشی است.

به باور نورلوف، تضاد میان گذشته و حال بسیار تکان‌دهنده است. در حالی که واشنگتن در سال ۱۹۹۱ و حتی در دهه ۲۰۰۰ میلادی قادر به بسیج ده‌ها کشور برای عملیات‌های نظامی بود، امروز در برابر ایران با پاسخی سرد و منفی از سوی شرکای سنتی خود مواجه شده است.

او فاش می‌گوید متحدان کلیدی مانند آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا به صراحت مشارکت در مأموریت‌های تحت رهبری آمریکا در تنگه هرمز را رد کرده‌اند. حتی کشورهایی مانند کانادا و استرالیا نیز از اعزام کشتی‌های جنگی یا انجام عملیات هجومی خودداری کرده‌اند.

نکته حیاتی در تحلیل نورلوف، تغییر رفتار متحدان اروپایی است. او معتقد است پایتخت‌هایی مانند پاریس و رم با رویکردی واقع‌گرایانه، مذاکرات مستقیم و مستقل با تهران را برای تضمین امنیت انرژی خود آغاز کرده‌اند. این چانه‌زنی‌های جداگانه به امنیت جمعی ناتو و نظام هژمونیک آمریکا ضربه وارد کرده است.

نورلوف هشدار می‌دهد وقتی متحدان به جای هماهنگی با کاخ سفید، برای کسب امتیاز به سمت تهران می‌روند، معماری امنیت جهانی که مرکزیت آن با ایالات متحده بود فرو می‌پاشد. از نظر او، بازارهای انرژی اکنون با درک این واقعیت که آمریکا دیگر قدرت اول نیست در حال قیمت‌گذاری جهانی هستند که در آن ایران نقش تعیین‌کننده را ایفا می‌کند.

به سوی لحظه لمان برادرز

در پایان لازم است به تحلیل‌های دزموند لاکمن بازگردیم. او معتقد است اقتصاد ایالات متحده اکنون در برابر چشمان ما در حال تکرار اشتباه‌های سال ۲۰۰۸ است.

وی هشدار می‌دهد ترکیب جنگ خودخواسته ایالات متحده در ایران و شکنندگی بخش مالی در آمریکا، بازارهای مالی این کشور را به سمت یک رکود عمیق و اجتناب‌ناپذیر هدایت کرده است. او تأکید می‌کند برخلاف دوره‌های گذشته، این بار ابزارهای کنترلی فدرال رزرو و کاخ سفید به دلیل بدهی‌های نجومی، کاملاً ناکارآمد شده‌اند.

لاکمن با اشاره به داده‌های مؤسسه گلدمن ساکس، انسداد هرمز را بزرگترین شوک عرضه در تاریخ بازار نفت خام جهانی می‌نامد که قیمت‌ها را به سطوح بی‌سابقه‌ای خواهد برد.

او هشدار می‌دهد که این شوک به طور مستقیم حباب هوش مصنوعی را که در سال گذشته عامل بیش از ۹۰ درصد رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا بوده هدف قرار داده و این بخش اکنون تحت فشار هزینه‌های انرژی در حال آسیب دیدن است.

به باور او، سقوط این حباب در کنار ورشکستگی‌های زنجیره‌ای در بازار اعتبار خصوصی، می‌تواند فاجعه‌ای بزرگتر از سقوط «لمان برادرز» رقم بزند. لمان برادرز یک مؤسسه سرمایه‌گذاری بزرگ آمریکایی بود که در سپتامبر ۲۰۰۸ فروپاشید. این رخداد به قدری ناگهانی بود که دولت ایالات متحده و فدرال رزرو را غافلگیر کرد. سقوط این مؤسسه به عنوان ماشه‌ای عمل کرد که به بحران مالی جهانی و در پی آن، رکود شدید اقتصادی در آمریکا منجر شد.

وضعیت مالی بخش عمومی آمریکا نیز از دید لاکمن در مرحله قرمز قرار دارد. کسری بودجه‌ای که پیش‌بینی می‌شد به ۱.۹ تریلیون دلار برسد، با مخارج جنگی ترامپ و افزایش بودجه دفاعی، به سطوح ناپایدار یعنی بیش از ۶ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده که ۲ برابر حد مجاز برای پایداری بدهی است.

لاکمن در جمع‌بندی نهایی خود تأکید می‌کند اعتبار اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا به عنوان پناهگاه امن دارایی‌ها خدشه‌دار شده و واشنگتن دیگر توان نجات بخش مالی خود را نخواهد داشت.

کاخ سفید اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد: تداوم ماجراجویی‌های نظامی که به فروپاشی نهایی دموکراسی و اقتصاد ایالات متحده منجر خواهد شد یا پذیرش واقعیت‌های جدید ژئوپلیتیک و بازگشت به میز مذاکره با تهران به عنوان قدرت بلامنازع گلوگاه انرژی جهان.

آنچه مسلم است، زمان به نفع واشنگتن در حال گذر نیست و هر روز تأخیر در پذیرش این واقعیت، هزینه‌های سنگین‌تری را بر معیشت شهروندان آمریکایی و ثبات جهانی تحمیل خواهد کرد.

۲۱۹/۴۲

کد مطلب 2200525

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین