به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در فروردین ۱۳۵۳ مجله «سپید و سیاه» گفتوگویی منتشر کرد با درویش هدایت ارشادی؛ کتابفروشی قدیمی در تهران که بیش از چهار دهه عمر خود را در حاشیه دنیای ادب گذرانده بود. او نه شاعر بود و نه نویسنده، اما سالها با چهرههای بزرگ فرهنگ و ادبیات ایران نشست و برخاست داشت؛ از دهخدا و صادق هدایت گرفته تا نیما یوشیج، ملکالشعرای بهار و پروین اعتصامی. روایتهای او در واقع بخشی از حافظه زنده تاریخ ادبیات ایران بود.
ارشادی از روزگاری سخن میگفت که تهران هنوز با کتاب بیگانه بود، اما کتابدوستان واقعی برای به دست آوردن یک جلد کتاب از زندگی خود میگذشتند. او یادآوری میکرد که زمانی در تهران تنها چند کتابخانه وجود داشت و بسیاری از کتابفروشان در دالانها و زیر طاقهای مسجد شاه کتاب عرضه میکردند. به گفته او، در آن روزگار علاقه به دانش و کتاب بسیار جدیتر از امروز بود.
دلبستگی ارشادی به کتاب ریشه در کودکیاش داشت. پدرش در همدان کتابفروش بود و خانواده با وجود تنگدستی، زندگی خود را با کتاب میگذراندند؛ تا جایی که گاه چند جلد کتاب به جای بالش زیر سر کودکان گذاشته میشد. او در پانزدهسالگی با چند صندوق کتاب به تهران آمد و از همان زمان وارد حرفه کتابفروشی شد.
در طول سالها، ارشادی با بسیاری از بزرگان ادب ایران آشنا شد. ملکالشعرای بهار برای او راهنمایی مهم در شناخت نسخههای خطی و کتابهای کمیاب بود و حتی در فروش برخی آثار نفیس به او کمک کرد. از صادق هدایت نیز به عنوان «مردی واقعی و وطندوست» یاد میکرد که بارها برای سرنوشت مردم ایران اشک ریخته بود. درباره نیما یوشیج نیز میگفت او شخصیتی استثنایی و نوآور بود که با وجود مخالفتهای فراوان، راه تازهای در شعر گشود.
ارشادی با وجود داشتن هزاران جلد کتاب ارزشمند، خود را ثروتمند نمیدانست. او ترجیح میداد همچنان «درویش» بماند؛ مردی که سرمایه اصلیاش نه پول، بلکه خاطراتی زنده از بزرگترین چهرههای فرهنگ و ادب ایران بود.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




نظر شما