به گزارش خبرآنلاین، حمید ابوطالبی مشاور سیاسی دولت یازدهم و دوازدهم در تحلیلی در واکنش به ریاست قالیباف بر هیات مذاکرهکننده ایران در پاکستان در تحلیلی با عنوان «همسطحسازی سیاسی بهجای تقارن نهادی» نوشت: در عرف دیپلماتیک، تقارن در سطح نهادها اصل است؛ اما در اینجا، تقارن از نوع دیگری شکل میگیرد:
- نه وزیر با وزیر، بلکه «کنشگر سیاسی با کنشگر سیاسی»؛
- نه نمایندهی دستگاه، بلکه «حامل یک پروژهی سیاسی»؛
این تغییر، مذاکره را به عرصهی «مدیریت روایت» نیز تبدیل میکند؛ جایی که هر طرف، همزمان با طرف مقابل، با افکار عمومی مردم خود در ساختار سیاسی نیز سخن میگوید و از خلال این گفتوگو، در پی تثبیت جایگاه مذاکرات و نتایج حاصله در معادلات داخلی و خارجی است. در این راستا، حتی بازگشت دوباره به جنگ و درگیری، منطق روایتی خود را در تفسیر نماینده قدرتِ ویژه بازتعریف خواهد کرد؛ نه ضعف و ناتوانی دیپلماسی فاقد اختیار دولت.
این دیپلمات پیشین در بخش دیگر با اشاره با عنوان اینکه «پیام به داخل: تلاش برای یکپارچگی فاعل حاکمیتی» نوشت:
چنین آرایشی در سطح داخلی، واجد یک کارکرد مهم دیگر نیز هست:
- کاهش شکاف میان میدانهای مختلف قدرت (دیپلماسی، امنیت، سیاست، روایت)،
- و تبدیل مذاکره به پروژهای با پشتوانهی اجماع نسبی.
در این چارچوب، مذاکره نه مأموریت یک دولت، بلکه کنش یک «کل حاکمیتی» تلقی میشود؛ کنشی که میکوشد از پراکندگی اراده جلوگیری کرده و آن را در قالب یک ارادهی متمرکز و هدفمند بازتعریف کند.
او در بخشی دیگر از تحلیل خود با عنوان اینکه «فرصتها: ارتقای وزن و صراحت مذاکره» نوشت:
این سطح از مذاکره، در صورت مدیریت صحیح، میتواند:
- وزن سیاسی گفتوگو را افزایش دهد،
- و امکان طرح صریحتر مسائل جامع و بنیادین را فراهم آورد.
در این حالت، مذاکره از «چانهزنی تدریجی» به «تصمیمسازی راهبردی» نزدیک میشود؛ و از این رو، جریانسازیهای مخالفِ تفاهم در داخل را قدرتمندانه به حاشیه میراند. این اصلیترین نیاز جامعه ما و یک تحول اساسی است؛ چراکه در آن تا کنون مقامات عالیرتبه نقش علنی و ظاهری در سیاستورزی جهانی نداشتهاند و اکنون میتوانند بهصورت مستقیم در شکلدهی به معادلات بینالمللی ایفای نقش کنند.
>>> مشروح این تحلیل را در لینک ذیل بخوانید:
حضور قالیباف در رأس یک تیم مذاکره به چه معناست؟ / مذاکرات از «ماموریت دولتی» به «ماموریت حاکمیتی» تبدیل شد
315




نظر شما