مذاكرات اسلام آباد

مواضع چین و روسیه در جنگ ترامپ علیه ایران: حمایت سیاسی محدود و وتوی مشترک قطعنامه بحرین  

چین و روسیه در برابر جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، حمایت سیاسی محدود اما معنادار نشان دادند.هر دو کشور حملات را محکوم کردند، اما از دخالت نظامی فعال امتناع ورزیدند. وتوی مشترک قطعنامه بحرین در شورای امنیت سازمان ملل که خواستار باز کردن تنگه هرمز بود، حمایت سیاسی مهمی از ایران تلقی می‌شود.

خبرآنلاین - رسول سلیمی: بحران جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مواضع چین و روسیه را به عنوان دو قدرت شرقی برجسته کرد. هر دو کشور حملات را «نقض حاکمیت ایران» و «بی‌ثبات‌کننده خاورمیانه» خواندند، اما از دخالت نظامی مستقیم پرهیز کردند و تنها به حمایت سیاسی محدود بسنده کردند. این رویکرد که ریشه در محاسبات واقع‌گرایانه منافع ملی دارد نشان می دهد چین به دنبال حفظ جریان نفت از خلیج فارس و اجتناب از درگیری با آمریکا است، در حالی که روسیه درگیر جنگ اوکراین بوده و منابع خود را برای جبهه دوم صرف نمی‌کند. حالا پرسش کلیدی این است که چرا چین و روسیه فعالانه کاری نکردند اما حمایت سیاسی محدود داشتند و وتوی مشترک قطعنامه بحرین چه معنایی داشت؟

چین حمایت سیاسی محدود اما حساب‌شده‌ای از ایران داشت. وزارت خارجه چین حملات آمریکا و اسرائیل را «غیرقانونی» خواند و خواستار آتش‌بس فوری شد. گزارش «رویترز» نشان می‌دهد وانگ یی، وزیر خارجه چین، در تماس با همتای روسی گفت: «حملات آمریکا و اسرائیل غیرقابل قبول است و باید فوراً متوقف شود.» چین همچنین قطعنامه بحرین را وتو کرد و آن را «جانبدارانه علیه ایران» دانست. با این حال، چین از دخالت نظامی فعال امتناع ورزید.  

از سوی دیگر چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است (۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین) و اختلال در تنگه هرمز مستقیماً به منافع تجاری پکن آسیب می‌زند. گزارش «الجزیره» تأکید دارد چین با پیشنهاد پنج‌ماده‌ای (با پاکستان) به دنبال میانجی‌گری بود تا جریان نفت را حفظ کند. به همین دلیل، چین از جنگ برای تضعیف هژمونی آمریکا استفاده کرد اما هزینه مستقیم نپرداخت. روسیه نیز مانند چین، حمایت سیاسی محدود داشت. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، حملات را «نقض حاکمیت ایران» خواند و خواستار آتش‌بس شد. گزارش «الجزیره» نشان می‌دهد روسیه در تماس با چین، حملات را «بی‌ثبات‌کننده» توصیف کرد. با این حال، روسیه از دخالت نظامی مستقیم خودداری کرد و تنها به محکومیت دیپلماتیک بسنده کرد.  

این در حالی است که روسیه از افزایش قیمت نفت سود برد اما درگیر جنگ اوکراین بود و منابع خود را برای جبهه دوم صرف نکرد. گزارش «آتلانتیک کانسیل» تأکید دارد روسیه با ارائه اطلاعات ماهواره‌ای محدود به ایران، حمایت غیرمستقیم کرد اما از ارسال تسلیحات گسترده پرهیز کرد. روسیه ایران را به عنوان متحد ضدآمریکایی حفظ کرد اما هزینه مستقیم نپرداخت. این حمایت محدود، بخشی از سیاست «حمایت بدون هزینه» است. 

در همین راستا وتوی مشترک چین و روسیه قطعنامه بحرین، حمایت سیاسی مهمی از ایران بود. قطعنامه بحرین خواستار هماهنگی برای باز کردن تنگه هرمز بود و ایران را محکوم می‌کرد. در این قطعنامه، ۱۱ عضو به نفع قطعنامه رأی دادند اما چین و روسیه وتو کردند و آن را «جانبدارانه» خواندند. این وتو، قطعنامه را شکست داد و از ایران در شورای امنیت حمایت کرد. وتوی این قطعنامه توسط چین و روسیه، هژمونی آمریکا را در شورای امنیت به چالش کشیدند و این اقدام فراتر از حمایت لفظی بود و ایران را از انزوای دیپلماتیک نجات داد. 

این در حالی است که عدم اقدام فعال چین و روسیه ریشه در محاسبات واقع‌گرایانه دارد. چین اولویت اقتصادی (تجارت و نفت) و اجتناب از درگیری با آمریکا دارد. گزارش «آتلانتیک کانسیل» نشان می‌دهد چین با پیشنهاد میانجی‌گری، نقش خود را به عنوان قدرت مسئول نشان داد. روسیه نیز درگیر اوکراین است و منابع خود را برای جبهه دوم صرف نمی‌کند. از سوی دیگر هر دو کشور از جنگ برای تضعیف آمریکا استفاده کردند اما هزینه مستقیم نپرداختند. این موضع به ایران اجازه داد تا بدون فشار نظامی اضافی، مذاکره کنند. اگرچه حمایت محدود انزوا را کاهش داد و چین و روسیه با وتو، ایران را در شورای امنیت تقویت کردند.

برای درک چرایی این وتو، ابتدا گزارش‌های رسمی شورای امنیت و اظهارات دیپلمات‌ها را بررسی می کنیم. سفیر روسیه در سازمان ملل، در توضیح رأی کشورش گفت: «این قطعنامه ریشه‌های بحران را نادیده گرفته و تنها اقدامات ایران را محکوم کرده، در حالی که حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به عنوان عامل اصلی تنش ذکر نشده است.» سفیر چین، فو کانگ، نیز تأکید کرد: «تصویب چنین پیش‌نویس در شرایطی که آمریکا بقای یک تمدن را تهدید می‌کند، پیام اشتباهی ارسال می‌کند و می‌تواند آتش را شعله‌ورتر کند.» هر دو دیپلمات بر «جانبدارانه بودن» متن قطعنامه و عدم تعادل آن در توصیف ریشه‌های درگیری (یعنی حملات اولیه آمریکا-اسرائیل) اصرار داشتند. 

از منظر اقتصادی هم چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت خام تهران به پکن می‌رود. اختلال در تنگه هرمز، که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، مستقیماً زنجیره تأمین انرژی چین را تهدید می‌کرد. گزارش آتلانتیک کانسیل نشان می‌دهد پکن با وتو، از فشار بر ایران برای بستن هرمز جلوگیری کرد و همزمان سیگنال داد که هرگونه اقدام نظامی گسترده در خلیج  فارس  به ضرر منافع تجاری چین است. چین در ماه‌های پیش از جنگ، از طریق ناوگان سایه و معاملات یوانی، خرید نفت تخفیفی ایران را به سطوح بی‌سابقه رسانده بود.  گزارش رویترز نیز تأیید کرد که چین با پیشنهاد ابتکار پنج‌ماده‌ای (همراه با پاکستان) به دنبال میانجی‌گری بود تا جریان نفت را حفظ کند.

روسیه نیز دلایل مشابهی داشت، اما با تمرکز بر اولویت اوکراین، درگیر جنگی فرسایشی در اروپا بود و منابع نظامی و مالی‌اش را برای جبهه دوم در خاورمیانه صرف نمی‌کرد. گزارش بروکینگز تأکید دارد که روسیه با ارائه اطلاعات ماهواره‌ای محدود به ایران و محکومیت دیپلماتیک، حمایت غیرمستقیم کرد، اما از ارسال تسلیحات گسترده یا دخالت مستقیم اجتناب ورزید. وتو مشترک، برای روسیه ابزاری بود تا هژمونی آمریکا را در شورای امنیت به چالش بکشد و همزمان ایران را به عنوان متحد ضدغربی حفظ کند.

بازتاب این وتو در سطح جهانی چندلایه بود. از یک سو، ایران آن را «حمایت سیاسی معنادار» خواند و سفیر ایران در سازمان ملل، امیرسعید ایروانی، گفت: «این وتو از قربانی در برابر متجاوز دفاع کرد.» از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش آن را «غیرمسئولانه» خواندند. سفیر آمریکا در سازمان ملل، لیندا توماس-گرینفیلد، گفت: «مسئولان واقعی باید برای امنیت کشتیرانی همکاری کنند.» اما در واقع تعادل را حفظ کرد و از تبدیل شورای امنیت به ابزاری برای سیاست خارجی واشنگتن جلوگیری کرد.

در مجموع، چین با سیاست «دیپلماسی فعال بدون درگیری» عمل کرد. حمایت لفظی و وتو برای حفظ ایران به عنوان شریک اقتصادی و جلوگیری از سلطه کامل آمریکا در خلیج فارس، بدون هزینه نظامی، نشان می‌دهد چین همزمان با وتو، پیشنهاد میانجی‌گری داد تا نقش خود را به عنوان قدرت مسئول جهانی تقویت کند. روسیه نیز با اولویت اوکراین، از وتو برای ایجاد اهرم فشار بر غرب استفاده کرد. هر دو کشور با این اقدام، اصل «چندجانبه‌گرایی» را در برابر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا برجسته کردند و ایران را از انزوای کامل نجات دادند.

در نهایت، وتوی مشترک چین و روسیه نه بی‌تفاوتی، بلکه حمایت سیاسی هوشمندانه و حساب‌شده بود. این اقدام، ایران را در شورای امنیت تقویت کرد، جریان نفت را حفظ کرد و هژمونی آمریکا را به چالش کشید. برای ایران، این حمایت دیپلماتیک فرصتی برای مذاکره و کاهش فشار بود، در حالی که برای چین و روسیه ابزاری برای حفظ منافع بدون هزینه مستقیم بود و این وتو، در بستر جنگ ایران، نشان داد که قدرت‌های شرقی با وجود محدودیت‌ها، هنوز قادر به تأثیرگذاری بر تحولات خاورمیانه هستند.

۲۱۳/۴۲

کد مطلب 2203732

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین