به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، خلاصه ای از «جنگ از منظر نظام تکوینی» در بیانات مرحوم علامه مصباح یزدی تقدیم شما فرهیختگان می شود.
این روزها که صدای آژیرها و اخبارِ نگرانکننده، ضربآهنگ زندگیمان شده است، یک سؤالِ جانسخت دست از سرِ روانِ جامعه برنمیدارد: «چرا؟». چرا باید در جهانی که خالقش خیر محض است، خون ریخته شود؟ آیا این ویرانیها، خروجیِ از کنترل خارج شدهٔ خلقت است؟
واقعیت این است که اگر از سطحِ پوستهٔ حوادث عبور کنیم و با نگاهی مبنایی به ریشهها بنگریم، متوجه میشویم که جنگ بخشی از مهندسیِ دقیقِ نظام تکوین است. ما امروز در کورهای گداخته هستیم، اما این کوره بیحساب روشن نشده است.
۱. این موهبت بی هزینه نیست
نخستین چیزی که باید درک کنیم، شکوهِ خطرناکِ «اختیار» است. ما برخلاف فرشتگان، مجبور به تسبیح نیستیم. خدا نخواست ما را به صلحِ جبری وادارد، چرا که کمالِ انسانی فقط در بستر آزادی معنا مییابد. اگر قدرتِ بر ظلم و جنگ از بشر سلب میشد، کمالِ خلیفةاللهی هم دود میشد و به هوا میرفت. در واقع، جنگ سایهٔ همان نوری است که ما را از فرشتگان برتر کرده است. خداوند از ابتدا میدانست که این موجود مادی، خونریز خواهد بود، اما در پاسخ به اعتراضِ فرشتگان فرمود: «من حقایقی را [از اسرار آفرینش این انسان] میدانم که شما نمیدانید» (بقره: ۳۰)
۲. توازنِ قدرت و سدّی در برابر استبداد مطلق
نگرانیِ بزرگِ دیگر، ترس از تسلطِ کاملِ باطل است؛ ترس از اینکه یک ابرقدرت بیاید و تمامِ چراغهای حق را خاموش کند. اما یک سنتِ الهی وجود دارد که مانند یک سیستمِ خودکنترلگر، از انسدادِ مسیرِ حق جلوگیری میکند. خدا اجازه نمیدهد قدرت در یک نقطه متمرکز شود تا مفسدان، زمین را ببلعند. او جبههها را در برابر هم قرار میدهد تا توازن برقرار بماند؛ «و اگر نه این بود که خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع میکند، زمین به فساد میکشید؛ ولی خداوند نسبت به جهانیان فضل و بخشش دارد» (بقره: ۲۵۱) این یعنی جنگ، گاهی فضلِ خداست برای جلوگیری از فسادِ بزرگتر. همچنین خداوند اجازه نمیدهد قدرتهای باطل آنچنان قوی شوند که جبهه حق را کاملا نابود سازند و آیه ۴۰ سوره حج به این حقیقت اشاره دارد.
۳. جنگ؛ جراحیِ عذاب و بیداری
گاهی جنگ، یک «عذابِ جراحی» است. وقتی فسادِ قومی از حد بگذرد و دیگر امیدی به هدایتشان نباشد، خداوند آنها را به دستِ مؤمنان مجازات میکند. در این لحظه، مجاهدان فقط سرباز نیستند، بلکه ابزارِ اجرایِ حکمِ الهیاند؛ «با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و خوارشان سازد و شما را بر آنان پیروز گرداند و سینههای گروه مؤمنان را شفا بخشد» (توبه: ۱۴). اما همهٔ جنگها برای نابودی نیست؛ گاهی خدا مؤمنانِ غافل را گوشمالی میدهد تا بیدار شوند؛ همانطور که در قرآن میخوانیم خدا قدرت دارد «لباسِ تفرقه بر شما بپوشاند و طعمِ جنگ و سختیِ بعضی را به بعضی دیگر بچشاند» (انعام: ۶۵).
۴. برکت در دلِ ناخوشایندیها
ما از جنگ متنفریم، و این طبیعی است؛ چون جنگ یعنی ویرانی و داغ. اما تاریخ نشان داده که همین ناملایمات، مانند واکسنی برای بدنِ جامعه عمل میکند. جنگ، رخوت و سستی را از بین میبرد و روحِ سلحشوری و خوداتکایی را بیدار میکند. چقدر از پیشرفتهایِ علمی و استقلالِ امروز ما، محصولِ همان روزهایِ سختِ جنگِ تحمیلی است؟ این همان قاعدهٔ عمیق است که: «جنگ بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است؛ و چه بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است» (بقره: ۲۱۶)
۵. کورهٔ تمحیص
این روزهاُ میدانِ «تمحیص» یا همان پاکسازی است. در صلح، همه مدعیِ حق هستند، اما جنگ با دقتِ جراحی، صفِ «عاشقانِ صادق» را از «مدعیانِ کاذب» جدا میکند. جنگ نهتنها جامعه را غربال میکند، بلکه درونِ خودِ انسان را هم صیقل میدهد تا وابستگیها و ترسهایش ذوب شود؛ «و تا خداوند، مؤمنان را [از هر عیب و نقص] پاک و خالص گرداند و کافران را نابود سازد» (آلعمران: ۱۴۱).
۶. جای نگرانی نیست!
جامعه نباید نگران باشد؛ چرا که انتهایِ این مسیر، پیروزیِ اتفاقی نیست، بلکه یک پیروزیِ حتمی و «نوشته شده» است. ما در جبههای هستیم که شکست در آن توهم است؛ «خداوند مقرر کرده است که: قطعاً من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد» (مجادله: ۲۱) [۷]. این کلامِ آخر است؛ جنگ هر چقدر هم سخت باشد، قطعهای از یک نقشهٔ بزرگ است که مقصدش پیروزیِ قطعیِ حق و حاکمیتِ عدلِ الهی در پایانِ تاریخ است.
منبع: حوزه برگرفته از کتاب «جنگ و جهاد در قرآن»، فصل دوم، صفحه۲۵-۷۸




نظر شما