خبرآنلاین - فاطمه غریبی: شنبه، همزمان با آغاز گفتوگوهای ایران و آمریکا در پاکستان، توجه بسیاری از ناظران به نقش اسلامآباد در این روند جلب شده است؛ کشوری که تلاش میکند با ایفای نقش میانجی، جایگاه خود را در معادلات دیپلماتیک تقویت کند. در همین زمینه ماشاالله شاکری، سفیر پیشین ایران در پاکستان، در گفتوگو با خبرآنلاین با اشاره به تلاشهای اسلامآباد برای ایفای نقش میانجی در تحولات اخیر منطقه میگوید پاکستان به دلیل همسایگی با ایران و شراکت با ایالات متحده، در موقعیتی قرار دارد که میتواند تلاشهایی برای کاهش تنشها و ایجاد صلح پایدار در منطقه انجام دهد. به گفته او، این رویکرد از یک سو ناشی از نگرانی پاکستان نسبت به سرریز شدن ناامنی و بیثباتیهای منطقهای به مرزهای غربی این کشور است و از سوی دیگر به تلاش اسلامآباد برای استفاده از فرصتهای دیپلماتیک و تقویت جایگاه و نقش خود در معادلات جدید منطقهای بازمیگردد. شاکری همچنین با اشاره به چین در این معادلات میگوید پکن با دقت تحولات منطقه و روند تقابلها را زیر نظر دارد و در حال ارزیابی میزان توان و تابآوری آمریکا در این معادلات است.
*** از نظر شما دلیل اصلی پاکستان برای ورود به عنوان میانجی در مذاکرات آمریکا و ایران چیست؟
ببینید، پاکستانیها ظرفیتی برای میانجیگری و واسطهگری دارند و معمولاً به دنبال استفاده از این ظرفیت هستند؛ بهویژه زمانی که بحرانهایی رخ میدهد. هنگامی که جنگ رمضان بر ما حادث شد، پاکستان به دلایل مختلف نسبت به این موضوع احساس وظیفه کرد.
پاکستان نوعی شراکت تاکتیکی با آمریکا دارد
یکی از دلایل این است که پاکستان نوعی شراکت مقطعی و تاکتیکی با آمریکا دارد. این انتخاب هم عمدتاً از سوی خود آمریکا صورت میگیرد؛ یعنی هر زمانی که آمریکا لازم بداند، پاکستان را به عنوان یک شریک منطقهای انتخاب میکند و زمانی هم که نیازی نبیند، آن را کنار میزند. این مسئله در موضوعات مختلف، از جمله در افغانستان و برخی مسائل منطقهای، بارها مشاهده شده است.
مسئله دوم این است که پاکستان همسایه ایران است، اما در عین حال روابط راهبردی با عربستان و همچنین با برخی کشورهای حوزه خلیج فارس دارد. بنابراین در چنین شرایطی خود را در نوعی تنگنا میبیند و برای برونرفت از این وضعیت تلاش میکند نقشی میانجیگرانه ایفا کند تا کمتر در معرض فشار خواستههای فراتر از ظرفیت طرفهای مختلف قرار گیرد.
از سوی دیگر، پاکستان تمایل ندارد مرزهای غربیاش دستخوش ناآرامی شود؛ زیرا هرگونه ناآرامی در ایران میتواند بر امنیت پاکستان نیز تأثیر بگذارد و به زیان منافع ملی پاکستان است. به همین دلیل تلاش کرده است چنین نقشی را بر عهده بگیرد.
*** آیا پیمان دفاعی متقابل عربستان و پاکستان نقشی در تلاشهای اسلامآباد برای پایان جنگ و ایجاد مذاکره داشت؟
قطعاً تأثیر داشته است. ببینید، از منظر حقوقی نوعی تعهد حقوقی در پیمان دفاعی که پیشتر میان عربستان و پاکستان امضا شده وجود دارد؛ بر اساس آن، هر یک از طرفین اگر حمله یا تجاوزی به خاک کشور مقابل صورت بگیرد، آن را به منزله حمله به خاک خود تلقی میکنند. پاکستان همسایه ایران است، اما در عین حال روابط راهبردی با عربستان و همچنین با برخی کشورهای حوزه خلیج فارس دارد. بنابراین در چنین شرایطی خود را در نوعی تنگنا میبیند و برای برونرفت از این وضعیت تلاش میکند نقشی میانجیگرانه ایفا کند تا کمتر در معرض فشار خواستههای فراتر از ظرفیت طرفهای مختلف قرار گیرد.
اما آنچه ایران انجام داد در واقع واکنش متقابلی در برابر اقدامات آمریکا در منطقه بود. ایران اینگونه تلقی میکرد که به خاک کشورهای منطقه حمله نکرده، بلکه منافع آمریکا را هدف قرار داده است.
تاثیر پیمان دفاعی عربستان و پاکستان بر مواضع اسلامآباد
به همین دلیل هم عربستان بهصورت رسمی واکنش نشان نداد، هرچند در باطن واکنشهای سخیفی علیه ایران وجود داشت. پاکستان نیز واکنش علنی و ظاهری نشان نداد. از نگاه پاکستانیها، این اقدام به منزله حمله به خاک عربستان تلقی نشد؛ چرا که اگر چنین برداشتی وجود داشت، پاکستان ناگزیر بود بر اساس تعهدات خود واکنش نشان دهد.
بنابراین از منظر حقوقی و از دیدگاه پاکستانیها، این اقدام حمله به خاک عربستان محسوب نشد، بلکه حمله به منافع آمریکا بود که در خاک عربستان مستقر شده بودند.
*** به نظر شما کدام مؤلفه در تلاش کشورها برای جلوگیری از ادامه جنگ مؤثرتر بوده است؛ کاهش تنش در فضای منطقه یا نگرانی از شکلگیری یک نظم جدید منطقهای؟ چون ممکن است برخی کشورها مانند عربستان با شکلگیری نظمی که در آن ایران تضعیف شده باشد مخالفتی نداشته باشند، اما شاید پاکستان نگاه متفاوتی داشته باشد. نظر شما چیست؟
به نظر من هر دو مؤلفه در تصمیم پاکستان برای میانجیگری مؤثر بوده است. ما فعلاً از منظر پاکستان به موضوع نگاه میکنیم.
نخست اینکه تنش و آشوب در منطقه میتواند سرریز پیدا کند و به خاک پاکستان نیز کشیده شود. بنابراین پاکستان چنین وضعیتی را در راستای منافع ملی خود نمیبیند و طبیعی است که برای کاهش تنش تلاش کند.

نکته دوم این است که به نظر میرسد معادله جدیدی از قدرت در منطقه در حال شکلگیری است و تا حد زیادی نیز شکل گرفته است. بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران به این موضوع اذعان دارند که امروز ایران به عنوان یک قدرت منطقهای در حال تثبیت جایگاه خود است؛ چه از منظر سیاسی، چه از منظر نظامی و چه از منظر اقتصادی. در این سه حوزه، بسیاری از صاحبنظران مستقل در جهان به این واقعیت اشاره کردهاند.
با این حال، برای اینکه این روند به نوعی به عنوان یک پیروزی نهایی برای ایران تثبیت نشود و اعتراف نهایی از سوی جناح متخاصم صورت نگیرد، برخی بازیگران تلاش کردند با اقدامی پیشدستانه، پاکستان را به عنوان یک کنشگر در این موضوع مطرح کنند تا این روند در فضایی آبرومندانهتر شکل بگیرد.
*** حالا که مذاکرات آغاز شده، تحلیل شما از روند آن چیست و حضور پاکستان به عنوان میانجی تا چه اندازه میتواند در پیشبرد مذاکرات مؤثر باشد؟
ببینید، اولاً جمهوری اسلامی ایران با اعتمادبهنفس بالا هم در صحنه میدان، هم در صحنه خیابان و در نهایت در صحنه دیپلماسی وارد شده است. بنابراین نخستین نکتهای که میخواهم عرض کنم، اعتمادبهنفس بالای تیم مذاکرهکننده ایرانی است.
دوم اینکه ایران پیششرطها و الزامات لازم برای شروع مذاکرات را مطرح کرده است. سوم اینکه همانگونه که در بیانیه مقام معظم رهبری نیز آمده، ایران برای این عرصه از آمادگیهای لازم، همچنان مانند گذشته، برخوردار است. بنابراین اگر مذاکرات بر اساس صلاحدید و معیارهای جمهوری اسلامی ایران پیش برود، طبیعتاً قابل قبول خواهد بود. در غیر این صورت نیز ایران برای اقدامات بعدی خود، همانند گذشته، هم امید دارد و هم آمادگی لازم را حفظ کرده است. از سوی مقامات عالی نظام نیز نسبت به این موضوع تأیید کامل وجود دارد. معادله جدیدی از قدرت در منطقه در حال شکلگیری است و تا حد زیادی نیز شکل گرفته است. بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران به این موضوع اذعان دارند که امروز ایران به عنوان یک قدرت منطقهای در حال تثبیت جایگاه خود است؛ چه از منظر سیاسی، چه از منظر نظامی و چه از منظر اقتصادی. در این سه حوزه، بسیاری از صاحبنظران مستقل در جهان به این واقعیت اشاره کرد.هاند.
اما از منظر پاکستان، آنچه میتوانم بگویم این است که آقای اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر خارجه پاکستان، اعلام کرده است که پاکستان تلاش میکند برای صلحی پایدار در منطقه پیشقدم باشد یا حتی میزبانی این روند را بر عهده بگیرد.
من مفهوم «صلح پایدار» را متوجه نمیشوم. اگر منظور از آن پذیرش شرایط دهگانه جمهوری اسلامی ایران باشد، سخن آقای اسحاق دار معنا پیدا میکند و میتواند مورد پذیرش جمهوری اسلامی ایران هم قرار بگیرد. اما اگر منظور چیزی غیر از این باشد، نسبت به آن تردید دارم و مطمئنم که جمهوری اسلامی و هیئت مذاکرهکننده ایران چنین مفاهیمی را نخواهند پذیرفت.
چین نسبت به تنش نگاه محافظهکارانه دارد
*** روابط پکن و اسلامآباد به نظر شما چه کمکی به توفیق مذاکرات پیش رو میکند؟ چین در این میان تا چه اندازه میتواند مؤثر باشد؟
بله، ببینید چین نسبت به این تنش نگاه محافظهکارانه و ارزیابانهای دارد و در واقع در حال سنجیدن قدرت همآوردی آمریکاییها در این ماجراست. از این منظر برای چینیها یک دستاورد ادراکی نیز وجود دارد؛ همانگونه که برای روسیه هم وجود داشته و در واقع در حال ارزیابی حدود و انتهای قدرت آمریکاییها هستند.
نکته دوم این است که چینیها از این منظر چندان هم متضرر نشدهاند؛ به این دلیل که جمهوری اسلامی ایران در منطقه نوعی ملاحظه و ملاطفت را نسبت به منافع چینیها نشان داده است.
در عین حال، پاکستانیها برای اینکه منزلت مضاعفی به جایگاه خود در منطقه اضافه کنند، تلاش میکنند همواره نوعی نگاه مؤید و تأییدگر از سوی چین هم داشته باشند و به نوعی چین را در تلاشهای خود شریک کنند. بنابراین میتوان گفت پاکستان در کنشهای بینالمللی نوعا خواهان دست نوازش چین بر سر خود است.
دلیل این امر آن است که پاکستان در منطقه مخالفان و دشمنانی دارد که در برخی موارد در جبههای قرار میگیرند که با چین نیز زاویه دارند. بنابراین پاکستانیها تلاش میکنند خود را در چارچوب جبهه چین تعریف کنند تا از منزلت و جایگاه بیشتری برخوردار شوند.
*** به نظر شما رژیم اسرائیل و دولت هند چه واکنشی به نقش میانجیگرانه پاکستان خواهند داشت؟
بنده به عنوان یک شهروند ایرانی از موضعگیری هند در این مقطع بسیار شرمنده شدم. هندیها از ابتدای این جنگ تحمیلی حتی یک کلمه درباره شهادت رهبر معظم انقلاب، شهادت فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی، شهادت دبیر شورای عالی امنیت ملی و همچنین شهادت ۱۶۸ گل پرپرشده در میناب که واکنش بسیاری از رهبران کشورهای دنیا را برانگیخت، مطرح نکردند.
حتی در ماجرای شهادت ملوانان شناور «دنا» که مهمان هندیها بودند و در آبهای نزدیک سرزمین آنها مورد تهاجم قرار گرفتند نیز هند حتی یک محکومیت لفظی هم انجام نداد. هندیها در این ماجرا امتحان بسیار بدی پس دادند.
به عنوان یک شهروند ایرانی این موضوع برای من بسیار تلخ است؛ بهویژه از سوی کشوری مانند هند که از بنیانگذاران جنبش عدم تعهد بوده، کشوری که سابقه رهبری جریانهای آزادیخواهانه را داشته، کشوری که میراث گاندی و جواهر لعل نهرو را با خود دارد. اما امروز در این فضای تقابل میان حق و باطل، هند سمت نادرست تاریخ را انتخاب کرده است. البته روابط راهبردی هند و اسرائیل نیز تا حد زیادی چنین رویکردی را توضیح میدهد.
برای نمونه میتوان به سفر نخستوزیر هند در تاریخ ۲۵ و ۲۶ فوریه، یعنی دو روز پیش از حمله آمریکایی و صهیونیستی به ایران اشاره کرد که در آن زمان مهمان دولت رژیم صهیونیستی بود و در آن سفر نیز هیچ اشارهای به رفتارهای خشونتآمیز و جنایتکارانه اسرائیل، نه علیه فلسطینیها و نه علیه سایر جریانهای مقاومت، مطرح نشد. این موضوع به هر حال نقطهای بسیار تلخ در بخشی از تاریخ روابط سیاسی امروز محسوب میشود.
واکنش احتمالی هند به نقش میانجیگرانه پاکستان چه خواهد بود؟ آیا این مسئله میتواند بر روابط هند و پاکستان تأثیر بگذارد؟
قطعاً پاکستان از این فضا به دنبال تأمین منافع خود نیز هست و سهم خود را از این میانجیگری خواهد گرفت. به هر حال ایفای چنین نقشی میتواند نوعی ارتقای موقعیت منطقهای برای پاکستان ایجاد کند و طبیعی است که در معادلات منطقهای میان هند و پاکستان، چنین وضعیتی چندان به نفع هند تلقی نشود.
۴۲




نظر شما