به گزارش خبرآنلاین سیدجواد میری جامعه شناس به روزنامه ایران گفت: چگونه ممکن است یک اپوزیسیون دور از وطن به مرحلهای برسد که راه حل رهایی خود را در «آتش زدن وطن» ببیند؟ میگویند پتروشیمی را بزنید چون زیرساخت حاکمیت است، میگویند پالایشگاه را بزنید چون نیروهای نظامی از روی آن پل عبور میکنند، میگویند کارخانه فولاد را بزنید چون حاکمیت با آن فولاد موشک میسازد. این یعنی میخواهند کشور را مثل فلسطین به عصر حجر برگردانند.
اما نکته مهم: این جنگ به وضوح نشان داد که جمهوری اسلامی هیچ اپوزیسیونی در خارج ندارد. ببینید، اپوزیسیون واقعی یعنی یک چشمانداز و یک نظام بدیل سیاسی. یعنی میخواهید در برابر پوزیسیون، یک نظم مفهومی بدیل قرار دهید. اما آنچه بیرون از ایران است، فاقد این خودآگاهی است. بزرگترین متفکر آنها (مثل آقای میلانی در استنفورد) نهایتاً میگوید «از شاه عذر میخواهم و اشتباه کردیم»، اما هیچ آلترناتیوی ارائه نمیدهد.
من یک مثال عینی بزنم. سه سال پیش در برمن آلمان، در یک رستوران با چند دوست بودیم. یکی از آنها که خیلی هم مشتی بود، گفت من در حال مبارزه با جمهوری اسلامی هستم، اما لباس شیک و انگشتر طلا و ساعت طلا پوشیده بود و یک دوست دختر اوکراینی هم کنارش نشسته بود (با وجود اینکه زن و بچه داشت). بعداً با صراحت گفت «جمهوری اسلامی خیلی شانس آورد، چون اپوزیسیون مبارزش این شکلی است!»
مگر مبارز چهگواراست، مگر مبارز چمران است، مگر مبارز سردار سلیمانی است؟ مبارز آن بسیجیای است که زیر بمباران مغازهاش را باز کرده و امید به آینده دارد. این جنگ نشان داد ما اپوزیسیون نداریم. شما یک متفکر در سطح جهانی پیدا کنید که در خارج از ایران باشد و یک پارادایم شکل داده باشد. اپوزیسیون واقعی مثل دولت سایه در انگلستان است که نقد کارساز میکند و افق میگشاید. نه اینکه بگوید «بمب بنداز، مردم را بکش.» متأسفانه بیرون از ایران اپوزیسیون نداریم. ما باید به فکر ایجاد اپوزیسیون- در داخل- باشیم تا سیستم دچار اینرسی و انجماد نشود. اپوزیسیون نمیخواهد پوزیسیون را نابود کند، میخواهد آن را نقد و بهبود ببخشد.
17302




نظر شما