مذاكرات اسلام آباد

تحلیل ژئوپلیتیک «جنگ بقا» و جایگاه ایران در دوران گذار

احمد دستمالچیان، سفیر پیشین ایران در لبنان و و دانیال امیری، پژوهشگر ژئوپولیتیک، در یادداشتی برای خبرآنلاین می‌نویسند: «جهان کنونی در آستانه یک دگردیسی بی‌سابقه ای  قرار داردکه نظام کلاسیک حاکم در معرض فروپاشی قرار داده است.»

خبرآنلاین - نظام بین الملل وارد دوران گذاری شده که پر از بی ثباتی و خشونت و ناامنی درسطوح مختلف اقتصادی سیاسی و امنیتی نظامی است.

بنابر این می‌توان آن را «دوران گذار آشوبناک» نامید. برای درک این فضا، نخبگان و سیاست‌مداران ایران نیازمند یک «شیفت پارادایمی» هستند؛ عبور از ذهن تحلیلی کلاسیک که در پی یافتن منطق در قواعد نظم قدیم است و دستیابی به درکِ ماهیتِ «جنگ بقا»در دوران گذار که ماهیت آن تخریب ساختارها و سوق داده شدن به نوعی هرج و مرج و گریز از قانون گرایی هست

امروزه این واقعیت بیش از هر زمان دقگری آشکار شده که باافول هژمون  نظم قدیم در حال فروپاشی تدریجی بوده وازخاکسترهای آن، نظمی جدید در حال تولد است. ایران برای عبوری امن از این میانه، باید مختصات خود را در این نقشه جدید ژئوپلیتیکی که قرار در منطقه غرب آسیا و ماورای آن درشرق آسیا  روی دهد بازشناسایی کرده و بر اساس آن پازل خودرا در ساختار جدید طراحی نموده و به پیش برد اهداف بپردازد

در این رابطه به گزاره های ذیل بایدبیش از پیش مورد توجه وعنایت قرارگیرد

الف :ضرورت شناخت وادراک دقیق ماهیت جنگ فعلی

ب:فرضیاتی که  را که بایددر چارچوب تحلیلی ثابت قلمداد نمود موارد ذیل میباشد است اینها میباشد:

۱. ماهیت‌شناسی «جنگ بقا» و رفتار هژمون در حال افول وازدست  دادن قدرت تاثیر گذاری آن در معادلات تاثیر گذار بین المللی

بعنوان یکی از فرضیات ثابت و کلیدی در تحلیل های اخیر، «افول هژمونی آمریکا» و تلاش جنون‌آمیز آن برای حفظ قدرت تاثیرگذاری باید امعان نظر جدی قرارگیرد. تاریخ ثابت کرده است که هرگاه هژمون در معرض تهدید قرار گیرد، رفتار آن نه تنها خارج از قاعده، بلکه «خون‌بار» خواهد بود.، پارادایم فعلی ترامپیسم بر پایه «ویرانگری نظم قدیم» استوار است تا بر روی خرابه های آن، بنایی جدید مطابق با منافع مطلق خود بسازد. در این «جنگ بقا»، هیچ اصل و قاعده‌ای حاکم نیست؛ هدف تنها پیروزی با نابودی هرچه که موجود است  میباشد

۲. واگرایی در جبهه غرب و فروپاشی ائتلاف‌های سنتی

نشانه بارز فروپاشی نظم قدیم، در شکاف میان آمریکا و متحدان استراتژیک او (اروپا، ژاپن، کره جنوبی و کانادا) در حال ظهور وبروز میباشد . عدم همراهی آنان در جنگ رمضان علبه ایران وتهدیدهای صریح ترامپ علیه ژاپن و کره جنوبی واسپانیا در مورد امنیت تنگه‌ها، تهدید به خروج از ناتو، تهدیدمجدد تصرف گریلند، خروج کانادا از سایه دیپلماتیک آمریکا و عدم همراهی در جنگ رمضان وتهدید به قطع حمایت اقتصادی، نگرانی شدید ازرشد اقتصادی چین بعنوان رقیب سرسخت و پیش تازنشان‌دهنده این واقعیت میباشدکه آمریکا دیگر برای حفظ نظم خود ساخته پس از جنگ جهانی دوم نفعی  نمی‌بیند. ، ولذا به رویکرد خود تخریبی ساختار متوسل شده است.

بنظر میرسد متحدان نزدیک آمریکا  این خطر را حس کرده‌اند که آنان اولین قربانیان فروپاشی نظم قدیم، خواهند بود.

۳: اهرم‌های ژئوپلیتیک ایران در نبرد انرژی و دلار

در این میانه، ایران در موقعیتی ممتاز و در عین حال حساس قرار دارد. متغیرهای زیر می‌توانند وضعیت جدید را به نفع شرق و ایران تغییر دهند:

- دوگانه انرژی و تنگه‌ها: نقش یمن در باب‌المندب ، در کنار اشراف ایران بر تنگه هرمز، اهرم‌های فشار بازدارنده موثری هستند که  کاملا میتواند دریک سیستم  «خودکنترلی هوشمند » توسط ایران ویمن در تنگه ها  روی جریان انرژی، وبحرانهای مالی که ایجادخواهد کرد تاثیر گذارباشد.

قابل پیش بینی هست که  در صورت تداوم تنش ها قیمت نفت را به مرز ۲۰۰ دلار رسانده و کمر اقتصادِ پترو دلاری را خم کند.

تحلیل‌گران اشاره کرده‌اند، استفاده از ابزارهای اقتصادی نظیر حراج اوراق قرضه آمریکا و تحریم‌های متقابل توسط سایر قدرت ها، می‌تواند جنون هژمون را به سمت تقابل نظامی مستقیم سوق دهد که این خود، کاتالیزور نهایی فروپاشی خواهد بود.‌

۴. استراتژی همگرایی با قدرت‌های "چین و روسیه"

ایران باید به طور مستقل و عمیق، نقش روسیه و چین را در این بحران بازتعریف کند.

در حالی که چین به دنبال ثبات برای رشد اقتصادی و روسیه به دنبال بازتعریف مرزهای امنیتی است، ایران نقطه پیوند این دو در قلب جغرافیای انرژی جهان است. همگرایی با این دو قدرت نباید یک انتخاب تاکتیکی، بلکه باید یک «تئوری بومی» برای شکل‌دهی به نظم نوین باشد.

۵. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:

ایران بعنوان یک معادله قدر تمند ژئوپلیتیکی و با موقعیت ژئواستراتژیکی اکونومی که دارد در مرکز ثقل این «تولد جدید» ایستاده است. اگر نخبگان ما

نتوانند از ذهنیت کلاسیک عبور کرده وبه ذهنیت نوین دوران گذار ومقتضیات آن برسندبه سندروم ارسال سیگنال دچارشده و در پیچ‌وخم‌های تحلیل‌های بیراهه گرفتارشده و به خطای محاسباتی نسبت به آینده روبرو خواهند شد.

تئوری بومی ما باید بر سه پایه استوار باشد:

  1. ادراک دقیق ماهیت «جنگ بقا» میان ایران و محور صهیونیستی-آمریکایی.
  2. بهره‌برداری حداکثری از اهرم‌های ژئوپلیتیک "انرژی و تنگه‌ها" برای انتفاع ملی.
  3. مدل‌سازی دقیق در اندیشکده‌ها برای تبدیل تهدیدِ «تقابل مستقیم» به فرصتی برای تثبیت جایگاه ایران در نظم نوین جهانی.

دنیا در دوران گذار است و نظم قدیم در حال سوختن، اما ایران با درکِ رفتارهای «خارج از منطق» هژمون، می‌تواند ققنوسی باشد که از این خاکسترهای مرگبار، قدرتمندتر از همیشه برمی‌خیزد.

۲۱۹/۴۲

کد مطلب 2206099

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین