به گزارش خبرآنلاین، حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل بینالملل تاکید کرد که توسل آمریکا به اقدامات قهری از جمله محاصر بنادر و سواحل و پاسخ ایران به این اقدام با انسداد مجدد تنگه هرمز، میتواند به سرعت به ازسرگیری تن
عزیزی در پاسخ به این سوال که آیا فاز جدیدی از تنش میان ایران و ایالات متحده در راه است؟ نوشت: گزارشی در روزنامه «والاستریت ژورنال» حاکی از آن است که ارتش آمریکا در حال آمادهشدن برای بازرسی و توقیف تانکرهای نفتی مرتبط با ایران در روزهای آینده است. در صورت اجرا، این اقدام به معنای تشدید قابلتوجه محاصره دریایی است که پیشتر توسط دونالد ترامپ اعلام شده بود و نشاندهنده تغییر رویکرد از «ارسال پیام» به «مداخله مستقیم» خواهد بود.
این تحولات در پی تصمیم مجدد ایران برای محدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز صورت میگیرد. توجیه تهران این است که تداوم محاصره دریایی از سوی آمریکا، یک «اقدام جنگی» و نقض چارچوب آتشبسی است که با میانجیگری پاکستان حاصل شده بود.
آنچه شاهدش هستیم، یک چرخه کلاسیک از تنشزایی و تنشزایی متقابل است که ریشه در وابستگی هر دو طرف به ابزارهای فشار قهری دارد. برای ایران، کنترل بر تنگه هرمز همچنان حیاتیترین برگ برنده محسوب میشود؛ در واقع، این تنها ابزاری بود که بهطور ملموس مسیر درگیری را تغییر داد و همین امر باعث شده تهران تمایلی به رها کردن پیشازموعد آن نداشته باشد. در سمت مقابل، به نظر میرسد ترامپ محاصره دریایی را ــ چه بهطور کامل اجرا شود و چه نشود ــ رکن اصلی دیپلماسی اجبار خود میداند. در واشینگتن، حفظ فشار برای گرفتن امتیاز، بهویژه در موضوعات راهبردی حلنشده، امری ضروری تلقی میشود.
مشکل اصلی اینجاست که هم «بازگشایی تنگه» و هم «توقف مخاصمات»، عناصر محوری توافق آتشبس بودند؛ اما اکنون هر دو طرف در تلاشاند ابزارهای فشاری را حفظ کنند که مستقیماً خودِ آتشبس را تضعیف میکند. نتیجه این وضعیت، فرسایش توافق آتشبس از درون است و نشانههایی از شتاب گرفتن این روند نیز دیده میشود.
آمادگی ایالات متحده برای توقیف شناورها، نشاندهنده حرکت به سمت اجرای تهاجمیتر تحریمهاست. همزمان، رسانههای دولتی ایران گزارش میدهند که نیروهای حوثی در یمن به حالت آمادهباش کامل درآمدهاند. این موضوع میتواند نشانهای از گام بعدی تنشزای ایران برای اختلال احتمالی در بابالمندب باشد که خطر «گسترش افقی تنش» (توسعه درگیری به جبهههای دیگر) را افزایش میدهد.
مسئله زیربنایی این است که به نظر نمیرسد هیچیک از طرفین حاضر باشند برای دستیابی به تنشزدایی، از اولویت دادن به فشار قهری دست بکشند. در عوض، هر دو طرف در حال آزمودن مرزهای آتشبس هستند و همزمان تلاش میکنند حداکثر قدرت چانهزنی خود را حفظ کنند. این یک تعادل شکننده است که ممکن است پایدار نماند.
در صورت نبودِ یک تلاش لحظه آخری برای بازگشت به پایبندی به مفاد آتشبس، مسیر تحولات به سمت رویارویی مجدد میل میکند. اگر چنین شود، گشایش دیپلماتیک لرزانی که همین دیروز شاهدش بودیم، میتواند به همان سرعتی که پدیدار شد، از میان برود.
۴۲/۴۲




نظر شما