به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، احمد زیدآبادی فعال اصلاح طلب، در کانال تلگرام خود نوشت:
در فضای مجازی فیلمی از فردی در لباس طلبگی دیدم که با خشم و نفرتی عمیق، محمد باقر قالیباف را خطاب قرار میداد و او را به دلیل مذاکره با تیم آمریکا به خیانت به خون همرزمان خود متهم میکرد و آخر سر هم به اصل مذاکره و همهٔ حامیان و تأییدکنندگان آن لعنت میفرستاد.
من با این طلبه و عقاید و گرایش و پیشینهٔ او آشنایی ندارم ولی با مشاهدهٔ فیلم او به لحاظ شهودی ادراکم این بود که بر خلاف برخی افراد دیگر، از سر نمایش و تظاهر به قصد پوشاندن منفعتی شخصی یا جناحی، حرف نمیزند و به واقع از آنچه نسبت به آن اظهار تنفر کرده، متأثر و متألم است.
با این حال، واضح است که این طلبه، قادر به تشخیص مرزهای امور شخصی و هیجانی از مصالح زندگی عمومی و بخصوص واقعیت بیرحم و سرشت دردناک سیاست و حکومتداری نیست و سطوح مختلف حوزههای زندگی بشری را در هم آمیخته و توان تفکیک آنها را از دست داده و یا اساساً به دست نیاورده است.
نمیدانم آیا کسی مثل او، تجربهای از هیئتهای صلح و سازش قضایی دارد؟ این هیئتها که معمولاً متشکل از ریشسفیدان و معتمدان محلی و افراد صاحبصلاحیت هستند، کارشان بعضاً مراجعه به خانوادههایی است که عزیز بیگناه آنان را یک فرد لجوج یا عصبی یا بدخشم کشته است. آنان از اولیاء دم مقتول بیگناه میخواهند که از اصرار بر قصاص نفس دست بردارند و به دیه یا بخششی از نوع دیگر رضایت دهند.
این هیئتها چرا به چنین تلاشی دست میزنند و داوری طلبهٔ مزبور در بارهٔ آنها چیست؟ آیا نسبت به خون به ناحق ریختهشدهٔ مقتول و داغ دلِ خانوادهٔ او بیتفاوتند؟ یا اینکه علاقهای به قاتل عصبی یا بیرحم دارند؟
روشن است که هیچکدام!
در واقع زندگی نوع بشر و لزوم استمرار حیات آن، چنین تلاشهایی را میطلبد و عموماً هم افراد بالغ و عاقل در این زمینه پیشقدم میشوند.
در سیاست کار از این هم، بسیار پیچیدهتر و بغرنجتر و دردناکتر است. گاه کار دو کشور به جنگ میکشد و یا کشور و ملتی قربانی تجاوز و زیادهخواهی و زورگویی کشوری دیگر قرار میگیرد.
طبیعتاً خونهای بیگناه بسیاری به زمین میریزد و قلبهای بسیاری از درد و رنج شرحهشرحه میشود. تاریخ اما به بشر میآموزد که جنگها امری ابدی و پایانناپذیر نیستند و به ناچار باید روزی نقطهٔ پایانی بر آنها گذاشت وگرنه نسل انسان در یک جنگ پایانناپذیر و ابدی به سرعت منقرض میشود.
پایان یک جنگ بدون تسویهٔ تمام جنایات صورتگرفته در آن و انتقامکشی از تک تک جنایتکاران البته که برای قربانیان سخت و بسیار دردناک است، اما تداوم جنگ لزوماً به پایان عادلانهٔ آن ختم نمیشود و فقط بر شمار قربانیان بیگناه تا حد فاجعهای غیرقابل تصور میافزاید.
درست به همین علت، طرفین جنگ، در مقطعی باید به فکر پایان آن بیفتند و ابزار آنان برای چنین کاری، جز مذاکره و روبرو شدن با کسانی که آنان را متجاوز و قاتل مردم خود میدانند، چیز دیگری نیست.
به هر حال، خدواند سرشت زندگی انسان را همینقدر دردناک آفریده است و راه فرار و گریزی هم از حکومت او نیست!
از این رو، اگر آقای قالیباف در این وضعیت به غایت بغرنج و خطرناک، داوطلب مذاکره با یک نیروی متجاوز و تبهکار شده است، نه فقط جای نکوهش ندارد بلکه به لحاظ ازخودگذشتگی حیثیتی، باید او را تحسین کرد.
هرکه با مصالح عالی یک کشور و جامعه آشنا باشد، قدر این نوع خطرکردنها را بسیار بیش از آمادگی برای مرگ میداند و من مطمئنم که ارواح سردارانِ مورد نظر طلبهٔ مزبور، از تلاش آقای قالیباف برای پایان دادن به این جنگ خانمانسوز بسیار راضیتر از خشم و غضب صادقانهٔ آن طلبه است.
۲۹۲۱۸




نظر شما