نتایج تازهترین پیمایش ملی درباره «تابآوری جامعه در جنگ رمضان ۱۴۰۴» تصویری دوگانه از وضعیت اجتماعی کشور ارائه میدهد: جامعه هنوز توان سازگاری و پایداری خود را حفظ کرده، اما فشارهای اقتصادی به تدریج به مهمترین نقطه آسیب تبدیل میشود. این دادهها نشان میدهد سرمایه اجتماعی همچنان فعال است، اما بدون سیاستهای اقتصادی حمایتی، تداوم آن تضمینشده نیست.
در شرایط بحرانهای گسترده، یکی از مهمترین پرسشهای سیاستگذاران این است که جامعه تا چه اندازه توان سازگاری و ادامه حیات اجتماعی را حفظ میکند. پیمایش ملی سنجش «تابآوری جامعه در جنگ رمضان» که با مشارکت بیش از ۴۴ هزار نفر انجام شده، تلاشی برای پاسخ دادن به همین پرسش است. این مطالعه تصویری دادهمحور از وضعیت روانی و اجتماعی جامعه ارائه میدهد و نشان میدهد که علیرغم فشارهای ناشی از شرایط جنگی، جامعه هنوز از سطح قابل توجهی از تابآوری برخوردار است.
مفهوم تابآوری جامعه در این پژوهش در پنج بُعد شناختی، هیجانی، اجتماعی، معنوی و اقتصادی بررسی شده است؛ چارچوبی که امکان تحلیل چندلایه از واکنش جامعه به بحران را فراهم میکند. در بُعد شناختی، نتایج نشان میدهد بخش قابل توجهی از شهروندان توانستهاند در مواجهه با شرایط مبهم و پرتنش، تحلیل واقعبینانهای از وضعیت داشته باشند و تصمیمهای روزمره خود را بر پایه عقلانیت حفظ کنند. این شاخص، از منظر مدیریت بحران اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد جامعه هنوز درگیر نوعی «فروپاشی ذهنی» یا ناتوانی گسترده در تصمیمگیری نشده است.
در کنار این بعد شناختی، منابع معنوی نیز نقشی مهم در حفظ ثبات روانی جامعه ایفا کردهاند. یافتههای پیمایش نشان میدهد عناصر امید، ایمان و معنا در کنار شبکههای حمایتی اجتماعی، به عنوان منابع مهم تقویت تابآوری جامعه عمل میکنند. چنین عواملی در بسیاری از مطالعات جهانی درباره مدیریت بحران نیز به عنوان ستونهای پایداری اجتماعی شناخته میشوند؛ زیرا در شرایطی که منابع مادی محدود میشوند، منابع معنوی و اجتماعی میتوانند تا حدی خلأ ایجاد شده را جبران کنند.
با این حال، مهمترین نکتهای که در نتایج پیمایش برجسته میشود، وضعیت بُعد اقتصادی تابآوری جامعه است. دادهها نشان میدهد فشارهای ناشی از اختلال در زنجیرههای تأمین، افزایش هزینههای زندگی و محدودیت منابع، به تدریج به مهمترین عامل فشار اجتماعی تبدیل میشود. اقتصاد در چنین شرایطی تنها یک مسئله معیشتی نیست؛ بلکه عاملی است که میتواند سایر ابعاد تابآوری جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تجربه بسیاری از بحرانهای جهانی نشان میدهد که فشار اقتصادی اگر طولانی شود، ابتدا بر امنیت روانی افراد اثر میگذارد و سپس اعتماد اجتماعی و همبستگی جمعی را نیز تضعیف میکند. به همین دلیل، اقتصاد در شرایط جنگی صرفاً حوزهای فنی یا مدیریتی نیست؛ بلکه به بخشی از معادله پایداری اجتماعی تبدیل میشود. به بیان دیگر، حفظ تابآوری جامعه بدون مدیریت فشارهای اقتصادی عملاً ممکن نخواهد بود.
در کنار این مسئله، ترکیب جمعیتی نمونه آماری پیمایش نیز نکته قابل توجهی را نشان میدهد. حضور گسترده گروه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال در میان پاسخدهندگان اهمیت ویژهای دارد، زیرا این گروه نه تنها بخش مهمی از نیروی کار و اقتصاد جامعه را تشکیل میدهد، بلکه در بسیاری از تحولات اجتماعی نیز نقش تعیینکننده دارد. برداشتها و نگرشهای این نسل میتواند شاخص مهمی برای ارزیابی پایداری اجتماعی در میانمدت باشد.
از سوی دیگر، نتایج پیمایش بر نقش شبکههای اجتماعی سازمانیافته در تقویت سرمایه اجتماعی نیز تأکید میکند. دادههای مربوط به سابقه فعالیت اجتماعی پاسخدهندگان نشان میدهد شبکههای سازمانی میتوانند در شرایط بحران به تقویت حس همبستگی و حمایت متقابل کمک کنند. در بسیاری از جوامع، وجود چنین شبکههایی به عنوان یکی از عناصر مهم مدیریت بحران شناخته میشود، زیرا امکان بسیج سریع منابع انسانی و اجتماعی را فراهم میکند.
با وجود این ظرفیتها، یک نکته کلیدی در تحلیل این دادهها وجود دارد: تابآوری جامعه یک سرمایه ثابت و دائمی نیست. این ظرفیت اجتماعی در صورتی پایدار میماند که سیاستگذاری عمومی بتواند شرایط لازم برای حفظ آن را فراهم کند. در غیر این صورت، فشارهای اقتصادی و روانی ممکن است به تدریج این سرمایه اجتماعی را فرسوده کند.
از همین رو، پیشنهادهای سیاستی مطرحشده در این پیمایش اهمیت ویژهای دارند. تقویت ارتباطات عمومی شفاف برای کاهش اضطراب اجتماعی، توسعه خدمات سلامت روان، فعالسازی شبکههای اجتماعی محلی و طراحی سیاستهای حمایتی معیشتی از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری جامعه را در شرایط بحران تقویت کند. چنین سیاستهایی در واقع تلاش میکنند میان مدیریت اقتصادی بحران و حفظ ثبات اجتماعی پیوند برقرار کنند.
در نهایت، نتایج این پیمایش نشان میدهد جامعه ایران در شرایط جنگی هنوز از ظرفیت قابل توجهی برای سازگاری برخوردار است. این ظرفیت را میتوان یکی از مهمترین سرمایههای ملی در عبور از بحران دانست. اما این سرمایه اجتماعی تنها زمانی حفظ میشود که سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی بتواند فشارهای معیشتی را مدیریت کند و منابع امید و همبستگی را تقویت نماید. آینده تابآوری جامعه، بیش از هر چیز، به این پیوند میان اقتصاد، اعتماد اجتماعی و مدیریت بحران وابسته است.




نظر شما