مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸
برای بچه‌هایی که رنج دوران دیده‌اند

حالا دیگر کودکان خردسال ایران هم می‌توانند این سروده نادر ابراهیمی را با آوای محمد نوری زمزمه کنند و مدعی شوند که؛«ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود، خون دل‌ها خورده‌ایمما برای آنکه ایران خانه خوبان شود، رنج دوران برده‌ایم...»

قبلا این ترانه را در وصف حال کسانی می‌خواندند که پس از سال‌ها تلاش علمی و فرهنگی، به قله‌های علم و دانش رسیده بودند و عمری برای ایران رنج کشیده بودند و خون دل خورده بودند. اما چه رنج و خون دلی عمیق‌تر و دردآورتر از تحمل رنج جنگ و آتش و آوار است؟

کودکان این نسل خیلی زود بزرگ شدند و خیلی زود فهمیدند که باید پای کار ایران بایستند و برای حفظ ایران رنج بکشند. کودکانی که در نیمه شب 23 خرداد 1404 با صدای انفجار از خواب پریدند، ترسیدند، گریستند و به آغوش مادرشان پناه بردند تنها با گذشت 8 ماه تبدیل شدند به بزرگانی که پنجاه شب است بدون ترس و اضطراب، در خیابان ایستاده‌اند و شعار می‌دهند، حتی از کف خیابان رد موشک‌های رد و بدل شده را نگاه می‌کنند و برای سید مجید هورا می‌کشند که؛ بزن که خوب می‌زنی. و توقع دارند همان موقع رد شلیک موشک به سمت سرزمین‌های اشغالی را در آسمان ببینند؛ و به روی خودشان نمی‌آورند که صحبت از پرتاب موشک‌های چند تنی به 2000 کیلومتر آن‌طرف‌تر است.

اینکه جنگ، موشک، انفجار و کشته شدن در مسیر هدفی مقدس، برای مجاهدان و مبارزان عادی باشد را می‌توان فهم کرد اما تحمل این اتفاقات برای کودکان و نوجوانان 5 و 6 و 10 و 12 ساله هنوز نیاز به فحص و بحث فیلسوفان و جامعه‌شناسان دارد. ایرانی‌ها در طول تاریخ نشان داده‌اند که در شرایط خاص و بویژه وقتی که پای خاک و وطن به میان باشد، عکس‌العمل‌هایی دور از انتظار و خلاف پیش‌بینی‌های معمول نشان می‌دهند و این روحیه از خردسالی در این قوم قابل مشاهده است.

بچه‌های ایرانی زیر حجم انبوه بمباران و موشک‌پرانی ظالمان بین‌المللی نشسته‌اند و در دفترهای‌ نقاشی‌شان موشک صورتی ترسیم می‌کنند و شب‌ها نقاشی به دست در خیابان شعار مرگ بر اسراییل می‌دهند و هیجان‌آفرینی می‌کنند و توقع دارند همان موقع رد شلیک موشک به سوی سرزمین‌های اشغالی را در آسمان ببینند؛ همین‌قدر ساده و صادق. اما چه کسی می‌تواند رنجی که جنگ بر انسان تحمیل می‌کند را نادیده بگیرد، هر چقدر شرایط را عادی تصور کنیم، هر چقدر با آن شوخی کنیم باز هم جنگ بزرگترین و وحشتناک‌ترین رخدادی است که یک انسان ممکن است با آن مواجه شود.

مگر روح و ذهن یک کودک چقدر تاب‌آوری دارد که رنج جنگ را تحمل کند، و بدتر اینکه مگر جسم نحیف کودک مینابی چقدر قدرت دارد که در مقابل موج و آتش و آوار ایستادگی کند. آن هم دو جنگ پشت سر هم و در برابر آخرین تکنولوژی‌ها و مدرن‌ترین سلاح‌ها.بازماندگان جنگ 12 روزه و جنگ رمضان که امروز خردسال هستند حتما شایسته‌ترین کسانی‌اند که می‌توانند تا سال‌ها زمزمه کنند؛ «ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود، رنج دوران برده‌ایم...»

کد مطلب 2208889

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =