به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عباس ملکی، عضو هیئت مذاکرهکننده قطعنامه ۵۹۸ و معاون پیشین وزارت امور خارجه، در بخشی از گفت و گوی خود با خبرگزاری خبرآنلاین، به بیان نکاتی درباره قطعی اینترنت، انتقادات به تیم مذاکره کننده و ... پرداخت. در ادامه بخشی از این گفت و گو را می خوانید؛
* یک سری انتقادات به تیم مذاکرهکننده و موضوع مذاکرات مطرح میشود که آنها را میتوان در چند قالب بررسی کرد. برخی به آقایان عراقچی و قالیباف انتقاد میکنند، برخی میگویند چرا جزییات مذاکره مطرح نمیشود و اطلاع رسانی درستی صورت نمیگیرد که به همان مدیریت وزارت خارجه بر میگردد. برخی هم کلا مخالف مذاکرات هستند که در قالب دیگری تعریف میشوند. شما مدیریت وزارت خارجه را چطور ارزیابی میکنید؟ همچنین نظرتان درباره ترکیب تیم مذاکرهکننده و به خصوص نقش آقای قالیباف چیست؟
اگر بخواهیم ایدهآلی به موضوع نگاه کنیم، میتوانستیم بگوییم که ایران میتوانست یک تیم ایدهآل خیلی آرمانی، بدون تفاوت و اختلافات در ذهنیتشان، داشته باشد. این شدنی نیست و هیچ جای دنیا اینطور نیست. فراموش نکنیم مذاکره کننده یک انسان است و به قول هربرت سایمون عقلانیت محدود(Bounded Rationality) دارد. ذهن انسان تا اندازه مشخصی میتواند کار کند. من تا ده شماره تلفن بیشتر نمیتوانم حفظ کنم، در حالی که یک ماشین حساب چند میلیمتری میتواند چند میلیون رقم را حفظ کند. پس اگر انسان هستند و پذیرفتهایم که انسان هم محدودیتهای خاص خود را دارد، به نظرم تیم مذاکرهکننده خیلی خوب هستند.
در حال حاضر، آن دسترسی که قبلا به رهبری بود که در مجموعه کارها همیشه بودهاند و تمام مسائل قبل را میدانستند، نیست. یک بار از خود ایشان شنیدم که میگفتند از قبل انقلاب، روابط ایران و امریکا را رصد میکردم و میدانم چه گذشته است. دوما آقای دکتر لاریجانی و آقای دکتر خرازی را ندارید. دشمن میدانست که چه کسانی را ترور کند. کسانی که با ترور آنان – به زعم خودش – مذاکره و تصمیمگیری سیاست خارجی را فلج کند. الآن به نظر من آقای قالیباف، مناسب هستند، هم از این نظر که رئیس قوه مقننه هستند و هم این که در بخشی از رشتهها از جمله نظامی سوابقی دارند و میتوانند از آن استفاده کنند. آقای عاصم منیر با ایشان نسبت به یک وزیر خارجه، راحتتر صحبت میکند.
سیاست خارجه مانند قبل نیست که فقط دیپلماتها با هم صحبت کنند. یک سلبریتی یا یک نظامی هم میتوانند کار سیاست خارجی را انجام بدهند. همانطور که مشاهده میکنید الآن صحبت از آقای عاصم منیر، در دنیا بیشتر مطرح است تا نخست وزیر پاکستان. در عین حال که نخست وزیر پاکستان فرد محترمی است ولی میبینید که رئیس جمهور آمریکا آقای عاصم منیر را به ناهار دعوت میکند.
من شمردهام که فقط ۵ نفر با خارجیها مصاحبه میکنند
اگر چنین فرصتی برای ایران وجود دارد که آن طرف مذاکره، یک فرد نظامی باشد، چه دلیلی دارد که از چنین شبیهسازی استفاده نکنیم؟ به نظرم با تمام حرفهایی که گفته میشود، گروه مذاکره کننده ایران، با مقدورات و وضعیت ما و شوکهایی که در روزهای اول جنگ، آمریکا و اسرائیل علیه ایران و رهبری ایران، زیرساختها و میناب و بقیه حوادث اعمال کردند، تیم مذاکرهکننده خوب و مناسب هستند. باید آنها را حمایت کنیم و باید به آنها بازخورد و مشاوره دهیم و سناریوهای مختلف برایشان طراحی کنیم.
درباره روایت مذاکرات، اتفاقا سخنگوی وزارت خارجه فرد قابلی است اما مشکل ما مسئله اینترنت است. من و شما و هرکسی از این ۹۰ میلیون نفری که در ایران هستند، ممکن است برخی چند میلیون نفر و برخی دیگر یک الی دو نفر، دوست یا همکلاسی و یا حتی فردی که با او ارتباط کاری دارند، در خارج از کشور داشته باشند. چرا من نباید بتوانم عکسها و تصاویر میناب را برای اساتیدی که درMIT همکار من بودهاند بفرستم؟ چرا نباید برای هاروارد بفرستم؟ در حالی که آنان میتوانند خیلی تاثیرگذار باشند.
چرا فقط باید ۵ نفر از اندیشکدههای ایرانی دسترسی داشته باشند؛ من شمردهام که فقط ۵ نفر با خارجیها مصاحبه میکنند. در حالی که در دنیا معروف است که بیشترین تحصیلکردهها ایرانیان هستند. چرا خبرنگار خبرگزاریهای دیگر و کابلی نتوانند در ایران بیایند؟ پیشنهادم به همکار شما جناب نوروزپور این است که از خبرنگاران دیگر دعوت کنند و ببینند که نزدیک اصفهان چه رخ داده است و چند هواپیما آمده بودند و علاوه بر انسانها که آن جا شهید کرده بودند، پهپادها، حیوانات را در نزدیکی جزقویه به صورت اتوماتیک، کشتهاند. ببینید که آمریکاییها چه رسوایی به بار آوردند اما این روایتها ناگفته میماند. روایت جنگ و مذاکرات میماند. نمیدانم این تصمیم از کجا آمده است که اینترنت علیه منافع ایران است؛ چرا که دقیقا به نفع ایران است.
* روایت دسته اول را از ما گرفته است...
برخی اوقات الجزیره را نگاه میکنم. دست آن چند نفری که در این رسانه صحبت میکنند درد نکند، زحمت میکشند. برخی اوقات یک خانم صبح زود باید به استودیوی الجزیره به طور مثال در میدان صنعت برود و مصاحبه کند. بلاتشبیه فکر میکردم مانند بیروت که چطور دوربین نشان میدهد که همیشه هست، دوربینهای خارجی نشان دهند که دارند شعار میدهند و آن طرف انفجار رخ میدهد.
29215




نظر شما