به گزارش خبرآنلاین، تاکید بر حق دسترسی به اینترنت بهعنوان یکی از حقوق شهروندی و هشدار در مورد تبعات تداوم این وضعیت ازجمله تبعات اقتصادی آن، ۵۶ روز است که از زبان کارشناسان و متخصصان حوزههای متعددی شنیده میشود. وضعیتی که در آن، با گذشتن بیش از ۱۳۰۰ ساعت از خاموشی دیجیتال و طبیعتا قطع عموم راههای ارتباطی و رسانهای و در دسترس نبودن رسانههای اجتماعی جهانی، صداوسیما و خبرگزاریها و روزنامههای داخلی به تنها منابع خبری تبدیل شدهاند. البته، درصدی که از تعداد دقیق آنها مطلع نیستیم، با دسترسی به سیمکارتهای اصطلاحا «سفید» و این روزها «پرو» و عدهای دیگر با پرداخت هزینههای بالای روشهای عبور از محدودیتها، علیرغم جرمانگاری برخی از آنها، به منابع خبری دیگر مانند شبکههای اجتماعی اینستاگرام و ایکس (توئیتر سابق) دسترسی پیدا میکنند. همینطور کسانی، با وجود اختلالهایی که پارازیتها در پخش شبکههای تلویزیونی ماهوارهای فارسیزبان ایجاد میکنند، مخاطب خبر، تحلیل و گزارش این رسانهها هستند.
در این میان صداوسیما، در طیفی گسترده از دستهبندی، ازجمله «دفاع مقدس سوم»، «تحلیلها و ویژههای جنگ رمضان»، «نماهنگ: حماسه، وطن، شهادت»، «ویژهبرنامههای جنگ رمضان» و... برنامههای متعددی از «به وقت ایران» تا «قرارگاه» را روانه آنتن کرده است. این برنامهها هرچهقدر پرتعدادند ولی، به دایره کمتعدادی از کارشناسان و تحلیلگران محدودند و بهتبع بیشتر وقتشان به تکرار نظرات صاحبنظرانی میگذرد که به واسطه تعلقخاطر مشترک به یک جناح سیاسی، با هم متفقالقولند. به عنوان مثال وقتی حسین حسینی، مجری در گفتوگو با مصطفی خوشچشم، کارشناس (شبکه افق) میگوید طبق نظرسنجیها، ۸۷ درصد مردم خواستار ادامه جنگ هستند، کارشناس دیگری در استودیو حضور ندارد که از مجری در مورد جزئیات شیوه کار این مراکز نظرسنجی بپرسد و صحت و سقم نتایج و جنبههای نادیدهگرفتهشده احتمالی را بررسی کند. صحبت از اینکه صداوسیما فراهمآوردن زمینه چندصدایی را یکی از وظایف خود نمیداند و تنها برای گروهی خاص برنامه میسازد، صحبت تازهای نیست و از آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران (از ۹ اسفند ۱۴۰۴) همچون گذشته مورد انتقاد قرار دارد.
ابوالفضل آقابابا، عضو هیاتعلمی گروه جامعهشناسی دانشگاه دانش البرز و دانشآموخته دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران، ۱۲ سال از سالهای کار حرفهایاش را در تلویزیون گذرانده است؛ ازجمله ۸ ساله جنگ عراق با ایران را. او اردیبهشت ۱۳۵۸ به دعوت کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی برای کمکی یکماهه به تلویزیون رفت اما برای ۱۱ سال و ۸ ماه ماندگار شد. این مدرس و کارشناس رسانه، با توجه به تجربهاش در تولید و پوشش اخبار در دوران جنگ، معتقد است: درواقع نقش ایدئولوژیکی، هماکنون در برنامههای تولیدی و پوششی صداوسیما چنان پررنگ است که موجب میشود عملکرد این رسانه در آن سالها طلایی به نظر برسد.

انتظار اینکه تلویزیون، زمینه چندصدایی را فراهم کند، انتظاری بیش از حد است!
ابوالفضل آقابابا، نظر به لزوم تفکیک برنامههای صداوسیما از یکدیگر براساس نوعشان، ابتدا اشاره کرد که در هر رسانهای، «تولیدات» آن رسانه است که موجب تمایزش میشود. وگرنه تهیه ساعتها گزارش و گفتوگوی میدانی و پوشش زنده یا ضبط شده اتفاقات خیابانی، چیزی نیست که بتواند معیار سنجش عملکرد رسانه قرار بگیرد. چراکه: قلب هر رسانهٔ خبری، تولیدات خبری آن و نه پوشش اخبار است. او با اشاره به تغییر کار نیروهای تولید خبر به نیروهای پوشش میدانی در تلویزیون، گفت: «به این حساب تصور میکنم تلویزیون را نه رسانه که باید «واحد خبررسانی و تبلیغات» نامید که اتفاقا بهعنوان یک واحد خبری تبلیغاتی، خوب هم عمل میکند.»
این مدرس و کارشناس رسانه، گفتوگو را با مثالی ساده ادامه داد و گفت: «ضمن اینکه توجه داشته باشید، شما وقتی از درد به اورژانس بیمارستان مراجعه میکنید، تا درد را برطرف نکردهاند، انتظار این که چیزی در مورد شروع درمان بگویند، نمیرود. وضعیت ما هم حالا همین است. به سر بردن در موقعیت جنگی، فرصت بررسی عملکرد صداوسیما را، که پیش از این نیز مورد انتقاد بوده است، نمیدهد. ضمن اینکه وقتی تکصدایی حتی در موقعیت عادی، برای صداوسیما عادی به شمار میآمده، انتظار این که در موقعیت جنگی تغییر رویکرد دهد و زمینه چندصدایی را فراهم کند، بیش از اندازه به نظر میرسد! انتظار ما از صداوسیما، درواقع، حتی چندصدایی در موقعیت جنگی نیست چون فرصت چندصدایی را، هنوز حتی در موقعیت عادی هم فراهم نکرده است.»
تلویزیون، مایوس بودن از خود را، به رساترین زبانی که میتواند بیان میکند
به عقیده این عضو هیات علمی دانشگاه دانش البرز، تلویزیون به بیماری شبیه است که اتفاقا از شدت بیماری خود مطلع و از درمانشدن مایوس شده است. او به اظهارنظر وحید جلیلی، قائممقام فرهنگی رئیس صداوسیما در گفتوگو با شماره دوم از دوره هفتم ماهنامه «سوره»- تیر ۱۴۰۲، به عنوان یکی از نشانههای این یاس اشاره کرد. جایی که او گفته بود: «در رقابت باید برای خود مزیت نسبی ایجاد کنید. مزیت نسبی شما این است که روی ایران، اسلام، هویت و فرهنگ ایرانی و انقلاب اسلامی تاکید کنید، این توان رقابت شما را افزایش میدهد. بعضی اما نعل وارونه زدند و گفتند این توان رقابت شما را کاهش میدهد و اگر مخاطب وفادار میخواهید باید برای او ارزش افزودهای ایجاد کنید که رقیبتان ایجاد نمیکند. سالها گفتند خنثی باشید تا مخاطب جذب کنید. این هم نتیجه کار؛ هم عقبنشینی از آرمانها، هم از دست دادن مخاطب.»
آقابابا افزود: «تلویزیون، مایوس بودن از خود را، به رساترین زبانی که میتواند بیان میکند وقتی ارزیابیاش از نتیجه کار این است: «هم عقبنشینی از آرمانها و هم از دست دادن مخاطب.» برای همین میپرسم به چه زبانی بگوید تا باور کنید فقط برای مخاطبانی خاص برنامه میسازد و فقط میخواهد مخاطبی خاص را برای خود نگه دارد؟!»
تلویزیون، مایوس بودن از خود را، به رساترین زبانی که میتواند بیان میکند وقتی ارزیابیاش از نتیجه کار این است: «هم عقبنشینی از آرمانها و هم از دست دادن مخاطب» (وحید جلیلی در گفتوگو با ماهنامه سوره- تیر ۱۴۰۲) برای همین میپرسم تلویزیون به چه زبانی بگوید تا باور کنید فقط برای مخاطبانی خاص برنامه میسازد؟
تلویزیون اگر از مخاطب خود مایوس است، انگیزهاش از تاکید موکد بر برخورداری از مخاطب ۷۰ درصدی چیست؟ آماری که نخستینبار محسن شاکرینژاد رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما در برنامه شبکه خبر مطرح کرد و گفت: «در این نظرسنجی که اوایل تابستان (۱۴۰۳) اتفاق افتاد در روستاها ۷۸.۰۳، در شهرستانهای تابعه هر استان ۶۹.۰۹ و در مرکز استان ۶۷.۰۳ درصد مخاطب داشتیم و اگر میانگین بگیریم میزان مخاطب رسانه ملی تقریبا ۷۲ درصد است.» این آمار، از آن زمان (مهر ۱۴۰۳) تاکنون بارها مورد تاکید پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، محسن برمهانی، معاون سیما و دیگران مدیران سازمان قرار گرفته است.
آقابابا در پایان در پاسخ به اینکه آیا میان اذعان به برنامهسازی برای طبقهای خاص از سوی قائممقام فرهنگی پیمان جبلی و تاکید بر مخاطب ۷۰ درصدی از سوی پیمان جبلی، تناقض نمیبیند گفت: «کسی که از خود مایوس است، مدعی نادیده گرفته شدن دستاوردهایش میشود و بارها توضیحشان میدهد. اساسا رسانهای که کارش را برای مخاطب توضیح دهد، یعنی خودش میداند کجای کارش میلنگد. یعنی با وجود استفاده از عنوان «ملی»، کارش به دست همه بهعنوان مخاطب نمیرسد. چراکه اگر میرسید، مخاطب خودش آن را میدید و مثل حالا، نیازی به شنیدن توضیح در مورد چیزی که به دستش نرسیده است، نداشت.»
۲۴۲۲۴۲




نظر شما