به گزارش خبرآنلاین، «خلاف تصور عمومی که آموزش مجازی را معادل تعطیلی کار معلم میداند، تدریس آنلاین مساوی است با کار چند برابر.» این را سمیه، معلم کلاس دوم ابتدایی میگوید. کلاسی که هر زنگ آن در حالت عادی ۴۵ دقیقه زمان دارد که هم شامل تدریس میشود و هم حل تمرین توسط دانشآموزان.
فرارو در خبری نوشت:آموزش مجازی، در ظاهر ساده به نظر میرسد: دو ساعت کلاس در روز و تمام؛ اما وقتی پای روایت معلمها وسط میآید، تصویر بهکلی تغییر میکند. آنچه دیده میشود، فقط بخش کوچکی از واقعیت است.
سمیه توضیح میدهد: «آن دو ساعت کلاس در واقع، فقط زمان حضور در «شاد» است، نه کل کار. آمادهسازی مبحث هر درس، ضبط ویدئو، ادیت، کم کردن حجم و بارگذاری، روزانه چهار تا پنج ساعت زمان میبرد. بعد از آن هم نوبت بررسی تکالیف و دادن بازخورد به دانشآموزان است. کاری که خودش یکی دو ساعت دیگر هم طول میکشد.» به گفته او، کار معلم نهتنها کمتر نشده، بلکه چند برابر شده است.
کلاسی که دیگر کلاس نیست
زمانی که مدارس حضوری بود، هر زنگ ۴۵ دقیقه بود، شامل تدریس، تمرین، پرسش و پاسخ. در آموزش مجازی اما این زمان به ۱۰ تا ۱۵ دقیقه مفید کاهش پیدا کرده است.
سمیه میگوید: «بخش زیادی از همین زمان کوتاه صرف این میشود که دانشآموزان بتوانند فایلها را دریافت کرده و چیزی در دفترشان بنویسند. در چنین شرایطی، یادگیری واقعی به حاشیه میرود.» او مجبور است یک مفهوم را چندبار توضیح دهد، بدون اینکه مطمئن باشد دانشآموز آن را آموخته است یا خیر.
تبدیل دانشآموزها به تماشاگر
هانیه، معلم کلاس چهارم از زاویه دیگری به همین مسئله نگاه میکند. او میگوید: «بسیاری از دانشآموزان -بهویژه در مدارس پسرانه- حوصله دیدن کامل ویدئوها را ندارند. بعضی آنها را با سرعت دو برابر تماشا میکنند و بعضی اصلا سراغشان نمیروند.»
علاوه بر این، تکالیف هم دیگر معیار قابل اعتمادی نیستند. به گفته هانیه، همان دانشآموزی که پیشتر برگه امتحان را سفید تحویل میداد، حالا همه پاسخها را کامل و بینقص مینویسد. این تغییر بیش از آنکه نشانه یادگیری باشد، نشانه حضور یک بزرگتر در کنار دانشآموز است.
وقتی اقتدار معلم فروریخت
یکی از تغییرات دیگری که کلاسهای مجازی را کاملا متمایز از تدریس حضوری میکند، احترام به جایگاه معلم و کلاس درس است. سمیه از دخالت مستقیم والدین میگوید؛ اینکه در طول کلاس، کنار دانشآموز مینشینند و در روند تدریس نظر میدهند. از شیوه آموزش گرفته تا اینکه چرا از یک دانشآموز خاص سوال پرسیده شده: «تصور کنید در تمام زمان تدریس، مادر دانشآموز هم داخل کلاس نشسته و در هر جملهای که میگویید، اظهارنظر میکند. این دقیقا اتفاقی است که در کلاسهای مجازی میافتد»
در کنار آن، خود دانشآموزان هم محدودیت کمتری احساس میکنند. ارسال استیکرهای نامرتبط، پیامهای خارج از موضوع و حتی اعتراض مستقیم به محتوای درس، بخشی از واقعیت کلاسهای مجازی شده است. او نمونهای را به یاد میآورد، دانشآموزی که با ارسال پیام صوتی در گروه کلاس، گفته بود «این مبحث به درد ما نمیخورد» و پیشنهاد داده بود معلم چه چیزی تدریس کند. اتفاقی که در کلاس حضوری، بهندرت رخ میدهد و با یک نگاه جدی معلم رفع میشود.
آموزش در بحران
در روزهای جنگ اما مشکل فقط اینترنت یا اپلیکیشن نبود. گاهی در میانه کلاس، صدای انفجار میآمد یا خانه دانشآموز میلرزید. سمانه، معلم اول ابتدایی، از لحظهای میگوید که یکی از دانشآموزان در حال درس خواندن بود و ناگهان شیشههای خانهشان شکست: من در این فضا چطور حواس دانشآموز را دوباره بر درس متمرکز کنم؟ او آن روز و شاید روزهای بعد هیچ چیز نمیآموزد.»
بعضی از دانشآموزان این روزها کاملاً از دسترس خارج شده بودند: «با خانوادههایشان به شهر یا روستای دیگری رفته بودند و ارتباطمان با آنها قطع میشد.» سمانه ادامه میدهد: «در این شرایط، اولویت دیگر درس نبود. مهم این بود که دانشآموزان کمتر بترسند».
سمیه به این نکته هم اشاره میکند که معلمها متوجه میشوند چه کسی خودش تکالیفش را نوشته یا نه: «دخالت اولیا در پایههای تحصیلی پایینتر، بیشتر است، تا حدی که حتی تکالیف آنها را مینویسند و کاملا مشخص است که چه کسی این مطالب را نوشته. یعنی در عین اینکه توقع از معلم بالا میرود، کسی از دانشآموزان توقع ندارد.»
مشکل از «شاد» هم هست
در مرکز تمام این مشکلات، اپلیکیشن شاد قرار گرفته که هنگام پاندمی کرونا برای تسهیل آموزش مجازی برقرار شد؛ هر سه معلم از اختلالهای مداوم این اپلیکیشن میگویند. پیامهایی که برای برخی ارسال میشود و برای برخی نه. ویدئوهایی که برای بعضی باز میشود و برای بعضی دیگر نه.
همچنین محدودیت زمانی نیز معلم را مجبور میکند تا ساعات پایانی شب یا حتی بامداد بیدار بماند تا فایلها را بارگذاری کنند. در چنین شرایطی، بخش زیادی از انرژی معلم صرف مدیریت ابزار میشود، نه آموزش. سمانه میگوید: «اگر سرعت کند و مشکلهای فنی را فاکتور بگیریم، همین ایجاد محدودیت «دو ساعت در روز» کار معلم و دانشآموزان را سختتر از گذشته کرده. تا ساعت ۹ شب باید صبر کنم تا امکان ارسال فایلها فراهم شود و این پروسه گاه تا صبح روز بعد ادامه پیدا خواهد کرد.»
برای سمانه، تجربه تدریس در شرایط جنگی معنای دیگری از آموزش مجازی را آشکار کرده است. او میگوید: «باید بین کلاسهای مجازی عادی و کلاسهایی که در شرایط بحرانی برگزار میشوند، تفاوت قائل شد. وقتی برای آلودگی هوا، کلاسها مجازی میشد، آنچنان سخت نمیگذشت. هم اینترنتها کمتر مشکل داشت و هم اینکه میدانستیم چند روز دیگر تمام میشود. پس میشد روزهای بعد تمام مطالب را مرور و رفع اشکال کرد.»
سمانه از زمانی میگوید که اعلام شد میتوانند کلاس درس را در اپلیکیشنهای دیگر برگزار کنند: «اتفاقا خوشحالم شدم و کلاس را به «بله» منتقل کردم. مشکل اما اینجا بود که دقیقا همان ساعتی که شاد قطع میشد، بله هم در دسترس نبود. علاوه بر این، هنگام برقراری گفتگوی صوتی در «شاد». نه متوجه میشوم صحبتهایم از کجا قطع شده که از همانجا دوباره توضیح دهم و نه حتی متوجه نمیشوم که چه زمانی قطع شده و صحبتهای منسجم نیست.»
پیشنهاد تکرار سال تحصیلی
در نهایت، همه این روایتها به یک نقطه مشترک میرسند: «دانشآموزان واقعا یاد میگیرند؟»
معلم نمیداند دانشآموز واقعا درس را فهمیده یا نه. نمیداند تکلیف را خودش انجام داده یا کسی دیگر. نمیتواند مطمئن باشد که حتی ویدئو را دیده است. سمانه صریحتر از بقیه میگوید: «اگر بالای سر دانشآموز نباشی، نه درس میخواند و نه یاد میگیرد.»
او تاکید میکند که امسال عملاً نه تدریسها عمیق بوده و نه یادگیری و پیشنهاد میدهد: «به نظر من دانشآموزانی که امسال را مجازی گذراندند، دوباره باید همین پایه تحصیلی را بگذرانند. وگرنه سالهای بعد با مشکل مواجه خواهند شد.»
آموزش مجازی، آنطور که از بیرون دیده میشود، فقط جابهجایی کلاس از مدرسه به خانه نیست. این تغییر، زمان، نقش، ابزار و حتی رابطه میان معلم و دانشآموز را دگرگون کرده است.
۲۳۳۲۱۷




نظر شما