به گزارش خبرآنلاین، مسعود آزاد بخت شعری با عنوان «وطن» در رابطه با شهدای مدرسه میناب و به ویژه شهید جاویدالاثر ماکان نصیری تقدیم کرده است که بدین شرح است:
بوی نیمکت بوی دفترهای خون آلوده در مینابِ ما
زنگ تفریح پای تخته یک صدا پیچیده در میناب ما
بوی سوختن در دبستان همچنان در حال اوج
خط آخر مانده نیمه، با وطن افتاده در مینابِ ما
زنگ دیگر کی صدا می آید از آن مدرسه با التهاب
مشق فرداهای کودک این چنین خوابیده در مینابِ ما
برف گچ می ریزد از تخته ولی تو خود بگو راز وطن
قطره قطره خون کودک چون گلی روییده در میناب ما
کوچه همراه من و تو مانده در باران دردی بی گناه
خود ببین چون زیر آوار دست و پا لرزیده در میناب ما
دفتر بسته شده در دست کوچک، آه از این تصویر درد
روی برگش ردّ رؤیایی که پایان بوده در مینابِ ما
دست کوچک مانده بر جا زیر آواری بزرگ
گونه ای از خواب معصومانه را بخشیده در میناب ما
روزی از باران بپرسم تو کجا بودی که آتش می گرفت
قصه ی کوتاه یک معصومِ باران خورده در میناب ما
چشم شب بی تاب مادر در پی نور امید
گریه کن مادر به خون دخترِ پاشیده در میناب ما
ردِّ کفشِ کوچک اما مانده بر خاک حیاط
تو کجایی نازنینم مادرت تنهای تنها مانده در میناب ما
روی تخته درس امروز جمله ای مانده به عنوان وطن
زیر آن با خون کودک زندگی تابیده در میناب ما.
شاعر: مسعود آزادبخت
2323




نظر شما