در گفتوگوها، چنان با تأمل و سنجیدگی سخن میگفت که گویی ابعاد مختلف هر مسئله را پیشتر در ذهن خود پیموده است. لبخند آرام و همیشگی او نیز به این حس میافزود که با مدیری روبهرو هستیم که هم به اندیشه تکیه دارد و هم به عمل؛ عقلگرایی که در میدان عمل نیز از جسارت و تصمیم برخوردار است. مدیری که به نظریه علاقه داشت و از مواجهه با مسائل پیچیده هراسی نداشت.
برای او فرهنگ صرفاً عرصه مدیریت روزمره نبود، بلکه میدان اندیشه، گفتوگو و تولید ایدههای تازه به شمار میرفت . خیلی بر ویژگیهایی چون نگاه آیندهنگر، علاقه به ساختن نظریههای کلان و شوق ورود به بحثهای فکری و ایدههای نوآورانه تأکید میکردند..حضور او در رأس رسانه ملی در مقطع خاصی از تاریخ کشور، فرصتی کمنظیر بود. گویی در آن زمان، میان اندیشههای راهبردی رهبر انقلاب و ذهن تحلیلگر و نظریهپرداز مدیری چون علی لاریجانی نوعی همافزایی شکل گرفته بود؛ همافزایی که میتوانست افقهای تازهای پیش روی رسانه ملی بگشاید.
در جلسات و دیدارها نیز شیوه مواجهه او با مسائل، مبتنی بر گفتوگو و تحلیل بود. کمتر پیش میآمد که واکنشهای شتابزده یا صرفاً احساسی از او دیده شود. برای او روابط سطحی و هیجانی جذابیتی نداشت؛ آنچه جستوجو میکرد، گفتوگوهای عمیق، فکری و معنادار بود؛ گفتوگوهایی که بتواند راهی برای حل مسئله بگشاید.
وقتی رسانه ملی را ترک کرد، مسیرهای متعددی برای مدیران پس از خود باقی گذاشت. با این حال، مقایسه مدیریت امروز رسانه ملی با آن دوره، گاه این احساس را در ذهن پدید میآورد که از مسیری روشن به راهرویی تاریک و بنبستگونه وارد شدهایم؛ وضعیتی که در عصر پیچیده و پرشتاب رسانهای، برای مدیریت فرهنگی کشور مایه تأمل و نگرانی است.علی لاریجانی در رفتار و گفتار خود گونهای از عقلانیت را به نمایش گذاشت که کمتر در میان مدیران اجرایی فرهنگی کشور دیده میشود.یاد و نام او به عنوان مدیری عقلگرا، عملگرا و اهل اندیشه در حافظه فرهنگی این سرزمین باقی خواهد ماند.
روحش شاد و با اولیای الهی محشور باد
5959




نظر شما