خبرآنلاین: برخی جریانهای سیاسی در ایران به به کلمه مذاکره آلرژی پیدا کرده اند که این آلرژی جنگ و صلح نمیشناسد. هم زمانی که مذاکرات سعدآباد بین ایران و سه کشور اروپایی در جریان بود این آلرژی خود را نشان داد و هم در سالهای اخیر. اوج تشدید این آلرژی از زمان مذاکرات هسته ای ایران و۱+۵ که به برجام ختم شد نمود نمود پیدا کرد.
حتی حالا هم که محمدباقر قالیباف که از تبار نظامیان و اصولگرایان است به مذاکره رفته این واکنش آلرژیک دامن او را گرفته است.
محسن کوهکن، نماینده ادوار مجلس، با تأکید بر لزوم یکصدایی حاکمیت در سیاست خارجی، معتقد است دستگاه دیپلماسی باید از انتقادات داخلی بهعنوان اهرمی برای افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات استفاده کند.
این فعال سیاسی اصولگرا ترکیب فعلی هیئت مذاکرهکننده و حضور قالیباف در کنار دولت پزشکیان را تدبیری هوشمندانه برای ایجاد وفاق و کاهش حساسیتها دانست.
مشروح گفتوگوی خبرآنلاین با محسن کوهکن را در ادامه بخوانید؛
****
* در شرایط کنونی جریان تندرو مجدداً دارد جان میگیرد و میداندار میشود. در آخرین مورد شاهد این بودیم که یکی از نماینده ها تهدید کرده که اگر میز مذاکره ذلتباری چیده شود، خانه مذاکرهکنندگان را روی سرشان خراب میکنند. چرا دوباره این فضا شکل گرفته است؟
به حکم تدبیر و منطق، پیام کلان خارجی ما باید یک تکصدایی داشته باشد؛ در این هیچ بحثی نیست. یعنی حاکمیت قطعاً باید کاری کند که کسانی که آن طرف مرزها هستند از حاکمیت یک پیام را بشنوند؛ در این هیچ شکی نیست. این نکته اول که بسیار هم مهم است.
نکته دوم، این خطکشیها و نوع برخورد با دیدگاههای مختلفی است که در داخل و در مورد سیاست خارجی وجود دارد. ما در گذشته هم این را داشتیم. من فکر میکنم دستگاه دیپلماسی ما اولاً از نگاه منتقدین خوب استفاده نکرده و بعد هم نتوانسته به یک چارچوبی برسد که حرفها زده شود اما به مناقشه کشیده نشود.
ببینید، من یک زمانی در مجلس دهم (خب حالا بحث برجام و اینها در مجلس نهم تصویب شده بود و ادامهاش آمده بود مجلس دهم) از بعضی آقایان که متولی امر سیاست خارجی بودند گلایه داشتم. به آنها گفتم: «ببینید، شما با دشمنان ملت مینشینید و بگو و بخند میکنید، اما تا یکی در داخل، به حق یا ناحق، انتقادی میکند، یکدفعه پرخاش میکنید. یکی میگفت برو به جهنم، آن یکی میگفت اینها دلواپس هستند؛ این درست نیست.
بعد برایشان مثال زدم و گفتم که ببینید، در همه جای دنیا معمولاً دولتها و آن کسی که متولی امر سیاست خارجی است، در مذاکرات از نظرهای متفاوت داخلی بهخصوص آنجا نظرات تندتر است، برای بالا بردن قدرت چانهزنی خود استفاده میکنند.
برای نمونه، زمانی من عضو گروه دوستی پارلمانی ایران و ایتالیا بودم. منافقین آمده بودند جلوی پارلمان ایتالیا رفته و صحبتی کرده بودند. ما این گلایه را مطرح کردیم، اما متولی دولت ایتالیا حرفش این بود که: ما تفکیک قوا داریم. موضع رسمی کشور ما از طریق وزارت خارجه اعلام میشود و سیاست ما هم در ارتباط با دولت جمهوری اسلامی مشخصاً این است. بنابراین دولت ایتالیا نمیآمد به صرف اینکه با کشوری رابطه دارد به نماینده نمی گوید که شما دارید روابط را خدشهدار میکنید.
اما متأسفانه هر وقت بحث مذاکره پیش میآمده، دولتیها انتظار داشتند همه تایید کنند. در حالی که هنر دیپلماسی ما باید این باشد که اولاً با زبانی کاملاً اغنایی با منتقدین حرف بزند و ثانیاً از این انتقادات تند برای بالا بردن قدرت چانهزنیاش استفاده کند. یعنی باید از مخالفتهای داخلی برای قبولاندن حرف خودمان به طرف مقابل استفاده کنیم. هرچندکه من معتقدم آمریکاییها و صهیونیستها (که اصلاً به رسمیت نمیشناسیم) برای حل مشکل نمیآیند، بلکه برای «مذاکره برای مذاکره» میآیند تا زمان بخرند.
ما نباید به این ورود کنیم که یک نماینده چه می گوید. در مقابلش ممکن است ۱۰۰ نفر ملایمتر باشند و ۵۰ نفر هم مذاکرات را تایید کنند. ما باید نگاه جامعه را معطوف کنیم به سه پایه اقتدار کشور: «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان و حضور مردم». البته این به معنی انتقاد نکردن نیست. ممکن است در بخش میدان اتفاقی بیفتد یا کسی شعار تندی بدهد؛ اینجا باید با ملایمت و برادرانه برخورد کرد تا مسیر اشتباه نرود. در دیپلماسی هم ممکن است وزیر امور خارجه حرف اشتباهی بزند؛ مگر وزیر یا مذاکرهکننده معصوم هستند؟ مهم این است که آنها را قبول داشته باشیم و پشتشان محکم باشد، اگر هم انتقادی هست مطرح کنیم. کفِ باور به دموکراسی این است که ظرفیت تحملمان را نسبت به هم بالا ببریم.
* اتفاقا الان مذاکرهکننده اصلی با طرف آمریکایی آقای قالیباف رئیس مجلس است. فکر میکنید او موضوع را برای نمایندگان حلوفصل نمیکند؟ یا قبل از او وزیر خارجه با اعضای کمیسیون امنیت ملی یا بقیه نمایندگان جلسه گذاشته نمیشد؟
در گذشته بارها پیش میآمد که اتفاقی در اقتصاد یا سیاست خارجی میافتاد و یک جلسه غیرعلنی میگذاشتند. بالاترین مقامات با کارشناسان میآمدند، حرفها و انتقادها را میشنیدند و ابهامات رفع میشد. این فضا خودش کمک میکند.
درباره آقای دکتر قالیباف، برداشت شخصی من این است که حاکمیت خواسته از موضعی مدبرانه عمل کند. اگر این تدبیرِ آقای پزشکیان یا تدبیر حاکمیت بوده، تدبیر درستی است. شما برای مذاکره، وزیر امور خارجه را دارید که پیشقراول و تابلوی سیاست خارجی است، اما از آن طرف شخصی از قوه دیگر (رئیس مجلس) هم حضور دارد. نظام به هر دو (هم آقای عراقچی/وزیر خارجه و هم آقای قالیباف) اعتماد کرده تا این مجموعه کامل شود. این کار دو فایده دارد: اولاً اگر فردا نیاز به توجیه در مجلس بود، نفر اول مجلس خودش در بطن مسائل بوده و مسیر راحتتر طی میشود. ثانیاً حتی در هیئت افرادی را انتخاب کردند که از منتقدین جدی برجام بودند؛ این هم تدبیر خوبی بود.
زمانی که برجام مطرح شد، دو اتفاق افتاد که هم برای برجامیون و هم منتقدین هزینه داشت. باید از گذشته تجربه بگیریم. در دولت گذشته، آقای روحانی خودش را عقل کل میدانست و اصلاً نیازی نمیدید که بقیه را شریک کند. در صورتی که اگر من جای ایشان بودم، همین کاری را میکردم که الان دولت آقای پزشکیان میکند؛ یعنی «شریک مذاکره» میگرفتم تا نشان دهم چیزی در پسِ پرده ندارم. اگر در جریان برجام چند نفر از منتقدین مجلس در مذاکرات بودند، اولاً بدنه مجلس راحتتر به میدان میآمد، ثانیاً شهید لاریجانی اینقدر آماج حمله قرار نمیگرفت که بگویند برجام را ۲۰ دقیقهای تصویب کرد.
باید تحملمان را بالا ببریم. یک نکته مهم بگویم: وقتی بحث «پالرمو» در مجلس دهم مطرح شد، من به آقای لاریجانی گفتم: «آقای دکتر، عدهای تا ابد میگویند شما برجام را ۲۰ دقیقهای تصویب کردید. الان پالرمو هم حساسیت بالایی دارد؛ اجازه دهید فضا کاملاً باز باشد و هر کس هر چه میخواهد بگوید تا آن ذهنیت برجام تکرار نشود. ایشان قبول کرد و در مورد پالرمو وقت داد و همه حرفشان را زدند. نهایتا هم پالرمو تصویب شد. هیچ روزنامه ای هم ننوشت پالرمو را لاریجانی تصویب کرد و همه گفتند که مجلس آن را تصویب کرد.
* اینکه میگویند برجام ۲۰ دقیقهای تصویب شد، نشاندهنده این است که تصمیمات در شورای عالی امنیت ملی و تصمیم کلان نظام بوده است. اینطور نیست؟
من الان نمیخواهم مفاد برجام را نقد یا تایید کنم، بحث من «شکلی» است. باید طوری موضوع را مطرح کرد که شک و شبهه به حداقل برسد و کسانی که صاحبصلاحیت هستند در جریان باشند. وقتی نمایندگان ندانند، حساس میشوند و اعتراضشان بالا میرود.
یک نمونه بگویم؛ آن زمان وزیر صنعت آمد و درباره قرارداد سایپا و سرمایهگذاری در کاشان حرف زد. ما در کمیسیون صنایع بودیم، گفتیم قرارداد چیست؟ با پررویی تمام به وکلای ملت گفتند: «این محرمانه است!» یک قرارداد اقتصادی برای سرمایهگذاری را گفتند محرمانه است و ندادند. وقتی ترامپ آمد و برجام را پاره کرد و فرانسویها دُمشان را گذاشتند روی کولشان و رفتند، معلوم شد چه کلاهی سرمان رفته. هر قرارداد اقتصادی تضمینی میخواهد؛ شما چه تضمینی از طرف فرانسوی گرفته بودید؟ این کارها نمایندگان را حساس میکرد.
من اینجا از آقای دکتر پزشکیان تشکر میکنم. دولت در این مدت دو کار کرد که منِ منتقد هم تحسین میکنم: یکی اینکه آقای عارف معاون اول ایشان در روز اول جمله بسیار مهمی گفت که باید با آب طلا نوشت؛ گفت: «میدان و دولت در خدمت مردم هستند.» دوم اینکه آقای پزشکیان در مذاکرات، ترکیب هیئت را طوری چیده که شک و گمان را برای کسانی که ذهنیت منفی داشتند کم کند.
الان آقای پزشکیان با تفاهم و توافق بر سر ترکیب هیئت، دارد این حساسیتها را مدیریت میکند. البته بحث جنگ و مسائل کلان نظام مهمتر است، اما نباید انتظار داشته باشیم هر کس وزیر خارجه شد، بقیه فقط حمایت کنند؛ باید باز برخورد کرد، تا جایی که محرمانه بودن اجازه میدهد.
البته من منکر نیستم که گاهی برخی توضیحات ضرر دارد. مثلاً الان یک عده خواستهاند از آقای قالیباف دفاع کنند، اما حرفی زدهاند که به نظر من نباید میزدند. مثلا برخی گفتند آقای قالیباف در صنایع موشکی و در کنار شهید تهرانیمقدم و شهید حاجیزاده یک پایه قضیه بوده، یا در جنگ ۱۲ روزه و رمضان نقش داشته است. این یعنی ناخودآگاه به کسی که دنبال ترور است میگویید قالیباف در این قضایا نقش موثر داشته است!
باید بپذیریم که مسئولان باید با اصحاب رسانه و منتقدین بنشینند. آقای لاریجانی که در دور اول دبیری شورای عالی امنیت ملی، مدیران مسئول رسانهها را دعوت میکرد، میگذاشت حرف بزنند و بعد شرایط را باز میکرد. این گفتگوها باعث وحدت میشود. وقتی وحدت داشته باشیم، پاسخ ایرادات در حاشیه داده میشود و انتقادها دیگر آهنگ تندی نمیگیرد.
* همانطور که گفتید این نبود ارتباط با تیم مذاکره کننده به دلیل شرایط امنیتی است. به این هم اشاره کردید که از مجلس هم در ترکیب مذاکرات حضور دارند. پس مسئله ظریف و روحانی نیستند که الان در تصمیم گیری های کشور جایی ندارند. گویا یک آلرژی به اسم مذاکره وجود دارد که مذاکره کننده ظریف، عراقچی یا قالیباف باشد عود می کند.
«آلرژی» که در نمایندگان وجود دارد، ناشی از عملکرد قبلیها در قضیه برجام است. دولت آقای پزشکیان به حق دنبال این است که با این ترکیب هیئت، آن آلرژی را کم کند. ما باید قدرشناس باشیم و از ایشان و آقای عارف (که بسیار سنجیده حرف زده) تشکر کنیم.
اشتباهات گذشته و برخورد بد با منتقدین، یک سنگبنای غلط و غیراخلاقی بود که الان دولت فعلی دارد هزینهاش را پرداخت میکند. اما چون آقای پزشکیان با صداقت رفتار میکند و بدجنسی برخیها را ندارد، قضیه بهتر پیش میرود. من خوشبین هستم. باید انتقادات را تحمل کنیم. من همانقدر که از آقای قالیباف حمایت میکنم، از وزیر امور خارجه هم دفاع میکنم. اگر ۹۵ درصد حرفهای ایشان درست است، باید روی آن محکم ایستاد و حمایت کرد تا با اقتدار عمل کنند.
۲۹۲۱۱




نظر شما