مذاكرات اسلام آباد

ایثارگران سفید پوش

با بازخوانی تجربه‌های مستقیم خود از حملات هوایی و واکنش فوری امدادگران، از فداکاری‌هایی می‌گونید که نه تنها جان‌ها را نجات داد، بلکه معنای امنیت و مقاومت را برای نسل امروز بازتعریف می‌کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از سنندج، بابک هدایی رئیس مرکز اورژانس پیش‌بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه، در مراسم بارخوانی ایثار کادر درمان، با اشاره به سختی‌ها و حوادث دوران جنگ تحمیلی اخیر، از ایثار کادر درمان و نیروهای نظامی و امنیتی تجلیل کرد و امنیت امروز را مدیون فداکاری آنان دانست و به بیان تجربیات و مشاهدات خود از دوران جنگ پرداخت و در این باره می‌گوید: ما امروز اینجاییم و این امنیت را مدیون خون شهدا و نیروهای نظامی و امنیتی هستیم که در جای جای این مملکت مشغول خدمت هستند و اقتدار کنونی جمهوری اسلامی مرهون تلاش این عزیزان است،

هدایی از مقام معظم رهبری و ۱۶۸ کودکی که در حملات ناجوانمردانه به شهادت رسیدند، یاد کرد و با اشاره به آغاز حوادث جنگ چنین گفت: صبح زود روز دوشنبه، یازدهم اسفند ماه، در حالی که عازم محل کار بودم، صدای عبور هواپیماها و پس از آن انفجارها به گوش رسید. ابتدا منطقه ۲۵ سنندج و سپس مناطق مسکونی و نزدیک آن هدف اصابت موشک قرار گرفتند.

او با تأکید بر اینکه این حملات نظامی نبوده و مناطق مسکونی را هدف قرار داده است، اضافه می‌کند: مناطق مسکونی، حتی فقیرترین قسمت‌های شهر، مورد هدف قرار گرفته‌اند.

رئیس اورژانس، از واکنش سریع و همبستگی نیروهای امدادی و خدماتی، از جمله همکاران هلال احمر، در همان لحظات اولیه حادثه قدردانی کرد و گفت: همه نیروهای امدادی و خدماتی پای کار آمدند و به کمک آسیب‌دیدگان شتافتند.

هدایی همچنین در ادامه سخنان خود به لحظه ناگوار شنیدن خبر شهادت مقام معظم رهبری اشاره کرد و با صدایی که از تأثر می‌لرزید، گفت: از شدت ناراحتی و اندوهی که وجودم را فرا گرفت، برای لحظاتی توان انجام هیچ کاری را نداشتم و از اعماق وجودم غصه خوردم.

او با ذکر جمله معروف حضرت زینب (س)، « ما رَاَیْتُ اِلاّ جَمیلا.»، شروع حوادث جنگ را روایت کرد و بر زیبایی و شکوه مقاومت و فداکاری تأکید کرد و با توصیف صحنه شهیدی که بدون سر بود و نوری عجیب در جسد او مشاهده کرده، به قداست شهدا و آرامشی که در کنارشان حس می‌شده، اشاره می‌کند و این حس را قابل بیان نمی‌داند.

رئیس مرکز اورژانس پیش‌بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه، داستان شیرزنی از دانشگاه علوم پزشکی کردستان را تعریف می‌کند که پس از دو بار جستجو در میان ۲۵ شهید، توانسته همسر شهیدش را پیدا کند و این را نمادی از ایثار و قدرت زنانه در شرایط سخت توصیف می‌کند.

هدایی، زیبایی جنگ را در تلاش شبانه‌روزی و ایثارگری‌ها می‌داند و مقایسه‌ای بین شرایط رفاهی کادر درمان و نظامیان در خط مقدم انجام می‌دهد و تأکید می‌کند: وظیفه ما روایت کردن این وقایع برای نسل جوان است.

او با بیان جمله‌ای تلخ اما گویا، تأکید می‌کند که اگر کسی به ما تجاوز کرد، باید با متجاوز برخورد کنیم و این را به موضوع حمله به آمبولانس و مراکز درمانی پیوند می‌زند.

رئیس مرکز اورژانس پیش‌بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه، به حضور سریع تیم‌های امدادی در صحنه حوادث اشاره می‌کند و خاطره‌ای از زمان رسیدن به صحنه در حالی که هواپیما در حال سقوط بوده را تعریف می‌کند.

هدایی با اشاره به ۳۷ نقطه بمباران شده به صورت همزمان در یک روز که همه‌ این بمباران ها غیرنظامی بودند، می گوید: در شرایطی که منطقه شاهد بمباران‌های گسترده و حملات به مناطق غیرنظامی بود، امدادگران و کادر درمان با ایثارگری مثال‌زدنی در خط مقدم خدمت‌رسانی به مردم حاضر شدند.

او همچنین با بغضی در گلو، از مقاومت ستودنی و ایثار بی‌نظیر خانواده‌های معظم شهدا یاد کرد و گفت: در مقابل صلابت و استواری این عزیزان، احساس شرمندگی می‌کنم. دیدن مادر سرباز شهیدی که با قلبی سرشار از ایمان و استقامت، تنها تشکر می‌کرد و می‌گفت "ببخشید که باعث زحمت شما شدیم"، عمق فداکاری و تسلیم رضای الهی را نشان می‌داد و مرا بیش از پیش به فروتنی وادار کرد.

رئیس مرکز اورژانس پیش‌بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه، از حمایت دانشگاه علوم پزشکی کردستان و کادر درمان قدردانی کرد و گفت: با وجود افزایش ۱۲ تا ۱۸ درصدی ماموریت‌های اورژانس در تعطیلات، کادر درمان بدون وقفه به خدمت‌رسانی ادامه دادند. تصویری از فداکاری، ایثار و همدلی در دل بحران را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که چگونه در سخت‌ترین شرایط، روحیه انسانیت و خدمت به خلق، بر تاریکی‌ها غلبه می‌کند.

هدایی گفت: در اوج درگیری‌ها، دانشگاه علوم پزشکی کردستان دو پایگاه بهداشت و درمان، یکی ویژه بانوان در سقز و دیگری در منطقه دورافتاده دیواندره پایگاه شریف‌آباد، راه‌اندازی کرد تا خدمات‌رسانی به مناطق بیشتری گسترش یابد.

    

ایثارگران سفید پوش

                                             

دکتر آوات کریمی، رئیس بیمارستان بعثت سنندج، به تشریح وقایع روزهای پرالتهاب پرداخت و بر ایثارگری بی‌نظیر کادر درمان تاکید و می‌گوید: در دوران جنگ با تمام وجود حس کردم که همکاران من با تمام توان پای کار هستند.

او می‌افزود: برخلاف تصور روزمرگی در کارها، در زمان بحران، از همکاران کادر درمان خدماتی فراتر از انتظار و تصور دیده می‌شود که در ادارات دیگر کمتر مشاهده می‌شود.

رئیس بیمارستان بعثت، خاطرات خود را از روز حادثه اینگونه آغاز کرد: شب قبلش در بخش آی‌سی‌یو کودکان شیفت بودم. تمام بخش‌ها، از جمله آی‌سی‌یو نوزادان، اطفال، انکولوژی، عفونی و بلوک زایمان، مملو از بیمار بودند، سپس با صدای انفجار در ساعت ۵:۳۰ تا ۶ صبح، همکاران و همراهان بیماران به شدت ترسیده بودند و بیماران را به طبقات پایین‌تر منتقل کردند.

دکتر کریمی با یادآوری تلخ انفجار دوم که در بازه زمانی ۱۰:۳۰ تا ۱۱ صبح رخ داد، آن را هولناک‌ترین تجربه‌ای خواند که تا به حال داشته است و شرح می‌دهد: وضعیت آنقدر وخیم بود که بیماران زیادی، حتی خانم‌های باردار، از شدت وحشت، اصرار به خروج از بیمارستان داشتند و متأسفانه مجبور به ترک محل شدند. هیاهوی ناشی از صدای انفجار، دود غلیظی که تمام فضا را پوشانده بود و اضطراب حاکم بر بیمارستان، تجربه‌ای طاقت‌فرسا بود. اما با وجود این اتفاقات ناگوار، کادر درمان موفق شدند بیماران را دوباره به بخش‌ها منتقل کنند و کمتر از یک یا دو ساعت بعد، مجروحان انفجار را به بیمارستان آوردند.

او با اشاره به اینکه بیمارستان بعثت سال‌هاست که بیمار ترومایی و آسیب‌دیده تصادفی نداشته و تجربه برخورد با اینگونه موارد در کادر درمانی کمتر بوده است، بر تلاش و همکاری همکاران برای ساماندهی مجدد بخش‌ها و پذیرش مجروحان تاکید کرد.

رئیس بیمارستان بعثت، با اشاره به کمبود تجربه در مدیریت بیماران ترومایی به دلیل تغییر کادر درمانی در سال‌های اخیر، از نقش پررنگ همکارانی که اکنون در بخش اداری فعالیت می‌کنند اما دارای سابقه پرستاری هستند، تقدیر کرد و گفت: برخی از همکاران با پوشیدن روپوش اورژانس، آماده خدمت‌رسانی شدند. پرستاران سایر بخش‌ها نیز با اعلام آمادگی، به کمک اورژانس بزرگسالان شتافتند و توانستند ۱۸ تا ۲۰ مجروح را مدیریت کنند.

دکتر کریمی به حضور به موقع پزشکان متخصص اشاره کرد و توضیح داد: دکتر جوادی و دکتر رادفر (متخصص اطفال) به محض اطلاع از وضعیت، خود را به بیمارستان رساندند و به یاری کادر درمان شتافتند. همچنین دکتر پیام وکیلی، متخصص ارتوپدی، برای انجام اقدامات لازم در صورت نیاز، بدون هیچ مقاومتی، آمادگی خود را اعلام کردند.

او با اشاره به جابجایی بیماران و استفاده از راهروها، اضافه می کند: با توجه به شرایط بحرانی و استرس حاکم بر بیمارستان، تصمیم به تخلیه طبقات بالایی و انتقال بیماران به طبقات پایین‌تر گرفته شد و مجبور شدیم در راهروهای بخش‌ها، تخت‌های اضافی قرار دهیم و بیماران را در آنجا بستری کنیم، حتی برای بیماران انکولوژی که نیاز به شیمی‌درمانی داشتند. در نهایت، به دلیل استرس و اضطراب شدید وارد شده بر بیماران و کادر درمان، تصمیم به تخلیه بیمارستان گرفته شد.

رئیس بیمارستان بعثت، در سخنانی که در جمع مدیران و مهمانان این مرکز مطرح کرد، گفت: در این ۴۰ روز که درگیر شرایط جنگی بودیم، همکاران ما در بیمارستان بعثت در حوزه نقل‌وانتقالات بیمار، پشتیبانی ستاد و هماهنگی با دانشگاه علوم پزشکی با وجود تمام مشکلات، عملکردی مثال‌زدنی داشتند. با افتخار اعلام می‌کنم که در این مدت هیچ آسیبی به هیچ بیمار، نوزاد یا مادر باردار وارد نشد و حتی یک مورد اختلال در روند درمان مشاهده نکردیم.

دکتر کریمی، با اشاره به همراهی و فداکاری کارکنان می‌افزاید: این تلاش‌ها از افتخارات من است که در کنار این عزیزان خدمت کرده‌ام. شاهد زحمات شبانه‌روزی پرسنل بیمارستان بودم و از صمیم قلب دستان همه آن‌ها را می‌بوسم.

ایثارگران سفید پوش

معاون غذا و دارو دانشگاه: در جنگ اخیر، کمترین کمبود دارو و شیرخشک را داشتیم

دکتر امیر مرسا ضمن ادای احترام به شهدای جنگ اخیر، موفقیت‌های به دست آمده را مرهون خون پاک آنان دانست و بر مدیریت جنگ روانی و تامین دارویی در شرایط کنونی تأکید کرد.

او با اشاره به تحریم‌های دارویی دشمنان و تلاش آن‌ها برای ایجاد ناامیدی در جامعه، گفت: خوشبختانه در این مدت، کمترین میزان کمبود دارو و شیرخشک را تجربه کردیم.

معاون غذا و دارو دانشگاه، آمار توزیع شیرخشک را در طول مدت جنگ ۱۷۲ هزار قوطی اعلام کرد و می گوید: این میزان نسبت به میانگین ماهانه ۱۳۰ هزار قوطی، نشان‌دهنده تلاش جهادی همکاران در جذب سهمیه‌ها و پیگیری مستمر از شرکت‌های پخش برای رساندن به موقع این محصول به دست مصرف‌کنندگان است.

دکتر مرسا همچنین در خصوص داروهای حیاتی و حساس از جمله انسولین، گزارشی از کمبود خاصی ارائه نکرد و می افزوید: حتی در استان‌های دیگر با کمبود انسولین مواجه بودیم، اما به دلیل سیاست دانشگاه علوم پزشکی مبنی بر تمرکز توزیع داروهای خاص در داروخانه‌های منتخب، این مشکل در استان کردستان بسیار کمتر بود.

او خاطره‌ای از بمباران مریوان و بانه نقل کرد و گفت: شب پس از بمباران مریوان، با خبر شدیم که داروخانه‌های بانه با کمبود شیرخشک مواجه شده‌اند. بلافاصله با شرکت پخش هماهنگ شد و صبح روز بعد، ماشین توزیع به سمت بانه حرکت کرد. با وجود اینکه همان مسیر مورد حمله بمباران قرار گرفت، خبر رسید که توزیع شیرخشک به نحو احسن انجام شده است. همچنین پس از بمباران میدان انقلاب سنندج که چند داروخانه در آن منطقه قرار داشتند، نگرانی از تعطیلی داروخانه‌ها و عدم دسترسی بیماران به داروهای خاص وجود داشت، اما با پیگیری‌های انجام شده و تعهد برخی مسئولان داروخانه‌ها برای رساندن دارو به بیماران، این مشکل پیش نیامد.

خاطرات یک امدادگر هلال احمر از دل بحران: عملیات نجات در آوار و خطرات جنگ

من یکی از امدادگران جمعیت هلال احمر کردستان هستم. حدود سه سال است که در تیم واکنش سریع آموزش دیده‌ایم؛ آموزش‌هایی که برای مقابله با بدترین اتفاقات، چه طبیعی و چه غیرطبیعی، ما را آماده می‌کند. این آموزش‌ها، به‌خصوص دوره‌های طب رزم، به ما آموخت که چگونه در شرایط جنگی و در مواجهه با مصدومان، بهترین عملکرد را داشته باشیم.

یادم هست، اولین ساعات جنگ، روز یازدهم بود. حوالی ساعت شش و بیست دقیقه صبح، خبر انفجار در کلانتری ۲۵ رسید. بلافاصله تیم ما به محل حادثه اعزام شد. صحنه وحشتناک بود. اولین مأموریت ما پیدا کردن دو برادر سرباز بود که زیر آوار مانده بودند. عملیات آواربرداری را با تمام توان شروع کردیم.

اما یکی از سخت‌ترین و در عین حال رضایت‌بخش‌ترین خاطراتم، مربوط به نجات یک خانم بود. او در یکی از ساختمان‌های کناری کلانتری، زیر آوار گرفتار شده بودند. وضعیت به قدری وخیم بود که امکان استفاده از ماشین‌آلات سنگین وجود نداشت و هر لحظه خطر ریزش بیشتر بود. واقعاً دست تنها بودیم. با دست شروع به کندن آوار کردیم. فشار و اضطراب زیاد بود، اما باید او را نجات می‌دادیم. خدا را شکر توانستیم او را زنده و سالم بیرون بیاوریم و تحویل اورژانس بدهیم. وقتی چهره‌اش را دیدم که با وجود تمام سختی‌ها، زنده بود، تمام خستگی‌ام از بین رفت. این لحظه، تأییدی بود بر تمام آموزش‌ها و تلاش‌هایمان.

روز دوم بمباران، دوباره در منطقه شهرامفر و بلوار اصلی بودیم. تیم ما مشغول آواربرداری در خیابان کناری، جلوی ثبت احوال بود و توانستیم پیکر دو شهید دیگر را از زیر آوار بیرون بیاوریم. درست در همین زمان، خیابان اصلی مورد اصابت قرار گرفت. تماس‌های همکاران که نگران وضعیت ما بودند، پشت سر هم زنگ می‌خورد. با اینکه خطر نزدیک بود، اما خوشبختانه در آن لحظه آسیبی به تیم ما نرسید.

این‌ها فقط چند خاطره از سختی‌ها و ایثارگری‌هایی است که در راه خدمت به مردم انجام می‌دهیم. ما همیشه آماده‌ایم تا در کنار مردم باشیم، در هر شرایطی.

و همانطور که گفتم، عملیات ما در روز اول جنگ، یعنی یازدهم، بسیار فشرده و پرحادثه بود. پس از نجات آن خانم از زیر آوار ساختمان مجاور، غروب همان روز، گزارشی مبنی بر اصابت به سد وحدت، مرکز آموزشی سپاه، دریافت کردیم. آنجا مرکز شهید کاظمی بود. حدود ساعت ۵ یا ۶ بعد از ظهر بود که اعلام کردند آنجا مورد اصابت قرار گرفته و نیاز به تیم امدادی داریم.

با استفاده از تجهیزات ست نجات و آمبولانس به محل اعزام شدیم. صحنه‌ای که آنجا دیدیم، واقعاً دلخراش و بهت‌آور بود. همیشه به آن صحنه فکر می‌کنم و در ذهنم حک شده است. ظاهراً دو سرباز در بهداری آن مرکز مشغول صحبت بودند؛ یکی سرباز خود بهداری و دیگری سربازی از واحدی دیگر که برای ملاقات با دوستش آمده بود.

چند ساعت قبل از اصابت موشک، پدر و مادر آن سربازی که مهمان بود، با او تماس گرفته بودند. از روستاهای اطراف دیواندره آمده بودند تا او را ببینند. سرباز به آنها گفته بود که شاید مرخصی نگیرد، اما اگر بیایند، او را همانجا خواهد دید. متأسفانه، درست چند دقیقه پس از پایان آن تماس تلفنی، آنجا مورد اصابت قرار گرفت.

وقتی ما رسیدیم، تعدادی از همکاران آنجا بودند و گفتند که پیکر دو نفر را از زیر آوار بیرون آورده‌اند، اما تجهیزات تخصصی لازم را نداشته‌اند. یکی از این دو نفر، همان سرباز بهداری بود که ظاهراً مجروح شده بود و دیگری، همان سربازی که پدر و مادرش برای ملاقات با او آمده بودند و حالا زیر آوار مانده بود. ما با نهایت تأسف، پیکرشان را از زیر آوار بیرون آوردیم.

صحنه غم‌انگیز ماجرا این بود که همان پدر و مادر، که با چه شوقی برای ملاقات فرزندشان آمده بودند، حالا با پیکر بی‌جان او روبرو شدند. آه و ناله‌هایشان، چهره گریانشان… واقعاً صحنه‌ای نبود که بتوان به راحتی از کنارش گذشت. بسیار سخت و دردناک بود.

از روز نهم که تهران مورد حمله قرار گرفت، ما به صورت شبانه‌روزی در حالت آماده‌باش کامل بودیم و تا به امروز هم در حال خدمت‌رسانی هستیم. امیدواریم که دیگر هیچ‌گاه شاهد چنین وقایع تلخی نباشیم، اما اگر هم پیش بیاید، ما آماده‌ایم تا با تمام توان و به بهترین نحو ممکن به مردم خدمت کنیم.

آمادگی تیم اورژانس بیمارستان بعثت در نخستین روزهای جنگ؛ روایت سرپرستار فرشید محمدی از ایثار و همدلی در خط مقدم درمان

من فرشید محمدی، سرپرستار اورژانس بیمارستان بعثت هستم. خاطرات آن دوران، به‌خصوص در استان کردستان، همیشه در ذهن من زنده است. ما، تیم اورژانس و عملیاتی بیمارستان بعثت، پیش از شروع جنگ هم در بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی حضور داشتیم و با آموزش‌های مداوم، آمادگی کامل برای خدمت‌رسانی داشتیم.

با آغاز جنگ، بلافاصله تیم عملیاتی و اورژانس بیمارستان بعثت را برای رسیدگی به مجروحان جنگی آماده کردیم. شرایط در سنندج بسیار سخت بود، اما ایثار همکارانم، انگیزه‌ای مضاعف به ما می‌داد. حتی پرستارانی که در شیفت خودشان نبودند، با حس انسان‌دوستی و تعهد، خودشان را به اورژانس رساندند تا در خدمت‌رسانی به مردم و مجروحان جنگی، یار و یاور ما باشند. این همدلی و فداکاری، به ما کمک کرد تا بتوانیم این دوران سخت را با سربلندی سپری کنیم.

ایثارگران سفید پوش

خاطره دختر بچه مبتلا به سرطان در بیمارستان بعثت سنندج

 آن روزها، همه چیز فرق کرده بود. صدای آژیرها و اخباری که از جنگ ایران و آمریکا می‌شنیدیم، دل همه را می‌لرزاند. ما در بیمارستان بودیم، جایی که قرار بود امن باشیم، اما انتقال ناگهانی ما به یک مکان دیگر، همه چیز را سخت‌تر کرد. نمی‌دانستیم کجا می‌رویم و چرا. فقط می‌دانستیم که باید برویم.

ماندن در بیمارستان برایمان بسیار سخت بود. در میان درد بیماری و نگرانی از آینده، صدای انفجارهای دور و نزدیک، همه را مضطرب می‌کرد. اما در آن شرایط سخت، مهربانی دکترها و پرستارها، مثل یک نور کوچک، امید را در دل ما زنده نگه می‌داشت. آن‌ها با اینکه خودشان هم نگران بودند، اما تمام تلاششان را می‌کردند تا ما احساس تنهایی نکنیم.

با هر صدای پهپاد جنگی، قلبمان تندتر می‌زد، اما سعی می‌کردیم قوی باشیم. چون می‌دانستیم که همه با هم هستیم و باید برای سلامتی‌مان بجنگیم، هم با مریضی و هم با ترس از جنگ.

در این مراسم یک پزشک عمومی هم می گوید:

امروز، ایران در مواجهه با زورگویی و خصومت دولت‌های متخاصم، چهره‌ای انسانی و شرافتمندانه از خود نشان می‌دهد. ملت آزاده و آزادی‌خواه جهان، بیش از هر زمان دیگری، ماهیت استکباری این مهاجمان را درک کرده‌اند و قلبشان با مردم ایران، مردمی که زیر بار ستم نمی‌روند، همراه است.

وطن ما، ایران، اگرچه امروز داغدار فرزندان و رهبران شجاع و جان‌فدای خود است، اما نمادی زنده از آن خلیفه‌اللهی است که شایسته سجده فرشتگان بود. ایران، همواره نقطه امید مردم ستم‌دیده جهان بوده است. کشور ما با پیشینه تاریخی کهن و فرهنگی غنی، همواره مورد طمع بیگانگان بوده، اما به اتکا به همین فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی، همواره متجاوزان را با خواری و خفت به جزیره فراموشی سپرده‌ایم.

در این میان، حفظ تاریخ و انتقال روایت‌ها اهمیتی حیاتی دارد. همین خاطرات دست اولی که امروز از شما عزیزان شنیدیم، گنجینه‌هایی هستند که نباید به فراموشی سپرده شوند. من نیز در این دوره ۳۰-۴۰ روزه جنگ، دو تجربه مختصر اما تأثیرگذار دارم که مایلم با شما در میان بگذارم.

روایت اول: تماس نیمه‌شب از جبهه

شب قبل از حادثه، به دلیل خستگی یا شاید اهمال، فراموش کردم تلفنم را روی حالت بی‌صدا یا خاموش بگذارم. حدود ساعت ۶:۴۰ صبح بود که با من تماس گرفتند. صدای فریادی وحشت‌زده شنیدم دکتر! به دادم برس! صدای فرمانده‌ام بود، کسی که در دوران سربازی، فرمانده من بود. او مورد حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود. با سرعت، برادرم را که او نیز پرستار است، بیدار کردم. وسایل اولیه اورژانس، فشارسنج، پالس اکسیمتر و گلوکومتر را برداشتیم و به سرعت به سمت او رفتیم.

وقتی رسیدیم، صحنه‌ای دلخراش پیش رویمان بود. فرمانده‌ام با صورتی خونین، لباس‌های پاره و پوشیده از گرد و غبار، بر زمین افتاده بود. حدود ۱۵ تا ۲۰ سرباز دیگر نیز اطراف او، بی‌صدا و گیج، بر اثر شدت موج انفجار، روی زمین بودند. توان صحبت کردن نداشتند. ما اقدامات اولیه را برایشان انجام دادیم. وقتی دلیل تماسش را پرسیدم، گفت که در آن ساعت، هیچ پزشک یا پرستاری را نمی‌شناخته که بتواند با او تماس بگیرد، جز من.

اما نکته‌ای که بیش از هر چیز مرا تحت تأثیر قرار داد، واکنش خود او بود. با وجود اینکه خودش در حمله مستقیم قرار گرفته بود، بلافاصله پس از شنیدن صدای اولین موشک – که خوشبختانه به جای مقر اصلی، حدود ۱۰۰-۲۰۰ متر آن‌طرف‌تر اصابت کرده بود از خواب بیدار شده بود. او ۱۵-۲۰ سرباز حاضر در آن مجموعه را به سرعت بیرون هدایت کرده بود. او می‌توانست با خودروی خودش فرار کند، اما اولویتش نجات جان سربازانش بود. درست در لحظه‌ای که او سربازان را به بیرون هدایت می‌کرد و خود را به درگاه قرارگاه رساند، موشک دقیقاً به اتاق فرماندهی اصابت کرد و موج انفجار شدید او را به بیرون پرتاب کرد.

چند روز بعد، با وجود از دست دادن خودرویش، با خوشحالی به من گفت: پدرام، خوشحالم! ماشینم را از دست دادم، اما هنوز مادران آن سربازان با من تماس می‌گیرند و می‌گویند تو فرشته نجات فرزند ما بودی.

روایت دوم: ایستادگی یک همکار در خط مقدم

بعد از ظهر همان روز، من در شیفت نبودم که خبری شنیدیم. گفته شد که پشت بیمارستان بعثت، در همان حوالی، حمله‌ای صورت گرفته است. یکی از دوستان ما که اتفاقاً پزشک عمومی بود و در شیفت حضور داشت، به شدت ترسیده بود. وقتی گرد و غباری از سقف اتاق پزشکان بلند شد، او ابتدا به حیاط فرار کرد و با من تماس گرفت. نگرانی‌اش عمیق بود و می‌پرسید چه کار کند.

به او گفتم که شاید مردم مجروح بیاورند و نیاز باشد که در بیمارستان بماند. او با وجود ترس و وحشت، تصمیمی شجاعانه گرفت. با اصرار، در بیمارستان ماند و تا پایان شیفتش، با وجود تمام خطرات، کارش را ادامه داد. او نرفت. ایستادگی و تعهد او، نمونه‌ای دیگر از روحیه‌ی ایثارگری بود.

نقش پزشکان عمومی

در این میان، نباید از نقش پزشکان عمومی غافل شد. ما، پزشکان عمومی، اگرچه شاید تنها یکی دو سال دیگر در خدمت باشیم اما در دوران جنگ، خط مقدم بودیم. در اورژانس، حضور داشتیم و حتی در بسیاری از موارد، بیماران را به صورت رایگان ویزیت می‌کردیم. در آن لحظات، تنها هدفمان این بود که مردم کارشان راه بیفتد.

انجام این کارهای جهادی، چه در روستاها و چه در مناطق جنگ‌زده، شیرینی خاص خود را داشت. اما تلخ‌ترین بخش ماجرا، دیدن همین کودکانی بود که امروز کنار ما نشسته‌اند، اما مجبور به جابجایی و تحمل استرس بودند. استرسی که برایشان سم است. این رژیم متخاصم، این فشار روانی را به عزیزان ما وارد کرده است.

دیدگاه دکتر خانی، پژوهشگر امنیت نیروی انسانی، درباره حقوق بشردوستانه، نقض احتمالی پروتکل‌ها و لزوم مستندسازی در مخاصمات مسلحانه:

او جنگ را بدترین اتفاق برای بشریت دانست و تجاوز را نیز بدترین نوع جنگ و در این باره می گوید: در برابر تجاوز، دفاع ارزشمندترین و شرافتمندانه‌ترین عمل است. سازمان‌هایی مانند هلال احمر مسئولیت اجرای کنوانسیون‌های ژنو را بر عهده دارند. این کنوانسیون‌ها چارچوب‌هایی را برای شرایط جنگ تدوین کرده‌اند. علاوه بر حقوق بشر، حقوق بشردوستانه یا همان حقوق جنگ و مخاصمات مسلحانه نیز وجود دارد که بیان می‌دارد حتی در شرایط جنگی نیز باید اصولی رعایت شود.

دکتر خانی می گوید: متأسفانه، مشاهدات در استان کردستان نشان‌دهنده عدم رعایت این اصول بوده است. به نظر می‌رسد به جای رعایت این اصول، هدف، ایجاد ترس و وحشت در میان غیرنظامیان بوده است. بر اساس اساسنامه رم دیوان بین‌المللی کیفری، هر یک از این اقدامات می‌تواند مصداق جنایت علیه بشریت تلقی شود. در صحنه بین‌المللی، نسبت به این وقایع سکوت قابل توجهی دیده می‌شود.

تناقض در دقت حملات و پیامدهای آن

این پژوهشگر امنیت نیروی انسانی، عنوان می کند: نکته مهمی که باید به آن توجه کرد، موضوع امنیت اماکن و افراد در پروتکل‌های بین‌المللی است. طبق کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های الحاقی، خودروهای امدادی، کادر درمانی (پزشکان و پرستاران)، دارو، مادران باردار و همراهان بیماران، همگی مشمول حفاظت قرار می‌گیرند. دشمن موظف است این موارد را شناسایی کرده و حملات خود را به گونه‌ای تنظیم کند که به آن‌ها آسیبی وارد نشود.

دکتر خانی ادامه داد: اینکه چگونه در تهران، حمله‌ای ممکن است یک واحد آپارتمانی از میان سیصد واحد را هدف قرار دهد (که نشان‌دهنده دقت بسیار بالاست)، اما در کردستان، ۱۲۰ مدرسه و ۳۷ مرکز بهداشتی آسیب ببینند، قابل قبول نیست. این گستردگی آسیب به مراکز آموزشی و درمانی، بسیار نگران‌کننده است.

اهمیت مستندسازی و پیگیری حقوقی بین‌المللی

او می گوید: حمله به مراکزی مانند بیمارستان مادر و کودک، نقض صریح کنوانسیون‌های متعددی از جمله کنوانسیون حقوق کودک است که خود لایه‌های حمایتی مشخصی برای کودکان تعریف کرده است. صرف نظر از حملات مستقیم، بسیاری از وقایعی که رخ داده و با سکوت همراه بوده، به خودی خود قابلیت پیگرد قانونی دارند.

این پژوهشگر امنیت نیروی انسانی،  در پایان سخنانش می گوید: وظیفه ماست که این وقایع را مستند کرده و در جهت پیگیری حقوقی آن‌ها گام برداریم. امیدوارم با تلاش همکاران و فعالان، این مستندسازی‌ها ادامه یابد. اگرچه ملت ما متحمل خسارات شده است، اما با آغاز پویش‌های بین‌المللی، این اقدامات می‌تواند در نهایت به نتیجه مطلوب و پیگیری حقوقی منجر شود.

48

کد مطلب 2212830

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =

آخرین اخبار