همانطور که وفاق ملی پزشکیان هم به عنوان بخش مهمی از تنگه وحدت ملی، از همان بدو آغاز اسیر باتلاق افراط شد و شعارها و اهدافش تا حدود زیادی از یادها رفت و غرق شد!.
۲- اما باتلاق افراط چیست؟. هاشمی درباره باتلاق افراط می گوید: «افراطی گری در درازمدت به ضد خود می انجامد و همچون باتلاقی می شود که عامل آن هرچه جلوتر می رود، بیشتر گرفتار جهل می شود.» هاشمی در ادامه، راه نلغزیدن در باتلاق افراط را اینگونه بیان می دارد که: «پس از پیروزی انقلاب با وجود حضور جدی افراطیون، حضرت امام و مسئولان تلاش کردند تعادل کشور با تصمیمات عاقلانه و مدبرانه حفظ شود و اگر قرار بود که تسلیم افراطیون شوند، هنوز هم در جنگ با عراق بودیم!، اما عقلانیت و تدبیر امام ایجاب کرد ادامه پیروزی ها در صلح و پذیرش قطعنامه دنبال شود».(دیدار اعضای شورای مرکزی حزب اراده ملت ایران- سوم بهمن ۱۳۹۱)
۳- مقصود از این مقال آن است که در هر شرایطی- چه جنگ و چه صلح- از وحدت ملی سخن گفتن، غنیمت است و گوینده آن شایسته تقدیر. بالاخص که شعار سال ۱۴۰۵ هم مستظهر به عنوان وحدت ملی است، ولی قطعا اینها کافی نیست و تحقق وحدت عملی ملی در بازگشت به مسیر ملی است. مسیر ملی سازندگی که از دهه هفتاد با برنامه های پنجساله پیشرفت و توسعه ریل گذاری شد و با برنامه بیست ساله در افق ۱۴۰۴ مقصدش مشخص شد. مقصدی که اگر تا به امروز دولتهای مختلف به آن پایبند بودند و باتلاق افراط به بهانه های مختلف، مسیر آن منحرف نکرده بود، امروز مردم ایران با بالاترین شاخص وحدت ملی در پی رسیدن به آرزوهای خود در سایه جمهوری اسلامی بودند، همانطور که در چین انقلابی، مردم با افق های اقتصادی مشخص و ملموس، وحدت ملی را در مسیر ملی با قوت تمام می پیمایند.
۴- اینکه امروز باتلاق افراط، صدای کسانی را هم که در گذشته همنوا با آنان بوده اند را هم در آورده، بخاطر آن است که ذات باتلاق افراط در فروکشیدن وحدت ملی است. پس اگر روزی هاشمی را در مقابله با باتلاق افراط تنها گذاشتیم، امروز نباید گله گذار آسیاب به نوبت باتلاق افراط در قبال سایر شخصیتها و حتی منویات نظام باشیم. بخاطر بسپاریم که وحدت ملی یک زنجیره اقدامات است که از مسیر ملی و رسانه ملی می گذرد و تنها با تمسک به فضای باز رسانه ای و شنیدن قول احسن قابل دستیابی است. پس وقتی به ثمن بخس تریبونها را بی پروا در اختیار منادیان باتلاق افراط می دهیم، نباید انتظار داشته باشیم در بزنگاه های حیاتی، همانها بیایند و منادی وحدت ملی شوند!.
۵- حرف آخر اینکه فراموش نباید کرد مهم ترین پیروزی جمهوری اسلامی ایران در مقابل جنگ ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، باز نگاه داشتن دریچه های امید و سازندگی ایرانِ فردا در سایه حفظ تنگه وحدت ملی است. ایرانی که دشمنان قسم خورده آن می خواهند فردایش را در غبار یک جنگ بی پایان گم کنند. آنها اما بسیار نگرانند که ققنوسی که یکبار از پس غبار یک جنگِ تحمیلیِ ۸ ساله، سربرآورده و به سمت شاخص های ملموس اقتصادی برای زندگی بهتر مردم پرواز کرده، اینبار هم بتواند هم پیروزی تاریخی نظامی خود را ثبت کند و هم راه گشایش های اقتصادی را از مسیر دیپلماسی هموار کند. شعار دشمنان هم اگر بظاهر معطوف به باز کردن تنگه هرمز است ولی در باطن نگاه به بستن تنگه وحدت ملی دارد. همان دشمنی که به عیان گفته امید به باتلاق افراط داخل در شعاع دو قطبی ها دارد. امیدی که یقینا ناامید می شود، مشروط بر آنکه هرگز اجازه ندهیم انسداد باتلاق افراط که هیچ فردای ملموسی را تاکنون برای جمهوری اسلامی ایران رقم نزده و اعتقادی هم به آینده و زندگی مردم ندارند، دوباره موفق به فرو کشیدن وحدت ملی، ترور شخصیتهای تأثیرگذار، انسداد برنامه های پیشرفت کشور و شکارِ فردای ایران نشوند. معنای ضرورت مراقبت از تنگه وحدت ملی این جاست!.
*فعال رسانه ای- دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی
۲۹۲۹




نظر شما