مذاكرات اسلام آباد

۲۲ نفر
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۷
پاجوش‌های انقلابی و احتکار اینترنت!

«مردم می‌جنگند و آنها احتکار می‌کنند»؛ این تیتر روزنامه‌ی کیهان در تابستان سال ۱۳۶۲ است. روزهایی که کشور درگیر جنگ با عراق بود و عده‌ای با احتکار، کم‌فروشی و اخلال در تأمین نیازهای روزانه مردم، تنها در پی سودجویی و انباشت سرمایه خود بودند.

سال تولد نویسنده و این تیتر یکی است؛ اما درک این سوءاستفاده‌ها برای ما که در جنگ ۸ساله حضور نداشتیم نیز غریب نیست. کشور اکنون درگیر جنگ هولناک‌تری با آمریکا و اسرائیل است و مردم باز هم در مضیقه‌ی نیاز یومیه‌ی خود قرار دارند. واضح است که نیاز اساسی مردم امروز، یا خود اینترنت است یا از مسیر اینترنت تامین می‌شود. حال عده‌ای که عموماً از مسئولان جوان تازه‌به‌منصب‌رسیده هستند، پا بر گلوگاه اینترنت گذاشته‌اند و زندگی مردم را تلخ و دشوار کرده‌اند. آن‌ها با احتکار، گران‌فروشی و کم‌فروشی این نیاز حیاتی، سعی در انباشت منافع خود دارند. برای توجیه رفتارشان و همراه کردن مقاماتی که دانش فنی لازم را ندارند، به ادله‌های موهن و کلاه‌های شرعی پناه می‌برند؛ درست همان‌کاری که محتکران دهه‌ی شصت می‌کردند.

روزنامه اطلاعات در شماره‌ی ۱۹ تیرماه سال ۱۳۶۲ به نقل از نخست‌وزیر وقت درباره‌ی محتکران نیازهای مردم آن روز نوشت: «این عده معدود در بازار، کسانی هستند که برای منافع خود حاضرند همه‌چیز را آلوده کنند، اینها وقتی از شرع صحبت می‌کنند دنبال شرعی هستند که دزدی‌ها و تخلفات اینان را بپوشاند.»

مسئولان جوان امروز، یا به قولی «پاجوش‌های انقلابی» که اکنون صاحب اختیار اینترنت شده‌اند، غیر از سود اقتصادی، دانسته یا نادانسته در حال انباشت چیز دیگری نیز هستند: خشم مردم! در این روزهای پرالتهاب که نیاز به انسجام ملی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، رفتار این پاجوش‌ها شعله‌ای است بر هیزم خشم و نارضایتی شهروندان. مردمی که با وجود تمام خاطرات تلخ روزهای پیش از جنگ، پای حفظ ایران ماندند، حتی آنها که نظام را قبول نداشتند!

در همین باره، آقای قالیباف در یک فایل صوتی بر ضرورت حفظ انسجام ملی تأکید کرده و گفتند: «راه حل مقابله با توطئه جدید دشمن فقط یک چیز است؛ «حفظ انسجام.» از روز اول [جنگ] تا امروز حفظ انسجام باطل‌السحر همه توطئه‌های دشمن بوده است و امروز با توجه به طراحی جدید دشمن، اهمیت‌اش بیشتر است و هر اقدام اختلاف افکنانه‌ای، کاملا در در طرح جدید دشمن قرار دارد.»

این موضوع، دغدغه‌ی مهم مسوولان جنگ ۸ساله نیز بوده است. آن زمان که آقای قالیباف در خط مقدم جبهه بود، آیت‌الله رفسنجانی در مجلس اعلام کرد: «مشکل گرانی و توزیع ناعادلانه کالا، آخرین امید ضد انقلاب است که امید است با توجه دولت، مجلس و مردم حل شود.»

در همان زمان، بعد از مصوبه مجلس برای تشدید برخورد با محتکران، دادستان انقلاب در اطلاعیه‌ای هشدار داد: «دادستانی انقلاب اسلامی ویژه امور صنفی تهران، به این ظالمان از خدا بی‌خبری که ناجوانمردانه در این برهه از زمان با احتکار و گران‌فروشی، به خیال خام خود تیشه به ریشه انقلاب می‌زنند و اذهان مردم را از مسأله اصلی یعنی جنگ به انحراف کشانده و بتدریج گرانی و احتکار را به‌عنوان مسأله مهم و بحران اجتماعی مطرح می‌کنند، هشدار می‌دهد که به‌خود آیند و دست از اعمال ننگین و ضدانقلاب بردارند...». توزیع ناعادلانه‌ی قند و شکر در آن روزگار، همان توزیع ناعادلانه و احتکار امروز اینترنت است؛ بحرانی که دارد با سرعت به یک مسئله‌ی اختلاف برانگیز تبدیل می‌شود و اذهان مردم را از مسأله اصلی یعنی جنگ به انحراف کشانده و بتدریج احتکار و طبقاتی شدن اینترنت به‌عنوان مسأله مهم و بحران اجتماعی مطرح می‌شود!

غلامرضا کلهر، دادستان امور صنفی نیز در تیرماه سال ۱۳۶۲ در خصوص احتکار مایحتاج مردم صراحتاً اعلام کرد: «ما فرقی بین محتکرین و اخلالگران در توزیع کالا با گروه‌های ضدانقلاب نمی‌بینیم. به هر حال قصد دو گروه تضعیف و ایجاد تزلزل در امنیت کشور است.»

متاسفانه برای برخی از مسوولان ِ امروز، نقش حیاتی اینترنت در زندگی مردم، غیرقابل درک است. وگرنه بجای آن‌که حکم به بستن پلتفرم‌ها و اینترنت دهند، مسدودکنندگان و کم‌فروشان اینترنت را محکوم می‌کردند. آنها که در آن زمان، احتکار و اخلال در توزیع کالا را باعث تزلزل در امنیت کشور می‌دانستند، امروز از احتکار و اخلال در اینترنت به سادگی می‌گذرند.

احتمالا ایشان از مقایسه‌ی میان محتکران قند و شکر دهه‌ی شصت و محتکران امروز اینترنت، شگفت‌زده شوند و هرگز برای‌شان قابل باور نباشد. اما حقیقت عریان این است که امروز زندگی، اقتصاد، آموزش و تفریح مردم [در همه دنیا] به اینترنت وابسته است؛ بسیار بیشتر از قند و چای دهه‌ی شصت! باید پذیرفت که در دنیای امروز، تامین اینترنت به معنای تامین امنیت جامعه است نه مخل آن؛ همان‌گونه که آب، برق، گاز و قند و شکر تامین‌کننده‌ی امنیت هستند.

نکته‌ی دیگر، شور و هیجان جوانان تازه‌به‌منصب‌رسیده است (همان «بی‌ترمز بودن» قدیم)‌. ایشان برای نشان دادن ارادت خود به اصول و مقامات بالادستی، بعضاً دست به تصمیمات اغراق‌آمیزی می‌زنند که جز هزینه برای کشور، نتیجه‌ای در پی ندارد. دنبال کلاه رفتن و و سر آوردن! این مقوله در مورد اینترنت و تکنولوژی‌های جدید پررنگ‌تر است. چرا که مقامات پا به سن گذاشته‌، در این حوزه دانش و اشراف کافی ندارند و به پاجوش‌ها تکیه کرده‌اند.

میزان خشم و نارضایتی مردم از قطعی اینترنت و عواقب اختلاف‌افکنانه‌ی آن را نباید در گزارش کسانی جست‌جو کرد که خود اینترنت را مصادره کرده‌اند. کسانی که اینترنت را امنیتی جلوه می‌دهند و بعد با دریافت مبلغی آن را حلال می‌کنند. معمای امروز روشن است: یا آنان که به نام امنیت، مردم را از اینترنت محروم می‌کنند خیانت می‌کنند، یا آنان که امنیت کشور را تحت عنوان «اینترنت‌ پرو» و سایر اشکال اینترنت طبقاتی به حراج گذاشته‌اند.

اگر می‌خواهید همچنان مردم را در کنار میهن نگه دارید، هر چه سریع‌تر اینترنت (بخوانید: زندگی مردم) را بدون کم‌فروشی و کم‌وکاست به مردم بازگردانید. در روزهای هولناک جنگ، این «قطع اینترنت» نبود که مردم را پای وطن نگه داشت؛ اما قطعاً آنچه دارد مردم را از حکومت منفور می‌کند و انسجام ملی را مختل، همین قطع اینترنت است.

1717

کد مطلب 2213501

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =