به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: از میان انبوه گویندگان، شاید تعداد کمی صدایی خاص و زیبا داشته باشند اما بعضی از گویندگان نهتنها صدای زیبایی ندارند بلکه گاهی در برنامههای تفریحی با طرح سؤالهایی ضعیف، مردم و موضوعات را به باد تمسخر میگیرند.
در برنامهای تلویزیونی، مجری این سؤال را از مخاطبان میپرسد: طبق بیان قرآن کریم، حضرت داود در کدام جنگ پیروز شدند؟ و گزینههای پاسخها به این ترتیب است: در جنگ جالوت، هشت سال جنگ با رژیم بعث عراق ، جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگ ۱۲ روزه! طرح سؤالهایی از این دست در رسانه ملی، نهتنها به مخاطب توهین میکند، بلکه دانش مذهبی را هم درباره پیامبران به سخره میگیرد.
از سوی دیگر نمایشهای رادیویی و سریالهای تلویزیونی هم جذابیتی ندارند، چون گاهی توسط عدهای برنامهساز ثابت که همه جا حضور دارند، ساخته میشوند.
اجرا به بنبست رسیده است
اجرا در برخی برنامهها توانمندی بسیاری میخواهد اما گاه متاسفانه برنامههایی داریم که مجری خانم آن نهتنها صدای خوب ندارد بلکه در اجرا بیشتر توجهها را به شخص خودش جلب میکند، درباره رشته تحصیلیاش حرف میزند که اتفاقا تناسبی هم با گویندگی ندارد، درباره دههای که در آن متولد شده میگوید، همه پیامکهای رسیده درباره خودش را میخواند.
محمدحسین سروش، مدرس گویندگی و فن بیان و اجرا در صدا و سیما میگوید: اجرا به بن بست رسیده است، یعنی ما دیگر چیزی به نام اجرا نداریم. مجری و گویندهای که مردم را به خودش دعوت میکند نه مفهوم مدنظر برنامه، درواقع صادق نیست. مجری توانمند در مفهومی که میخواهد به مخاطب منتقل کند آنقدر هوشمندانه عمل میکند که خودش محو میشود. به محض این که مجری و گویندهای در رسانه از خودش تعریف کرد، بدانید که از بالا به پایین سقوط کرده است. در برنامههای تلویزیونی فقط اجرا نیست که ضعف دارد، بلکه بعضی از صداها نهتنها مناسب نیستند بلکه آزاردهنده هستند.
گویندگان و مجریان جدید، چیز زیادی از اجرا و گویندگی نمیدانند؛ در صورتی که در میان جوانان داوطلب اجرا و گویندگی، استعدادهای درخشانی وجود دارد که در تست گویندگی هم پذیرفته میشوند اما به لحاظ پارهای مسائل کنار گذاشته میشوند.
گویندههای سفارشی
چرا صدا و اجراهای نسل جدید گویندگان به دل نمینشیند؟ آیا دوره اجراهای فاخر به پایان رسیده است؟
مفاخر عرصه صدا چه ویژگیهایی داشتند که نسل جدید آن را ندارد؟
سروش میگوید: صدای خوب و دلنشین، اصل اول ورود به گویندگی است اما میبینید که بعضیها حتی همین ویژگی اولیه را ندارند. بعد از آن شخصیت است که به اجرای گوینده غنا میبخشد. یک انسان باشخصیت، صداقت دارد. اصل بعدی، مطالعه است. خیلیها مدرک دارند و از دانشگاههای معتبر هم فارغالتحصیل شدهاند اما اهل مطالعه نیستند.
حرف آخر
رسانه ابتدا باید جذابیت کافی داشته باشد تا بتواند توجه مخاطب را جلب کند، در ادامه باید با صداقت و ارائه کارهای حرفهای، اعتماد مخاطب را به دست بیاورد. آنگاه میتواند به ابزاری برای آموزش و فرهنگسازی برای جامعه بدل شود. رسانهای که در هریک از این مراحل، نتواند وظیفه خود را به خوبی انجام دهد، در نگه داشتن مخاطب و تأثیرگذاری بر او ناکام خواهد ماند.
حرفهای بودن در رادیو، پیش از هر چیز به توانمندی صدا و تمرینهای مخصوص برای اجرای رادیویی مرتبط است و بعد از آن سوژه و موضوع مورد نظر میتواند به جذب بیشتر مخاطب بینجامد.
زمانی رادیو پیام مخاطبان بیشماری داشت و این به حضور مجری ـ مولفان توانایی مانند محمد صالح علا، آلبرت کوچویی، صدرالدین شجره، حسین آهی، رشید کاکاوند و دیگرانی برمیگشت که فراتر از خواندن یک متن رادیویی به حرفه خود نگاه میکردند و در برنامههایشان به دنبال بالا بردن سطح سلیقه و سواد مخاطبان بودند.
امروز جای مجری ـ مولف در رادیو و تلویزیون بسیار خالی است.
17302




نظر شما