مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۴
اژدهای سرخ برنده خاموش تقابل نظامی ایران و آمریکا

خبرآنلاین - بروز جنگ ۴۰ روزه موسوم به "جنگ رمضان" در ایران که در پی تعمیق تنش های میان جمهوری اسلامی ایران، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا رخ داد، بار دیگر نشان داد که تقابلات نظامی خاورمیانه و پس لرزه های آن تا چه حد می تواند، فراتر از مرزهای جغرافیایی این منطقه ی پر آشوب پیش رود. اما در این میان بر خلاف بسیاری از تحلیل گران که تمام توجه خود را بر لنز دوربین های رسانه ها و هیاهوهای رسانه ای متمرکز کرده اند، استراتژیست های سرزمین اژدهای سرخ با دقت بالا و از زاویه دوربین خود در حال محاسبه عواید این جنگ و لطمات آن بر منافع سیاسی و اقتصادی چین هستند.

همانطور که بسیاری از متخصصان روابط بین الملل اعتقاد دارند، چین در عرصه جهانی بازیگری کاملا عمل گرا (Pragmatist) است. بازیگری که در نهایت آرامش همواره دیپلماسی خود را بر اصولی همچون ثبات سیاسی-اقتصادی، حفظ خویشتن داری و در نهایت صلح و سازش میان طرفین درگیر اعلام می دارد. چراکه چینی ها به دلیل اقتصاد صادرات-محور خود بیش از هر زمان دیگری به امنیت کشتیرانی و جابجایی آسان کالا در بنادر جهان و به ویژه انتقال آسان نفت از خاورمیانه نیازمند هستند. با این وجود تقابل فرسایشی میان ایران و آمریکا و «رئالیسم تهاجمی» که میان این دو کشور در ۴۷ سال اخیر همواره برقرار بوده است، عملا فرصت های کم نظیری را به کرسی نشاندن «هژمونی چینی» در نظم نوینی که به زودی جهان را آبستن تغییرات شگرفی خواهد کرد، فراهم ساخته است.

در این یادداشت با اتکا به آخرین بررسی های اندیشکده های معتبر جهانی و داده های کلان اقتصادی که در اختیار متخصصان دانشگاهی رشته روابط بین الملل قرار دارد به بررسی پنج لایه منافع راهبردی اژدهای سرخ از جنگ ۴۰ روزه ایران، اسرائیل و آمریکا می پردازیم.

لایه اول این تحلیل بر خرید زمان برای برهم زدن موازنه قوا در منطقه «ایندو- پاسیفیک» و تضعیف حضور نظامی آمریکا در این منطقه و با هدف تقویت ارتش سرخ استوار است. برخلاف بسیاری از تحلیل گران رسانه ای، ایران و محور مقاومت تهدید اصلی برای هژمونی جهانی ایالات متحده آمریکا محسوب نمی شوند، بلکه تهدید اصلی در شرق آسیا و از ناحیه چین تحمیل می شود. چرا که مهمترین راهبرد ژئوپولیتیک آمریکا که همان استراتژی مهار چین (Containment Strategy) است، به شدت نیازمند تمرکز حداکثری بر تحرکات ناوگان دریایی چین و اشراف اطلاعاتی-عملیاتی آمریکایی ها بر نقاط مهمی همچون دریای جنوبی چین و تنگه تایوان قلمداد می شود.

این در حالی است که جنگ نامتقارن آمریکا و ایران، باعث شد تا تصمیم گیران نظامی در واشنگتن حجم قابل توجهی از توان نظامی ایالات متحده را متمرکز بر سامانه های پدافندی (همچون تاد و پاتریود) و تخصیص بودجه ها سرسام آور نظامی به فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) کنند. حال آنکه این امر عملا با کاهش ظرفیت های نظامی ناشی از کمبود تخصیص منابع، کار را برای فرماندهی «ایندو-پاسیفیک» (INDOPACOM) آمریکا که وظیفه مهار چین را بر عهده دارد، سختتر کرده است.

بر اساس تازه ترین تحلیل های اندیشکده معتبر جهانی رند (RAND Corporation) ایالات متحده آمریکا به رقم  داشتن تصویری به ظاهر قدرتمند از خود، عملا توان مدیریت دو جبهه نظامی تمام عیار که یکی نیازمند اشراف کامل نظامی-اطلاعاتی و دیگری جنگ تمام عیار است را بدون تحمیل هزینه های فلج کننده ندارد. تحلیل رند نشان می دهد که چین با سرعتی غیر قابل باور در حال مدرن سازی ارتش خود تا پایان سال ۲۰۲۷ است که می تواند امری بسیار خطرناک برای حضور نظامی ایالات متحده در شرق آسیا و از همه مهمتر «هژمونی جهانی مبتنی بر قدرت نظامی» این کشور به شمار آید. در نهایت می توان به این نتیجه رسید که جنگ ۴۰ روزه عملا راه را برای مدرن سازی ارتش سرخ بدون مزاحمت جدی آمریکایی ها فراهم ساخت و چینی ها در سکوت و در نهایت آرامش می توانند همچنان برنامه های تجهیز ارتش خود به فن آوری های فراتر از تصور در پی تضعیف اطلاعاتی و عملیاتی فرماندهی «ایندو-پاسیفیک» جلو ببرند.

لایه دوم این تحلیل به تسریع روند «دلار زدایی» و تقویت معاملات نفت با یوآن چین به جای دلار آمریکا موسوم به «پترو-یوآن» می پردازد. یکی از عمده ترین منازعات اقتصادی چین با آمریکا تلاش برای قدرت بلامنازع دلار آمریکا از طریق یوآن و رمز ارزهاست. این در حالی است که تحریم های فلج کننده آمریکا علیه ایران و روسیه آزمایشگاهی را به راه انداخته است که بلوک شرق تمام نوآوری و خلاقیت خود را برای دور زدن تحریم ها و سیستم های دقیق مالی وابسته به هژمونی اقتصادی آمریکا موسوم به (SWIFT) به کار گرفته است.

در همین راستا، ایران و روسیه با فروش نفت به یوآن و رمزارز زمینه را برای دور زدن تحریم های آمریکا و در نهایت تقویت قدرت چین در زورآزمایی با چین بکار گرفته اند. این عملا باعث شده تا زیرساخت های مالی چین تثبیت شده و راه را برای قدرت یابی نظام پرداخت بین المللی چین (CIPS) هموار کند. به طوری که هر بشکه نفتی که ایران و روسیه در این بازار پرتلاطم انرژی جهانی در پی بسته شدن تنگه هرمز با یوآن به فروش می رسد، چکشی محکم بر سر هژمونی پترو-دلار آمریکایی است که آهسته آهسته با ترک برداشتن قدرت آمریکا در بازار نفت جهان، پکن را به جای نیویورک تبدیل به ذخیره گاه معتبر ارزی جهان ولی این بار با یوآن چین به جای دلار  می کند.

لایه سوم این تحلیل به قدرت گرفتن سند جامع همکاری ۲۵ ساله میان ایران و چین و درنهایت باز شدن راه انحصار چین بر زیرساخت های حیاتی کشورمان (فرودگاه ها، بنادر، نیروگاه ها، مخابرات و انرژی) می پردازد. بر اساس داده های موسسه کپلر و رویترز پالایشگاه های مستقل در چین در حال حاضر بزرگترین خریدارن نفت تحریمی ایران هستند. نفتی که عملا با حذف رقبا در بازار خرید، گزینه ای جز فروش به این پالایشگاه ها را ندارد. همین امر هم باعث شده تا قدرت چانه زنی چینی ها به شدت افزایش یابد و عملا نفت ایران را با قیمت کاملا به صرفه و با شرایطی ممتاز خریداری کنند. همین امر هم باعث خواهد که در بستر سند جامع همکاری ۲۵ ساله و بازپرداخت پول نفت با روش های گوناگون بازی دوسر برد برای چینی ها چیده شود و چین را برنده بلامنازع بازار انرژی ایران و تا حدودی جهان کند.

لایه چهارم این تحلیل مربوط به رصد اطلاعاتی و ارزیابی دقیق توان نظامی ایالات متحده آمریکا در جنگی نامتقارن با ایران است که عملا یک «کلاس درس» فوق العاده و ارزشمند برای استراتژیست های ارتش آزادی بخش خلق چین (PLA)  فراهم کرده است تا به راحتی به تحلیل نقاط قوت و ضعف ارتش آمریکا در این جنگ ۴۰ روزه بپردازند. به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران روابط بین الملل، ایران طلیعه دار جنگ های نامتقارن در دنیاست. مدیریت بی نظیر نبرد در میدان که با استفاده از پهپاد‎های انتحاری، موشک های بالستیک نقطه زن و حمایت گروهای مقاومت در کشور های همسایه رخ داد. همین امر هم باعث شد تا چینی ها با دقت واکنش سیستم های پدافندی آمریکا (همچون تاد، پاتریوت و ایجیس) با تاکتیک اشباع موشکی و پهپادی را رصد کنند. فرماندهان ارتش چین در پی این وقوع این جنگ توانستند بدون شلیک حتی یک فشنگ و به خطر انداختن تجهیزات نظامی خود، نقاط ضعف و قوت قابلیت های سایبری، سرعت پاسخ لجستیک و در نهایت نقاط قوت دکترین نظامی ایالات متحده را در یک جنگ تمام عیار علیه ارتش حرفه ای و مجهز ایران تجزیه و تحلیل کرده و نتایج و تجربیات آن را در صورت وقوع سناریوی احتمالی جنگ تایوان مورد بهره برداری قرار دهند.

لایه پنجم و آخرین لایه این تحلیل به انزاوی دیپلماتیک واشنگتن در عرصه جهانی و تقویت جایگاه چین به عنوان «حامی صلح جهانی» باز می گردد. جنگ ۴۰ روزه نشان داد که سیاست آمریکا بر پایه راه انداختن جنگ روایتی (Narrative Warfare) در پی ناآرامی های دیماه از طریق بلندگو های رسانه های وابسته به آمریکا و اسرائیل به اجرا گذاشته شد، بسیار قابل تامل است.

 با این حال جنگ های روایتی آمریکا که معمولا زمینه ساز جنگ های خانمان سوز علیه ملت هاست و به بهانه های واهی همچون حمایت از مردم بی دفاع و سرکوب شده و یا سلاح کشتار جمعی به راه می افتد، عملا این بار شکست خورد و راه را برای چین که از سال ها پیش خود را رهبر جهان جنوب (Global South) و کشور های در حال توسعه معرفی می کردند، هموار ساخت.

جنگ ۴۰ روزه و رفتارهای نابخرادانه و غیر تخصصی ترامپ و دستگاه دیپلماسی آمریکا عملا باعث تضعیف قدرت نرم ایالات متحده و باز شدن فضایی ویژه برای تثبیت قدرت نرم چین شد. این جنگ باعث شد تا بسیاری از کشورهای در حال توسعه جهان به جای اتکا به آمریکا، به جمع شدن در زیر چتر حمایتی امنیتی و اقتصادی روسیه و چین، تحت لوای کشورهای عضو  بریکس (BRICS) و سازمان همکاری های شانگهای گرایش پیدا کنند. همین امر هم باعث شده تا چین با ابتکار عمل کمربند و جاده (BRI)  با گرفتن ژستی صلح طلب تبدیل به یک میانجی قابل اتکا برای پر کردن خلاء هژمونیک آمریکا شود.

با توجه به پنج محور ارائه شده، می توان به این نتیجه رسید که جنگ ۴۰ روزه به خوبی راه را برای قدرت گرفتن چین به عنوان قدرت جهانی شماره یک جهان و عقب راندن ایالات متحده آمریکا به عنوان هژمون مستقر فراهم کرد.

چینی ها به خوبی می دانند که رویارویی مستقیم با آمریکا در این مقطع بسیار پر هزینه خواهد بود و به هیچ وجه حاضر به پذیرش چنین قیمت گزافی نیستند. بنابراین ادامه روند فرسایشی التهاب کنونی خاورمیانه عملا باعث خواهد شد، واشنتگن از لحاظ نظامی، دیپلماتیک و مالی فرسوده شود. و از سوی دیگر رفتار های نابخرادانه دستگاه دیپلماسی و نظامی ترامپ عملا همچون کاتالیزوری راه را برای افول هژمونی جهانی آمریکا سرعت ببخشد.

تا زمانی که اژدهای سرخ می تواند نفت را از ایران و روسیه ارزان بخرد و مطمئن شود که دامنه های جنگ اخیر ابعاد جهانی و غیرقابل کنترل به خود نگیرد، همچنان آرام بر تخت خود تکیه می زند و فعالانه در برای روزی که ابرقدرت بلامنازع جهان شود و آمریکا را به گوشه ای براند، لحظه شماری می کند.

* کارشناس ارشد روابط بین الملل

۴۲/۴۲

۳۱۲

کد مطلب 2213794

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین