مذاكرات اسلام آباد

چرا شعار بخوانیم برای ایران دیگر کار نمی‌کند؟/ از نمایشگاه حضوری تا مجازی با یک شعار تکراری

«بخوانیم برای ایران» ابتدا برای نمایشگاه حضوری ۱۴۰۴ انتخاب شد، سپس برای هفته کتاب همان سال تکرار و اکنون به‌عنوان شعار نمایشگاه مجازی ۱۴۰۵ معرفی شده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مهر نوشت:  شعارهای فرهنگی، کارکردی فراتر از یک عبارت زینتی دارند. آن‌ها قرار است هویت هر رویداد را بازنمایی کنند، با شرایط زمانی و مکانی مخاطب گفتگو نمایند، و در حافظه جمعی ثبت شوند. اما زمانی که یک شعار بدون کوچکترین تغییر لفظی، برای سه رویداد متوالی و پشت سر هم تجویز می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را یک «انتخاب آگاهانه» دانست.

در فاصله کمتر از یک سال، شعار «بخوانیم برای ایران» دست‌کم برای سه رویداد کلان کتاب‌محور انتخاب شده است: نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران دوره ۱۴۰۴، هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران در همان سال، و اکنون برای نمایشگاه مجازی کتاب ۱۴۰۵. آنچه این تکرار را از یک رویه معمول متمایز می‌کند، نه تشابه معنایی، که عینیت لفظی کامل شعار در سه بستر کاملاً متفاوت است. در این یادداشت، بدون ورود به ارزش‌گذاری محتوایی خود شعار، صرفاً به تحلیل این مسئله می‌پردازیم که تکرار بدون تغییر در شعار رویدادهای متوالی، چه آسیب‌هایی به ارتباط فرهنگی با مخاطب وارد می‌کند.

۱. یکسان‌انگاری رویدادهای متفاوت

نخستین و مهم‌ترین نقد به این تکرار، نادیده گرفتن تفاوت‌های بنیادین میان یک «نمایشگاه حضوری»، یک «هفته فرهنگی» و یک «نمایشگاه مجازی» است. هر یک از این رویدادها، الگوی تعامل متفاوتی با مخاطب دارند. در نمایشگاه حضوری، تجربه «دیدن» و «لمس کردن» کتاب و حضور در جمع کتاب‌خوانان نقش اول را دارد. در هفته کتاب، مراسم‌های تکریم، نشست‌های تخصصی و تقدیر از فعالان نشر برجسته‌تر است. در نمایشگاه مجازی اما تجربه فردی و غیرحضوری است و مخاطب پشت صفحه نمایش با الگوریتم‌ها، فیلترها و سبد خرید دیجیتال مواجه می‌شود. شعار مشترک برای این سه رویداد، یعنی نادیده گرفتن این تمایزها و القای این پیام که «همه چیز یکسان است».

۲. حذف عنصر زمان و مکان در پیام‌رسانی فرهنگی

یک شعار موفق باید نسبت به زمانِ زیست مخاطب حساس باشد. ممکن است «بخوانیم برای ایران» در سال ۱۴۰۴ و بلافاصله پس از یک رویداد ملی خاص، بار معنایی ویژه‌ای داشته باشد. اما تکرار آن در ۱۴۰۵، بدون توجه به تغییر فضای سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی، نشان می‌دهد که شعار از متن زندگی واقعی مخاطب جدا شده و به یک برچسب اداری تبدیل شده است. مخاطب حق دارد بپرسد: «آسیب مطالعه در سال ۱۴۰۵ چه تفاوتی با سال قبل دارد؟ آیا دغدغه ایران در این دو مقطع یکی است؟» این پرسش‌ها بی‌پاسخ می‌ماند.

۳. القای فقر ایده و نهادینه شدن تکرار به عنوان رویه

وقتی یک نهاد فرهنگی برای سه رویداد متوالی از یک شعار استفاده می‌کند، ناخواسته این پیام را ارسال می‌کند که «تولید ایده تازه» در اولویت نیست. مهم‌تر آنکه این رویه می‌تواند بدل به یک عادت سازمانی شود؛ به‌طوری که در سال‌های بعد نیز شعارهای قبلی بازچرخانی شوند و دیگر هیچ کس انتظار شعار بکر و مناسبتی نداشته باشد. این قضیه صرفاً به شعار محدود نمی‌شود، بلکه نشانه‌ای از درماندگی در بازآفرینی نمادهای فرهنگی است.

۴. مخاطب‌زدایی از طریق پیش‌بینی‌پذیری

شعارهای تکراری پیش‌بینی‌پذیر هستند. مخاطب می‌داند قرار است چه جمله‌ای را روی بنرها ببیند و در نتیجه هیچ شگفتی، پرسش یا انگیزه‌ای برای مکث و تأمل در او ایجاد نمی‌شود. این پیش‌بینی‌پذیری، به تدریج شعار را نامرئی می‌کند. آن‌قدر «بخوانیم برای ایران» را شنیده که دیگر نمی‌شنود. یک شعار فرهنگیِ نادیده گرفته شده، بودجه و زمان صرف‌شده برای طراحی و انتشار آن را هدر می‌دهد.

۵. فرصت از دست رفته برای بازتعریف نسبت کتاب و مخاطب

نمایشگاه مجازی ۱۴۰۵ می‌توانست یک شعار کاملاً جدید داشته باشد که به چالش‌های خاص خواندن در فضای دیجیتال بپردازد. اما تکرار شعار قدیمی، این فرصت را از میان برد. گویی نهاد برگزارکننده، سال ۱۴۰۵ را ادامه همان سال ۱۴۰۴ دیده است.

در نهایت تکرار عین به عین یک شعار در سه رویداد متوالی، فراتر از یک انتخاب ساده، نشانه یک مسئله ساختاری در برنامه‌ریزی فرهنگی است: غفلت از تمایز رویدادها، بی‌توجهی به تغییرات فضای عمومی، و عادی‌شدن خلاقیت‌گریزی. اگر «بخوانیم برای ایران» شعار ارزشمندی است، باید در موقعیت و زمان مناسب خودش باقی بماند، نه اینکه به قالبی بی‌روح برای تمام مناسبت‌ها تبدیل شود. مخاطب نمایشگاه مجازی ۱۴۰۵، لااقل حق دارد شعار متفاوتی ببیند؛ حتی اگر تنها برای یک بار.

هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب از ۲۶ اردیبهشت تا ۴ خرداد ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.

243

کد مطلب 2214127

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =