به گزارش خبرآنلاین، روزنامه شرق نوشت: اگرچه مفاد این طرح رسما اعلام نشده، اما برخی رسانههای خارجی مدعی اطلاع از مفاد این طرح هستند و آنچه را که رئوس مطالب آن مینامند، منتشر کردهاند. متأسفانه اغلب اینگونه است که مردم در داخل برای کسب اطلاع از اوضاع باید چشمشان به رسانههای خارجی باشد. درک دلیل این رویه حداقل درباره چنین اموری دشوار است. روشن است که این قبیل طرحها به آمریکا داده میشود و آمریکا نیز بلافاصله اسرائیل را در جریان میگذارد و طبق یک رویه معمول بخشهای خاصی را مطابق برخی ملاحظات به رسانهها درز میدهند. خودیها در داخل نیز در جریان امور هستند، اما تقریبا هیچوقت مردم در داخل، گزارشی از مقامات خود دریافت نمیکنند.
آنطورکه از گزارش رسانههای خارجی برمیآید، ظاهرا طرح ارائهشده، حاوی دو مرحله است: پیشنهاد این است که دو طرف در مرحله اول درباره خواسته ایران در زمینه خاتمه کامل جنگ و تضمین آن صحبت کنند و این میتواند لاجرم شامل بازگشایی تنگه هرمز و لغو مسئله محاصره دریایی هم باشد. در مرحله دوم، گویا قرار است مذاکره درباره برنامه هستهای ایران باشد و این مهم است؛ چراکه برخی شایعات در چند هفته گذشته از آمادگینداشتن ایران برای مذاکره درباره غنیسازی حکایت میکرد. از آنجا که از نظر آمریکا خاتمه قطعی جنگ با مسئله غنیسازی در ایران مرتبط است، بعید است که ترامپ بدون رسیدن به راهحلی در زمینه غنیسازی و محموله اورانیوم 60درصدی، آماده ارائه تعهد و تضمینی برای پایان کامل جنگ باشد.
با این حال، همچنان امکان دستیابی به فرمولی برای انجام مذاکرات مطابق نظر ایران وجود خواهد داشت. طرفین میتوانند نخست درمورد شرایط خاتمه جنگ مذاکره کنند، مشروط بر اینکه «هیچ چیز نهایی نیست، مگر آنکه همه چیز نهایی شده باشد». مطابق این فرمول تقدم و تأخر زمانی موضوعات مورد مذاکره مهم نیست، چراکه هر توافقی در هر مرحلهای موقت و اولیه محسوب میشود و توافق نهایی موکول به توافق درمورد همه موارد دستور کار خواهد بود، بنابراین مطابق نظر ایران مذاکره درمورد خاتمه کامل جنگ میتواند مقدم بر مذاکره راجع به مسئله غنیسازی و محموله اورانیوم 460 کیلویی ۶۰درصدی باشد. در نتیجه، اگر ایران پذیرفته باشد که درباره غنیسازی و اورانیوم غنیسازیشده در مرحله دوم مذاکره کند، قاعدتا باید آمریکا نیز بپذیرد که این کار مطابق این رویه انجام شود.
البته حتی در صورت رد طرح ایران یا شکست مذاکرات، باز هم محتمل است که ترامپ بهجای اقدام نظامی، همچنان اولویت را به ادامه محاصره دریایی و اعمال فشار اقتصادی برای فشار بر ایران بدهد. فاکتور اسرائیل نیز در شکلگیری یا شکلنگرفتن مذاکرات مؤثر است. اما باید توجه داشت در این مقطع زمانی، نتانیاهو از ضعیفترین موقعیت در آمریکا برخوردار است و اگر ترامپ تصمیم بگیرد با توجه به موضوع غنیسازی صفر و تعیینتکلیف محموله 460کیلویی به توافقی برسد و احیانا امتیازی مبادله شود، بعید است در نادیدهگرفتن اسرائیل تردید کند؛ ضمن اینکه اسرائیل نیز بدون داشتن مجوز صریح و روشن از آمریکا قادر به حمله به ایران نخواهد بود.
23302




نظر شما