خبرآنلاین - رسول سلیمی: تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین آبراه انرژی جهان، بارها صحنه تنشهای نظامی بوده است. از جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰ تا بحرانهای هستهای اخیر، کنترل این تنگه که حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان از آن عبور میکند، همواره نقطه کانونی تقابل ایران و قدرتهای غربی بوده است. پس از آغاز جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران و آتشبس موقت، تنشها با محاصره دریایی آمریکا و محدودیتهای ایران ادامه یافت. حمله مشکوک به تأسیسات نفتی فجیره در امارات، این تنش را به آستانه جنگ تمامعیار رساند.
اگرچه وضعیت موجود بسیار حساس تر از گذشته است. ایالات متحده عملیات «پروژه آزادی» را برای بازگشایی مسیر ایمن کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز آغاز کرده بود که با دستور ترامپ، مجددا این عملیات متوقف شد. این عملیات شامل استقرار ناوشکنهای مجهز به دفاع موشکی، بیش از ۱۰۰ هواپیما و ۱۵ هزار پرسنل نظامی بود و گزارشها از تبادل آتش محدود، غرق شدن قایقهای کوچک ایرانی و رهگیری موشکها و پهپادها حکایت داشت. ایران هم این حملات را تکذیب کرده و امارات را متهم به فراهم کردن پایگاه برای آمریکا و اسرائیل کرده است.
اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران حیاتی است. هرگونه تشدید میتواند صادرات نفت باقیمانده ایران را کاملاً قطع کند، قیمت جهانی انرژی را به سطوح بیسابقه برساند و اقتصاد ایران را تحت فشار شدید قرار دهد. همزمان، خطر درگیری گستردهتر، کشورهای منطقه و تجارت جهانی را تهدید میکند. اما پرسش کلیدی آن است که چگونه حمله ادعایی به فجیره، محاصره هرمز و عملیات پروژه آزادی آمریکا، تنش را به آستانه جنگ تمامعیار رسانده و چرا این رویکرد نظامی به جای مذاکره، خطر شعلهور شدن مجدد درگیری را افزایش داده است؟
در همین راستا پیت هگست، وزیر جنگ و دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، در کنفرانس خبری خود تأکید کردند که «آتشبس با ایران همچنان برقرار است» و عملیات پروژه آزادی «کاملاً مجزا و غیرمرتبط» با سایر عملیات نظامی است. هگست گفت: «این یک پروژه دفاعی، محدود در دامنه و موقت است.» کین نیز افزود که انتظار «چرخش اولیه» (churn) وجود داشت و نیروهای آمریکایی به طور تهاجمی از جمله با غرق کردن شش قایق تندرو ایرانی دفاع کردهاند.
با این حال، همین عملیات کوتاهمدت که ترامپ بعداً آن را به دلیل «پیشرفت در مذاکرات» معلق کرد، نشان داد چگونه یک اقدام ظاهراً «دفاعی» میتواند به سرعت به چرخه تشدید منجر شود. ایران این عملیات را تحریکآمیز خواند و هشدار داد که هرگونه حضور نظامی آمریکا در منطقه را تهدیدی مستقیم میداند.
مکانیسمهای تشدید: از عملیات تا جنگ تمامعیار
عملیات پروژه آزادی چندین عامل ساختاری دارد که خطر تشدید را بالا میبرد:
اول، نزدیکی جغرافیایی و عدم شفافیت قواعد درگیری که رهگیریها عمدتاً در دریای عمان و نزدیک تنگه انجام میشود، جایی که نیروهای ایران با قایقهای تندرو، پهپادها و موشکهای ساحلی حضور دارند. حتی یک اشتباه محاسباتی مثلاً شناسایی اشتباه یک کشتی تجاری به عنوان هدف یا پاسخ بیش از حد آمریکا به یک پرواز شناسایی ایرانی، میتواند به تبادل آتش گسترده منجر شود. این عملیات ریسک قابل توجهی برای نیروهای آمریکایی و کشتیهای تجاری ایجاد کرده، زیرا ایران میتواند از تاکتیکهای نامتقارن استفاده می کند که هزینه دفاع آمریکا را به شدت بالا میبرد.
نکته دوم آنکه، واکنش ایران به حضور مستقیم آمریکا است. ایران پروژه آزادی را ادامه محاصره و اشغالگری دریایی میداند. پس از آغاز عملیات، گزارشهایی از تبادل آتش مانند شلیک موشک و پهپاد ایرانی و پاسخ آمریکا با غرق قایقها، منتشر شد. سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیاء در بیانیهای قاطع هرگونه حمله به امارات را تکذیب کرد اما هشدار داد: «اگر از خاک امارات اقدامی علیه ایران انجام شود، پاسخ کوبنده و پشیمانکننده خواهیم داد.» او امارات را متهم کرد که به «لانه آمریکاییها و صهیونیستها» تبدیل شده است. این بیانیه نشان میدهد ایران خط قرمزهای روشنی برای هرگونه استفاده از خاک همسایگان علیه خود تعیین کرده است.
سوم، اثر دومینو بر متحدان و پایگاهها است. حمله به فجیره که امارات آن را کار ایران دانست و ایران تکذیب کرد، دقیقاً در این چارچوب رخ داد. آتشسوزی در منطقه صنعتی نفتی فجیره، سه شهروند هندی را مجروح کرد و نگرانی جهانی را برانگیخت. این رویداد نشان داد چگونه عملیات در هرمز میتواند به سرعت به اهداف ساحلی در امارات گسترش یابد.
واکنشهای جهانی به حملات فجیره
واکنشهای بینالمللی عمدتاً محکومیت حمله و فراخوان به خویشتنداری بود. در همین راستا وزارت خارجه سعودی حمله را «به شدیدترین وجه» محکوم کرد، با امارات همبستگی کامل اعلام داشت و از ایران خواست حملات را متوقف کند. ولیعهد محمد بن سلمان با رئیس امارات تماس گرفت و حمایت ریاض را اعلام کرد. همچنین رئیس کمیسیون اروپا اورزولا فون در لاین حملات را «غیرقابل قبول» و نقض حاکمیت و حقوق بینالملل خواند و همبستگی کامل با امارات ابراز داشت.
هند نیز حمله را «غیرقابل قبول» دانست، زیرا سه شهروند هندی مجروح شدند. نخستوزیر هند و وزارت خارجه هند خواستار حفاظت از غیرنظامیان و توقف فوری خصومتها شدند و بر اهمیت امنیت مسیرهای تجاری تأکید کردند. پاکستان نیز نگرانی عمیق خود را ابراز داشت و از دیپلماسی (از جمله تلاشهای میانجیگری خود) حمایت کرد. اسلامآباد به دلیل روابط با هر دو طرف، نقش کلیدی در کاهش تنش ایفا میکند.
این واکنشها نشاندهنده نگرانی گسترده از گسترش درگیری به کل خلیج فارس و اختلال بیشتر در تجارت جهانی انرژی است. حتی کشورهایی که با آمریکا همسو هستند، از رویکرد نظامی یکجانبه واشنگتن فاصله گرفتند.
چرا آمریکا مذاکره را کنار گذاشت و به سمت اقدام نظامی رفت؟
انتخاب آمریکا برای عملیات پروژه آزادی به جای مذاکره مستقیم برای رفع انسداد هرمز، ریشه در محاسبات استراتژیک، سیاسی داخلی و فشارهای منطقهای دارد.
اول، فشار حداکثری به عنوان اهرم: دولت ترامپ معتقد است که تنها با حفظ فشار نظامی و اقتصادی (محاصره بنادر ایران + عملیات دریایی) میتواند ایران را به امتیازدهی در مذاکرات هستهای و منطقهای وادار کند. مقامات آمریکایی پروژه آزادی را «دفاعی و موقت» توصیف کردند، اما منتقدان آن را ادامه منطق «قدرت از موضع برتر» میدانند.
دوم، محدودیتهای دیپلماتیک: مذاکره مستقیم با ایران پس از ماهها جنگ و اتهامات متقابل بسیار دشوار است. آمریکا نگران است که هرگونه امتیاز اولیه (مانند کاهش محاصره) به عنوان ضعف تعبیر شود. عملیات نظامی، هرچند پرریسک، سیگنال «کنترل» ارسال میکند.
سوم، فشار لابیها و متحدان: اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس خواستار حفظ حداکثر فشار بر ایران هستند. عملیات پروژه آزادی تا حدی برای نشان دادن تعهد آمریکا به امنیت متحدان انجام شد، حتی اگر خطر تشدید وجود داشته باشد.
اما این رویکرد هزینههای سنگینی دارد. تحلیلگران در روزنامه گاردین هشدار میدهند که پروژه آزادی حتی در مدت کوتاه خود، ریسک تبدیل به جنگ تمامعیار را نشان داد. ایران با ابزارهای نامتقارن (پهپاد، مین، قایقهای تندرو) میتواند هزینه دفاع آمریکا را به شدت افزایش دهد. علاوه بر این، حمله به فجیره نشان داد که تنش در هرمز به راحتی به اهداف ساحلی گسترش مییابد و کشورهای ثالث (امارات، عربستان) را درگیر میکند.
در نهایت، ترامپ پروژه آزادی را در کمتر از ۴۸ ساعت معلق کرد و به «پیشرفت در مذاکرات» اشاره کرد. این عقبنشینی سریع، اذعان ضمنی به ریسک بالای عملیات بود. با این حال، محاصره بنادر ایران همچنان ادامه دارد و آتشبس شکننده باقی مانده است. عملیات پروژه آزادی نمونهای کلاسیک از «ریسک اخلاقی» در سیاست خارجی است. اقدامی که برای حل مشکل طراحی شده اما احتمالاً مشکل را بدتر میکند. تا زمانی که آمریکا بر اولویت نظامی بر دیپلماسی اصرار ورزد، خطر شعلهور شدن جنگ تمامعیار، با عواقب فاجعهبار برای انرژی جهانی، اقتصاد منطقه و ثبات بینالمللی، پابرجا خواهد بود. بازگشت به مذاکره جدی، احتمالاً با میانجیگری چین یا پاکستان، تنها راه جلوگیری از فاجعه است.
۲۱۳




نظر شما