به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و براساس گزارش هوشیو، در دورههای تغییر سریع فناوری، بعضی افراد فقط سعی نمیکنند در برابر آینده مقاومت کنند؛ بلکه میکوشند افرادی و نهادهایی را که آن را میپذیرند، مرعوب کنند. این نوع فناوریهراسی معمولاً «لادیسم» نامیده میشود. اما لادایتهای اصلی صرفاً دشمن ماشین نبودند. این جنبش از آنجا شکل گرفت که کارگران عادی احساس میکردند از نهادهایی که زندگیشان را دگرگون میکنند کنار گذاشته شدهاند.
مروری بر تاریخچه لادیسم؛ ماشین هراسی
بررسی لادیسم از این جهت مفید است که نه خشونتهای امروز را توجیه میکند، بلکه توضیح میدهد چگونه مخالفت با فناوری جدید میتواند به رفتاری خشونتآمیز و ویرانگر تبدیل شود. فعالان امروزی از همان ترسی الهام میگیرند که لادایتها داشتند؛ این احساس که تغییر فناورانه سریعتر از آن در راه است که سیاست عادی بتواند آن را هضم و مدیریت کند.
لادیسم در سال ۱۸۱۱ در ناتینگهام انگلستان، یکی از مراکز تولید توری و جوراب، متولد شد. رکود اقتصادی سال پیش از آن، دستمزدها را تحت فشار قرار داده و بازارها را کوچک کرده بود. این جنبش نام خود را از داستانی احتمالاً خیالی گرفت که به ناتینگهام رسیده بود؛ داستان کارآموزی که در برخی روایتها نام خانوادگیاش «لاد» بود و گفته میشد در واکنش به سرزنش یک سرپرست، با چکش به ماشینآلات کارخانهای در لستر حمله کرده است.
شبها، گروههای غیرمتمرکز لادایتها در دستکم ۱۰۰ مورد مختلف، دستگاههای نساجی را نابود کردند. در نهایت، دولت بریتانیا برای سرکوبی خشونتبار آنها نیرو اعزام کرد. کارگران به خرابکاری روی آوردند، چون حدود یک دهه پیش از آن، مذاکره بر سر دستمزد عملاً غیرقانونی شده بود. پارلمان بریتانیا، از ترس اینکه اتحادیههای کارگری روح انقلاب فرانسه را وارد کشور کنند، «قوانین ائتلاف» سالهای ۱۷۹۹ و ۱۸۰۰ را تصویب کرد؛ قوانینی که به موجب آن، کارگران دیگر بهطور قانونی حق نداشتند درباره دستمزد، ساعات کار یا حجم کار مذاکره کنند. یکی از مهمترین مجاری اعتراض به شرایط دگرگونی اقتصادی بسته شده بود. در واکنش، برخی کارگران به نابود کردن ماشینآلاتی روی آوردند که باور داشتند بدون رضایت آنها زندگیشان را دگرگون میکند.
لادیسم معمولاً بهعنوان نوعی ذهنیت ضدفناوری فهمیده میشود، اما بهتر است آن را واکنشی به شکست سیاسی دانست. این پدیده زمانی سر برمیآورد که مردم احساس کنند از مشارکت در شکل دادن به تغییرات کنار گذاشته شدهاند. لادایتها به خرابکاری متوسل شدند، چون مذاکره برایشان غیرقانونی شده بود.
تفاوت اوضاع کنونی با دوران لادیسم در ناتینگهام
ایالات متحده مجاری سیاسیای دارد که لادایتها از آن محروم بودند. شهروندان آمریکایی میتوانند برای حل این مسائل به مجالس قانونگذاری، دادگاهها و نهادهای اجرایی، چه در سطح فدرال و چه در سطح ایالتی، تکیه کنند. اما داشتن این ابزارها با اعتماد به اینکه درست عمل خواهند کرد، دو چیز متفاوت است. بنا بر نظرسنجی مرکز پژوهشی Pew، فقط ۴۴ درصد از بزرگسالان آمریکایی میگویند به نهادهای آمریکا برای تنظیم مؤثر استفاده از هوش مصنوعی اعتماد دارند، در حالی که ۴۷ درصد اعتماد اندک یا هیچ اعتمادی به دولت در این زمینه ندارند.
اضطراب نسبت به فناوری حتی در دولت فدرال نیز صداهایی پیدا کرده است. سناتور «برنی سندرز»، که پیشنهاد توقف سراسری ساخت مراکز داده را مطرح کرده، اخیراً نوشته بود: «وارد یک ساندویچفروشی شوید؛ برای سلامت و ایمنی تنظیمگری دارد. اما هوش مصنوعی که جهان را از نظر اقتصادی و اجتماعی دگرگون خواهد کرد، کاملاً بیتنظیمگری است. این دیوانهکننده است.»
دیدگاه سندرز بسیار رایج است، اما بازتاب دقیق واقعیت نیست. قوانین موجود حمایت از مصرف کننده، اقدامات اجرایی نهادهای دولتی، و نیز مجموعهای از فرمانها و اقدامات سه دولت پیاپی، همین حالا هم این فناوری را تا حدی تحت حکمرانی و نظارت قرار دادهاند.
هوش مصنوعی قطعاً بیقانون و بیتنظیمگری نیست. افزون بر این، قانونگذاران ایالتی بیش از ۱۵۰۰ لایحه درباره هوش مصنوعی معرفی کردهاند. بعضی از آنها معقولاند؛ بعضی دیگر میکوشند به هر قیمتی جلوی پیشرفت فناوری را بگیرند.
جرم آموزش هوشمصنوعی
در ماه دسامبر، یک قانونگذار ایالت تنسی لایحهای ارائه کرد که آموزشدادن به یک چتبات همراهِ هوش مصنوعی را «جرم درجه A» محسوب میکرد. جرمی که میتواند دستکم ۱۵ سال زندان در پی داشته باشد. سال گذشته، مجلس قانونگذاری کالیفرنیا لایحهای را بررسی کرد که ممکن بود حتی استفاده از فایلهای Excel را در نهادهای دولتی مشمول مقررات کند. ایالت ایلینوی نیز در ماه اوت قانونی تصویب کرد که در تلاش برای تنظیمگری محصولات سلامت روانِ مبتنی بر هوش مصنوعی، ممکن است ناخواسته اپلیکیشنهای مدیتیشن را هم در بر بگیرد.
انتخاب واقعی میان دو شیوه حکمرانی بر تغییرات فناورانه است. یک رویکرد، ناآشنایی با فناوری را دلیلی برای کُند کردن پیشرفت یا ممنوعکردن کامل فناوریهای تازه میداند. رویکرد دیگر از قوانین موجود استفاده میکند، در جاهایی که لازم است مقررات هدفمند اضافه میکند و در عین حال اجازه میدهد نوآوریهای سودمند در مقیاس گسترده رشد کنند.
اگر آمریکا در برابر گرایشهای لادایتی مقاومت کند، وضعیت بهتری خواهد داشت. لادایتها شایسته تمسخر امروزی نیستند. آنها از سیاست کنار گذاشته شده بودند و به تنها شیوهای که در اختیار داشتند واکنش نشان دادند. اما شهروندان آمریکایی از عرصه سیاست حذف نشدهاند. ایالات متحده ابزارهای لازم را برای جذب تغییر، به چالش کشیدن شرایط آن و شکل دادن به آینده در اختیار دارد.
این مقاله نسختین بار سوم اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط «ویل راینهارت»، پژوهشگر ارشد در مؤسسه امریکن اینترپرایز نوشته شده و در روزنامه واشینگتنپست چاپ شده است.
۲۲۷۲۲۷




نظر شما