نقش‌آفرینی پاکستان در بحران ایران؛ میانجیگری یا مدیریت انفجار منطقه؟ / بنی‌اسدی: پاکستان نگران است مجبور به حمایت نظامی از عربستان شود!

محمد حسین بنی‌اسدی سرکنسول پیشین ایران در لاهور در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: «وزیر کشور پاکستان، آقای سید محسن نقوی، اساساً سابقه سیاسی و امنیتی نداشته است. ایشان مدیر دو شبکه تلویزیونی در لاهور بود، زمانی که من آنجا حضور داشتم. منتها وقتی دولت عمران خان سقوط کرد و دولت ائتلافی مسلم لیگ نواز و حزب مردم، البته با همکاری ارتش، بر سر کار آمد، آقای محسن نقوی به توصیه ارتش وزیر کشور شد.»

خبرآنلاین - محمد عارف معزی: افزایش رفت‌وآمد مقام‌های پاکستانی به تهران در روزهای اخیر، بیش از آنکه صرفاً یک تحرک دیپلماتیک معمول باشد، نشانه‌ای از نگرانی عمیق اسلام‌آباد نسبت به گسترش بحران میان ایران و آمریکا ارزیابی می‌شود. ورود همزمان چهره‌های امنیتی و سیاسی پاکستان از فرمانده ارتش گرفته تا وزیر کشور نشان می‌دهد که این پرونده برای ساختار تصمیم‌گیری پاکستان صرفاً یک موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت ملی، اقتصاد و ثبات داخلی این کشور گره خورده است.

پاکستان نگران است که تشدید تنش در منطقه، علاوه بر آسیب به پروژه‌های اقتصادی و انرژی، ناامنی را به مرزهای مشترک با ایران و حتی داخل خاک پاکستان منتقل کند. به همین دلیل، اسلام‌آباد تلاش می‌کند هم نقش «مدیریت‌کننده بحران» را ایفا کند و هم کانال انتقال پیام میان تهران و واشنگتن باقی بماند. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند پاکستان بیش از آنکه توان اعمال فشار واقعی بر ایران یا آمریکا را داشته باشد، قادر به تسهیل ارتباطات و کاهش سوءتفاهم‌هاست.

در این میان، سفر شهباز شریف به چین نیز بی‌ارتباط با تحولات اخیر نیست. پکن به‌عنوان شریک راهبردی پاکستان و بازیگری که منافع گسترده انرژی و اقتصادی در خلیج فارس دارد، به‌دنبال جلوگیری از گسترش بحران است. برخی ناظران معتقدند اسلام‌آباد در حال هماهنگی نزدیک‌تر با چین برای ایفای نقش فعال‌تر در مدیریت تنش‌هاست.

پیام اخیر وزیر خارجه عربستان در تقدیر از تلاش‌های پاکستان نیز از نگاه بسیاری حامل پیامی سیاسی بود؛ پیامی که می‌تواند نشانه شکل‌گیری نوعی تقسیم کار منطقه‌ای میان ریاض، اسلام‌آباد و پکن برای مهار بحران و جلوگیری از ورود منطقه به مرحله‌ای پرهزینه‌تر از تنش باشد.

در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی جزئیات این اتفاقات با محمد حسین بنی‌اسدی، سرکنسول پیشین ایران در لاهور، به گفتگو پرداخته است.

مشروح گفتگوی تفصیلی محمد حسین بنی‌اسدی با خبرآنلاین را در ادامه می‌خوانید؛

میلیون‌ها پاکستانی در خلیج فارس، اسلام‌آباد را ناگزیر به میانجیگری کرده‌اند

*** سفرهای متعدد مقام‌های پاکستانی به تهران را باید در چه چارچوبی تحلیل کرد؛ نگرانی امنیتی، میانجی‌گری منطقه‌ای یا تلاش برای مدیریت بحران؟

نگرانی‌های امنیتی در جنوب آسیا و خلیج فارس، با توجه به اینکه میلیون‌ها پاکستانی، چه کارگر ساده و چه فعال اقتصادی، در آنجا حضور دارند و میلیاردها دلار ارز خارجی از این مسیر وارد پاکستان می‌شود. می‌توان گفت خلیج فارس برای پاکستان اهمیت اقتصادی بسیار بالایی داردسفرهای متعدد مقام‌های پاکستانی به تهران را باید در چهارچوبی مرکب از نگرانی‌های امنیتی، میانجیگری منطقه‌ای و تلاش برای مدیریت بحران تحلیل کرد. شما می‌بینید که تلاش‌های پاکستان مجموعه‌ای از همین عواملی است که اشاره کردید؛ عناصری مانند نگرانی‌های امنیتی در جنوب آسیا و خلیج فارس، با توجه به اینکه میلیون‌ها پاکستانی، چه کارگر ساده و چه فعال اقتصادی، در آنجا حضور دارند و میلیاردها دلار ارز خارجی از این مسیر وارد پاکستان می‌شود. می‌توان گفت خلیج فارس برای پاکستان اهمیت اقتصادی بسیار بالایی دارد.

همچنین نیاز انرژی پاکستان به خلیج فارس، که بعضاً با قیمت‌های ارزان یا حتی رایگان تأمین می‌شود، و از سوی دیگر حضور نظامیان شاغل یا بازنشسته پاکستانی در کشورهای خلیج فارس، به‌ویژه عربستان، که نماد آن همان پیمان امنیتی است که هفت، هشت یا ده ماه پیش میان دو کشور امضا شد، مجموعه عواملی است که موجب شده پاکستان وارد مسیر میانجیگری شود.

وزیر کشور پاکستان، چهره‌ای مورد اعتماد عاصم منیر است/ محسن نقوی حاصل ائتلاف دولت و ارتش پاکستان است

*** چرا در پرونده ایران و آمریکا، علاوه بر فرمانده ارتش پاکستان، وزیر کشور نیز وارد میدان شده است؟

پدرخانم سید محسن نقوی نظامی بوده، به نوعی پایگاه ارتشی نیز دارد و حتی توسط گروه‌های تروریستی مانند سپاه صحابه تهدید شده بود. لذا ارتش از او حمایت می‌کندببینید، وزیر کشور پاکستان، آقای سید محسن نقوی، اساساً سابقه سیاسی و امنیتی نداشته است. ایشان مدیر دو شبکه تلویزیونی در لاهور بود، زمانی که من آنجا حضور داشتم. منتها وقتی دولت عمران خان سقوط کرد و دولت ائتلافی مسلم لیگ نواز و حزب مردم، البته با همکاری ارتش، بر سر کار آمد، آقای محسن نقوی به توصیه ارتش وزیر کشور شد. یعنی همین عاصم منیر نقش مهمی در رسیدن وزارت کشور به ایشان داشت. حزب مردم نیز رابطه خوبی با او داشت. در نتیجه، ایشان حاصل ائتلاف حزب مسلم لیگ نواز، حزب مردم و هماهنگی این دولت با ارتش است.

از سوی دیگر، چون پدرخانم سید محسن نقوی نظامی بوده، به نوعی پایگاه ارتشی نیز دارد و حتی توسط گروه‌های تروریستی مانند سپاه صحابه تهدید شده بود. لذا ارتش از او حمایت می‌کند. در این تشکیلات و رفت‌وآمدها می‌توان گفت او فردی مورد اعتماد عاصم منیر است. اگر توجه کرده باشید، دوبار ایشان به ایران آمد و پس از آن نیز عاصم منیر به تهران سفر کرد.

نقش‌آفرینی پاکستان در بحران ایران؛ میانجیگری یا مدیریت انفجار منطقه؟ / بنی‌اسدی: پاکستان نگران است مجبور به حمایت نظامی از عربستان شود!

پاکستان نگران است مجبور به حمایت نظامی از عربستان شود

*** آیا ورود همزمان چهره‌های امنیتی و سیاسی پاکستان نشان‌دهنده اهمیت ویژه این پرونده برای اسلام‌آباد است؟

به نظر من، این مسئله فوق‌العاده برای اسلام‌آباد اهمیت دارد؛ به دلایل مختلف. از جمله روابط تاریخی و فرهنگی که میان دو کشور وجود دارد، مرز مشترکی که داریم و همچنین اینکه مردم پاکستان، به‌جز برخی جریان‌های افراطی، عموماً ایران‌دوست هستند. شیعیان پاکستان نیز، که جمعیت قابل توجهی دارند، در این مسئله نقش مهمی ایفا می‌کنند.

همین حدود است. این‌ها نقش مهمی دارند. به‌علاوه، پاکستان با افغانستان نیز وارد بحران در روابط شده بود. همین احتمال که این بحران به جنوب آسیا کشیده شود، پاکستان را شدیداً نگران کرده است. اساساً پاکستان تحمل یک درگیری گسترده نظامی در جنوب آسیا را ندارد؛ لذا تلاش می‌کند به هر نحو ممکن، این بحران با ایران وارد درگیری مستقیم در طول مرزهایش نشود. حالا ورود به کمک به عربستان در چارچوب پیمانی که دارند، مسئله دیگری است و به همین خاطر پاکستان مایل است این تنش کنترل شود تا مجبور به ورود به حمایت نظامی از عربستان در تقابل با ایران نشود.

اسلام‌آباد نمی‌خواهد بحران خلیج فارس به جنوب آسیا سرایت کند

*** پاکستان تا چه حد توانایی دارد که طرف ایرانی را به انعطاف بیشتر در مذاکرات یا کاهش تنش ترغیب کند؟

ببینید، پاکستان با تکیه بر همان روابط تاریخی، فرهنگی، حسن همجواری و ایران‌دوستی که دارد، سعی می‌کند با زبانی که وقتی کنار پاکستانی‌ها می‌نشینید، عبارت «مسلم برادر» از زبانشان نمی‌افتد، عمل کند. واقعاً هم، چون من چند سال در پاکستان بودم، می‌دانم که حقیقتاً نمی‌خواهند ایران با بحران آن‌چنانی مواجه شود؛ چراکه می‌دانند اگر ایران با مشکل ارزی، مرزی و قومیتی مواجه شود، این شتر در خانه پاکستان هم خواهد خوابید. لذا نمی‌خواهند چنین اتفاقی رخ دهد و مایل‌اند با حمایت‌هایی که از سوی چین و روابط ویژه‌ای که با عربستان دارند، به هر حال وساطت کنند و ایران را به انعطاف ترغیب نمایند تا هم از گسترش درگیری و بحران در خلیج فارس جلوگیری شود و هم این بحران به جنوب آسیا سرایت نکند.

پاکستانی‌ها شیوه تمجید از ترامپ را خوب بلدند/ ترامپ هم از تمجید پاکستانی‌ها استقبال کرده

*** میزان نفوذ و اثرگذاری پاکستان بر ترامپ و جریان تصمیم‌گیری در آمریکا را چقدر می‌توان جدی دانست؟

ارتش پاکستان، برخلاف ارتش در بسیاری از کشورها، ارتشی محبوب است. مردم واقعاً ارتش را دوست دارندببینید، پاکستان بعد از فروپاشی شوروی عملاً منزوی شد؛ یعنی از اولویت آمریکا کنار رفت و هند در عوض جایگاه مهم‌تری پیدا کرد. منتها در دولت فعلی که پس از سقوط عمران خان ایجاد شد، یعنی دولت ائتلافی حزب مسلم لیگ نواز و حزب مردم با همکاری ارتش، شرایط تغییر کرد. ارتش هم با حضور آقای عاصم منیر، که به‌خصوص بعد از موفقیت سال گذشته در مقابل هند محبوبیت بیشتری پیدا کرد، نقش مهمی دارد.

من یک نکته بگویم؛ ارتش پاکستان، برخلاف ارتش در بسیاری از کشورها، ارتشی محبوب است. مردم واقعاً ارتش را دوست دارند و به همین دلیل در حوادث غیرمترقبه نیز بلافاصله ارتش وارد کمک به مردم می‌شود. حالا این نهاد نظامی و نهاد سیاسی ائتلافی که ایجاد شده‌اند، هر دو در یک تفاهم قرار دارند و با توجه به اینکه به دنبال احیای روابط خود با آمریکا هستند، دست به نوعی تمجید از ترامپ زده‌اند. ترامپ هم فردی خودشیفته است که بسیاری از نرم‌ها و قواعد بین‌المللی و داخلی را تحت تأثیر همین خودشیفتگی زیر پا می‌گذارد.

اتفاقاً بعد از حمله ایران، پادشاه این کشورها پیشنهاد کردند که جایزه صلح نوبل به ترامپ داده شود و جالب‌تر اینکه پس از بمباران مراکز هسته‌ای ما توسط هواپیماهای بی-۲، فرمانده سنتکام را به پاکستان دعوت کردند و نشان عالی به او دادند. این اقدامات به مذاق ترامپ خوش آمده و به قول معروف دل او را برده است.

عاصم منیر تنها فرمانده ارتشی است که ترامپ او را به کاخ سفید دعوت کرد

در مصاحبه‌هایش هم بلافاصله از فیلد مارشال و نخست‌وزیر پاکستان نام می‌برد. جالب اینکه این فیلد مارشال، تنها فرمانده ارتشی است که ترامپ او را به کاخ سفید دعوت کرده و با او ناهار خورده است. به روایتی، پاکستانی‌ها شیوه تمجید کردن را خوب بلدند و این رفتار در معامله با ترامپ برایشان کارگر واقع شده است.

هر دوتایشان در یک تفاهم، با توجه به اینکه به فکر احیای دوباره روابطشان با آمریکا هستند، دست به نوعی تمجید از ترامپ زده‌اند. ترامپ هم فردی خودشیفته است که بسیاری از نرم‌ها و قواعد بین‌المللی و داخلی را با همین خودشیفتگی زیر پا می‌گذارد. اتفاقاً بعد از حمله ایران، پادشاه این کشورها پیشنهاد کردند که جایزه صلح نوبل به ترامپ داده شود.

پاکستانی‌ها شیوه تمجید کردن را خوب بلدند و این روش در معامله با آقای ترامپ کارگر واقع شده استخیلی جالب است که بعد از بمباران مراکز هسته‌ای ما توسط هواپیماهای بی‌۲، فرمانده سنتکام را به پاکستان دعوت کردند و به او نشان عالی دادند. این اقدامات به مذاق آقای ترامپ خوش آمده و به قول معروف دل او را برده‌اند و مقبول واقع شده‌اند. در مصاحبه‌هایش هم می‌بینید که بلافاصله از فیلد مارشال و نخست‌وزیر پاکستان نام می‌برد. جالب اینجاست که این فیلد مارشال، تنها فرمانده ارتشی است که آقای ترامپ او را به کاخ سفید دعوت کرده و برایش ناهار ترتیب داده است.

یا به روایتی دیگر، پاکستانی‌ها شیوه تمجید کردن را خوب بلدند و این روش در معامله با آقای ترامپ کارگر واقع شده است.

نقش‌آفرینی پاکستان در بحران ایران؛ میانجیگری یا مدیریت انفجار منطقه؟ / بنی‌اسدی: پاکستان نگران است مجبور به حمایت نظامی از عربستان شود!

پاکستان خود را نسبت به ایران بدهکار می‌داند

***‌ آیا اسلام‌آباد واقعاً ظرفیت ایفای نقش میانجی فعال میان ایران و آمریکا را دارد یا بیشتر در حال انتقال پیام است؟

ببینید، پاکستان اول از همه با ایران ابراز همدلی و همدردی دارد؛ یعنی واقعاً اگر احساس کند آسیبی به ایران وارد می‌شود یا ممکن است وارد شود، این موضوع را خیلی خالصانه به طرف ایرانی منتقل می‌کند. من معتقدم همین وزیر کشور پاکستان هم در این سفر حتماً این مسائل را مطرح کرده؛ چون آقای محسن نقوی فردی شیعه و ایران‌دوست است و خیلی برادرانه این مسائل را به ایرانی‌ها منتقل می‌کند.

از طرف دیگر، پاکستانی‌ها خودشان را به ایران مدیون می‌دانند؛ از دو جهت. نخست اینکه در سال ۱۹۴۷، زمانی که پاکستان مستقل شد، ایران اولین کشوری بود که این کشور را به رسمیت شناخت و خود پاکستانی‌ها هم همیشه به این مسئله اشاره می‌کنند. دوم اینکه در جنگ ۱۹۷۱ با هند، زمانی که بخش شرقی پاکستان جدا شد، ایران ظاهراً به هواپیماهای پاکستانی پناه داده بود تا مورد حمله هند قرار نگیرند. پاکستانی‌ها همیشه می‌خواهند به نحوی این مسائل را جبران کنند.

از سوی دیگر، منافعی که پاکستان در خلیج فارس دارد، منافع بسیار کلان و مهمی است و طبیعی است که بخواهد آن‌ها را حفظ کند و بحران هم به جنوب آسیا کشیده نشود. به همین دلیل ادعا می‌کند که در تلاش است از این آتش‌افروزی در خلیج فارس جلوگیری شود و بحران به جنوب آسیا سرایت نکند. در این مسیر نیز از حمایت چین و خود عربستان سعودی برخوردار است.

به هر حال، کار میانجیگری تصمیم‌گیری نیست و پاکستان نمی‌تواند تصمیم نهایی بگیرد، اما مطمئناً تمام تلاش خود را می‌کند تا صحنه را به‌گونه‌ای ترسیم کند که ایران بتواند انعطاف نشان دهد.

روابط استراتژیک چین و پاکستان فراتر از پرونده ایران است

***‌ سفر شهباز شریف به چین چه ارتباطی با تحولات مربوط به ایران و آمریکا داشت و آیا می‌شود گفت که پاکستان در حال هماهنگی با پکن برای ایفای نقش گسترده‌تر در مدیریت بحران منطقه است؟

سفر آقای شهباز شریف هم جزو سفرهای ادواری است که با چین دارند؛ چون پاکستان و چین روابط استراتژیک دارند، یعنی هم نظامی‌ها و هم دولت غیرنظامی به این نتیجه رسیده‌اند که روابطی استراتژیک با چین داشته باشند.

منتها در این مقطع، که موضوع ایران و میانجیگری پاکستان از مسائل اساسی است، حتماً از طرف چین هم ذی‌نفع است که صلح و ثبات در منطقه خلیج فارس ایجاد شود. مطمئناً یکی از موضوعاتی است که درباره آن گفت‌وگو می‌شود، ولی به نظر من اگر بخواهیم بگوییم که حتماً فقط به خاطر این موضوع به چین رفته، نه؛ اما یکی از موارد می‌تواند همین موضوع ایران و تنش در منطقه خلیج فارس باشد.

پاکستان حاضر نیست در تقابل نظامی ایران و عربستان قرار بگیرد

*** پیام اخیر وزیر خارجه عربستان در تقدیر از تلاش‌های پاکستان چه معنای سیاسی و دیپلماتیکی داشت و آیا این موضع‌گیری عربستان نشان‌دهنده شکل‌گیری نوعی تقسیم کار منطقه‌ای میان ریاض، اسلام‌آباد و پکن درباره پرونده ایران است یا نه؟


معتقدم پیام اخیر وزیر خارجه عربستان تا حدی عاقلانه است و نشان می‌دهد که عربستان تا حدی واقع‌بین‌تر شده است و برخلاف امارات از آن حال‌وهوا بیرون آمده است. از طرف دیگر، عربستان و پاکستان، همان‌گونه که خدمتتان عرض کردم، روابط گسترده‌ای دارند و سال‌هاست که پاکستان متعهد به حفاظت از حرمین شریفین و خاندان آل سعود است و نظامیان پاکستان، چه شاغل و چه بازنشسته، در عربستان در ارتش این کشور کارهای مستشاری انجام می‌دهند.

پیمان دفاعی که چند ماه پیش میان دو کشور امضا شد، باعث شد که چتر هسته‌ای بالای سر عربستان قرار بگیرد و این مسئله مسئولیت پاکستان را بسیار گسترده‌تر می‌کند. عربستان هم این را می‌داند که هرچند از حمایت پاکستان برخوردار است، اما باید عاقلانه و در مسیر برنامه‌های توسعه اقتصادی خود حرکت کند. عربستان برنامه‌های گسترده‌ای تحت رهبری محمد بن سلمان دارد و این برنامه‌ها بدون صلح پایدار در منطقه عملی نخواهد بود.

عربستان با اطمینانی که از پاکستان دارد، از میانجیگری این کشور حمایت می‌کند. در مقابل، پاکستانی‌ها نیز علیرغم تعهدی که به عربستان دارند، حاضر نیستند در تقابل نظامی میان عربستان و ایران قرار بگیرند. به همین دلیل، تلاش زیادی می‌کنند که این بحران کاهش پیدا کند و از فعال شدن پیمان دفاعی میان پاکستان و عربستان جلوگیری شود.

۲۱۹

کد مطلب 2223971

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین