چهارم خرداد، روز مقاومت و پدیدار شدن معنای حقیقی سرسختی و همبستگی ملی در تقویم رسمی کشور است. دزفول، کهنشهری که با پیشینهای غنی از علم، فرهنگ و تمدن شناخته میشد، در روزگار سختِ هشت سال دفاع مقدس به نمادی زنده از امیدِ بیفرجام و ایستادگی تبدیل شد. بازخوانی پرونده پایداری این دیار، پیش از آنکه روایتی صرف از سالهای جنگ باشد، مکتبی الهامبخش برای جامعه امروز ایران است؛ درسی بزرگ در باب اینکه چگونه میتوان از میان آوارها برخاست، ریشهها را پاس داشت و با اتکا به اراده جمعی، فردا را از نو ساخت.
دزفول را در طول تاریخ معاصر با حرم مطهر سبزقبا (ع)، رود روان و زلالِ دز، قمیشهای باستانی شگفتانگیز، پل تاریخی باشکوه، و البته مهد پرورش علمای برجستهای همچون شیخ اعظم انصاری، معزی و نبوی میشناسند. شهری با شناسنامهای به بلندای تمدن بشری که آرامش و صلابت رود جاریاش گویی در روح و جان مردمانش نفوذ کرده است. با این حال، تاریخ معاصر نام این دیار حاصلخیز و باستانی را با واژهای متفاوت اما پرافتخار گره زد؛ «شهر موشکها». شلیک صدها راکت و توپ به سمت خانههای بیدفاع، تلاشی از سوی دشمن برای تخلیه شهر و شکستن کمر مقاومت کشور بود. اما آنچه در محاسبات مادی دشمن نادیده گرفته شد، هویت عمیق و اصیل مردمی بود که به خاک و فرهنگ خود عشق میورزیدند.
از منظر اساتید ارتباطات و روانشناسی رسانه، بزرگترین و ارزشمندترین ویژگی حماسه دزفول، «نه» بزرگ مردم به آوارگی، مهاجرت و خالی کردن میدان بود. در تئوریهای نوین پدافند غیرعامل و جنگهای شناختی، ایجاد وحشت با هدف خالی کردن شهرها، نخستین گام برای تسلیم یک ملت است. اما مردم دزفول با تقدیم بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ شهید والامقام، الگوی بیبدیلی از تابآوری اجتماعی را خلق کردند؛ آنها پس از هر بمباران سنگین، بیوقفه آوارها را پاکسازی کرده، آستینها را بالا میزدند و زندگی را دوباره در همان کوچههای زخمی جاری میساختند. این روحیه «بازسازی آنی و مستمر»، درس بزرگی برای جامعه امروز ماست؛ نمادی عینی از اینکه هیچ تندبادی نمیتواند جریان پویای زندگی و امید را در یک ملتِ ریشهدار متوقف سازد. این ایستادگی کمنظیر بود که در سال ۱۳۶۶ دزفول را به عنوان شهر نمونه مقاومت کشور معرفی کرد.
امروز نیز جامعه ما در مواجهه با تلاطمها و چالشهای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و رسانهای، بیش از هر چیز به بازخوانی همین نسخه شفابخش نیازمند است. درس دزفول برای این روزهای ایران، درسِ «ایستادن، ساختن و تسلیم ناامیدی نشدن» است. انفعال و فرار از چالشها هرگز راهگشا نبوده و نیست؛ اما مواجهه فعالانه، ترمیم ساختارهای ذهنی و مادی و تکیه بر توان داخلی، کلید عبور از هر بحرانی است. امروز جبهه اصلی ما، تقویت سرمایه اجتماعی، تحکیم پیوندهای ملی و ایجاد فضایی سرشار از همدلی برای ساختن فردایی بهتر است.
در تحلیل رسانهای، حماسهها زمانی کارکرد زنده و جریانساز خود را حفظ میکنند که از قالب یادبودهای سالانه خارج شده و به الگویی برای نسل جوان تبدیل شوند. پیوند میان علمای بزرگ دزفول و سرداران مجاهد و اندیشمندی همچون شهیدان رشید، سوداگر و کوسهچی نشاندهنده یک ساختار اجتماعی منسجم است؛ ساختاری که در آن علم، تعهد، شجاعت و تخصص در کنار هم برای حفظ جامعه به میدان آمدند. امروز نیز جوانان نخبه، کارآفرینان و فعالان عرصههای علمی و فناوری، ادامهدهندگان همان مسیر پایداری هستند که با ابزار دانش و پشتکار، در جهت عمران، آبادانی و رفاه کشور تلاش میکنند.
چهارم خرداد، فراتر از تجلیل از جغرافیای یک شهر، یادآور این حقیقت است که اصالت تمدنی یک ملت، مستحکمترین پناهگاه آنان در مواجهه با سختیهاست. دزفول ثابت کرد که در اوج بحرانها نیز میتوان سر خم نکرد، به افقهای روشن چشم دوخت و زندگی را دوباره بر ویرانهها بنا نهاد. امروز با تکیه بر همین میراث ارزشمند و با دلی سرشار از امید، باور داریم که با همبستگی و تلاش همهجانبه، میتوانیم بر تمام موانع معاصر غلبه کنیم و چشماندازی روشن و سرشار از موفقیت برای ایران عزیز تصویر نماییم.



نظر شما