به گزارش خبرآنلاین، ۱۹ هزار و ۵۰۰ نفر؛ این عدد فقط یک خط خشک در گزارشهای رسمی نیست. اگر این آمار را به زبان جغرافیا ترجمه کنیم، یعنی هر سال جمعیت یک روستای بزرگ یا شهر کوچک به طور کامل از روی نقشه ایران پاک میشود! هر روز دهها نفر از خانه بیرون میروند و دیگر برنمیگردند. این آدمها نه در جنگ کشته شدهاند و نه در زلزله؛ بلکه در جادههایی جان باختهاند که قرار بود آنها را به سلامت به مقصد برساند.
فرارو در خبری نوشت: بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی، در سالهای اخیر تعداد جانباختگان حوادث رانندگی در ایران همواره بین ۱۹ تا ۲۰ هزار نفر متغیر بوده است. به همین دلیل، ایران همچنان در فهرست کشورهایی با خطرناکترین جادهها و تلفات بالا قرار دارد.
در سال گذشته، ۱۹ هزار و ۵۴۰ نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست دادند. این رقم در مقایسه با سال قبل از آن که تلفات ۱۹ هزار و ۴۳۵ نفر بود، تغییر چندانی نکرده است.
کارشناسان سه مقصر اصلی برای این بحران معرفی میکنند: خودروهای ناایمن، فرهنگ رانندگی پرخطر و جادههای غیراستاندارد.
هر کدام از این عوامل به تنهایی میتوانند خطرساز باشند. اما وقتی این سه مورد کنار هم قرار میگیرند، نتیجه همان فاجعهای است که هر سال هزاران خانواده ایرانی را عزادار میکند.
خودروهای مقوایی
کارشناسان ترافیک و پلیس بارها هشدار دادهاند که کیفیت پایین و ناایمن بودن خودروهای داخلی، نقش بسیار پررنگی در مرگومیر جادهای دارد.
سردار هادیانفر، رئیس پیشین پلیس راهور، در یکی از اظهارنظرهای رسمی خود اعلام کرده بود که کیفیت پایین خودروها عامل ۳۴ درصد از کشتههای تصادفات است.
متاسفانه بسیاری از خودروهای داخلی، از همان لحظه خروج از کارخانه دارای نقص هستند. علاوه بر این، در بسیاری از تصادفات میبینیم که خودروی داخلی تا وسط جمع میشود، در حالی که خودروی باکیفیت خارجی در همان تصادف فقط چند خط برداشته است!
احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی کشور، هم پیشتر در یک گفتوگوی تلویزیونی اعلام کرد: «۵۰ تا ۶۰ درصد جانباختگان تصادفات به دلیل ایمنی پایین خودروهاست. برخی خودروها بهدلیل ضعف ایمنی، عملا همانند ارابههای مرگ در جادهها تردد میکنند.»
آمارها نشان میدهد که بخش بزرگی از کشتههای تصادفات مربوط به سرنشینان خودروهای پرفروش داخلی مثل پراید و پژو است. این در حالی است که جوانان و کسانی که برای اولین بار ماشین میخرند، معمولاً همین خودروها را انتخاب میکنند.
بنفشه که به تازگی توانسته خودرویی برای خود تهیه کند به خبرنگار فرارو میگوید: «قبل از جنگ با مبلغی که داشتم میتوانستم یک تیبای صفر بخرم، اما حالا مجبور به خرید پراید دهه ۹۰ شدم؛ یک خودروی مقوایی.»
پلیس راهور هم قبلا تایید کرده بود که بیش از نیمی از مرگها در حوادث رانندگی، مربوط به سرنشینان همین دو خانواده خودرویی (پراید و پژو) است.
امروزه همه قبول دارند که بخشی از تلفات انسانی جادهها، مستقیماً تقصیر کیفیت بد خودروهاست. سیستمهای ترمز، کیسه هوا (ایربگ) و استحکام بدنه ماشینهای داخلی باید به طور جدی ارتقا پیدا کنند.
اما کارشناسان میگویند تا وقتی ساختار قیمتگذاری، نظارت بر قطعات یدکی، خدمات پس از فروش و خروج خودروهای فرسوده اصلاح نشود، فقط اعتراف به «ارابه مرگ» بودن این ماشینها جان کسی را نجات نمیدهد.
در اینباره بنفشه میگوید: «چه کسی دوست دارد یک خودروی فرسوده ۱۵ ساله بخرد؟ اما وقتی بودجه در همین اندازه است، چاره دیگری نیست.»
فرهنگ رانندگی در ایران
«نگاه کن ببین چطوری رانندگی میکنه!» این جملهای است که همه ما بارها در خیابان، تاکسی یا هنگام پیادهروی شنیدهایم.
این جمله آشنا نشان میدهد که علاوه بر کیفیت ماشینها، خود انسانها هم بزرگترین سهم را در وقوع تصادفات دارند.
طبق برخی بررسیها، نقش عامل انسانی در تصادفات ایران بین ۵۰ تا ۶۰ درصد است و حتی در بعضی گزارشها تا ۹۰ درصد هم اعلام شده است.
پلیس راهور لیست بلندی از خطاهای همیشگی رانندگان ارائه کرده است:
- سرعت و سبقت غیرمجاز
- خستگی و خوابآلودگی
- استفاده از تلفن همراه حین رانندگی
- بیتوجهی به جلو و رعایت نکردن فاصله ایمن
- تغییر مسیر ناگهانی
این خطاها فقط روی کاغذ و در آمارها نیستند، بلکه هر روز در خیابانها دیده میشوند. راننده کامیونی که ساعتها بدون استراحت رانندگی میکند، راننده تاکسی اینترنتی که وسط رانندگی پیام میخواند و خانوادهای که بستن کمربند ایمنی را در سفرهای کوتاه مسخره میدانند، همگی چهرههای واقعی همین فرهنگ غلط رانندگیاند.
از طرفی، وقتی نظارت مداوم و جریمه جدی در کار نباشد، این عادتهای بد تقویت میشوند. وقتی رانندهای بداند احتمال جریمه شدنش کم است، قوانین ترافیکی را فقط یک توصیه اخلاقی میبیند، نه یک دستور اجباری.
برای مثال، درصد بالایی از مصدومیتهای جادهای به خاطر نبستن کمربند ایمنی است؛ اما هنوز در خیلی از شهرها، بستن کمربند برای سرنشینان عقب ماشین به یک عادت و «هنجار» تبدیل نشده است.
تغییر این وضعیت فقط با جریمه و زور پلیس حل نمیشود. آموزش از سنین نوجوانی در مدارس، صحبت مداوم درباره ترافیک در رسانهها و رعایت قانون توسط افراد مشهور و مسئولان، پایههای اصلی اصلاح فرهنگ رانندگی هستند.
اما تا زمانی که این فرهنگسازی با ایمن شدن واقعی ماشینها و جادهها همراه نشود، پیام «آرام برانیم» برای خیلی از مردم فقط یک شعار توخالی باقی خواهد ماند.
جادههایی که خطا را به فاجعه تبدیل میکنند
سومین ضلع این مثلث خطرناک، جاده و زیرساخت است. به عنوان مثال، استان تهران یکی از پیچیدهترین نقشههای شهری را دارد.
هر روز پلها، زیرگذرها و اتوبانهای جدیدی ساخته میشوند، اما انگار هنوز یک مسئله مهم یعنی ایمنی فراموش شده است. یک طراحی خوب میتواند خطای راننده را ببخشد، اما یک جاده غیراستاندارد، کوچکترین اشتباه را به مرگ تبدیل میکند.
گزارشهای تخصصی نشان میدهند که پیچهای تند، عرض کم جاده، نداشتن شانه خاکی مطمئن، خطکشیهای ناقص، تاریکی مسیر و نقاط حادثهخیز تکراری، از بزرگترین مشکلات جادههای ما هستند.
مسئولان راهداری میگویند هر سال صدها نقطه خطرناک در جادهها شناسایی و اصلاح میشود. اما خودشان هم اذعان دارند که هنوز راههای زیادی از همان ابتدا با استانداردهای ناقص ساخته شدهاند.
امیرعلی با گلایه از چالهها و دستاندازهای عجیب و غریب اتوبان میگوید: «عبور از روی یکی از این چالهها به راحتی میتواند منجر به چپ کردن ماشین یا شکستن چرخ شود. سوال این است که آیا یکی از مسئولین از روی این چالهها به هنگام تردد روزانه رد نمیشوند؟»
به گفته کارشناسان، سرعت بالا و شلوغی بیش از حد، دو عامل خطرناک دیگر هستند. جادههایی که روزگاری برای ترافیک سبک ساخته شده بودند، حالا زیر بار ترافیک سنگین و کامیونها در حال نابودیاند. همچنین نبود دیوارههای جداکننده کافی در وسط جادهها، باعث تصادفات شاخبهشاخ مرگباری میشود.
شایان روایت میکند: «در اتوبان شهریار بریدگی وجود دارد که شیب آن درست تنظیم نشده، همیشه به هنگام بارندگی مقدار زیادی آب در این محل جمع میشود. یکی از همین شبها وقتی داخل آب افتادم تعادل را از دست دادم و با کامیونی که جلویم بود برخورد کردم... خسارتی که به ماشینم وارد شد قابل باور نیست.»
علاوه بر این، توسعه شهرها هم همیشه با در نظر گرفتن ایمنی همراه نبوده است. ورودی و خروجیهای ناامن شهرها، تقاطعهای شلوغ، نداشتن زیرگذر و روگذر برای عابران پیاده و دسترسی مستقیم مغازهها به بزرگراهها، خطر را چند برابر کرده است.
در چنین محیطی، یک اشتباه کوچک از طرف راننده یا یک نقص فنی ساده در خودرو، کافی است تا حادثهای با چند کشته رقم بخورد.
وقتی سه بحران همزمان میشوند
در بسیاری از کشورهای جهان، کاهش آمار مرگومیر جادهای به یکی از نشانههای توسعهیافتگی تبدیل شده است. اما در ایران، مرگ سالانه نزدیک به ۲۰ هزار نفر در جادهها آنقدر تکرار شده که گاهی به یک خبر عادی تبدیل میشود.
کارشناسان معتقدند هیچ راهحل معجزهآسایی برای این بحران وجود ندارد.
این مشکل نه فقط با اصلاح ماشینها حل میشود، نه صرفاً با افزایش جریمهها و نه فقط با ساخت جادههای جدید. کاهش آمار کشتهها تنها زمانی ممکن میشود که هر سه ضلع این مثلث؛ یعنی «خودرو، راننده و جاده» به طور همزمان اصلاح شوند.
تا آن روز، متاسفانه آمار قربانیان حوادث رانندگی در همین محدوده نزدیک به ۲۰ هزار نفر باقی خواهد ماند. عددی که اگر به زبان زندگی ترجمه شود، یعنی بدون اینکه جنگی رخ دهد یا بلای طبیعی بزرگی اتفاق بیفتد، هر سال جمعیت یک شهر کوچک به طور کامل از روی نقشه ایران حذف میشود.
۲۳۳۲۱۷







نظر شما