به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امیر قمیشی، تهیهکننده برنامههای تلویزیونی ازجمله «چشم روشن شب» و «قند پهلو» در گفتوگو با فرهیختگان از این گفت که چهطور در پی حملهٔ دهم اسفندِ ۱۴۰۴ آمریکا و اسرائیل به بیمارستان گاندی (در دومین روز جنگ ۳۹ روزه) پدرش؛ سیروس قمیشی (برادر سیاوش قمیشی، خواننده شناختهشده موسیقی پاپ) را از دست داد. او همچنین با بیان این که: «وقتی پشت تلفن خبر را به عمویم دادم، به او گفتم: ترامپ برادرت را کشت.» نحوهٔ مطلعکردن سیاوش قمیشی را از این خبر توضیح داد.

افشین علاء، شاعر با انتشار مطلبی در کانال تلگرامش در مورد امیر قمیشی چنین نوشت:
«محرم دو سال پیش که امیر قمیشی، فعال فرهنگی و تهیهکننده خوشنام تلویزیون در مصاحبهای مالامال از شور حسینی، اشک ما را درآورد، شعری برای مادربزرگ به حق پیوستهاش سرودم. بانویی مسیحی که محب اهلبیت بهویژه امام حسین(ع) بود و نوه مسلمان و آزادهاش را حسینی تربیت کرد. خود نیز سر آخر و در واپسین ساعات عمر شریفش با ادای شهادتین، اسلام آورد و خاطرهای بیبدیل برای ما باقی گذاشت. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور باد.
اما محرم امسال نیز مصاحبهای از امیر قمیشی منتشر شد که به نوعی دیگر تکاندهنده بود. در این گفتوگو، امیر قمیشی از جان باختن پدر گرامیاش در حمله ناجوانمردانه ترامپ و نتانیاهو به بیمارستان گاندی تهران خبر داد. او که هنوز در شوک و اندوه ناشی از فوت همزمان پدر و شهادت امام و مقتدایش بدحال و بیقرار است، این بار سیاوش قمیشی؛ تنها عمویش را که در قید حیات است و از خوانندههای پرطرفدار ایرانی است، مخاطب قرار داد و با حفظ احترام و علاقه عاطفیاش به او، از این خواننده لسآنجلسنشین که داغدار برادر بزرگترش یعنی پدر امیر شده است، خواست طرف مظلوم را بگیرد و از ظالمان برائت جوید.
این مصاحبه واکنشهای بیشمار و متفاوتی داشت. من هم تحت تأثیر صدق و حقانیت و آزادگی امیر قمیشی، تصمیم گرفتم شعری را که دو سال پیش برای مادربزرگش زندهیاد «رزیک مسیحی شمعون» سرودم، به مناسبت ایام محرم، بار دیگر به اشتراک بگذارم.

خانمبزرگ
خانمبزرگ گرچه مسیحی بود
با عشق اهلبیت، تو را پرورد
از تربت حسین به کامت ریخت
با گریه بر حسین بزرگت کرد
فکر تو بود و سفره افطارت
یکشنبهها که شوق کلیسا داشت
نام حسین ورد زبانش بود
با آنکه کیش حضرت عیسی داشت
از اوست اینکه مانده بر آن عهدی
عهدی که با حسین علی بستی
از دوستان هزار بدی دیدی
هرگز ولی به خصم نپیوستی
این روزها که کسب مناصب شد
مستلزم فریب و ریاکاری
از آن طرف فضای مجازی نیز
زد آتشی به خرمن دینداری
حالا که گاه عابد و زاهد نیز
از خود به وقت حادثه بیخود شد
حالا که نزد مردم بیریشه
انکار دین، نماد تجدد شد
ماندی سپندوار در این میدان
با آنکه در مسیر جز آتش نیست
این قصه امیر قمیشیهاست
هر کس در این میانه سیاوش نیست
تو عاقبتبهخیر شدی هرچند
این مثل روز بر همه روشن بود
بیشک دلیل پاکی و اخلاصت
بعد از خدا، بزرگی آن زن بود
آن زن که با تبسم شیرینش
صوت تو را به اوج حلاوت برد
از خانهای که غرق تنعم بود
دست تو را گرفت و به هیأت برد
هنگام مرگ، یکسره جاری بود
عطر شهادتین به بالینش
در واپسیندم ازچه مسلمان شد؟
آمد مگر حسین به بالینش؟!»
۲۴۲۲۴۲







نظر شما