تاوان سپردن سیاست خارجی به کاسب‌کاران / استاد آمریکایی تاریخ: مارش حماقت در خاورمیانه؛ جنگ ترامپ چطور به سود ایران تمام شد؟

استاد تاریخ دانشگاه ییل در این یادداشت با نقد تند سیاست خارجی دونالد ترامپ، توافق اخیر میان واشنگتن و تهران را یک «تسلیم محض» و تحقیر بزرگ برای آمریکا می‌داند. او استدلال می‌کند که جنگ بی‌هدف و بدون استراتژی ترامپ علیه ایران، نه تنها موقعیت خاورمیانه‌ای تهران را تقویت کرد و منابع مالی عظیمی را در اختیارش گذاشت، بلکه پوشالی بودن ادعای ترامپ در زمینه «معامله‌گری بزرگ» را نیز برملا کرد.

به گزارش خبرآنلاین، یموتی اسنایدر، استاد تاریخ دانشگاه ییل و نویسنده کتاب‌های برجسته‌ای چون «درباره استبداد»، در سایت پراجکت سندیکیت (Project Syndicate) می‌نویسد: آمریکا تسلیم ایران شده است. «تفاهم‌نامه‌ای» که به امضای دو طرف رسیده، حاوی شرایطی است که معنایی جز پیروزی برای جمهوری اسلامی و تحقیر برای پرزیدنت دونالد ترامپ و ایالات متحده ندارد. جنگ (آن‌طور که ظاهراً برخی نیاز داشتند تا به سختی یاد بگیرند)ـ لذت بردن از تماشای انفجار چیزها نیست؛ بلکه ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است. و همان‌طور که ایران به‌تازگی نشان داد، برنده شدن یعنی تغییر دادن سیاستِ دشمن به گونه‌ای که مجبور به تسلیم شود.

از همان ابتدا، جنگ بی‌دلیل ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، بی‌کفایتی ترامپ را در معرض دید همگان قرار داد. ترامپ، پیت هگست، وزیر «جنگ» ایالات متحده و دیگر مقامات آمریکایی، به جای تلاش برای درک نحوه تفکر و عملکرد رهبری ایران، با آن‌ها مانند دست‌نشاندگانی رفتار کردند که به محض شروع بارش بمب‌ها، فوراً تسلیم خواهند شد.

دولت ترامپ که خود فاقد هرگونه استراتژی بود، حتی تصورش را هم نمی‌کرد که ایران برنامه‌ای داشته باشد: تلافی با حملات دوربرد و بستن تنگه هرمز. مقامات آمریکایی هیچ حرکت دومی در چنته نداشتند، جز اینکه شکست خود را به عنوان پیروزی قالب کنند (کاری که به شکلی خنده‌دار هنوز در حال تلاش برای انجامش هستند). این همان اتفاقی است که وقتی رای‌دهندگان جنگ را به سرگرم‌کنندگان (شومن‌ها) و مذاکرات صلح را به سودجویان می‌سپارند، رخ می‌دهد.

بسیاری از آمریکایی‌ها هنوز تحت این توهم هستند که ترامپ یک معامله‌گر زیرک است. او هرگز چنین نبوده است؛ این صرفاً شخصیتی بود که او در تلویزیون بازی می‌کرد. ترامپ و اعضای کابینه‌اش جلوی دوربین‌ها بزرگ‌نمایی می‌کنند، اما هیچ‌چیز درباره نحوه کارکرد قدرت جهانی نمی‌دانند. ترامپ در برابر تملق آسیب‌پذیر است، همیشه عجله دارد، قادر به تمرکز نیست و نسبت به هر موضوعی فراتر از راحتیِ خودش بی‌تفاوت است. او پس از شروع جنگ علیه ایران بر اساس یک هوس و انگیزه آنی، به خاطر منافع سیاسی خود تسلیم شد: قیمت پایین‌تر بنزین، تلاش او را برای ماندنِ همیشگی در کاخ سفید تقویت می‌کرد.

تا پیش از این، گمان می‌کردم میراث ژئوپلیتیک ترامپ چیزی فراتر از یک پانویس در جنگ اوکراین نخواهد بود: یک الیگارش‌نما که جنگ تجاوزکارانه یک الیگارش واقعی را به طور مصنوعی طولانی کرد. اکنون، از ترامپ به عنوان معمار احیای رژیم خشن ایران نیز یاد خواهد شد.

ترامپ با حمله به ایران، برای شکنجه‌گران و قاتلان همدلی ایجاد کرد. با باختن به ایران، قدرت آن را در خاورمیانه گسترش داد. و با تسلیم شدن در برابر ایران، یک جریان درآمدی پایدار برای حاکمانش به وجود آورد. ایران برای عبور از تنگه هرمز حق ترانزیت دریافت خواهد کرد، و ایالات متحده ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده ایران را آزاد کرده و ۳۰۰ میلیارد دلار به عنوان بودجه بازسازی پرداخت خواهد کرد. هرگونه اهرمی که آمریکا برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران در اختیار داشت، دیگر از بین رفته است.

ما معمولاً تمایل داریم «شرارت» و «حماقت» را مانعه‌الجمع بدانیم. فکر می‌کنیم اگر چیزی شرورانه است، حتماً پشت آن یک هدف هوشمندانه نهفته است؛ و اگر احمقانه است، نباید چندان بدخواهانه باشد. اما جنگ ترامپ در ایران نشان می‌دهد که شرارت و حماقت می‌توانند دست در دست هم در مسیر خودویرانگری ملی گام بردارند.

جنگ ترامپ علیه ایران هم یک فاجعه استراتژیک بود و هم یک فاجعه اخلاقی. به راه انداختن یک جنگ تجاوزکارانه، اعلام‌نشده و غیرقانونی، زیر پا گذاشتن قوانین جنگ و کشتن شمار زیادی از غیرنظامیان، پیروزی به همراه نمی‌آورد. لذت بردن از چنین اقداماتی، نشانه محاسبات هوشمندانه نیست؛ بلکه صرفاً اقدامی نادرست و غلط است. یک نفر می‌تواند از خشونت لذت ببرد و همچنان یک بازنده باشد. همان‌طور که ترامپ و هگست ثابت کردند، یک فرد می‌تواند هم‌زمان سنگ‌دل و ساده‌لوح (کم‌عقل) باشد.

به عبارت دیگر، هیچ مایه تسلی و دلخوشی وجود ندارد. دولت ترامپ از ابزارهای شرورانه به شکلی احمقانه استفاده کرد، نه برای یک هدف خوب، و جهان را به مراتب بدتر از آنچه قبل بود، رها کرد. به لطف ترامپ، ایالات متحده باعث ایجاد دردهای اقتصادی گسترده شد و )مایه خرسندی چین، روسیه و ایران( نظم بین‌المللی بی‌قانون‌تر و آشفته‌تری ایجاد کرد.

اما اگر شرارت و حماقت می‌توانند با هم قدم بردارند، فضیلت و خرد نیز می‌توانند همراه یکدیگر باشند. ایالات متحده به این دلیل به این نقطه رسید که اجازه داد قدرت سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای در دست عده‌ای معدود متمرکز شود. هرچند سرزنش کردنِ بی‌کفایتی رهبری برای تسلیم شدن آمریکا وسوسه‌انگیز است، اما این مسئله بیشتر ناشی از سیاست‌ها و نهادهایی است که به چنین افرادی اجازه می‌دهند به قدرت برسند.

جنگ‌های برخاسته از هوس، نشانه استبداد و زنگ خطری برای کسانی است که حکومت‌های جمهوری را ترجیح می‌دهند. باید با آن‌ها مخالفت کرد؛ اما به شکلی بنیادین‌تر، باید با حذف پول از سیاست، پرداختن به نابرابری‌های اساسی، درهم‌شکستن انحصارات و فراهم کردن زمینه تحرک اجتماعی، از بروز آن‌ها جلوگیری کرد.

ایران به راحتی در این جنگ پیروز شد، زیرا تنها کافی بود منافع شخصی یک مستبدِ جاه‌طلب را تهدید کند. برای ساختن آمریکایی که تسلیم نشود، به چیزی دقیقاً دست‌کم برعکسِ سنگ‌دلی و کم‌عقلیِ ترامپ نیاز است. آمریکایی‌ها باید برای رهبرانی ارزش قائل شوند که از عقل و درایت بیشتری برخوردارند ــ کسانی که صلاحیت‌های واقعی خود را نشان داده‌اند و کار خیری در زندگی‌شان انجام داده‌اند ــ و در برابر شیادان کاریزماتیکی که دست در جیب ما می‌کنند و فرزندانمان را به جنگ می‌فرستند، ایستادگی کنند. ما همچنین باید برای رهبرانی با قلب‌های مهربان‌تر ارزش قائل شویم؛ رهبرانی که میل ما به مراقبت از یکدیگر و ایجاد دولتی که زندگی بهتری را برای همه ما فراهم کند، هدایت و متبلور می‌سازند.

۴۲/۴۲

کد مطلب 2237967

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین