۰ نفر
۳۱ تیر ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۴

احساس ارزانی و توهم تهیه مرغ برای خانواده از سال​ها پیش نزد مردم ما جایگاه ویژه​ای داشته و هنوز هم ادامه دارد این احساس خوشایندی که معلوم نیست کی به حقیقت می​پیوندد.

با اجازه «سهراب سپهری»
«صداکن مرا»
صدای تو زردینه زردچوبه‌ست
برای خرید سه تا مرغ آزاد
«کسی نیست»
بیا تخم‌مرغی بدزدیم
برای «ناهار»
و املت نماییم!
من از درک طعم گیاه گرانی
کنار گلوی یک مرغ آزاد
خبردار، هستم
بیا تا برایت بگویم، چه اندازه من مرغ را دوست دارم
و از کی (دریغا)
سروگردن و بال مرغی نخوردم
بیا تا برایت بگویم، چه اندازه ادراک خوردن گران است
بیا رهنمون شو
نشانم بده راه انصاف و یاری
مرا هل بده داخل مرغداری
مرا قلقلک کن
مرا داخل حوض پرآب زردی بیفکن
که صد جوجه در حال پرواز کردن
و در حال پرواز گشتن
در آن مست خوابند!
همه خیسِ آبند!
‌حکایت کن از مرغهایی که من خواب دیدم
و آن را ز ما بهتران، وقت بیداری خویش خوردند!
حکایت کن از جوجه‌هایی که بیمار گشتند و مردند!
بگو چند جوجه کبابی از آنها خریدند و بردند؟
و آن وقت ، من غرق احساس،
احساس ارزانی مرغ
که در ذهن ادراک آرام‌پز می‌تراوید
تو را بر لب سفره
در اوج احساس یک مرغ
خواهم نشانید!

 

 

گل آقا. شماره 132. مرداد 1372

6060

کد خبر 229391

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ميراز IR ۱۰:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
    41 0
    اين احساس ارزاني در خواب نيمروز زياد سراغ من مياد...مث دوغ درست کردن با اب دريا...اگه بشه چي ميشه...
  • بدون نام IR ۱۱:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
    14 0
    تورا من دوست ميدارم اي مرغك زيبا كنار دست مادر ان زمان كز دور ميديدم در خيالم سفره عشق ميچيدم نان گرم و سفره رنگين كنارش پدر اما .خسته از كار سخت و بس سنگين تو را من دوست ميدارم با تمام نازو عشوه ديرين گرچه بي جاني ولي از مرغ مينا هم سخنگوتر گرچه عرياني ولي از طاووس زيباتر نميدانم تو هم انگونه مثل من مرا هم دوست ميداري؟
  • بدون نام IR ۱۲:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
    20 0
    با اجازه سهراب سپهری چه کسی بود صدا زد سهراب کفشهایم کو؟ سر کوچه مرغ می دهند!
    • امینی IR ۱۱:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۱
      6 0
      چه کسی گفت که مرغ؟ به من هم بده آن آدرس را! اندکی صبر ... زرهی باید داشت... تبری در دستم... پیش بسوی میدان ... زرهی باید داشت ... زرهی خواهم داشت.
  • بدون نام IR ۲۳:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
    0 0
    Che banal