علی اصغر محمدی می گوید: رژیم صهیونیستی قبل از عملیات سینا، نیروهای امنیتی مصر را از وقوع این حادثه مطلع کرده بود.

زهرا خدایی


اوضاع در صحرای سینا یا همان "جبل موسی" همچنان ناآرام است. شبه جزیره ای که قرنها تاریخ تمدن، مذاهب و ادیان را در خود جای داده، امروز به عرصه ای برای حملات تروریستی گروههای افراطی تبدیل شده که از نگاه برخی ناظران، اهداف مشکوکی را دنبال می کنند. هنوز اطلاعات واضح و روشنی از حملات صورت گرفته طی روزهای گذشته که منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر شد، ارائه نشده است، با این حال آنچه محرز است اینکه مرز میان مصر و رژیم صهیونیستی دیگر آرامش دوران مبارک را نخواهد داشت.
وقوع 14 انفجار متناوب در خطوط ارسال گاز به اسراییل که از صحرای سینا عبور می کرد و در نهایت قطع صدور این منبع مهم انرژی به رغم "کم اهمیت بودن از نگاه نخست وزیر رژیم صهیونیستی" آغازگر این زمزمه بود که دیگر مقامات رژیم صهیونیستی نمی توانند به آرامش در همسایۀ دیوار به دیوار خود اطمینان داشته باشند. صحرای سینا که 33 سال پیش به موضوع اصلی پیمان کمپ دیوید تبدیل شد، امروز بار دیگر به چالش اصلی دو کشور تبدیل شده است. فارغ از صحت و سقم همۀ شائبه های موجود پیرامون تجدیدنظر در پیمان کمپ دیوید آنچه که می توان بدان یقین داشت، اینست که زین پس صحرای سینا، به یکی از کانون های بحران در منطقۀ شمال آفریقا تبدیل خواهد شد. خبرآنلاین در گفتگویی با علی اصغر محمدی، کارشناس خاورمیانه و مدیرکل پیشین خاورمیانۀ وزارت خارجۀ کشورمان و کارشناس مصر، آخرین تحولات شبه جزیرۀ سینا را مورد بررسی قرار داده است که در پی می آید.
اوضاع در شبه جزیره سینا همچنان ناآرام شده است. در ابتدا تحلیل و ارزیابی تان را نسبت به تحولات روزهای اخیر در شبه جزیره سینا برایمان بازگو کنید.
به طور کلی صحرای سینا منطقۀ بسیار حساسی هم در روابط میان مصر و رژیم صهیونیستی و هم در مجموع تحولات منطقۀ شمال آفریقاست. همین که این نقطه فعال شده و سر و صدایی در آن به وقوع پیوسته، نشان دهندۀ اینست که آرایش و نظمی که قوا در منطقه داشته اند، به هم ریخته و نظم جدیدی در حال شکل گرفتن است. ممکن است همه طرفها در این دورۀ گذار با هم درگیر شوند تا نهایتاً به یک نظم جدید موقتی برسند اما در حال حاضر باید دورۀ گذشته را تمام شده بدانیم. انفجار در خطوط لولۀ گاز ارسالی به رژیم صهیونیستی بیانگر همین واقعیت است که تغییرات مهمی در این منطقه در حال وقوع است.
کمی دربارۀ عاملان این واقعه برایمان بگویید.
این عملیات را ظاهراً گروههای القاعده انجام داده اند. مدتهاست که جریان القاعده و سلفی و معروف به جهادیه جدید درصدد بودند که در فلسطین جای پایی را برای خود محکم کنند. نفوذشان در کرانۀ باختری زیاد نیست و از فرصت هایی که در غزه برای آنها به وجود آمد، استفاده کرده و اندکی جای پای خود را در غزه محکم کردند اما وجود آنها در سینا به دلایل عدیده قوی تر از داخل غزه است.  آنها از فرصتی که در این منطقه به وجود آمد استفاده کردند. فرصت هایی مثل مشکلات نیروهای امنیتی مصر با قبائل آن منطقه و رفتار بدی که آنها با قبائل داشتند و متعاقباً نارضایتی موجود در بین قبائل زمینه ای بسیاری بزرگی بود که القاعده توانست از آن استفاده کنند و جای پای خود را در سینا محکم کند. آنها مدتهاست که در آنجا حضور و نفوذ دارند و دست به تحرکاتی می زنند.
علمیات اخیر توسط همین گروهها صورت گرفته است و دولت مصر نیز طی عملیات هایی دست به سرکوب آنها زده است. موافقتی که اسراییل کرده بدین معناست که آنها از وجود این جریانها نگران هستند و اجازه داده اند که نیروهای مصری برخلاف توافقنامۀ کمپ دیوید وارد بخش هایی از سینا شوند. همانطور که می دانید طبق توافقنامۀ کمپ دیوید نیروهای ارتش مصر با سلاح سنگین حق ندارند وارد دو سوم شمالی صحرای سینا شوند ولی در هر حال ارتش با سلاح سنگین وارد صحرای سینا شده است.
اگر این نیروهای ضداسراییلی بودند چرا نیروهای امنیتی مصر را کشتند؟
دو تفسیر در این مورد وجود دارد: بسیاری از افرادی که دست به این عملیات زدند، مصری هستند، اگر هویت دیگری داشتند، اعلام می شد. ممکن است آنها مشکلاتی با نیروهای امنیتی داشتند این می تواند مطرح باشد.  اما فرضیۀ دوم اینست که سیستم های اطلاعاتی غرب با توجه به نفوذی که در داخل القاعده دارند، با دادن خط انحرافی، آنها را به این مسیر کشاندند. لازم است به این نکته اشاره شود که اسراییل چند روز قبل از انجام این علمیات رسماً به سیستم اطلاعاتی مصر از کانال های مرتبط خود اطلاع داده بود که چنین عملیاتی انجام خواهد شد، مسئولین عملیاتی ذیربط این اطلاعات را به اطلاع رییس جمهور نمی رسانند که البته دلایل آن معلوم است. احتمالا حدس می زدند که این عملیات خوب است که انجام شود و رییس جمهور را در موقعیت سختی قرار دهد. در هر حال عملیات انجام شد و برکناری هایی که مرسی صورت داد در همین چهارچوب بود که به وی اطلاع داده نشد.
آیا نیروهای مصری توان سرکوب این نیروها را دارند؟
بعید به نظر می رسد که نیروهای مصری بتوانند آنها را سرکوب کنند. نیروهای امنیتی مصر قادر به سرکوب این گروهها نیستند. چون اعضای این جریان پوشش های لازم منطقه ای را دارند و می توانند فرار کنند. ممکن است بتوانند تعداد محدودی از آنها را سرکوب و یا دستگیر کنند اما این روند ادامه می یابد. با این حال فرصت خوبی فراهم شد که ارتش مصر بعد از سال 1967 وارد سینا شود، در حالیکه قبلاً این اتفاق در زمان سادات و مبارک صورت نگرفته بود. لازم به یادآوری است که طبق قرارداد کمپ دیوید ارتش مصر به یک سوم شمالی صحرای سینا حق ورود ندارد و فقط نیروهای امنیتی حق ورود دارند. در دو سوم میانه نیز نیروها حق ندارد حتی سلاح نیمه سنگین ببرند. در قسمت پایین نیز حق دارد سلاح نیمه سنگین ببرد. هم اکنون ارتش مصر وارد بخش شمالی شده است و این تحول مهمی است. اینکه این تحول به نفع روندی است که آمریکایی و اسراییلی ها می خواهند، هنوز مشخص نیست.
نقش تونل رفح در این بحران چه بوده است؟
اصلاً این مسئله ربطی به تونل رفح ندارد. نیروهای امنیتی مصر با بهره گیری از اینکه مسئولیت کار متوجه آنها بود، تونل را بستند اما بعداً باز شد. این تونل در واقع برای عبور و مرور مواد غذایی است و ارتباطی با این تحرکات ندارد.
بنابراین هدف از این عملیات چه بود؟
به نظر من این عملیات رابطۀ محمد مرسی با فلسطینی ها را نشانه گرفته بود تا اینکه اقدامی برای آسیب زدن به سایرین باشد.از روزی که مرسی روی کار آمد یک ملاقات با خالد مشعل داشته و یک ملاقات با اسماعیل هنیه. این در حالی است که در تمام طول حکومت مبارک، خالد مشعل، زهار و هنیه هیچگاه اجازه پیدا نکردند که حتی با یک رییس ادارۀ در وزارت خارجه دیدار کنند. همۀ ملاقات های آنها صرفاً در چهارچوب امنیتی خلاصه می شد و با سیستم اطلاعات امنیت می توانستند ملاقات کنند و نه با مقامات سیاسی. این اولین باری است که حماس چنین فرصتی یافت.
اگر بتوانند این مسئله را جا بیندازند که غزه تهدیدی است برای امنیت مصر در واقع رابطۀ حاکمان غزه با آقای مرسی را به هم زده اند. این کاری است که عده ای تلاش کردند که انجام دهند ولی به نظر من موفق نشدند و نخواهند شد چون حماس و جهاد اسلامی تا این لحظه حتی یک تیر به سمت یک عرب شلیک نکرده اند و فقط و فقط علیه اسراییل مقاومت کرده اند. حال آنکه نشنیده ایم که جریان القاعده تاکنون تیری به سمت اسراییل شلیک کرده باشد. این اولین عملیاتی بود که ما از القاعده دیدیم که تیرشان را به سمت تعدادی از سربازان مصری نشانه گرفتند و نه اسراییلی ها را. این نکتۀ مهمی است. القاعده که در تمام طول عمرش اقدامی علیه اسراییل صورت نداده است، دست به عملیاتی می زند که در آن رابطۀ مصر جدید با حماس را به هم می ریزند.
آینده را چگونه پیش بینی می کنید؟ آرایش منطقه ای هریک از بازیگران چگونه خواهد بود؟
آیندۀ سینا پرتشنج و پرتنش است. صحرای سینا را نباید خیلی آرام دید. هم منفعت اسراییلی هاست که در آنجا آرامش نباشد چون در پرتو این ناآرامی ممکن است بتوانند مقدمات یک اقدامی علیه مصر و فلسطین را مهیا کنند و هم شرایط امنیتی در آنجا به گونه ای نیست که نیروهای امنیتی توان مهار آن را داشته باشند و از سویی القاعده در آنجا آنقدر نفوذ دارد که سیستم دولتی توان سیطره بر آن را نخواهد داشت.
از طرفی به لحاظ جغرافیایی در یک صحرای بی آب و علف و سخت مگر می شود وجب وجب به آن را سرباز و نیروی امینتی گذاشت. این منطقه ساختار خاص خود را دارد. جز تفاهم راهی نیست و تفاهم هم به صورت کامل شدنی نیست. اینکه مرسی خودش به این منطقه رفته یعنی اینکه نیروهای امنیتی و وزیر کشور نتوانسته اند تفاهمات لازم را انجام بدهند و اینقدر وضعیت بحرانی است که مرسی شخصاً به آنجا رفته است.

 

49263

کد خبر 235444

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =