۰ نفر
۲۰ مهر ۱۳۹۱ - ۱۸:۰۰

نقولا ناصر :

نود کشور از یکصد و چهل کشور شرکت کننده در اجلاس عدم تعهد در تهران بعنوان عضو و یا ناظر عضو کنفرانسهای " دوستان سوریه " بودند که وسایل ارتباط جمعی سوریه آنان را " دشمنان سوریه " می نامند . واشنگتن پست در سرمقاله خود یک هفته پیش از برگزاری اجلاس تهران نوشت " جشنواره مقاومت در برابر ایالات متحده و ... اسرائیل " این شرکت کنندگان نتوانستند اجلاس تهران را به جشنواره ای برای منافع نود کشور وبرگزار کننده کنفرانسهای انها یعنی امریکا تغییر دهند تا آنکه پرزیدنت محمد مرسی رئیس جمهوری مصر کاری را انجام داد که تحلیلگر مصری ابراهیمم عیسی آنرا " یک اقدام عجیب نامید چون رویداد سوریه را با آنچه که در فلسطین اشغالی می گذرد یکی دانست ". 
مرسی بجای اینکه امکانات ریاست جمهوری مصر را برای تنظیم روابط اخوان المسلمین که وی را به ریاست جمهوری رساندند بکار گیرد تا اوضاع سوریه را آرام کند در حال رقابت با اخوان المسلمین سوریه است تا روابط و ائتلاف ویژه با القاعده را تنظیم کند که هدف آن رهبری شورش نظامی سوریه می باشد . مرسی جایگاه ملی خود را برای خدمت به برنامه های حزبی مورد سوء استفاده قرار می دهد در حالیکه مردم مصر بتازگی از اعتراض خود درباره " اخوان المسلمین " کردن دولت مصر دست کشیده اند اما مرسی ناگهان در اجلاس سران عدم تعهد در تهران سیاست خارجی وعربی مصر را نیز مطابق خواست اخوان المسلمین کرد که می توان آنرا بعنوان ریختن نفت مصری بر آتشی که امریکا در سوریه بر افروخته است نامید و در اینجا می توان گفت که این عملکرد مرسی مطابق با گفته اوست :" خونریزی در سوریه مسئولیت همگی ماست " . این گفته ناظران را وا می دارد تا سوال کنند آیا مرسی از حزب آزادی و عدالت و نیز عضویت مکتب ارشاد اخوان المسلمین کناره گیری کرده است یا خیر ؟ اگر چه وی پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری مصر در 24 ژوئیه گذشته چنین اظهار داشت ؟!
هواداری مرسی از جبهه ای که امریکا ریاست آنرا در بحران سوریه بر عهده دارد ما را به یاد هشدار رهبر این گروه یعنی " سید قطب " می اندازد که در کتاب خود " اسلام امریکائی " در آغاز دهه 1950 عنوان کرد وگفت :" امریکائیان وهوادارانشان برای خاورمیانه یک اسلام امریکائی می خواهند ونه اسلامی که در برابر استعمار ایستادگی نماید".
در اینجا به هشداری که دکتر " محمد سعید رمضان بوطی " رئیس اتحادیه علمای شام که پس از هفتاد سال عنوان کرد و حمله امریکا علیه اعراب و مسلمانان را به " نهمین حمله صلیبیان " نامید ، اشاره می کنیم . بوطی گفت :" تمامی عنوانها واصول این حمله با سرپوش اسلام پوشانده شد تا چنین وانمود گردد که این همان جهاد مقدس اسلامی است " . 
روشن است که سیاستهای اخوان المسلمین مصر که بر  اساس روش رجب طیب اروغان استوار است ، نخواهد توانست نقش رهبری مصر در منطقه و صحنه بین المللی را به این کشور بازگرداند بلکه آنرا درگیر یک کشمکش طایفه ای خواهد کرد که امریکا آتش آنرا در منطقه بر افروخته است و آنرا در کنار امریکا در رویاروئی با جنبشهای ناسیونالیسی عربی قرار خواهد داد بخصوص که ناسیونالیسم عرب بیشتر در مصر وسوریه وعراق شدت دارد . جنبش اخوان المسلمین از آغاز تشکیل آن ، دور از کشورهای عربی که قدرت سیاسی و اقتصادی و سیاسی آمریکا در آن قرارداشت حضور یافت ، بدین ترتیب اخوان المسلمین کوشش کردند خلافت اسلامی را زنده کنند و با وجود آنکه این هدف اصلی تأسیس جنبش بود ، اکنون بنظر میرسد که چنین هدفی قابل تحققنمی باشد.
در عین حال اوضاع کنونی ، وحدت ملی مصر را به روی کار آمدن گروهبندیهای دینی و سیاسی تهدید می کند بخصوص که اخوان المسلمین دشمنی خود را با انقلاب 23 ژوئیه ( انقلابی که جمال عبد الناصر و ژنرال نجیب بوسیله آن رژیم سلطنتی مصر را برچیدند ) و ارثیه آن یعنی " ناصریسم " اعلام کرده اند و در نتیجه آنان با انقلاب بیست و پنجم ژانویه که جنبش ناصریسم بیانگذار آن بود ستیزه جوئی می کنند در حالیکه جنبش ناصریسم از عوامل اصلی تحرک وانقلاب اخیر مردم مصر بود.   
پنهان نیست که اخوان المسلمین جهانی کردن جنبش ناسیونالیستی عربی را مخالف " حکم وشرع خدائی " می دانند و عقیده دارند حکومت ناسیونالیستی در حقیقت ضد اسلام و دشمن خلافت اسلامی می باشد.
اندیشه پرزیدنت مرسی در یکی دانستن " اوضاع سوریا با رویدادهای فلسطین " در حقیقت اوج کوه یخی بود که برای شستشوی مغزی که جناح اصلی اخوان المسلمین سعی دارد از مدتها مومنان در راه جهاد را بدان وادارد که البته فلسطین در این چهارچوب قرار ندارد چون تمامی مسلمانان بجز " اخوان المسلمین " عقیده دارند که جهاد برای فلسطین یک فرض عینی است.
سخنگوی رسمی اخوان المسلمین سوریه دکتر زهیر سالم در مقاله ای اعلام کرد " اقرار می کنیم که سرزمین شام از جنوب تا شمال آن در اشغال است واشغالگران در شمال شام وحشیانه تر از اشغالگران جنوب آن هستند " ومقصود در اینجا رژیم نامشروع صهیونیستی در فلسطین است ".
رهبر گروه اخوان المسلمین مصر دکتر محمد بدیع در بیانیه رسمی خود که در تاریخ 24 ماه مارس گذشته انتشار یافت پشتیبانی از فلسطین وسوریه را از یکسو در برابر نبرد با رژیم صهیونیستی و دولت سوریه ضروری دانست. 
رهبر جنبش اسلامی در فلسطین اشغالی سال 1948 شیخ رائد صلاح در دوم ژوئیه در استانبول اظهار داشت : بصراحت می گوئیم که آزادسازی سرزمینهای اشغالی ازاشغالگران اسرائیلی با ازادسازی سوریه آغاز می گردد .
شیخ راشد غنوشی رهبر جنبش النهضئ تونس در دوازدهم همان ماه اظهار داشت " منطقه آزادی خود را باز نمی یابد مگر با آزاد سازی سوریه".  
 در چهارم اوریل گذشته شیخ همام سعید رهبر اخوان المسلمین اردن در استانبول گفت " اهمیت موضوع سوریه دست کمی از موضوع بیت المقدس و فلسطین ندارد ".و افزود :" سوریه با اشغالگری رژیم سوریه روبروست که باید با آن مبارزه کرد ".
شیخ عدنان عرعور و تمامی گروهش بخود زحمت ندادند تا برایمان توضیح دهند آن اشغالگرانی که باید در سوریه با آنان جنگید چه کسانی هستند اما گفت :" سوریه هم اکنون از سوی ایران و رافضی ها اشغال شده است " .
یاسر زعاتره نویسنده اسلامگرای اردنی اخیرا نوشت :" اوضاع سوریه امروزه شباهت بسیاری با اوضاع افغانسان دارد ". وی افزود :" در افغانستان مسلمانان علیه کمونیسم صف بندی کردند و امروزه صف بندی علیه ایران و شیعیان صورت میگیرد ". و این همان سخنی است که خبرنگار الجزیره قطر در اردن اظهار داشت که ملتهای انقلابی بنام جهاد جهانی که با ابزار اسلام و با یک پوشش بین المللی در جنگ اول افغانستان شرکت کردند و امروزه در یک آزمون جهاد جهانی اطمینان بخش در سوریه شرکت دارند . 
بنظر میرسد که " اخوان المسلمین بهار عربی " تصمیم دارند از عملکرد گذشته اخوان المسلمین عراق پیروی کنند که در اجلاس لندن و دیگر کنفرانسهای "معارضین عراقی " که بوسیله امریکا سرمایه گذاری شده است شرکت کردند و در روند سیاسی پس از آن شرکت نمودند و در نتیجه امریکا ریاست پارلمان عراق را به " ایاد سامرایی ومحمود مشهدانی سپرد " و چند وزارتخانه را نیز به آنها واگذار کرد تا آنجا که " طارق هاشمی " را در مجموعه ریاست جمهوری عراق قرار داد و اخوان المسلمین عراق را بازیچه دست اشغالگران قرار داد تا از آنان برای به محاصره در آوردن نیروهای مقاومتاستفاده کند.
برابر دانستن جهاد در فلسطین وسوریه و به تعویق انداختن آزاد سازی فلسطین به پس از آزادی سوریه یک منطق خطرناک "اخوان المسلمین" است که می تواند بعنوان خط قرمزی شناخته شود که اخوان المسلمین باید در برابر آن بیدار شوند تا از واژگونی جنبش بوسیله آمریکا جلوگیری کنند چون این جنبش بصورت " اسلام امریکائی " در خواهد آمد و این همانست که سید قطب بنیاگذار اخوان المسلمین در هفتاد سال پیش درباره آن هشدار داد و علامه محمد سعید رمضان بوطی آنرا " حمله نهم صلیبیان " نامید که هم اکنون جهان عرب با آن روبروست. 
در اینجا نمی توان از مطرح کردن تذکر جهاد در فلسطین که شیخ عز الدین قسام فرزند شهر جبله در استان لاذقیه سوریه بدان اشاره کرده ، خودداری نمود . وی که در دوران مقاومت اشغالگران انگلیسی در مصر در دانشگاه الازهر مصر سرگرم تحصیل بود این اشغالگری را همانند اشغال سوریه در آن دوران بوسیله فرانسویان دانست و در نتیجه محکوم به اعدام گردید و ناچار شد تحصیل خودرا کنار بگذارد و به فلسطین پناه برد و در آنجا انقلاب علیه اشغالگران انگلیسی را رهبری نماید و وی همانجا نیز بشهادت رسید و امروزه جنبش مقاومت اسلامی " حماس " نام او را برای شاخه نظامی خود برگزیده است چون مسئولیت شاخه سیاسی اخوان المسلمین در فلسطین را بر عهده دارد ومی تواند امروزه سمت اعراب را بسوی جهاد در فلسطین هدایت کند تا بدور از رهبری امریکا برای اخوان المسلمین قرار بگیرد که واشنگتن سعی دارد نقشه های رژیم اشغالگر صهیونیستی را بر اساس آن به اجرا در آورد .   
تکیه اخوان المسلمین به امریکا وهم پیمانان عربی آن بهترین روش برای ناکام گذاردن برنامه تاریخی اعراب و شکست زورس آنها در روند جهاد در فلسطین می باشد.

نقولا ناصر تحلیلگر و نویسنده فلسطینی است که این یادداشت را برای خبرآنلاین عربی ارسال کرده است.

منبع:خبرآنلاین عربی

ترجمه: محمدماجد نجار

26149

کد خبر 249181

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =