۰ نفر
۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۱۴

عزیز شاه محمدی:

نیمه شهریور ماه ‍ژنرال دیوید پترائوس رئیس سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به ترکیه سفر کرد اما ترکیه میزبان، از روسای سازمان های اطلاعاتی قطر،عربستان و اردن نیز برای نشست استانبول دعوت کرده بود. در واقع پترائوس در نشست سران اطلاعاتی کشور های مخالف سوریه شرکت کرد. هرچند از دستور کار این نشست خبری منتشر نشد اما 15 شهریور ماه یک نشریه فلسطینی از سفر معاون سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) به ترکیه و مذاکره با مقامات اطلاعاتی این کشور خبر داد.
حدود یک ماه بعد به بهانه شلیک چند گلوله خمپاره از خاک سوریه به ترکیه ،آنکارا دستور بمباران هوایی و گلوله باران زمینی بر ضد سوریه را صادر کرد و پارلمان ترکیه که حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان در آن اکثریت آرا را در اختیار دارد مجوز جنگ بر ضد سوریه را صادر کرد. مهلت این جواز یک سال تعیین شده است. هر چند برای فروکاستن اعتراضات مردمی بلافاصله اعلام شد که مصوبه پارلمان به معنی شروع جنگ با سوریه نیست اما در چند روز اخیر اردوغان از مردم ترکیه خواست برای جنگ اماده شوند و حتی گفت هر کس چنین نکند «ترک» نیست. (شاید به معنی اینکه ملیت ترکیه ای ندارد یا جایگاهی در ترکیه ندارد، یا اینکه اردوغان علائق ملی مخالفان جنگ را در ترکیه زیر سئوال برد.)

موضع جنگی ترکیه ناشی از چیست

مشارکت فعال ترکیه در تلاش برای «تغییر ر‍ژیم» در سوریه بر کسی پوشیده نیست. ترکیه در کنار اسرائیل و عربستان و آمریکا و قطر در 20 ماه اخیر در صدد تغییر حکومت سوریه بوده است و امید دارد در پرو‍ژه «دولت سازی » پس از بشار اسد سهمی داشته باشد. در این راه ترکیه به مکان آموزش تروریست ها و ماجراجویان بین المللی و به مسیر ترانزیت آنان به خاک سوریه تبدیل شده است. چنانکه حتی در مشارکتی بالاتر، جنگ چند ماهه ارتش سوریه در حلب (شهری نزدیک مرز با ترکیة) در واقع جنگ سوریه و ترکیه بوده است. بنابراین اردوغان خیلی پیش از مصوبه پارلمان ترکیه در جنگ با سوریه بوده است اما حتما مصوبه پارلمان ترکیه برای پوشش برخی مسائل لازم بوده است. که عبارتند از:
1- اردوغان اگر از حمایت مردمی در ترکیه نسبت به سیاست جنگی بر ضد سوریه مطمئن بود سعی می کرد تمام دستاورد های احتمالی به نتیجه رسیدن سیاست خود را در انحصار شخص خود و حزبش نگهدارد. توسل وی به پارلمان به معنی مخالفت جدی افکار عمومی و سایر احزاب و گروههای ترکیه ای باسیاست نخست وزیر است.اردوغان با مصوبه پارلمان می خواهد« سیاست خود» را« سیاست ملی ترکیه» معرفی کند و در صورت شکست در سیاست هایش بار سرزنش ها را با دیگران تقسیم نماید.از این رو مصوبه پارلمان ترکیه ابزاری برای مشروعیت بخشی به سایت اردوغان تلقی می شود.
2-مناقشه سوریه طولانی شده است و نقطه امید بخشی در افق دیده نمی شود و این خارج از محاسبات اردوغان و شرکای بین المللی اش بوده است. وقتی سیاستمداران در یک« پروژه فرسایشی» گرفتار می شوند رقبای سیاسی و افکار عمومی بحث «هزینه –فایده » را مطرح می کنند و روشن است که اردوغان تابحال فقط هزینه های ترکیه را بالا برده است بدون اینکه در افق سیاسی دستاوردی مشاهده شود. آتش زیر خاکستر پ ک ک زبانه کشیده است و هر روز افرادی را از پلیس و ارتش ترکیه قربانی می کند و نزد افکار عمومی ترکیه دولت اردوغان به سطح کارگزار سیاست آمریکا و اسرائیل تنزل یافته است.اردوغان مدعی است برای اشاعه دمکراسی و حکومت مردمی در سوریه تلاش می کند اما هر پنجشنبه – جمعه با الهام علی اف رئیس جمهور ،جمهوری آذربایجان تخته نرد بازی می کند. علی اف همانقدر دمکرات است که بشار اسد اما چون علی اف با آمریکا و اسرائیل دوستی دارد لاجرم در جرگه دوستان اردوغان هم هست.

3- در سیاست داخلی اردوغان با ارتش نیز رابطه خوبی ندارد. بسیاری از امرای ارتش ترکیه در چند سال اخیر به اتهام شرکت در کودتاهای گذشته و یا تلاش برای کودتا در آینده بازداشت ،محاکمه و یا بازنشسته شده اند. تعداد این افسران آنقدر زیاد است که ارتش ترکیه فاقد افسران حائز شرایط برای جایگزین کردن امرای سابق است.و این در حالی است که ارتش ترکیه در جنگ نیابتی در سوریه و جنگ با تروریست های پ ک ک در گیر است. بنابراین اردوغان ناچار است برای نجات خود و حزبش به تشدید شرایط جنگی در سوریه دامن بزند تا شاید مناقشه سوریه آنگونه که هدف گذاری شده به پایان برسد.و مصوبه پارلمان دقیقا برای این هدف بوده است. اگر ارتش ترکیه وارد سوریه شود یا مرزهای ترکیه و سوریه ناامن شود از فشار ارتش سوریه بر تروریست ها در حلب کاسته می شود و تروریست های القاعده و ماجراجویان بین المللی می توانند اهداف تعیین شده سعودی- قطری را آسانتر دنبال کنند.

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

گرچه صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق و اردوغان نخست وزیر فعلی ترکیه تفاوت های زیادی با هم دارند و جامعه ترکیه و عراق هم با هم متفاوتند اما حداقل در رفتار با همسایگان اردوغان راه صدام را می رود.صدام حسین به دلایل شخصی یا با اشاره شرکای بین المللی خود در سال1359 به ایران حمله کرد و در این حمله پول عربستان و کویت و نیروهایی از اردن و مصر در صف ارتش بعثی عراق حضور داشتند. بهانه صدام ادعاهای ارضی بود اما شرکای بین المللی سودای سقوط دولت نوپای جمهوری اسلامی ایران را در سر می پروراندند. یعنی 32 سال پیش هم در حمله صدام به ایران بحث تغییر رژیم و دولت سازی در ایران مطرح بود و صدام حداقل در وهله اول سهم خود را به ادعاهای ارضی محدود کرده بود. در حال حاضر نیز اردوغان با همان بهانه های مرزی (شلیک خمپاره از خاک سوریه، پناه گرفتن تروریست های پ ک ک ومسائل انسانی آوراگان ،مقابله با دیکتاتوری بشار اسد و....) زمینه حمله به سوریه را فراهم می کند. اینبار باز هم پول عربستان و قطر (به جای کویت) تروریست های القاعده به جای مزدوران مصری و اردنی و البته کمک و هدایت آمریکا مطرح است. پروژه هم همان تغییر رژیم و دولت سازی در سوریه است.

اردوغان تاریخ را از دست داده است

اردوغان اگر اردوغان دو سال قبل باقی می ماند ،احتمال اینکه بعد از دوره زمامداری نیز عکس وی کنار عکس اتاتورک به عنوان یکی از سیاستمداران برجسته ترکیه قرار بگیرد وجود داشت اما اردوغان که با شعار به صفر رساندن اختلاف ها با همسایگان ، دوستی ها با همسایگان را به صفر می رساند . می توانست منتقد دولت بشار اسد در سوریه باشد و ذولت و ملت سوریه را در رسیدن به هر آنچه درست می داند کمک کند اما راه مداخله و راه صدام را در پیش گرفت و خود را به سطح یک کارگزار سیاست های بین الملل تنزل داد.
حسنین هیکل در وصف قرارداد کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل گفته است :مصر با امضای قرارداد کمپ دیود تاریخ را از دست داد ولی جغرافیا (صحرای سینا) را بدست آورد. حال سئوالی که اردوغان باید جواب دهد اینست که در قبال از دست دادن تاریخ چه چیزی بدست آورده است و یا قرار است بدست آورد.

4949

کد خبر 249570

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۸
    9 3
    شاید هم یه فصل از تاریخ و بنویسه...
    • بینام IR ۲۰:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۸
      6 5
      البته برایش خواهند نوشت او اکنون گماشته امریکاست
    • امیر IR ۱۱:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۹
      7 3
      قدرت منطقه شدن با کمک دیگران کاری نداره محمد رضا هم یک روزی قدرت منطقه به اصطلاح بود ولی از شروع انقلاب تا پیروزی انقلاب بیش از یکسا دوام نیاورد حتی با کشتار 17 شهریور و 21و 22 بهمن توسط بختیار قدرت زحمت می خواد تاوان داره باید سالها صبر کنی تا یکی پهلوان بشه با آمپول که نیست به خدا امریکا و غرب همین الان بکشند کنار کا عرب و ترکیه با هم حریف ایران نمیشن قدرت واقعی اینه مصر تونس لیبی چند وقته سقوط کردند هیچ پرسیدین چرا پول وحشتناک قطر و سعودی پشتیبانی غرب و امریکا و بازیگری دیوانه وار ترکیه هنوز اسد در قدرته؟