۰ نفر
۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۱

.

سناء شایان: علی‌محمد حق‌شناس، 68ساله است. لیسانس زبان و ادبیات فارسی‌اش را از دانش‌سرای عالی تهران گرفته است و دکترای زبان‌شناسی و آواشناسی‌اش را از دانشگاه لندن. وی کتاب‌های فراوانی را تألیف و ترجمه کرده که از آن‌ها می‌شود به «بازگشت دیالکتیک»، «آواشناسی»، «رمان به روایت رمان‌نویسان»، «تاریخ مختصر زبان‌شناسی» (نوشته روبینز) و ... اشاره کرد. حق‌شناس دستی هم در نوشتن فرهنگ معاصر انگلیسی‌ـ‌فارسی هزاره داشته است. او هم‌اکنون به تدریس و تحقیق مشغول است. به بهانه نقد و بررسی کتاب «تاریخ زبان‌شناسی» به سراغ وی رفتیم و او با روی گشاده و رفتاری گرم، ما را پذیرفت. گپ و گفت ما با او در رابطه با زبان و زبان‌شناسی و وضعیت اکنون زبان در ایران را می‌خوانید.

با ترجمه اخیرتان شروع کنیم؛ کتاب سورن چند بخش است و شما چه مقدار از آن را ترجمه کرده‌اید؟
کتاب «زبان‌شناسی در غرب؛ یک درآمد تاریخی» سورن، هفت فصل است. فصل اول و دوم آن کتابی است که به نام «تاریخ زبان‌شناسی به چاپ رسیده است. بخش سوم و چهارم این کتاب، با نام «مکاتب زبان‌شناسی جدید» زیر چاپ است که هر دو کتاب را انتشارات سمت منتشر کرده است و از هر دو به عنوان کتاب درسی استفاده خواهد شد.

بقیه فصول چه می‌شود؟
این کتاب، یک کتاب مرجع است. من فکر کردم اگر آن را به چند قسمت بشکنم، هر قسمت برای موضوعی یک کتاب درسی می‌شود. ما برای باقی فصول آن، دروسی در برنامه‌های دانشگاهی نداریم؛ گرچه این سه فصل باقی‌مانده که در زمینه تاریخ منطق محمولات و تاریخ تحول معنی‌شناسی و تعامل معنی‌شناسی است، بسیار ارزشمند است.

از کی تدریس این کتاب شروع می‌شود؟
فکر می‌کنم در همین ترم چند تن از اساتید تاریخ زبان‌شناسی در مقطع فوق‌لیسانس از این کتاب استفاده کردند.

از کسانی‌که کتاب را خوانده‌اند، بازخوردی هم داشته‌اید؟
بله، عده زیادی آمدند و گفتند که خواندنش بسیار آسان بوده و راحت خوانده‌اند. من خیلی تلاش کردم که این کتاب ساده باشد.

برای این سادگی چه کرده‌اید؟
در مقدمه هم گفته‌ام؛ رفته‌رفته تجربه پیدا کردم. تجربه هم بالاتر از علم است. من هفت هشت تا کتاب ترجمه کرده‌ام و کم‌کم متوجه شده‌ام باید چه زبانی را انتخاب کرد. متوجه شده‌ام که ترجمه نه ترجمه کلمه به کلمه است، نه ترجمه جمله به جمله. بلکه ترجمه، حکم بازسازی یک متن را در فرهنگ زبان مقصد دارد. ما باید در واقع امر، یک متنی بسازیم که جزئی از فرهنگ ما باشد. من تلاش کردم طوری ترجمه کنم که انگار یک کتاب معمولی زبان فارسی است.

پس با این وجود، این کتاب به درد خیلی‌ها می‌خورد.
این کتاب به درد کسانی‌که منطق و فلسفه خوانده‌اند و به درد طیف بزرگی از خواننده‌ها می‌خورد.

کتاب شما، و کلاً علم زبان‌شناسی، آیا به نویسنده‌ها و کسانی‌که با نگارش سر و کار دارند کمک می‌کند؟
مستقیماً خیر. اگر منظورتان نویسندگی خلاق است، همه این‌ها کمک می‌کند، ولی هیچ‌کدام کلید نیست. این‌ها در حکم غذاهای تقویتی است که به کسی می‌دهیم. ورزشی است که به ذهنی می‌دهیم تا خود ذهن کار خلاق بکند. خلاقیت موکول به خواندن هیچ علمی نیست، ولی هر علمی که شما بخوانید، به عشق این‌که به کار نگارش خلاق بپردازید، بدون تردید به شما کمک می‌کند.

پس زبان‌شناسی، کمک حال بسیاری از علم‌هاست.
بله، ولی زبان‌شناسی به‌تنهایی هیچ ارزشی ندارد. علم زبان‌شناسی موقعی ارزشمند می‌شود که به درد یکی از مشکلات جامعه ما بخورد.

عمر علم زبان‌شناسی در ایران چقدر است؟
علم زبان‌شناسی چهل پنجاه سال است که به ایران وارد شده است.

در حال حاضر، رشته زبان‌شناسی در ایران در چه مقاطعی تدریس می‌شود؟
قرار بود در مقطع لیسانس، کار را شروع کنند. گمان می‌کنم دانشگاه علامه طباطبایی، کارشناسی را شروع کرده است و این کار بسیاربسیار سودمندی است. برای این‌که زبان‌شناسی رفته‌رفته در برنامه‌های دبیرستانی رخنه کرده است و ما نیازمند دبیر مطلع در این زمینه هستیم. اگر رشته زبان‌شناسی در سطح کارشناسی برگزار شود، ما دبیران خبره در این زمینه خواهیم داشت.

منظورتان همان کتاب‌های زبان فارسی دبیرستان است که برای تدریس‌شان از دبیران ادبیات‌خوانده استفاده می‌کنند؟
بله، ولی ما احتیاج به دبیر داریم. گرچه ادبیات‌خوانده‌ها ـ اگر ادبیات‌خوانده خوب باشند ـ بدون تردید زبان هم خوب می‌دانند. ولی دانستن زبان برای معلم خوب بودن کافی نیست، باید علم زبان‌شناسی را داشت. نه‌تنها زبان‌دانی لازم است بلکه شناخت زبان هم باید داشت؛ شناخت از ساختمان زبان.

برای تربیت این دبیران هم نیاز به کتاب و تألیفات داریم. کتاب‌هایی که در ایران هست، بیشتر تألیفی است یا وارداتی؟
هنوز مطالب را از خارج وارد می‌کنیم. ترجمه همین کتاب هم وارد کردن مطالب و مفاهیم است. با توجه به گسترش دامنه زبان‌شناسی و تعداد زبان‌شناس‌ها، و با توجه به این‌که کتاب‌های مهم به فارسی درآمده‌اند، دیگر الان رفته‌رفته زمینه آن فراهم شده که وارد پژوهش و تحقیق و تألیف شویم.

شما دکتری‌تان را از دانشگاه لندن گرفته‌اید؛ در زمینه زبان‌شناسی چقدر مانده که ما به آن‌ها برسیم؟
برای رسیدن به آن‌ها ابزارش باید فراهم شود. ما از نظر برخورداری از ابزار، کمبود داریم و چون ریشه این دانش‌های جدید هم در فرهنگ ما نیست، پس دو تا گرفتاری داریم: یکی این‌که باید ریشه‌شناسی بکنیم و این‌گونه کتاب‌ها را ترجمه کنیم و کتاب‌های مادر را بخوانیم تا بتوانیم به سنت جدید وصل بشویم، و دیگر این‌که باید ابزار کار فراهم شود، که متأسفانه برای ما زبان‌شناس‌های ایرانی فراهم نیست.

این ابزارها چی هستند؟
مهم‌ترین ابزار، وقت است. وقتی یک محقق مجبور است مثلاً دوازده، چهارده یا شانزده ساعت و گاهی بیست ساعت در هفته درس بدهد و درس‌های مختلف هم بدهد، ذهن پراکنده‌ای دارد. در لندن این‌جوری نبود. هر استادی در آن‌جا یک درس داشت و آن درس را هر سال تکرار می‌کرد. ولی تکرارش تکرار نبود، بلکه چیزهای تازه‌ای داشت. چرا؟ برای این‌که یک سال روی همان موضوع کار کرده بود. باید یک زمینه آن‌طوری فراهم شود.

پس مشکل هم از لحاظ مالی است و هم از لحاظ نیروی انسانی.
مهم‌ترین نکته این است که باید وقت محقق را آزاد کنیم. محقق نباید ساعتی مثلاً 10هزار تومان بگیرد، برود درس بدهد؛ برای این‌که ساعتش بیشتر از این می‌ارزد، مثلاً یک‌میلیون تومان می‌ارزد، به‌خاطر این‌که به ازای هر ساعت از عمرش یک‌میلیون خرج شده تا آدمی با این اطلاعات به بار بیاید. نباید او را در شرایطی قرار داد که برود عمر و وقت‌اش را بفروشد. اگر این زمینه فراهم می‌شد، من به عنوان کسی‌که در این زمینه کار کرده است، با قاطعیت می‌توانم بگویم در عرض شاید یک نسل می‌توانستیم به آن‌ها برسیم. وقتی برسیم، جرأت پیدا می‌کنیم و کارهای دوران‌ساز می‌کنیم و لااقل می‌توانیم همپای آن‌ها باشیم. این برمی‌گردد به همه جامعه.

جامعه ما از نظر زبانی در چه وضعیتی است؟
همان‌طور که انسان تغییر می‌کند، زبان انسان هم تغییر می‌کند. بسیاری از زبان‌شناسان درجه یک هم معتقدند این تغییر، نه در جهت تکامل زبان است و نه در جهت پسرفت آن. بلکه ذات زبان تغییرپذیر است و تغییراتش در جهت گذران زندگی است. ولی جامعه ما از نظر زبانی، مشکلات فراوانی دارد. اگر بخواهیم مشکلات زبانی‌مان را ریز بکنیم، شاید بدون هیچ توضیح و تشریحی یک دفترچه صدبرگ بشود!

چه می‌شود کرد؟
ما باید سعی کنیم از زبان‌شناسی برای رفع این مشکلات استفاده کنیم. اگر این کار را بکنیم، بدون تردید زبان‌شناسی بسیار سودمند خواهد بود. برای این‌که این کار را بکنیم، باید نسبت به فرهنگ خودمان اهلیت به دست بیاوریم. یعنی کتاب‌های کهن بخوانیم. در ضمن باید زبان‌شناسی بخوانیم، شعر بخوانیم، کتاب‌های نو بخوانیم و بخوانیم و بخوانیم.

کتاب‌های کهن چه کمکی به ما می‌کنند؟
زبان فارسی، با توجه به این‌که یک سابقه 1200ساله دارد، 1200 سال تجربه مختلف دارد. شما اگر با این 1200 سال آشنا بشوید، در نهایت باید به زبان «خود»تان حرف بزنید و بنویسید؛ ولی آن «خود»ی که متشکل است از یک نفر و 1200 سال. از این نظر، مطالعه کتاب‌های کهن بسیار مهم است.

نثر کتاب‌های کهن خیلی دور از زبان معیار است. خواندنشان سخت است.
هر چیزی که خواندنش سخت است، یعنی وقتی می‌خوانیدش یاد می‌گیرید. هر چیزی که آسان است، یعنی وقتی می‌خوانیدش چیز تازه‌ای یاد نمی‌گیرید. «آسان» یعنی چیزهایی که قبلاً با آن آشنا بوده‌اید. بنابراین سخت بودن نمی‌تواند عذر موجهی برای نخواندن باشد. در سختی‌ها است که آدم پرورده می‌شود و به جایی می‌رسد.

کد مطلب 2575

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علی IR ۲۰:۵۲ - ۱۳۸۷/۱۱/۰۵
    18 1
    تعبیر استاد از سخت و آسان در نوع خود جدید و جالب بود

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین