خسرو خرم

فاکتورهای بسیار زیادی برای پیشرفت بازی فوتبال در دنیا شناخته شده هستند که متاسفانه در ایران تنها استعداد ذاتی فوتبالیست هاست که کاربرد دارد و فاکتورهای دیگر مانند تشکیلات، سازماندهی، مدیریت، زیرساخت ها، تبلیغات، پخش تلویزیونی-اسپانسرها، نبود استادیوم ها و امکانات جانبی، ایجنت‌های حرفه ای، وغیر حرفه ای بودن اکثر پرسنل شاغل در فوتبال باعث شده اند این ورزش با توجه به استعداد ذاتی زیادی که دارند نتواند پیشرفت قابل ملاحظه ای نماید.
حاشیه مخصوصاً در دو تیم پایتخت نشین تهران بسیار پررنگ تر از متن است. در همین چند روز اخیر دو نکته بسیار مهم اتفاق افتاد که متاسفانه ارزش خبری آنها از کیفیت بازی این دو تیم مهم تر شده است.
1.      قضیه کاپیتانی در استقلال
شاید کاپیتان شدن برای هر کسی در این تیم امتیاز بزرگی محسوب می شود ولی اینکه چقدر این مسئله با اهمیت شده و در صدر اخبار فوتبال ایران قرار می گیرد به نوبه خود بسیار قابل توجه است. وقتی در شروع فصل بر روی این مسایل گفتمانی نمی شود و توافقی صورت نمی گیرد که همه به آن پایبند باشند، این قصه به وجود می آید که احتمالاً هر کدام از آنها 1. نکونام 2. رحمتی 3. مجیدی 4. جباری خود را محق این بازوبند می دانند. وقتی همه چیز با رودربایستی است و بجای آنکه حرف ها را کاملاً رک و حرفه ای به همدیگر بزنیم و پای آن تا آخر بایستیم، همیشه حرف های دو پهلوئی زده می شود، تکذیب و تائیدهای زیادی صورت می گیرد و در آخر هم مدیریت محترم باشگاه ظرف 5 دقیقه مشکل را حل می کند! اگر شما می توانستید مشکل را 5 دقیقه ای حل نمایید چرا اجازه داده اید کار به اینجا کشیده شود؟ چطور کاپیتان تیم ملی و یک بازیکن حرفه ای که در معتبرترین لیگ اروپایی بازی کرده است و در آنجا نیز آنطور که نگارنده  اطلاع دارد حاشیه ای نداشته است 2 روز در تمرین استقلال غیبت می کند و بدون اینکه حتی سرمربی مانند امیر قلعه نویی که به ژنرال معروف است و اتوریته و کاریزمای خاص خود را دارد، در جریان باشد بعد با التماس هم می آید، به بندر عباس هم برده می شود و روی نیمکت هم می نشیند! اصلاً چرا باشگاهی مانند استقلال اجازه می دهد چنین مشکلاتی پیش آید که انرژی زیادی از تمرکز بازیکنان را در روزهای قبل از شروع نیم فصل دوم به خود اختصاص دهد؟!
پاسخ روشن است ما وقتی چیزی را می خواهیم تا می توانیم قول و باج می دهیم. خرمان که از پل گذشت می‌بینیم که قول یک چیز را به چند نفر داده ایم!
نکته روز: این روزها دکتر از زبان قلعه نویی هنگام خطاب کردن مدیر باشگاه یعنی آقای فتح اله زاده نمی افتد؟!
2.      قضیه قرارداد مانوئل خوزه در پرسپولیس
وقتی که با هزار سلام و صلوات و التماس و تقریباً با قبول کردن تمام شرایط  او به ایران آورده می شود و در هنگام آمدن به ایران تا ثبت قرارداد خود چند روزی را با مذاکرات آتشین و پرحاشیه دنبال می کند، به صورت خیلی غیر حرفه ای هم از کار برکنارش می کنند!
مربی که این همه سابقه در کشورهای دیگر دارد و تا ثبت قرارداد خود مذاکرات خیلی فشرده ای داشته و ریز ریز شرایط و پیش شرط‌های قرارداد را مشخص نموده و با میل ایشان و مشاورانش تنظیم گردیده است ، چطور می تواند بازنده این معامله باشد؟
اینجانب از متن قرارداد آقای مانوئل ژوره خبری ندارم ولی تجربه، 2 مسئله را به ما یادآوری می کند:
الف- در زمان مدیریت های قبلی مانند آقایان غمخوار، خطیب، انصاری فرد، مصطفوی و ... نیز پرونده هائی به این شکل بوده که مدیران از موفقیت خود و شکست صد در صد رقیب می گفتند ولی به آن نشان که حتی در یکی از این پرونده ها طرف ایرانی پیروز نشده اند!
ب- حرف های ضد و نقیض و غیر حرفه ای مدیریت باشگاه پرسپولیس در همین چند روز نشان می دهد که از این پرونده نیز مانند پرونده های دیگر، ایرانی ها بازنده بیرون می آیند.
اینکه ما ایرانی ها دبه می کنیم، گل محمدی 1 دقیقه سرمربی هست و چند لحظه دیگر مربی! اینکه سرمربی بدون اجازه من رفته است، خوب مگر در قرارداد ذکر شده است که سرمربی باید با اجازه کتبی مدیریت باشگاه به مرخصی برود؟ اگر این چنین است آیا دفعات قبل که مرخصی می رفته است اجازه کتبی از مدیریت باشگاه گرفته است؟
نکته روز : سردار هم می داند که عمر مدیریت ایشان به پاسخگویی به این پرونده نمی رسد. بنابراین چه بهتر که با توجه به زمان رسیدگی به پرونده در فیفا ایشان دیگر مسئول و جوابگو نخواهند بود!
 
کد خبر 266756

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =