مذاكرات اسلام آباد

خبرنگاران مزبور که به خبرگزاری های فارس، مهر، جام جم آنلاین، ایرنا و مازندنومه تعلق داشتند، تعرض و تهاجم محیط بانان مستقر در سرخرود و دیگر اهالی آنجا را،تاسفی غیر قابل توجیه بر پایان آتی حیات وحش و تلاب بین المللی سرخرود یافته که با عدول از موازین حقوقی و قانونی و نقض آشکار نظامات حقوق بشری و رسانه ای،اینچنین موجبات تاثر رسانه ها، خبرنگاران و مردم را فراهم آورده اند؟

 

 

جمعی از خبرنگاران مجاز رسانه ها و خبرگزاری های مازندران و ایران در راستای تکلیف حرفه ای خویش و با رعایت کامل موازین قانونی و صنفی و همراه داشتن کارت خبرنگاری از دستگاهها و خبرگزاری های متبوعه خویش، به منظور بازدید از تالاب بین المللی سرخرود مازندران و تهیه عکس و تصویر مستند از پرندگان مهاجر آنجا در روز چهارشنبه مورخ 27/10/1391 بدانجا عزیمت نموده و در کمال تعجب و ناباوری، به ناگهان دیدند؛ به جای محافظت از محیط زیست و حیات پرندگان- انسان ها و خبرنگاران، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و می توان، به وضوح، شکار انسان و خبرنگاران را در سرخرود یافت ؟! (1)
بنا به اظهار خبرنگار خبرگزاری فارس، با وجود آنکه وی و سایر خبرنگاران در حال ترک محل بودند، به ناگاه مورد تعرض و ضربت و شتم محیط بانان و نزدیک به 20 نفر از اهالی محلی و دارای سلاح و وسایل سرد قرار گرفتند و ضمن مصدوم ساختنِ غیر قانونی آنها، لوازم و وسایل عکاسی آنها نیز به شدت آسیب دیده است(2). خبرنگاران مزبور که به خبرگزاری های فارس، مهر، جام جم آنلاین، ایرنا و مازندنومه تعلق داشتند، تعرض و تهاجم محیط بانان مستقر در سرخرود و دیگر اهالی آنجا را،تاسفی غیر قابل توجیه بر پایان آتی حیات وحش و تلاب بین المللی سرخرود یافته که با عدول از موازین حقوقی و قانونی و نقض آشکار نظامات حقوق بشری و رسانه ای،اینچنین موجبات تاثر رسانه ها، خبرنگاران و مردم را فراهم آورده اند؟
مراجع ذیربط قانونی مسئول نسبت به حفظ محیط زیست سرخرود، محیط بانانِ ناقض قانون و اهالی مهاجم و همراه آنها در ارتکاب به بزه های تاسف بار موصوف، نه تنها باید به مردم و رسانه ها و خبرنگاران محترم پاسخگو بوده، بلکه در مسئولیت قانونی سازمان محیط زیست و محیط بانی منطقه و استان و در نتیجه، مسئولیت قانونی سازمان های مبتوعه و کشوری آنها و ریاست جمهور بعنوان سیادت و ریاست عالیه نسبت به آن مراجع و نیز از حیث مسئولیت قانونی وی بعنوان مجری قانون اساسی و صیانت از حقوق مردم و شهروندان تردیدی نیست.
صرفنظر از وصف کیفری اقدامات محیط بانان و مردان مهاجم به خبرنگاران مصدوم و خون آلود سفر کرده به سرخرود از حیث ایراد صدمه بدنی عمدنی و غیر قانونی به آنها، در مسئولیت قانونی آنها از حیث عدم رعایت نظامات دولتی و قانونی و نقض آشکار آنها از سوی آنان نیز نیابد تردید نمود؟ بعلاوه، تلاش غیرقانونی و بلاوجه آنها برای اخذ قهری امضاء و اقرار خبرنگاران مصدوم از حیث جلب انصراف آتی آنها نسبت به شکایتِ قابل طرح و پیش بینی از سوی آنان نسبت به عملکرد غیرقانونی آنها، همراه با مساعی خلاف قانون آنان برای منتسب ساختنِ غیرواقع مرگ چند قوی نگون بختِ مضبوظ نزد آنها به حضور و اقدام حرفه ای آنها و نیز صحنه سازی های تاسف بار و غیر قانونی در این باره، خود از دیگر مبانی مسوولیت های غیر قانونی آنها بوده که از موجبات تشدید توامانِ مجازات آنها از حیث حقوقی و قانونی نیز محسوب می گردد.
به راستی، اساساً- این سئوال مطرح است مبنای جذب و استخدام محیط بانانِ فاقد صلاحیت علمی و اخلاقی و حرفه ای و عدم هرگونه شناخت و اطلاع آنها نسبت به موازین قانونی و نظامات دولتی چه بوده و با کدامین هدف انجام شده است؟ مسئولیت قانونی و حقوقی تعرض به خبرنگاران و نقض قوانین و ایجاد حاشیه های تاسف بار دیگر و مکرر نسبت به رسانه ها و این صنف خدوم چگونه باید ارزیابی و توجیه گردد؟ چرا و با چه هدفی نسبت به ضرب و شتم عکاسان وخبرنگاران معرفی شده از سوی آنها با ارائه کارت خبرنگاری و طی تشریفات قانونی مربوطه، اینچنین برخورد شده است؟ مسئولیت مرگ نامعلوم چند قوی مورد صحنه سازی مهاجمان در حمله به خبرنگاران با کیست و چگونه باید بدان و مراجع ذیربط پاسخگو بود؟ چرا و با چه هدفی، مرگ قبلی قوی های موجود نزد محیط بانان برابر قانون به مراجع مربوطه تا قبل از تعرض به خبرنگاران گزارش نشده است؟
چرا در کشورهای پیشرفته و دارای حیات وحش غنی یا حتی، در آفریقا، خبرنگاران مورد احترام و ستایش بی پایان در تهیه عکس و خبر و آگاه سازی مردم و جهان قرار گرفته و برنامه های تهیه و تولید شده حاصل از آن مانند " شگفتی های حیات وحش و حیات حیوانات و طبیعیت"، همواره پُر بیننده ترین مخاطبان خویش را داشته، اما در ایران، به جای شکار لحظه های حیات وحش و تصویر برداری از طبیعت- خبرنگارانِ رنج آشنای عرصه خبر، فرهنگ و طبیعت- دگر بار، مورد بی مهری قرار گرفته و خود نیز شکار ناقضینِ قانون و صید شکاربانان شده اند؟! وقتی حیات انسان و خبرنگاران، اینگونه مورد تعرض و تجاوز قرار گرفته و شکار انسان و خبرنگاران، اینگونه آسان و بی قید و بند انجام می گردد، چرا و چگونه باید و می توان به حیات و محافظت از پرندگان حیات وحش و تالاب های بین المللی و منطقه ای، از این پس، دل خوش کرد؟
گرچه، اقدام اولیه فرماندار و دادستان محترم محمود آباد در وعده شفاهی احضار ریاست محیط زیست شهرستان و تعقیب مراتب، در پی مراجعه خبرنگاران مصدوم به دادستانی قابل تقدیر بوده، (3) اما ضرورت دارد؛ نظر به اهمیت موضوع و لزوم پیگیری قانونی، سریع و همه جانبه مراتب- نسبت به تعقیب جزائی و قانونی محیط بانان و دیگر مهاجمین به خبرنگاران در آن مراجع و دیگر مراجع قانونی ذیربط تسریعاً، اقدام لازم معمول و گزارش مستند و مقرون به واقعِ مراتب نیز به رسانه ها و مردم، بطور مستمر منعکس گردد. عدول پزشکی قانونی استان مازندران نیز از پذیرش اولیه مصدومین مزبور، با وجود مشاهده جراحات و صدمات مشهود بر سر و صورت خبرنگاران و عدم توجه به امکانِ از بین رفتن آثار و جراحات وارده و احاله آنها به پزشکی قانونی محمود آباد در آخرین روز هفته جاری(پنج شنبه) نیز تاسف بار بوده و مستوجب مسئولیت می باشد.
تلاش موهِن و غیرقانونی کانون محیط بانی در اعلان گزارش غیرواقع و مسئولیت زای مطروحه و منتشره علیه خبرنگاران و سعی در وارونه جلوه دادنِ واقعیات موصوف، جای تاسف دیگری داشته و نشان از مسئولیت محتوم قانونی آن مرجع به مانند مهاجمین مزبور در این رابطه دارد که در تعقیب قانونی و حقوقی مراتب، یقیناً محل توجه وکلای خبرنگاران مصدوم و مراجع قانونی ذیربط نیز قرار خواهد گرفت (4). در همین رابطه، محمدعلی الله قلی عضو هیات مدیره کانون محیط بان (NGO) که بدون ارائه هرگونه دلیلِ مُثبت سمت خویش، خود را مسئول تیم حفاظت از قو های مهاجر سرخرود معرفی کرده است؛ ضمن ارسال پیام و کامنت مسئولیت زای خویش بر خبر منتشره در سایت شمال نیوز، با تکذیب غیرواقع مراتب مزبور و بی ارزش جلوه دادنِ اقدام خبرنگاران محترم و تلاش بلاوجه جهت توجیه وضعیت تاسف بار، غیرقانونی و مسولیت زای مذکور، با طرح گزارش خلاف واقع و غیر مستند و نیز سعی در منتسب ساختنِ غیر واقع مرگ قوهای مزبور به خبرنگاران مصدوم و مورد تعرض از سوی محیط بانان و مردم محلی- در اظهار نظر خویش دچار تعارضات و تناقضات غیر قابل انکاری گشته که خود، بر مسئولیت محتوم قانونی وی و همراهان نامبرده خواهد افزود.
نامبرده، گویی هم در مقام مدعی العموم و هم در مقام قاضی شارع، بدون هرگونه صلاحیت علمی، قضائی و قانونی مقتضی، ضمن محکوم و بی ارزش جلوه نمودن حضور عکاسان و خبرنگاران مزبور و تلاش برای وارونه و غیر واقع جلوه دادنِ تعارض و تهاجم غیر قانونی به عمل آمده نسبت به خبرنگاران محترم رسانه ها و نیز انکار و کتمان هدفمندِ حضور و اقدام غیر قانونی محیط بانان متعرض به خبرنگاران، در مقام استنتاج غیرحقوقی دیدگاه خویش برآمده و حتی، آنها را تهدید به شکایت می نماید؟! به واقع، اگر خبرنگاران مزبور موجب مرگ غیر واقع قوهای مورد ادعای وی و محیط بانان شده اند، پس، چرا تهدید به شکایت؟! ، بلکه- تعقیب قانونی آنها، از الزامات و تکالیف قانونی آنهاست و مسامحه و اهمال آنها در این رابطه، خود فاقد وجاهت حقوقی و قانونی بوده و در نتیجه، علم و عمد محیط بانان و عضو هیات مدیره کانون محیط بانان سرخرود در این رابطه، به ترتیب مزبور، از حیث حقوقی؛ بیانگر اظهارات و ادعاهای نادرست و غیر واقع وی و آنها و شتابزدگی مشهود در اعلام نظرغیر کارشناسی و برخلاف واقع وی داشته که خود، مستوجب مسئولیت قانونی آنها نیز خواهد بود.(5)
 ضمن تکذیب اظهارات و گزارش بی اساس و خلاف واقع نامبرده و تاکید بر مسئولیت قانونی وی و همراهان این عضو هیات مدیره کانون محیط بانان- ضرب و شتم عالمانه و عامدانه تعدادی خبرنگار مجاز و فعالان عرصه رسانه و خبر و نقضِ آشکار و غیر قابل انکار حریم قانونی و حرفه ای آنها و تعرض به حقوق شهروندی، حرفه ای و قانونی آنان، به ترتیب یاد شده فاقد هرگونه توجیه حقوقی و قانونی بوده و علاوه بر مسئولیت قانونی و جزائی عوامل رسمی و محلی مربوطه- استمرارِفعالیت محیط بانی و فعالان مزبور با توسل به روشهای موصوف فاقد هرگونه وجاهت حقوقی و قانونی بوده و از منظر مردم، افکار عمومی و رسانه ها نیز مطرود و محکوم به بطلان است. بدیهی است عوامل محیط بانی و مردم محلی متعرض به خبرنگاران باید ضمن پذیرش مسئولیت محتوم جزائی و قانونی خویش و تحمل مجازات های قانونی مقرر، در مقام جبران خسارات مادی و معنوی وارده به این خبرنگاران محترم نیز برآمده و از هیجان و تنش به وجود آمده در طبیعت و در بین مردم و رسانه ها، از طبیعت، مردم، رسانه ها و خبرنگاران محترم و خبرگزاری های متبوعه آنها نیز رسماً عذرخواهی نمایند. خبرنگاران مزبور نیز حق قانونی خویش را در تعقیب رسمی و قانونی مراتب در مراجع قضائی و قانونی و استفاده از ظرفیت های کامل رسانه ای برای حصول به نتایج نهایی و مجازات عاملین مزبور و ناقضین به قانون و شکنندگان حریم مردم، قانون و طبیعت برای خویش محفوظ خواهند داشت.
 
منابع و پی نوشت ها :
1-      جهنمی به نام سرخرود/ این جا انسان شکار می کنند!، 27/10/1391، سایت مازندنومه، http://www.mazandnume.com/?PNID=V14760
2-      سایت شمال نیوز، خبر، 72108، 27 دی 1391 - تاوان سنگین عکاسی از طبیعت : http://www.shomalnews.com/view/72108 و http://www.siasatema.com/prtbszb8.rhbf0piuur.html و افکار نیوز، مورخ 27/10/1391
3-      همان، ضرب و جرح عکاسان خبرگزاری ها در مازندران،‌ عصر ایران، کد خبر: 252331، مورخ 27 دی 1391 و نیز مصاحبه با برخی از خبرنگاران و مدیران سایت های مربوطه.
4-      سایت شمال نیوز، همان و نیز مصاحبه با برخی از خبرنگاران و مدیران سایت های مربوطه.
5-      همان.
 
 
کد مطلب 271418

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 43
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مصطفی ترک همدانی US ۲۲:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
    15 0
    بسیار جای ناخشنودی و کلافگی است. اینکه به موقع اطلاع رسانی شد می توان امید به رسیدگی داشت. دلیل واقعی چنین حمله ای چیست؟ چه بهره ی کلانی برای محیطبان خاطی و سایرین متصورست؟ خبر دارید؟ لطفا بفرمایید
    • زمانی US ۲۳:۳۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
      10 0
      نقض قانون و حریم افراد و مردم توسط هر شخص و مقامی و به هر شکل و نوعی مذموم بوده و ناپسند است و مستوجب مسئولیت قانونی مرتکب آن می باشد. اینکه خبرنگاران و عکاسان متبوعه رسانه ها و خبرگزاری های بنا به اظهارشان و اخبار منتشره در رسانه ها در روز روشن مورد ضرب و شتم و تعرض غیر قانونی، آنهم از سوی مامورین دولتی و مردم بر خلاف قانون قرار گیرند، به راستی باید مبتنی بر چه هدف و نیتی باشد؟ جرم، جرم هست و با هر هدفی که صورت بگیرد، مستوجب مسئولیت است. نکند، از حیث مصونیت رابین هود می فرمائید...؟!
  • بدون نام IR ۲۲:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
    13 2
    در قانون شکار و صید اگر لاشه جانور و پرنده را از شکارچی بگیرند 70 درصد مبلغ جریمه به این محیطبان و رئیس بر میگردد و عمدتا علاقه دارند لاشه جانور بگیرند. از اینرو علاقمندی زیادی به تشکیل پرونده و سود برگشت 70 درصد قیمت این موجودات به خود دارند. از سویی مفاد ماده 45 قانون پرداخت بخشی یا تمام درامد حاصل از خدمات کارشناسی به کارشناسان پرداخت نمیشود و به خزانه میرود. رویه موجود اینگونه است که این قشر که مفتخوری و بی مسئولیتی دارند فرصت پیگیری امور بیشتری از کارشناسان دارند که امور ایشان با متر و سوابق پرونده تا 30 سال قابل پیگیری است. و تمام بیماری خود و ابا و اجدادشان را به محیطبانی نسبت میدهند و پایان سال حداقل 1-3میلیون بستگی به میزان فاکتور و ارتباطات اخذ میکنند و هیچ بازخواستی نیز ندارند.
    • زمانی US ۲۳:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
      8 9
      شیوه نگارش و ادبیات شما و منتسب نمودن برخی از عبارات به محیط بانان شایسته نبوده و مورد تائید نیز نخواهد بود. نقد عملکرد برخی از محیط بانان متخلف و مجرم، ناقض خدمات و درستی سایر محیط بانان قانونمند و خادمان به محیط زیست نبوده و نخواهد بود.
    • بدون نام IR ۰۱:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      12 1
      اینکه 70 درصد به این افراد بر میگردد خیلی بد و ناشایست است. اصولا بازدارندگی ایجاد نمیکند و در واقع تشویق بیشتر به نابودی بیشتر است. یعنی تاکنون این موضوع بررسی و تجدید نظر نشده؟
  • بدون نام IR ۲۲:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
    14 2
    اگر میتوانید پرندگان استان را تک تک بشمارید آنگاه میتوانید از این قشر بازخواست کنید و راه فرار خوبی برای قانونشکنی و تخلفاتشان است.
    • زمانی US ۲۳:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
      7 6
      ملاک خدمت یا خیانت نسبت به محیط بانان در شمارش پرندگان استان و منطقه نبوده و انجام آن نیز در عمل ممتنع و ناممکن است، والا نسبت به تاسیس سازمان آمار محیط زیست طبق نظر شما اقدام می شد!
    • بدون نام IR ۱۲:۱۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      9 2
      نظر شخص بدون نام مورد تائید است-باید معیاری برای سنجش باشد وگرنه بسته به شرایط میتوان اعلام نظرات مختلفی نمود. مثلا تعداد اسلحه قاچاق زیاد است و یا اینکه تعداد محیطبان برابر استاندارد جهانی نیست-مگر تمام امورما بر اساس استاندارد جهانی است که این مورد نیز اینگونه باشد؟
  • بدون نام IR ۲۲:۳۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
    11 2
    تعجبم از این است که چگونه تائید شده برای این قشر که مسئولیت مشخصی ندارند و امورشان نیز قابل محاسبه نیست و استانداردی نیز ندارد چرا حقوق معادل کارشناس ارشد و دکتر با عنوان سختی و محرومیت محل پرداخت میشود در حالی که در مرکز استان و شهرستان اند و عمدتا نه مراجعه مردمی دارند نه مسئولیتی در محل اداره دارند؟
    • زمانی US ۲۳:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
      4 8
      مبنای ادعای شما و مستند آن نامعلوم بوده و با فرض صحت بعنوان یک فرض محتمل- اساساً این ادعا فاقد هرگونه ارتباطی با نوشتار حاضر هست!
    • بدون نام IR ۰۱:۴۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      8 0
      اینکه گزارشگران لاشه تعدادی قو را مشاهده نموده اند و اینکه هیچ گزارشی قبل از این مشاهده نشده قابل پیگیری اساسی است.
    • بدون نام IR ۰۱:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      7 4
      آقای زمانی چرا از پروکسی و فیلتر شکن استفاده میفرمایید؟؟؟
  • بدون نام IR ۲۲:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
    9 1
    اتفاقا این قشر محیطبان همواره مطرح میکنند امورشان دشوار است و تاکنون بررسی نشده که چگونه است با عنوان محرومیت و سختی با استناد به رویه آموزش و پرورش و معلمان که در مناطق محروم خدمت میکنند حقوق میگیرند در حالی که در مرکز استان و شهرستان اند و مسئولیتی به فرم روزانه ندارند و اگر در طول 1 ماه 10 مامور یک تخلف نیز نگیرند کسی از ایشان بازخواست نمیکند.
    • زمانی US ۲۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
      10 1
      اگر زودتر می فرمودید شاید ریئیس جمهور در سخرانی اخیرشان در مجلس به این موضوع هم بعنوان یکی از راه حل های رفع مشکلات اقتصادی و طرح های کلان کشوری در چند ماهه باقی مانده ایام تصدی خویش اشاره می کردند! اما حیف شد، بهتر است آنرا برای دوره بعد محفوظ نگهدارید...!
    • بدون نام IR ۱۲:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      8 1
      چرا مطرح نمیفرمایید که از پرنده های بی سرنشین ارزن قیمت که به وفور تولید میشود به عوض افزایش بی حد و حساب و بی دلیل این نوع ماموران استفاده شود. برای مثال یک کارشناس در اداره بنشیند و بی سرنشین را پرواز دهد و با دوربین آن و کنترل رایانه ای مناطق را بررسی کند و در صورت وجود متخلفان یک تیم 2 نفره را به محل ارسال نماید؟
  • بدون نام IR ۲۲:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
    11 2
    این رویه عادی است و بعضا متخلفان مجبور به تائید شکار بیش از حد اجرا شده میشوند. و ظاهرا و عمدتا اینگونه است که فقط شکار حیوانات را توجه میکنند و بوته کنی و خارزنی و کت زنی و تغییر کاربری اراضی مناطق و تخریب زیستگاه را توجه نمیکنند که عامل 70 درصد نابودی تنوع زیستی است. و به بخشی که نان دارد صرفا توجه میشود. و به مخبرین که باید حق الکشف پرداخت شود پرداخت نمیشود و به جیب محیطبان و رئیس و معاون استان میرود. زیرا سهم دریافتی کم میشود و افتخارات کشف و ضبط ایشان کمتر میشود.
    • زمانی US ۲۳:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
      4 5
      یک زمانی به دنش آموز می گفتند؛ بابا نان داد. همه تصور می کردند بابا خبازه و نان داره و دارد! ولی ظاهراً طبق ادعای شما، محیط زیست هم نان دارد و دارای بخش نان است؟! اینم نظریه، محترم، اما شنونده باید عاقل باشه! من که نمی دانم مبنای ادعای شما چیست، اما به نظرتان احترام خواهم گذاشت. ضمن آنکه نوع نان را هم مشخص نفرمودید!
    • بدون نام IR ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      9 1
      البته فکر میکنم منظور همان محاسبه آسان قیمت پرنده و پستاندار درشت جثه و گران قیمت است که 70 درصد مبلغ جریمه به این افراد پرداخت میشود و نه اینکه تک تک شاخه های قطع شده را محاسبه کنند و اینکه 1 هفته زحمت کشیدن دارد.
  • بدون نام IR ۲۲:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
    10 2
    مستلزم تغییر اساسی در بخش امور گارد محیط زیست است . فقط پرداختهای غیر معقول برای این قشر در پایان سال وجود دارد. و عمدتا تمام بیماری همسر و خود و سایر اقوامشان را در کاغذ درج و براساس آن دریافتی میگیرند. و تاکنون بخشی بررسی ننموده که بیماری یک محیطبان با عنوان سرطان و سردرد و پادرد و سایر ناشی از شغل دوم رانندگی و مصرف مواد مخدر و سبک نادرست زندگی ایشان است یا ناشی از کار است؟ و برای کارشناسانی که 98 درصد مراجعات محیط زیست را دارند و امورشان قابل بازخواست است اینگونه مزایا پیشبینی نمیگردد. و خود را با گارد رهبری و بانک و انتظامی هم رده میدانند و تائید شده. و این مجلات و نشریات و حامیان صرفا نتایج مثبت شامل دستگیری و ضبط لاشه ها منتشر میکنند و تخلفات افراد خود را درج نمیکنند.
    • زمانی US ۲۳:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
      4 11
      مبنای ادعای شما معلوم نیست مستند به چه بوده و مدارک آن چه می باشد؟ موارد مطروحه نیز صرفنظر از صحت و سقم آن فاقد هر گونه ارتباطی با مطلب حاضر هست.موفق باشید
    • بدون نام IR ۰۱:۲۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      10 1
      من با نظر ناشناس موافقم. اصولا برای پاداش و پرداخت باید یک چهارچوب مشخص و با معیار باشد. وگرنه اینکه 2 کلاغ از متخلف بگیرد و بر این اساس کارمند و یا مامور نمونه شود بی معنی است. نیز فرد معلم نیز حداقل اینکه کارش مشخص است و نیاز به حضور دائم در مناطق محرم دارند .
  • بدون نام IR ۰۱:۳۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
    10 0
    آقای زمانی محترم-اگر لطف بفرمایید قوانین شکار و صید را مطالعه بفرمایید متوجه میشوید هیچ تدبیری برای بازدارندگی نیست. و صرفا به پرداخت 70 درصد مبلغ جریمه لاشه ضبط شده به محیطبان و عوامل شناسایی توجه شده. البته به مخبرین نیز باید پرداخت شود که در عمل نمیشود. زیرا ارزش کار پائین می آید.
    • زمانی US ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      6 5
      آقای ناشناس، بهتر نیست نام و نشانی از خود ارائه فرمائید؟ بی معناست که ناشناسی نسبت به نظر ناشناسی اعلام موافقت می کند؟! چرا از الفاظ خارجه و نمادهای خارجکی استفاده کرده و فارسی را پاس نمی دارید؟ کلماتی مانندپروکسی و فیلتر شکن! حال، ادعای شما خود حکایت دیگری دارد! مگه محیط بانان از کلاغ محافظت می کنند که می فرمائید: دو کلاغ! نکند یاد زاغ و روباه و پنیر کتاب درسی خودافتاده اید، ظاهرا به تاریخ هم علاقمندید! حالا، چرا اینقدر در مقام نقد محیط بانان بوده و نگران حقوق و مزایا و ازادی عمل بالای آنها هستید؟ نگران معلمان هم نباشید، گرچه وزیر آموزش و پرورش هم شاید به سرنوشت وزیر بهداشت دچار شده یا استیضاح شود، ولی معلمان هم خدائی دارند، نگران نباشید.ظاهراً شما هم در تالاب عکاسی میکردید اما شانس آوردید
    • بدون نام IR ۱۳:۱۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      9 2
      آقای زمانی محترم شما هم احتمال جزء ضاربان و اقرار گیرندگان اید. البته یحتمل. آزادی عمل همواره فساد آور است.
  • بدون نام IR ۱۱:۳۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
    1 8
    این زمانی کیه ؟؟ خودتونید که با وی پی ان اومدید؟؟
    • زمانی US ۱۵:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      6 4
      خواننده بی نام و نشان! شما که مدعی استانداردهای علمی و جهانی بوده و بر ادعاهای غیر مستند و شعارهای تکراری خویش تاکید دارید، ادب مرد، به ز دولت اوست. شنونده باید عاقل باشد و می داند که : ادب،نیز بازدارنده است! انعکاس شعارها و ادعاهای وهن آمیز شما نه به معنای تائید آن بوده و نه ضرورتی به پاسخ خواهد داشت، صرفاً از حیث ایجاد امکان مشاهده خوانندگان محترم و قضاوت نسبت به اینگونه منویات می باشد. قضاوت های غیر مرتبط شما نسبت به نویسنده این مطلب و موضوع حاضر نیز مستلزم جواب جداگانه ای نخواهد بود: از کنایه ها نرنج، این مردم کارشان نیش زدن است، عمری است به هوای بارانی می گویند خراب! زمانی نیز یک روستائی زاده و شهروند عادی بوده و معتقد به فرهنگ حقوق شهروندی است و وامدار توفیق خدمت به مردم. و من اللله تو
  • shahram IR ۱۷:۱۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
    4 0
    با سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای زمانی و سایر دوستانی که این مطلب را می خوانند . نظرات شما را خواندم . همانگونه که جناب آقای زمانی فرمودند ادب مرد به از دولت اوست .خدا را شکر در حسن نیت و سوابق آقای زمانی جای تردیدی نیست و ایشان شخص شناخته شده و محترمی می باشند ، دوستانی که نظر می دهند حد اقل شجاعت معرفی خود را نیز داشته باشند تا بتوان به نیت و اهداف ایشان پی برد !!! اما به نظر من ، اصل موضوع فراموش شد کسی از آقایان بحثی در خصوص حوادث پیش آمده و علت ارتکاب آن سخنی نگفت
    • زمانی IR ۲۲:۳۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
      4 0
      خواننده محترم، از اظهار لطف و عنایت شما به مانند التفات تمامی خوانندگان مخالف ولو بی نام و نشان سپاسگزارم. در جامعه ای که به راحتی، افراد متعرض حریم یکدیگر شده و با نقض اشکار و تاسف بار ارزش های اخلاقی و ادبی، ابائی از هتک حرمت و استفاده از الفاظ موهن ندارند، داشتن ادب، احترام، متانت و رعایت حقوق و حریم افراد و مردم، لازمه یک نویسنده و حقوقدان قانونمند و متعهد نسبت به حقوق شهروندی است. نظر شما کاملا منطقی و به جاست. بسیاری از خوانندگان محترم با طرح پیام های هدفمند و غیر مرتبط با نوشتار حاضر در جهت حصول به نتایج نامعلومی هستندکه به کرارات نیز بدان ها تذکر داده ام. ای کاش درست خواندن و مطالعه دقیق و نکته سنجی، روزی در بین مردم ما فرهنگ شود وحواسشان بیشتر به اطراف و جامعه شان جمع گردد
  • بختیاری IR ۲۲:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۹
    1 1
    با سلام اگر ادعای خبرنگاران درخصوص حمله بی دلیلی! محیط بانان به آنها را بشود پذیرفت همه میدانیم مردم ما خصوصا مازندرانیها در مهمان نوازی زبانزدند چرا مردم هم تصمیم گرفتند این عزیزان عرصه خبر را مورد ضرب و شتم قرار دهند! بنده که فکر میکنم حتما برخورد و یا اقدام ناشایستی از جانب خبرنگاران صورت گرفت که محیطبانان را مجبور به مقابله کرد تا جایی که مردم منطقه هم لازم دیدند با خبرنگاران این زحمتکشان عرصه خبر برخورد فیزیکی شود
    • زمانی IR ۲۳:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
      2 0
      خواننده محترم، جناب آقای بختیاری، فرهنگ مهر و راستی و درستی مازندرانی ها و مهر و محبت همیشگی و غیر قابل انکار شمالی ها، به سان آفتاب آمد دلیل آفتاب است و کسی هم منکر این نیست. اقدام ناشایست مطروحه نیز در شان خبرنگاران حرفه ای نخواهد بود و ارتکاب به جرم و تعرض به حریم مردم و خبرنگاران و نقض قانون به هر شکل و نوعی و از سوی هر شخص و گروهی، ولو همان شمالی های محترم و مهمانواز، جرم بوده و مستوجب مسئولیت و شایسته آن فرهنگ پُر مهر و محبت مازندرانی های نبوده و نخواهد بود
  • بدون نام US ۲۳:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    4 1
    به نظرم نیاز به تغییر در سیستم نظارتی گارد محیط زیست است. عمدتا متخلفان فقط توسط محیط زیست جریمه میشوند و 70 درصد به حساب رئیس و معاون و مامور و حقوقی واریز میشود. در واقع بازدارندگی ایجاد نمیکند و دلیلی برای افزایش تخلفات است و به نظر نمیرسد ماموری ناخرسند از این باشد که 70 درصد جرایم به حسابش واریز نشود.
    • زمانی IR ۲۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
      6 1
      این هم نظریه و محترم، اما اظهار نظر در صحّت و سُقم آن با مسئول یا مرجع ذیربط خواهد بود.
  • پریسا IR ۰۰:۳۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۱
    1 4
    لطفاً یکطرفه در مورد محیطبانان دلسوزی که شبانه روز برای قوها زحمت می کشند قضاوت نکنید. من امروز به دیدن قوها رفتم و محیط بانان و مردم منطقه رفتار بسیار دوستانه ای داشتند.قوهای مهاجر که به شالیزارهای سرخرود آمده اند نیاز به غذا و تعداد بیشتری محیطبان دارند.لطفاً بروید با محیط بانان زحمتکش منطقه هم مصاحبه کنید و یکطرفه قضاوت نکنید.عکاسی و فیلمبرداری ازپرندگان وحشی نیاز به تخصص دارد.خبرنگاران با بی دقتی سبب ترس قوها شده و پرندگان به سیمهای برق برخورد کرده و مرده اند.به نظرم هر نوع جو سازی در شرایط موجود نه تنها به وضعیت پرندگان کمکی نمی کند بلکه سبب می شود تعداد اندکی هم که در منطقه دارند کمک می کنند دچار مشکل شوند.خبرنگاران عزیز چرا نمیروند از تورهایی که در اطراف محل قوها کار گذاشته شده فیلمب
    • زمانی US ۲۱:۰۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
      3 0
      سلام و پاسخی به خانم پریسا. شما صراحتا در کامنت های خویش در ذیل نوشتار حاضر و دیگر سایت های مختلف در این رابطه، به عدم حضور خویش در روز واقعه اذعان و اعتراف نموده اید. پس مبنای قضاوت بدون دلیل و غیر واقع شما نسبت به این موضوع و نقد غیر منصفانه تان چیست و با چه هدفی مطرح شده است؟ اگر خبرنگاران محترم بنا به ادعای شما و همان محیط بانان محترم با ارائه دلائل اثباتی، با نقض قوانین مربوطه، موجبات مرگ قوهای مورد ادعا را فراهم کرده اند، در مسئولیت قانونی آنها تردیدی نیست و باید برابر قانون، پاسخگوی اقدام مسئولیت زای خویش باشند، اما فراموش نفرمائید این اظهار شما به مانند انها صرفاً یک ادعای بدون دلیل است و فاقد وجاهت حقوقی و اثر قانونی و واقعیت عینی است.
    • زمانی US ۲۱:۱۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
      4 0
      این وجود، با فرض صحّت ادعای غیر واقع شما بعنوان یک فرض محتمل- نقض احتمالی قوانین محیط زیست و تالاب ها از سوی خبرنگاران و عکاسان محترم طبق ادعاهای غیر واقع مطروحه- موجبی برای ایراد ضرب و جرح عمدی آنها و تخریب عامدانه و عالمانه ادوات و تجهیزات عکاسی و خبرنگاری آنها نبوده و همین مهم نیز برابر قانون مستوجب مسئولیت محتوم کیفری و الزام مرتکبین آن به جبران کلیه خسارات حاصل از جرم می باشد که قابل توجه شما نیز خواهد بود. اینجانب بر خلاف ادعای شما یک طرفه به قاضی نرفته و نظرات مخالفین نیز محل توجه واقع شده است. حتی، نظر یکی از اعضای محترم هیات مدیره محیط بانان نیز صراحتا در مقاله منتشره اینجانب در این باره، گرچه مقرون به واقع و حقیقت نبوده و دارای تعارضات و تناقضات غیر قابل انکاری نیز هست!
    • زمانی US ۲۱:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
      4 0
      ادامه پاسخ به خانم پریسا: حتی، نظر یکی از اعضای محترم هیات مدیره محیط بانان نیز صراحتا در مقاله منتشره اینجانب در این باره، گرچه مقرون به واقع و حقیقت نبوده و دارای تعارضات و تناقضات غیر قابل انکاری نیز هست، در نوشتار مزبور منعکس شده است. ایشان هم از زبان خود و هم به لسان محیط بانان متعرض به خبرنگاران طبق اظهارات آنها- به موضوع پرداخته و نظر ایشان نیز در شمال نیوز هم منعکس شده است. لذا، شایسته است کمی با انصاف و دقت مقاله حاضر را مطالعه فرموده و تحت تاثیر عواطف و هیجانات مطروحه قضاوت نفرمائید. همواره موفق باشید.
  • بدون نام IR ۱۵:۳۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۱
    0 2
    اقای خبرنگار:ازافریقایی که شما مثال میزنی... افریقاوحیات وحشیه که کل دنیا داره حمایتش میکنه نه این تالاب که حتی یه جاده درست و حسابی نداره .اگرنحوه رسیدگی وامکانات برای تالاب وپرندهای مهاجر دراین محیط کوچک بین المللی باشه اونوقت شما حق دارید.اصلا چرا بدون اجازه وارد حریم شخصی شدی که این بلا سرت بیاد.
    • زمانی US ۲۱:۳۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
      5 0
      بخشی از نظر شما درست و قابل تعمق است اما حتما عنایت دارید تالاب ها و حیات وحش بر خلاف نظر شما، حریم شخصی نیست و نباید آنها را بدینگونه پنداشت. برابر اعلامیه های جهانی مربوط به محیط زیست و کنوانسیون های بین المللی مربوطه- محیط زیست متعلق به بشریت بوده و نخستین طرح اقدام برای محیط زیست بشر، مصوب کنفرانس استکهلم در سال 1972 و دیگر مصوبات جهانی و منطقه ای موید این مهم است. انسان و بشر در بطن محیط زیست قرار داشته ومنشور جهانی طبیعت، مصوب 1982 نیز بدان معنا توجه دارد. طبق این منشور:"بشر جزئی از طبیعت است که باید حیات مستمر داشته باشد...هر جزء از حیات بی نظیر و مستحق احترام است."در اعلامیه محیط زیست و توسعه معروف به اعلامیه ریو،از " کره زمین بعنوان وطن ما" یاد شده و محیط زیست را حریم شخصی نمی داند
  • بدون نام IR ۱۰:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
    4 2
    محیط بانان در ایران مفت خورند ولی خبرنگاران قشریه که هیشکس بهش توجه نداره .اگر ما نبودیم کی خبر درست بهتون می رسید؟
    • زمانی US ۲۱:۱۳ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
      4 1
      شیوه نگارش و ادبیات شما و منتسب نمودن برخی از عبارات به محیط بانان شایسته نبوده و مورد تائید نیز نخواهد بود. نقد عملکرد برخی از محیط بانان متخلف و مجرم، ناقض خدمات و درستی سایر محیط بانان قانونمند و خادمان به محیط زیست نبوده و نخواهد بود.ادب، بازدارنده است....! موفق باشید
  • بدون نام IR ۱۸:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۳
    7 1
    البته در اين مرحله خبرنگاران ميتوانند با عنوان مخبر شناسايي كننده مرگ تعدادي قو درخواست دريافت مبلغ ريالي بخشي از جريمه را بر اساس مفاد قانوني نمايند. در كل اگر به مخبرين بدينگونه بر اساس مفاد قانوني پرداخت صورت گيرد نسل شكارچي و متخلف در 1 ماه كنده و نياز به افزايش محيطبان و بار مالي بدينگونه نيز نيست. زيرا 98 درصد شناسايي تخلفات از طريق مخبران صورت ميگيرد.
  • یدالله رنجبر A1 ۰۱:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۶
    2 1
    دوستان بی خودی باهم بحث نکنید مشکل از محیط بانها بود که حل شد شما چرا جوش میزنید بنده اهل سرخرود هستم و و به وضوح میبینم که این افراد در لباس محیط بانی دارن سو ء استفاده میکنند و آخر شب چند پرنده را برای خود کنار میگذارند و برای شام آنها را میل میکنند در کل کسی در سرخرود نیست که از آنها راضی باشد و اگر شما را در حال صید ماهی بگیرند هم تور و هم ماهی را میگیرند میبرند به منزل و 250 هزار تومان شما را جریمه میکنند هم تور را دوباره به شخص دیگری میفروشند و اگر شما را در حال شکار پرنده بگیرند باز هم به همین روش تفنگ و پرنده را از شما میگیرند و....... شما میتونید خودتان از مردم سرخرود پرسجو کنید تا برایتان روشن تر شود
  • ناشناس IR ۱۴:۱۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۸
    1 0
    متاسفانه این محیط بانان با رفتار بسیار زشتشان حتی با شکارچیان و صیادان مجاز باعث ضربه زدن به محیط زیست می شوند بطوری که یک شکارچی یا صیاد با رعایت مقررات را هم اذیت می کنند و باعث می شوند که همه به سمت بی قانونی بروند بهتر است در این موارد مسوولین دقت بفرمایند