۰ نفر
۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۲

فیروزه صابر

مستندات تاریخی گویای آن است که مهین افشار، نوه ملک التجار با فروش قسمتی از جهیزیه خود موفق شد سرمایه ای فراهم آورد و به عنوان نخستین زن بازرگان ایرانی به تجارت بپردازد و در سال 1336 نخستین زن بود که کارت بازرگانی به نامش صادر شد. توسعه کار وی سبب شد که در پنج بندر بزرگ دنیا مانند آمستردام، نوتردام، لندن، نیویورک و آنورس کارگزاری حمل و نقل دایر کند.
اخیراً نیز موفق ترین زنان قدرتمند سال 2012 توسط موسسه فوریس رده بندی و معرفی شده اند. در این میان نام ایندرانوئی (Indra Noovi) به چشم می خورد. وی که اصالتی هندی دارد، به عنوان رئیس هیأت مدیره شرکت پپسی، موفق شد با اقدامات بی نظیر مدیریتی از سال 2006 تاکنون همواره در میان بیست نفر نخست فهرست جای گیرد. وی درآمد خالص شرکت را به 14 درصد رشد رساند. ازجمله اقدامات نوئی استفاده بهینه از بازار کشور زادگاهش هندوستان، برای نیل به اهداف مالی بود که نتایج بی نظیری برای وی به همراه داشت.
نام دیگر این فهرست از آنِ دیان فون فورستنبرگ Diane von Furstenbergاست. وی که اصالتاً بلژیکی است، کسب و کار خود را از سال 1970 میلادی با سرمایه گذاری 30 هزار دلاری در حوزه طراحی لباس در آمریکا آغاز کرد و در اندک زمانی موفق به مقام نخست در این حوزه شد. وی سپس به عنوان رئیس هیأت طراحان مد و لباس آمریکا (CFDA) منصوب شد که کسب و کار 350 تن از برترین طراحان مد و لباس این کشور را برعهده دارد. از اقدامات وی، تلاش برای اجرائی کردن موسسه حقوقی مد و لباس نورهام و برگزاری کمپین های تبلیغاتی متعدد است که هدف اصلی آنها آگاهی بخشی به عموم مردم درباره اجتناب از خریداری البسه تقلبی و تلاش برای حفظ حقوق طراحان این حوزه است.
آنچه که در این الگوها یافت می شود، آن است که با عبور از فرایند حرفه¬ای¬گرایی توانسته اند چنین موفقیت هایی را به خود اختصاص دهند. به عبارتی تمرکز بر حرفه، توان افزائی مستمر در مسیر توسعه کسب و کار، پشتکار و تدابیر همه جانبه برای رفع چالش ها، هموار ساختن راه برای دیگران و الگو شدن در محیط اجتماعی ازجمله مواردی است که در باور آنان عمق یافته به طوریکه توانسته اند با حرفه ای گرایی اعتبار صنفی و اجتماعی برای خود کسب کنند.
الگوی دیگری که بیش از ده سال با جهان هستی وداع کرد، فریده مشکوة است. او حرفه ای گرائی را فراتر از تخصص در منش و روش خود نیز جای داد.
وی به عنوان اولین زن موسس شرکت حمل و نقل با اتکا به تجارب حرفه ای قبلی از سال 63 کسب و کار خود را در مکانی اجاره ای حدود 30 متر مربع شکل داد.
آن سال ها تصویر ترسیم شده از چنین کسب و کاری در ذهن خانواده و عرف جامعه مردانه بود به همین دلیل با چالش های جدی روبرو شد. نخستین چالش وی تأمین منابع مالی موردنیاز بود. در آن شرایط در نقش زن به عنوان مدیر یک شرکت حمل و نقل و حتی به عنوان عنصری مطلع به اقتصاد پذیرفته شده نبود و از وام بانکی محروم بود، مدبرانه توانست با اندک سرمایه شخصی خود با ایجاد نوعی تعاون مردمی جهت خرید کانتینرهای یخچالی، حدود 100 کانتینر خریداری کند. به این ترتیب که هر کانتینر به نسبت سهمی که افراد داده بودند مالکینی بین یک تا چهار نفر داشت. فرضاً کارمند بازنشسته ای که 500 هزار تومان نقد داشت به جای به کاراندازی در مجاری دیگر در خرید یک کانتینر سهیم می شد و ماهانه 25 هزارتومان سود می برد و ضمناً سند کانتینر به نسبت سهم او به نام وی می شد. او از این طریق توانست 200 نفر را برای سرمایه گذاری جذب کند.
چالش دیگر او در سال های شروع، برخوردهای اجتماعی نامناسب با وی بود. در برخی جلسات حضور وی به عنوان یک زن قابل قبول نبود. حتی در یک جلسه بازاریابی یکی از مدیران وقت به او تذکر داد که «برو و یک مرد را جای خود بفرست». در چندین برخورد از طرف برخی مدیران به او گفته می شد که «در مقابل من ننشین تا چشم من به چشمت نیفتد» و یا «تو نامحرمی، آن طرف بنشین». او معمولاً از طریق گفتگو و تعامل برخورد می کرد و تا حدی پافشاری می نمود که حضور خود را تثبیت کند و با همین شیوه برخورد با استناد به شرع و قانون بارها موضوع حضرت خدیجه که بزرگترین تاجر زن در زمان خود بوده است را برای کسانی که به خاطر زن بودن با او رفتار مناسبی نداشتند مطرح کرده بود تا به طور نسبی تعصب آن را بزداید.
او در مسیر توسعه شرکت، در سال 64 موفق به اخذ مجوز حمل و نقل بین المللی شد. بدنبال آن مذاکره برای جلب همکاری با همسرش را آغاز کرد و سرانجام وی را قانع کرد که به شرکت وی بپیوندد و به عنوان مدیر بخش بین المللی مشغول شد. او در شرایطی این پیوند همکاری را برقرار کرد که برخی از اطرافیان به همسرش خطاب می کردند که «مرد خودش را دست زن نمی دهد» و همسرش را از این کار منع می¬کردند.
او در هنگامه ای فعالیت خود را توسعه می داد که کشور در آتش جنگ بود. از این رو به نقش اجتماعی خود بسی واقف بود. به طوری که کمک رسانی مواد غذایی به جبهه را بر فعالیت های شرکت افزود و حتی در مواقعی که برخی رانندگان از رفتن به جبهه هراس داشتند، در کنار آنها نشسته و جاده های پرخطر را برای حفظ آرامش راننده ها می پیمود.
وی در درون سازمان نیز وقت زیادی را صرف فرهنگ سازی برای کار گروهی در بین رانندگان و پرسنل می گذاشت. علاوه بر اقداماتی از قبیل تشکیل کلاس های زبان انگلیسی، تشکیل تیم فوتبال، تأمین لباس کار، برگزاری کلاس های فنی، تورهای مسافرتی و جلسات مهمانی خانوادگی برای رانندگان، در نقش مشاوری فعال برای آنان بود. برای برخورد مناسب با رانندگان و کارکنان و تنظیم رفتار خود با آنها کتاب های روانشناسی زیادی خوانده بود و مطالعه متمرکزی در مورد کار گروهی و تیم سازی و به قصد تشکیل یک خانواده کاری انجام داده بود. از نظر حرفه ای خود را نسبت به دانش حرفه مجهز و به روز و آموزش های لازم را طی می کرد.
او حتی به مشتریان خود مشاوره می داد. رضایت مشتری برای او بسیار مهم بود. روش او چنین بود که فقط به حمل کالای مشتری که وظیفه اصلی او بود نمی پرداخت، بلکه کار را به صورت پروژه ای انجام میداد. به این شکل که نیازها و شرایط مشتری را درنظر گرفته و نسبت به این موارد مشورت می داد و با لحاظ قراردادن آنها به حمل کالا می پرداخت.
او در پی ایفای نقش اجتماعی در انجمن حرفه خود نیز فعال بود و از سال 74 تا 77 به عنوان اولین زن عضو هیأت مدیره انجمن شرکت های حمل و نقل بین المللی فعال بود و سپس در نقش کارشناس حل اختلاف در انجمن حضور داشت.
او بزرگترین عامل موفقیت خود را کمک خداوند می دانست. حدود چهارده سال پیش به هنگام مطالعه درباره بیست زن کارآفرین به صورت مطالعه موردی (case study) برای پژوهش راههای توسعه کارآفرینی زنان در ایران بدلیل نبود منابع و مراجع اطلاعاتی در این مورد، پژوهشگر (نگارنده) از طرق مختلف ازجمله سؤال از پیشکسوتان هر حرفه و صنعت به شناسایی نمونه هایی از زنان کارآفرین دست می یافت. در حرفه او جملگی نخست نام فریده مشکوة را با تأکید بر اعتبار حرفه ای و شخصیت و منش او به زبان می آوردند. در آن ایام هنوز واژه کارآفرینی زنان باب نشده بود. در طول مطالعه مرتب سؤال می کرد که آیا با توجه به مفاهیم کارآفرینی «من بعنوان یک کارآفرین هستم». برای او مهم بود که مبادا درباره اش گزافه گویی شود. علاوه بر آن تاكيد داشت كه اين پژوهش ساير زنان موفق حرفه خود را مورد مطالعه قرار دهد. توسعه حرفه ای خود همراه با مسئولیت اجتماعی دغدغه اش بود. در واپسین روزهای حیات و در بستر بیماری و علیرغم آگاهی نسبت به بیماری خویش (سرطان) و کوتاه بودن حضور در این جهان هستی مطرح می کرد که اینک به اتفاق برای زنان افغان طرح های توانمندسازی اجرا کنیم. در همان ایام مصاحبه ای با وی انجام شد. از او سؤال شد که بیماری شما ناشی از چیست؟ گفت پزشکان می گویند 70 درصد آن ناشی از استرس کار است و 30 درصد سیگار. از او سوال شد آیا اگر خداوند عمر دوباره ای به شما دهد چه خواهید کرد؟ گفت از آن 30 درصد دست خواهم کشید اما از 70 درصد خیر.
حرفه ای گرائی از منظر دانش و تخصص و هم از منظر اخلاق و رفتار الگوها را می سازند. الگوها اصل بقای حرفه ای خود را ظرفیت سازی فردی همگام با توسعه کسب و کار می دانند. این مهم دغدغه ای جدی در محیط کسب و کار امروز است.
*مؤسس انجمن زنان کارآفرین
3939

کد خبر 278034

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • زهرااسلامی IR ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
    4 1
    ممنونم از مطلبی که خواندنش به من انگیزه داد.ممنونم
  • زهرااسلامی IR ۲۲:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
    2 1
    ممنونم از مطلبی که خواندنش به من انگیزه داد.ممنونم