دکتر هادی انصاری، کارشناس مسائل عراق معتقد است وظیفه دولت مالکی در برخورد با نا آرامی های اخیر در عراق اقدام بسیار ظریف و دقیقی است که اگر به درستی انجام نشود اوضاع امنیتی در این کشور را تحت تاثیر قرار می دهد.

محمدرضا نوروزپور
عراق روزهای بحرانی و پیچیده ای را می گذراند. اختلافات میان کردها با دولت مرکزی، اختلافات میان بیت شیعه که اگر حتی جزیی هم باشد زمینه را برای جسورتر شدن و بی پروا تر شدن دشمن مشترک آنها در منطقه یعنی عربستان و قطر فراهم می کند و تحصن ها و اعتراضات استان های سنی نشین که چند روز پیش به طرز مشکوکی به خشونت کشیده شد، همگی سبب شده اند تا اداره کشور به مراتب سخت تر از گذشته باشد. در این بین مالکی تا آنجا که توانسته سعی کرده است بر مدار عقل و تدبیر کشور را مدیریت کند اما به هرحال در این آشفته بازار اشکالاتی نیز پدید می آید. در گفتگو با دکتر هادی انصاری کارشناس مسائل عراق که ارتباط نزدیکی نیز با شخصیت های سیاسی و مذهبی این کشور دارد آخرین وضعیت این کشور را بررسی کرده ایم که در پی می آید.
به عنوان اولین سوال، ارزیابی‌تان را از نتایج انتخابات شوراهای استانی عراق بگوئید. ظاهراً مالکی در صدر است و مجلس اعلاء در جایگاه دوم. در این دوره چه اتفاقی افتاد که شاهد ارتقاء جایگاه مجلس اعلاء بودیم؟
اساساً دستگاه مجلس اعلاء از آغاز با چهره و ریاست مرحوم آیت الله حکیم تشکیل شد. بیت حکیم بیت بانفوذی در عراق بوده و هست. مرحوم حکیم در دهۀ 60 در آغاز روی کارآمدن بعثی‌ها(حکومت حسن البکر) که جنگ بین عراق و کردها در جریان بود نقش مهمی ایفا کرد و در آن زمان فتوای تحریم جنگ با کردها را صادر کردند که این مسئله هم برای کردها و هم برای نزدیکی بین کردها و شیعیان بسیار مهم بود و در واقع با این فتوا جنگی که قرار بود در آن کردها را تار و مار کنند منتفی شد. کردها این حرکت را تا به امروز فراموش نکرده‌اند و همیشه بعد از سقوط صدام کردها به گونه‌ای در کنار بیت شیعی در عراق بوده اند. آنها تنش‌های زیادی را با دولت عراق داشتند، این تنش‌ها گاهی بسیار پیش رفته، اما در مقاطع حساس باز هم با دستهای قدرتمند مجلس اعلا به شکل خوبی حل شده و کردها مجدداً به مسیر همکاری با شیعیان بازگشتند.
البته باید به این مسئله اشاره کنم که مجلس اعلاء در اولین انتخابات بعد از سقوط صدام جایگاه اول را داشت. در انتخابات دوم نیز باز هم بالاترین رأی را آورد اما دلایل سیاسی و شرایط اینگونه اقتضا کرد که مجلس اعلا بخش قابل توجهی از آراء خود را به گروه مالکی بدهد. در واقع سیدعبدالعزیز حکیم اینگونه صلاح دید که مجلس اعلاء آرای خود را به حزب الدعوة بدهد و یکی از دلایل پیروزی آقای مالکی در انتخابات قبلی نیز همین بود.
اما در مقطعی همانگونه که شما گفتید مجلس اعلا در اقلیت قرار گرفت. خصوصا در انتخابات پارلمانی قبلی و انتخابات شوراهای استان پیشین. به اعتقاد من این نعمت و موهبت الهی بود که مجلس اعلاء در دورۀ رکود خود، فرصتی بیابد و از آن درگیری‌ها و جو تمام سیاسی مقداری خارج شود و به کار اصلی‌اش یعنی تبلیغات و خدمت‌رسانی به مردم و فرهنگ‌سازی به اقصی نقاط عراق بپردازد که این مقبولیت به دست آمده در انتخابات استانی اخیر ناشی از همان فعالیت‌ زیادی است که آنها داشتند. الان نتایج آراء نشان داده است که مجلس اعلاء در این دوره از انتخابات در جایگاه دوم قرار گرفته است. پیشتر 40 کرسی داشت اما امروز به 80 کرسی دست یافته است و عملاً بعد از مالکی قرار دارند و صدری‌ها بسیار تنزل یافته‌اند.
چه عاملی سبب کاهش محبوبیت صدری‌ها شد؟
صدری‌ها را هنوز به عنوان اهرم قدرتمندی در عراق می‌شناسیم. مقتدا صدر نزدیک به 2 میلیون نیروی آماده به خدمت دارد که ید و بازوی قدرتمند شیعه به حساب می‌آیند و ما هم به آنها افتخار می‌کنیم. باید توجه داشته باشیم که بیت شیعی همگی در عراق از یک خانواده هستند. شاید بخشی از کاهش محبوبیت این جریان به اظهارنظرهای مقتدا صدر بازگردد که گاهی تندروی‌ و گاهی نیز گذشت‌های بیش از اندازه از خود نشان داده است. این مسئله بر روی رأی مردم تأثیر گذاشت. تحلیل من اینست که صدری‌ها در سالهای اخیر که درگیر امر سیاسی بودند، خدمت رسانی به مردم را فراموش کردند و یا کمتر به این فکر افتادند . خود این مسئله عامل مهمی بود و تا اندازه ای بر روی نظر مردم تأثیر گذاشت.
وقتی حکیم رأی بیشتر می‌آورد، یعنی صدری‌ها رأی کمتری آورده‌اند و بالطبع بخشی از رأی مالکی هم ریزش کرده است، پیام این موفقیت حکیم برای مالکی چیست؟
دولت داری و حکومت نیاز به سعه صدر دارد. یکی از دلایلی که مالکی تا این اندازه در تیررس انتقادات دشمنان خارجی، احزاب، گروههای داخلی سکولار شیعی، سنی‌های افراطی و حتی بعضی از احزاب شیعه قرار گرفت به دلیل موفقیت‌های میدانی اش در عراق بوده است. مالکی از شخصیت‌های موفق و موثری بود که در دوران حکومت خود توانست عراق را به یک سر و سامانی برساند و تا جایی که توانست قانون را در عراق پیاده و اجرا کند. همۀ انسانها در کنار نقاط قوت خود دارای نقاط ضعفی نیز هستند. نقاط ضعف مالکی انحصارطلبی او بوده و هست که در تمام ابعاد جامعه قابل مشاهده بود. او به جای اینکه مسئولین را از تمام احزاب جامعه انتخاب کند، آنها را منحصراً از حزب الدعوة انتخاب کرد. دولت مالکی دولت ائتلاف مالکی است اما انتخاب انحصاری مالکی سبب به وجود آمدن انحصارات ویژه‌ای در عراق شد. در همه جای عراق همۀ مسئولین حتی سفرا نیز از حزب الدعوة هستند و این مسئله کم کم پرده از چهرۀ درونی آقای مالکی برداشت. با اینکه در طول این مدت تذکرات زیادی به ایشان داده می‌شد ولی ایشان نپذیرفتند.
در این میان نقش آیت الله سیستانی در مدیریت بحران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
آیت الله سیستانی به عنوان اهرمی قدرتمند در میان بیت شیعه و حتی در میان اکراد و سنی های عراق ایفای نقش می کنند. حضور ایشان و تصمیمگیری ها و رهنمودهای ای بزرگوار که مظهر اتم و اکمل مرجعیت در عراق است در کنترل بحران ها نقش زیادی داشته است و نقشۀ راهی را از ابتدای سقوط صدام تا هم اکنون هدایت کردند و مردم نیز گوش به فرمان ایشان هستند. پشتوانۀ مردم عراق اعم از شیعه و سنی مرجعیت عراق است. بیان و کلمۀ آیت الله العظمی سیستانی در سطح عراق فصل الخطاب است. در این دوران چند سالۀ پس از سقوط صدام اقدامات مهمی از سوی کشورهای قطر، عربستان و طالبان از جمله انفجار سامرا برای ایجاد جنگ شیعه و سنی صورت گرفت. آیت الله سیستانی بیانیه ای را صادر کردند و گفتند شیعه و سنی یک نفس واحد هستند؛ آنهم در زمانی که متعاقب انفجار حرمین سامرا، شیعه به جوش آمده بود.
رابطه دولت و آقای سیستانی در عراق چگونه است؟
در یکی دو سال اخیر، دولت هر از گاهی اعم از آقای مالکی و یا سایر اعضای کابینه خدمت آقای سیستانی می‌رسیدند و نقطه نظرات ایشان مورد توجه قرار می‌گرفت اما هیچ تغییری ایجاد نمی‌شد.
بنابراین در طول یکسال گذشته آیت الله سیستانی به این نتیجه رسید که بهترین تصمیم اینست که با دولت قطع رابطه کند، لذا در این مدت هیچ مقام رسمی عراق را به حضور نپذیرفتند و این خبر در سراسر عراق منتشر شد. البته این بدان معنا نیست که آیت الله سیستانی قصد زیر سوال بردن مالکی را داشته باشند کمااینکه در تحصن‌های اخیر و اعتراضات خیابانی مردم عراق، آیت‌الله سیستانی وارد شدند و پیام مهم خود را از طریق حاج شیخ عبدالمهدی کربلایی، تولیت آستان حرم مطهر حضرت اباعبدالله (ع) در کربلا اعلام کردند که به اعتراضات مردمی توجه شود و اگر اعتراضات در چهارچوب قانونی است باید به آنها رسیدگی شود و اگر نه به گونه‌ای آنها را آرام کنند. بنابراین آیت الله سیستانی به صورت صد درصد از صحنه سیاسی خارج نشدند اما همین اظهارات بسیار موثر بود در اینکه نتیجه‌گیری لازم از سوی مالکی برای پاسخ دادن به مطالبات مردمی صورت گیرد و مالکی نیز باید بدانند که مرجعیت چه نقش مهمی در عراق دارد.
دلیل اختلافات بالا در بیت شیعی چیست؟ نمود این مسئله را در انتخابات پارلمانی سال 2010 شاهد بودیم که تشکیل دولت و ائتلاف نزدیک به 9 ماه به درازا کشیده شد.
در مقطعی به دلیل بالا گرفتن اختلافات میان شیعیان، بهترین فردی که می‌توانست عراق را از بحران نجات دهد، مالکی بود. گزینه‌های دیگری نیز مطرح بودند از جمله عادل عبدالمهدی ، اما در نهایت با توجه به ویژگیها و توانمندی‌هایی که در مالکی وجود داشت، تصمیم بر این شد که مالکی وارد میدان شود.
آیا این درست است که ایران هم در این زمینه فشاری وارد کرده بود؟
جمهوری اسلامی ایران هیچگاه در تصمیم گیری بیت شیعه عراق دخالت نکرده است. رهنمود داده است و نظر خود را بیان داشته اما هیچگاه تمایل نداشته که این مسئله از طریق اجبار و زور صورت گیرد. به همین دلیل جلسات متعددی با سید عمار حکیم داشتند. با این همه ایران هم صلاح را بر این می دید که در مقطع فعلی مالکی انتخاب شود و نخست وزیر باقی بماند. در آن مقطع نیز حکیم این مسئله را پذیرفت، هرچند که رأی داده شده برخلاف میل باطنی وی بود. اما از طرف دیگر اینگونه تبلیغ می‌شد که حکیمی‌ها به دنبال العراقیه برای ائتلاف رفته‌اند در صورتی که هیچگاه اینگونه نبوده است.
در عین حال شخصیت مالکی تا اندازۀ زیادی در این مدیریت نقش مهمی داشت. به هر حال تاریخ نشان داده است که اداره عراق نیازمند فردی با روحیات جدی است و اشخاص نرم خو شانس زیادی در عراق برای حکومت نخواهند داشت.
بله. من هم بر این مسئله تأکید کردم که با توجه به گذشتۀ عراق بعد از سقوط صدام، خوش چهره ترین و قوی‌ترین فرد برای مدیریت مالکی بود. کسی که با فرهنگ جامعه عراق آشنا باشد می‌داند که در برخی از موارد، بهره گیری از قدرت و زور لازم است. برای درخشان بودن کارنامۀ آقای مالکی همین بس که تنها کسی که جرئت کرد حکم اعدام صدام را امضاء کند او بود. هیچکس جرأت این کار را نداشت و این در پرونده افتخارات آقای مالکی نوشته شده است. اگر انتقادی از آقای مالکی می‌شود این انتقادها سازنده است و به معنی نفی خدمات او و یا القاء ناتوانی او نیست.
عراق در ماه های گذشته شاهد اعتراضات و تحصن های زیادی بود خصوصا در استان های سنی نشین اما چرا اعتراضات اخیر به خشونت کشیده شد؟
در قضایای حویجه گروهی که در ظاهر معترض سنی بودند، مطمئناً در پشت سر خود عوامل القاعده و تروریستی را بهمراه آورده بودند و پنهان کرده بودند. آنها خواسته‌هایی داشتند، مرجعیت و تمام قدرتهای داخلی عراق به مالکی هشدار دادند که باید خیلی ظریف و ملاحظه‌کارانه و با روش‌های دیپلماتیک با آنها برخورد شود. خب حقیقتا هم تا قبل از این حادثه همینگونه رفتار شده بود. اما این بار ماجرا به گونه دیگری رقم خورد که نمی توان گفت همه تقصیر آن با دولت یا نیروهای امنیتی و ارتش بوده است. معترضین اولتیماتومی داده بودند و مذاکراتی نیز صورت گرفت، قضایا در حال به نتیجه رسیدن بود، اما در یک لحظه تیراندازی آغاز شد و نیروهای امنیتی نیز ناخواسته درگیر این سناریو شدند و ماجرا به اینگونه پیش رفت که چندان خوشایند نیست.
موضع شفاف مرجعیت درباره اعتراض های مردمی در عراق چیست؟
مرجعیت شیعه در عراق خصوصا آیت الهو سیستانی همواره بر اجرای قانون اساسی تاکید داشته است. همانطور که اشاره کردم در خصوص اعتراضات خیابانی و مردمی که در این مدت در عراق بوقوع پیوست برغم اینکه دخالت دست های خارجی و توطئه گر در آنها نمایان بود، آیت اله怘 سیستانی دیدگاه خود را بدین ترتیب اظهار نمودند که دولت بررسی کند و اگر خواسته های آنها در چارچوب قانون اساسی است حتما پاسخ مناسب داده شود. ایشان در همه موارد همین مشی را داشته اند و تاکیدشان حول محور قانون اساسی و اجرای آن به دست دولت بوده است. از سوی دیگر اما دیدگاه عاقلانه و سیاستمدارانه این است که در مواجهه با اعتراضات خیابانی و مردمی به هیچ وجه ارتش نباید دخالت کند. اصلا ارتش نباید وارد خیابان‌ها شود و قضایا باید با استفاده از پلیس محلی رتق و فتق شود. ورود ارتش به این ماجرا دقیقا همان مسئله‌ای است که تروریست‌ها می‌خواهند. تمایل دارم در اینجا به مسئلۀ مهمی اشاره کنم و آن اینکه دولت عراق چند روز پیش از مردم عراق عذرخواهی و اعلام کرد که خونبهای همۀ افراد کشته شده پرداخت خواهد شد و این عقب نشینی سیاسی بسیار خوبی از سوی مالکی بود که جای تقدیر دارد والا اگر قرار بود آنها به همین ترتیب تنها قدرت‌نمایی را پیشه کنند، مطمئناً عراق آینده بدی در پیش داشت. واقعیت اینست انتقادی که از مالکی می‌شود از این رو نیست که قصد تضعیف وی را داشته باشیم، انتقاد ما انتقاد سازنده‌ای است، از آن رو که می‌خواهیم عراق قدرتمندی داشته باشیم و بعد از قرنها که قدرت در اختیار بیت شیعی قرار گرفته، آنها حکومتداری مثبتی از خود به نمایش بگذارند.
در تاریخ گذشتۀ عراق، کردها همواره متحد شیعیان بوده اند و این مسئله را بعد از سقوط صدام هم شاهد بودیم. بعد از بحران سوریه تغییراتی در مواضع کردها و شخص بارزانی شاهد بودیم. اختلافات میان مالکی و بارزانی به کدام سمت پیش می‌رود؟ آیا کردها در حال فاصله گرفتن از شیعیان و رفتن به سمت سنی‌ها هستند؟
اختلاف نظر بین کردها و حکومت مرکزی عراق از مدتها قبل وجود داشته عمده آن هم درباره منطقه نفت خیز کرکوک است و اختلافاتی بر سر درآمد حاصل از فروش نفت و سهم دولت مرکزی از این قرار دادها. با همه این احوال کردها هیچگاه خواهان جدایی از عراق نیستند، چون هم اکنون آنها علاوه بر اینکه از منطقه خود نفت استخراج می‌کنند و می فروشند، در بودجۀ 110 میلیارد دلاری دولت مرکزی نیز سهم دارند. خب این همه امکانات و رفاه و ثروت تا زمانی است که عراق باشد و انها جزیی از عراق باشند. بدون عراق که چیزی عاید آنها نخواهد شد. در رابطه میان کردها و شیعیان نیز دستهایی در حال نقش آفرینی است که این رابطه را به فساد بکشد اما در اینجا نیز کردها خود می دانند که بهتر از شیعیان متحدی پیدا نخواهند کرد. قطعاً هشدارهایی از شخصیت‌های والاتبار عراق به کردها داده شد که به وعده و وعیدهای آنکارا خیلی تکیه نکنند. پیام‌هایی به کردها داده شد که در این شرایط سیاسی آنها باید عاقلانه تر رفتار کنند. گویی اینکه از طرفی نیز کردها روابط بسیار خوبی با ایران دارند. در تنش‌هایی که از سوی کردها رخ می‌دهد برداشت من اینست که این حرکت‌ها مصنوعی است و هدف از آنها تحت فشار قرار دادن مالکی است تا بتوانند خواسته‌های خود را از اوبگیرند وگرنه کردها در رایزنی‌های گستردۀ خود از جهات مختلف عقل و درایت به خرج داده‌اند و همیشه تا جای حساس پیش رفته‌اند اما بعد از مدتی بازگشت کرده‌اند.
آخرین وضعیت مناسبات بغداد و کردها چگونه است؟
در جلسه‌ای که هفتۀ پیش میان نخست وزیر اقلیم کردستان با مقامات بغداد برگزار شد، قرار بر این شد که وزرای کرد به دولت بازگردند و مالکی نیز به خواسته‌های آنها توجه کند. کردها می‌دانند که اگر بخواهند اقلیم جداگانه‌ای را در عراق برای خود به وجود آورند، صددرصد به نفع‌شان نخواهد بود و قدرت ادارۀ آن بخشها را نخواهند داشت. از این رو زمانی که تنش میان کردها با دولت بالا می‌گیرد به این دلیل است که می‌خواهند خواسته‌های خود را برآورده کنند.

4949

کد خبر 290802

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =