۰ نفر
۱۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۳

یادداشتی درباره ویژه‌نامه مکتوب خبرآنلاین که در روزهای جشنواره فیلم فجر منتشر و در سینماها توزیع می‌شود

 

 

امروز احتمالاً بر جبین بسیاری از یادداشت‌هایی که روزنامه‌ها درباره جشنواره منتشر می‌کنند، این جمله نقش بسته است: «جشنواره فیلم فجر، جشن سینمای ایران است». آیا به‌راستی چنین است؟ اجمالاً باید گفت بله. اما «? so what» جشن بودن جشنواره را پذیرفتیم، حالا باید چه کنیم؟ کلاه فرنگی سرمان بگذاریم و دایره دست بگیریم و جلوی سینما فلسطین آتشبازی کنیم؟

تقریباً همه ما قبول داریم که شیرین‌ترین لحظات سال‌های اخیر برای اهالی سینما همان ده روز و یازده روز سرد بهمن بوده است. همین خودش بهانه جشن است. می‌شود هفتصد کیلو کاغذ گلاسه صدوسی‌وپنج گرمی هم در توصیفش سیاه کرد. اما باور کنید در تمام جشن‌های تاریخ، نسبت مستقیمی میان «نفس اتفاق»، شیوه تحقق آن و حجم شادی برخاسته از آن وجود دارد.

اولاً یک اتفاق باید ذاتاً اتفاق شادی‌برانگیزی باشد که بشود جشنش گرفت. قاعدتاً کسی در سالروز وفات مادربزرگ محرومش «ماکارینا» نمی‌خواند. الحمدلله، جشنواره فیلم فجر از این حیث جنسش جور است.

ثانیاً نوع نگاه ما به اتفاق‌های شادی‌برانگیز و روش‌هایی که برای بزرگداشتش برمی‌گزینیم، تعیین می‌کند که خلایق اصولاً حال و حوصله حضور در مراسم ما و لذت بردن از آن را دارند یا نه. در اوج کریسمس هم اگر همه میهمانانتان را در یک اتاق تاریک بچپانید و ده دقیقه یک بار بگویید «صبر کنید، الان همه چیز درست می‌شود»، احتمالاً جایی برای شادی نمی‌ماند. درباره تدابیر جشنواره فجر برای تحقق این جنبه موضوع هم مفصل بحث خواهیم کرد.

می‌ماند حجم شادی ما. مدت‌هاست که خستگی و بی‌حوصلگی، ویژگی جدایی‌ناپذیر همه کسانی شده است دیگران از آن‌ها توقع شور دارند و هیجان. ملال مردافکن روزگار، از همه ما، بی‌حوصله‌هایی ساخته است که کلاً خسته‌اند و حتی از فکر کردن به شادی هم خسته می‌شوند. قاعدتاً بازگرداندن این آدم‌ها به جاده شادی و ریل اشتیاق، کار چندان ساده‌ای نیست. با جشنواره و ویژه‌نامه و این قبیل قضایا هم نمی شود از حجم ملالی کاست که تاریخ و زمان و مکان بر دل و جان آنان نشانده است. متولیان جشنواره احتمالاً در برنامه‌ریزی‌هایشان فکری برای این موضوع کرده‌اند. اما این وسط ما چه می‌گوییم و قرار است چه کنیم؟

ویژه‌نامه‌ای که از امروز تا پایان جشنواره، هر روز به دست شما خواهد رسید، گعده کوچکی است از همان آدم‌هایی که میان ملال و اشتیاق سرگردانند. از یک طرف آن قدر به سینما و فیلم و جشنواره اهمیت می‌دهند که سال‌هاست در صف کارت و بلیتند و از سوی دیگر بعد از هر جشنواره و فیلمی به عالم و آدم ناسزا می‌گویند و با خود عهد می‌کنند بار آخرشان باشد که... . قرار است این آدم‌ها باز هم جشنواره بروند و فیلم ببینند و غر بزنند و ذوق کنند و بنویسند. نوشتن این آدم‌ها همیشه مسئله‌ساز بوده. بازیگران از دستشان دلخور می‌شده‌اند، کارگردانان آن‌ها را به بی‌سوادی متهم می‌کرده‌اند و مسئولان جشنواره هم ردپای گرایش‌های قومی و سیاسی و جناحی را در شناسنامه آن‌ها رصد می‌کرده‌اند.

امسال هم این اتفاق خواهد افتاد. اتفاقاً اگر شنیدید که باعث و بانی به هم خوردن این «ضیافت» ارباب جراید و رسانه‌اند، خیلی تعجب نکنید. انگار روزنامه‌نگاران فقط وقتی به درد ضیافت می‌خورند که کاری نکنند. اتفاقاً این‌جا از معدود نقاط عطفی است که خواسته‌های بسیاری از اهالی سینما با بسیاری از متولیان دولتی فرهنگ بر هم منطبق می‌شود. صحت و سقم این ادعا بر عهده مدعیانش. ما اما طبق معمول کار خودمان را خواهیم کرد. به کسی توهین نمی‌کنیم اما از ما نخواهید که با کسی شوخی نکنیم. با کسی دشمنی نمی‌کنیم اما از ما نخواهید که رفاقت را «زیر سبیلی دررفتن» تعریف کنیم. ابزار کار ما همین‌هاست.

مگر کارگردانان می‌توانند بدون دوربین فیلم بسازند (شاید بتوانند) و مگر مدیران جشنواره بدون سیمرغ و سالن می‌توانند جشنواره برگزار کنند (شاید بتوانند)؟ اما به همه‌چیز قسم، ما بدون شوخی و نقد و غر و ذوق، نمی‌توانیم نشریه دربیاوریم. شاید هم ندارد.

 

کد مطلب 2933

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین