نوزادی که عکسش سال 1365 در مراسم اعزام رزمندگان به جبهه های نبرد ثبت شده است، اینک در حالی که 28 سال دارد، از دایی شهیدش می‌گوید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از انتشار عکسی در روز 9 اردیبهشت (اینجا)، کاربران خبرآنلاین چهره نوجوان ثبت شده در آن را به نام شهید مرتضی کارور شناسایی کردند. در ادامه، گزارش‌هایی از محل زندگی، خانواده و مزار این شهید منتشر شد که با عکس‌های سعید صادقی همراه بود (اینجا، اینجا و اینجا).


در ادامه این گزارش‌ها، پای صحبت‌ها و خاطرات حدیثه فرخ نیا، خواهر زاده مرتضی کارور هم نشسته‌ایم که در پاییز 1365 تنها یک سال و شش ماه داشته است.


حدیثه فرخ نیا با بیان این که از مراسم اعزام نیروها از پایگاه مقداد در سال 65 هیچ خاطره ای ندارد، می‌افزاید: «مادرم می‌گوید آن روز مرا بغل کرده و به نزدیکی میدان جمهوری برده است تا همراه با دیگر اعضای خانواده، برادرش را بدرقه کند. عکسی که آقای سعید صادقی در آن روز پاییزی ثبت کرده است، من را در آغوش دایی‌ام و در میان دوستان ورامینی‌اش نشان می‌دهد.».

 

حدیثه فرخ نیا در عکسی که در دست دارد، یک سال و شش ماهه است


او ادامه می‌دهد: «من برای نخستین بار این عکس را زمانی که دانش آموز دبستان بودم در یک روزنامه دیدم. یک کپی نه چندان خوب هم از این عکس در خانه مادر بزرگم وجود داشت که او به شدت و با دقت از آن مراقبت می‌کرد. برای همین وقتی آقای سعید صادقی نسخه بزرگ و اصلی آن را برایمان آورد، یک خواسته قدیمی خانواده برآورده شد.».


خواهر زاده شهید کارور می‌گوید: «من امروز که نامه‌ها و نوشته های قدیمی دایی‌ام را می‌خوانم، از روانی، شیرینی، خلوص و محتوای عمیق آن‌ها شگفت زده می‌شوم؛ انگار یک مرد 40 ساله و فرهیخته آن‌ها را نوشته است. مادر بزرگ، مادر، خاله‌ها و دیگر اعضای خانواده‌ام هم می‌گویند که او بسیار بزرگ‌تر از سن و سالش فکر می‌کرده و سخن می‌گفته است.».

 

حدیثه فرخ نیا بر مزار دایی شهیدش


خانم فرخ نیا با بیان این که امروز در حالی که 28 سال دارد، در این عکس قدیمی خیره می‌شود و به فکر فرو می‌رود، می‌افزاید: «من اگر چه بزرگ شده‌ام، اما دایی‌ام همچنان 15 ساله و نوجوان مانده است. این که او و دیگر هم رزمانش در آن سن به تمام علایق، آرزوها و زندگی پشت نموده و جانشان را فدا کرده‌اند، یک واقعیتی است که خیلی درس‌ها برای ما دارد.».


 

عکس‌ها: سعید صادقی
57245

کد خبر 293480

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 30
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مهدی IR ۱۹:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    اشک تو چشام جمع شد... مرسی ایشالا خودشون کمکمون کنن تا راه سعادتو بشناسیم
    • علی IR ۲۰:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
      یک نفر لطف کنه با ادبیاتی خبر آنلاین آن به نمایش بگذارد علت منفی دادن به این نظر را بنویسد متشکر می شوم، گرچه دنبال باز کردن زخمهای کهنه نیستم ولی برای من سوال شد چرا به این نظر منفی داده شده آنهایی مثبت داده اند به احتمال زیاد یا اشک در چشمانشان جمع شده یا در انتظار مردانی از مرد هستند و در حسرت آن روزها ... بسیار متشکر
    • میثم IR ۲۰:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
      95 30
      منم اون زمان نبودم ولی متاسفم برای کسانی که فکر میکنن اگه الان توی امنیت میشینن پشت سیستم و راحت کامنت میزارنو میخونن جزو قانون طبیعته و انگار نه انگار که جوونایی مثل مرتضی جونشون رو واسه این آرامش گذاشتن.
    • بدون نام IR ۲۲:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
      107 7
      علی آقا ! متاسفانه چون شهدا از طرف یک جریان سیاسی مصادره شده و این جریان طوری رفتار میکنند که اگر مخالفشان صحبت کردید متهم به مخالفت با شهدا هم میشوید...تاسف بیشتر اینکه بعضی از افراد دیگر نمیتوانند بین این دو تفاوت قائل شوند
  • ابرمردی IR ۲۰:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    خدا رحمتش کنه.خواهر خوبم تسلیت
  • بدون نام IR ۲۰:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    54 12
    او و دیگر هم رزمانش در آن سن به تمام علایق، آرزوها و زندگی پشت ننمودند به تمام علایق، آرزوهاشان رسيدند من مطمئن هستم او به داشتن اينچنين خواهر زاده اي افتخار مي کند اگر چشم بصيرت داشتيم مي ديديم که ... هنوز خواهر زاده اش را در آغوش دارد و دارد لبخند مي زند
  • بدون نام IR ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    48 9
    عشق و تنها عشق یادگار پایدار بشر در روزگار ناپایدار
  • نيما EU ۲۱:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    57 8
    هر آنكو شود كشته ز ايران سپاه...بهشت برينش بود جايگاه
  • بدون نام SE ۲۱:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    51 11
    این عکس خیلی صمیمی و عالی است. مجبورت می کنه باهاش حرف بزنی با بغضی توی گلو و چشم هایی خیس. خانم فرخ نیا ازشون لطفا بخواین دعا کنند برای من.
    • مهدی IR ۲۲:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
      38 11
      دقیقاً همینه که آدم تا میاد حرف بزنه اشک تو چشاش جمع میشه و آدم خفه میشه انگار...
  • مهدی IR ۲۱:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    41 8
    علی جان ما نظر میدیم و احساس و سلیقمونو میگیم حالا بعضیا خوششون نمیاد نیاد کاری که شهدا کردن و خونواده هاشون هنوز که هنوزه داغشون تازس کم کاری نیست مرسی از لطفتت
  • ميلاد IR ۲۱:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    53 6
    درود بر اين مردان خدا
  • بانوی ایرانی... IR ۲۲:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    43 7
    شهیدی که مادرش هنوز با دیدن عکسش روح زندگی تو وجودش جریان داره...
  • م٦٧ IR ۲۲:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
    45 8
    واقعا هيچ وقت نبايد جوانهايي كه دليرانه و بدون هيچ چشم داشتي به ميدان آتش رفتند را فراموش كنيم ....درود به روح بزرگوارشان
  • سید محسن حسینی IR ۰۰:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    26 4
    آفرین بر سعید صادقی عزیز و هنرمند و درود بر خبرآنلاین
  • ... FR ۰۰:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    38 8
    واقعا وحشتناک لذت بردم مخصوصا از این جملۀ « نوجوانی که همچنان ۱۵ ساله مانده است ». ممنون
  • ehsan IR ۰۱:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    12 3
    سلام هر کس کامنت منو میخونه قراعت فاتحه ای بخونه برا تمام شهدایی که تو جنگ از دست دادیم کاش ما هم سعادت اینو داشتیم شهید که نه ولی راهشون رو ادامه بدیم و اینو بدونیم شهدایی که شهید شدند هدف داشتن و اون هدف هم آرامشه من و شما هست خدا روح همشونو شاد کنه
  • amin IR ۰۴:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    15 3
    از خبرآنلاین خواهش میکنم که این سلسله گزارشها رو ادامه بدن
  • naser IR ۰۷:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    14 3
    خیلی زیبا بود ///واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.ممنون
  • فرزند شهید IR ۰۸:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    19 4
    عکس شهدا را می بینیم، عکس شهدا عمل می کنیم
  • پارسا IR ۰۸:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    15 3
    خدايش رحمت كند.وظيفه ي اين خانم خيلي سنگين است چراكه بايد حامل پيام دايي شهيدش باشد مخصوصا" درتربيت فرزندانش كه اين پيام را ازطريق آنها اشاعه ومنتشر نمايد.
  • داود IR ۰۸:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    13 3
    سلام با ارزوی موفقیت تموم رزمندگان کلی گریه کردم به حال خودم عقب ماندم
  • sama IR ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    12 4
    سلام چند خطی از مطلب مربوط به شهید نوجوان و خوتهر زاده اش رو خوندم ممنون از زحمات شما .
  • بدون نام IR ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    11 5
    شهدا چی راهی رفتند وما امروز به کجا می رویم!
  • علی IR ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    13 3
    دوس دارم بوسه بارون کنم تربت پاک مرتضی ها رو چون تموم روزهای جنگ تو مدرسه و راه مدرسه به پدرم فکر میکردم که اگه برم خونه و بگن بابام شهید شده، چی به سر من میاد، اون همه اضطراب و نگرانی کشیدیم که حالا یه نفر بیاد و بگه : دفاع از وطن مختص حیواناته !!!!!!!!!! به خدا قسم تا قیام قیامت نخواهم بخشید همه ی اونایی رو که تو خونه های گرم و نرمشون و بالای سر بچه هاشون بودن و حالا در غیبت شهدا، داد عزیز شهدا بودن رو سر میدن و به نام شهدا وخانواده های شهدا سرمایه های بیت المال رو به بیت الحال میبرن. حدیثه خانوم ، دایی جان شما از نسل همیشه جاوید وطنن، رحمت ایزد منان بر روح بلند و پاکشان.
  • حسین IR ۱۹:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    11 3
    محفل شهادت ما رو سیاسی نکنید لطفا. ما خاک پای هر چی شهیدیم. شهیدتم مرتضی
    • بدون نام IR ۲۰:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
      7 3
      احسنت...
  • رزمنده IR ۰۸:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۹
    12 1
    خيلي مديون شهداييم همه چشامونو بازكنيم ببينيم داريم كجا ميرويم
  • بدون نام UA ۱۷:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۳۱
    8 0
    واقعا روحش شاد....
  • امین A1 ۱۲:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۵
    1 0
    زیبا بود