۰ نفر
۷ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۷

مشکل ما همیشه این بوده که نگران چیزی می شدیم که می دیدیم؛ برای آن هم کار خاصی نمی کردیم اما به هر حال حرفش را می زنیم!

مثلا آلودگی هوا و ترافیک را می بینیم، به فکر می افتیم که مدارس را تعطیل کنیم، امواج رادیویی و مغناطیسی را نمی بینیم برایش فکری هم نمی کنیم؛ حتی همان مدارس نزدیک برخی دکل های مخابراتی را هم تعطیل نمی کنیم که بعدا مثلا بگوییم در جهت مبارزه با افزایش آلودگی هوا کلی کار کردیم و جلسه گذاشتیم و...

یا وقتی از پزشکان درباره بیماری‎های سبک زندگی جدید می پرسیم سریع به سراغ فشار خون، چاقی، دیابت و...می روند؛ در واقع آنچه را می بینیم هشدار می دهیم و آنچه را ظاهرا نمی بینیم، از کنارش می گذریم؛ چون می بینیم اما دقت نمی کنیم و حوصله هم نداریم.

مثلا، در امروز کشور ما، یک ستاره از هر صنفی نمی تواند خلوتی برای خود داشته باشد. فرض کنید یک بازیگر سینما یا یک خواننده پاپ، داغدار یکی از اعضای خانواده خود می شود. مجلس ترحیم، پر می شود از آدم هایی از جنس خودمان که به بهانه گرفتن عکس به سوگواری آن چهره مشهور می روند. فرد داغدار حتی یک لحظه نمی تواند در خلوت خود، راحت اشک بریزد و یا به صوت قرآن و صدای سخنران گوش دهد و کمی سبک شود از بس که گوشی موبایل در هوا می چرخد و تمام حرکات او را با «ذوق و لبخند» میهمان مردمی، ضبط می کند. موقع ورود و خروج هم که داستان مفصلی دارد...

این بیماری یا از این قبیل دردهای زندگی این روزهای ما، مثل ولع وصف ناشدنی تماشای سحرگاهی اعدام یک تبهکار و ضبط با موبایل، یا تماشای تصادف یک موتورسوار بدون کمترین احساسی برای تقلای معقول جهت همدردی یا همراهی با مصدوم، بیماری کوچکی است؟
اگر نیست، کسی دکتر خوب سراغ دارد؟

..............

بعد التحریر:


دیروز عصر مراسم ختم پدر رضای امیرخانی عزیز بود. مردی که برای این کشور و انقلاب کم کار نکرده و بعدها بیشتر درباره او خواهیم شنید. رضا امیرخانی نویسنده است؛ نویسنده با سواد و صاحب سبک و خوش ذوقی هم هست اما دیروز، وزیر و وکیل و کارگردان و روزنامه نگار و روحانی و ...در مراسم ختمی آرام و تسلی بخش بدور از حواشی فوق الذکر، حضور داشتند.

علت دارد؛ امیرخانی یک اصولگرای تمام عیار است که شدیدا به فکر اصلاح است و آداب اصلاح طلبی را هم می داند. ضمن اینکه تا جایی که بتواند کار اهالی فرهنگ را راه می اندازد؛ چپ و راست برایش در این مقوله «برداشتن باری از روی دوش یک نفر» معنایی ندارد. باهوش هم هست، نه در دام هوچی گران می افتد و نه در بزنگاه های سیاسی «دکان دو نبش» کاسبی راه می اندازد. دقیق ترش شاید این باشد: قدر و قیمت خود را می داند و ارزان فروشی در مرامش نیست، دنبال ریاست و میز و دفتر کار و تیتر یک شدن هم نیست. برای همین هم از حاتمی کیا و محمدعلی زم، گرفته تا وزیر کشور و نماینده مردم تهران در مجلس و مدیر مسئول روزنامه اطلاعات و سردبیر سابق روزنامه شرق و وزیر دولت دهم و... برای همدردی با او دقایقی از غروب جمعه را کنارش می گذرانند.

و در تفاوت میان این مجلس و آن مجالس، نکته هایی نهفته است که شاید اهل کتاب بهتر آن را درک کنند.

و صد البته در توصیف یکی از مردهای روزگار ما نکته های فروان و ناگفته بسیار است که باید دعا کنیم در جمهوری اسلامی امثال او تکثیر شود؛ مثل جناب علی آقای مطهری.

 

کد خبر 329663

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۰:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۷
    21 8
    واقعاً مطهري نام پدرشو زنده كرد
  • بی نام IR ۱۰:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۷
    25 7
    این جمله رو باید روزی صدهزار بار نوشت: امثال علی مطهری باید در کشور تکثیر شود/ و البته آقای امیرخانی مرسی