حاج آقا ارباب اصفهانی به دانشجویانی که فارسی نماز می خواندند چه گفت؟

روایتی از برخورد و گفت و گوی عالم بزرگ اصفهانی با دانشجویان جوانی که نماز را به زبان فارسی می خواندند.

به گزارش خبرآنلاین، امروز مطابق با 12 جمادی الاول سالروز ولادت آیت ‏اللَّه آقا رحیم ارباب اصفهانی است. وی در زمینه فلسفه، در حدّ اعلی بود و به «حکیم» شهرت داشتند. آیت الله ارباب آخرین فروغ‌های فلسفه در اصفهان بود که مدت‌ها درس فلسفه می‌گفت. وی به رسم روحانیون عمامه نگذاشت و همیشه با تأسی از استاد خویش فیلسوف بلند مرتبه میرزا جهانگیرخان قشقایی کلاه پوستی بر سر می‌گذاشت و تنها هنگام نماز به رسم اجداد خود عمامه‌ای کوچک به سر می‌بست.

آقا رحیم در خانواده‌ای رشد کرده بود که افرادی باسواد، اهل شعر و ادب و تاریخ بودند. او ادبیات فارسی، صرف و نحو، مقدمات و اصول، خارج اصول فقه، فلسفه، هیئت و ریاضیات، اسفار را نزد اساتیدی حاج میرزا بدیع، علامه آیت الله آقا سید محمدباقر درچه‌ای، سید ابوالقاسم دهکردی، جهانگیر خان قشقایی، ‌آخوند ملا محمد کاشی و حاجی ملا اسماعیل درب کوشکی فراگرفت. حاج رحیم با ادامه تحصیل در عراق توانست به مقام اجتهاد یابد.
او شوق فراوانی نسبت به فراگیری دانش داشت. خودش در این باره می‌گوید: «از اول شب آماده مطالعه کتاب‌های علمی می‌شدم و مطالعه طول می‌کشید تا شام حاضر می‌شد و لذت مطالعه کتاب، ‌مهلت به صرف شام نمی‌داد و غذا سر می‌شد و گاهی مطالعه طول می‌کشید تا صبح می‌شد و بعد از تناول غذای شب و ادای فریضه صبح، در مجلس درس حاضر می‌شدم و با شوقِ علم آموزی اعتنا به کمبود خواب نداشتم.»

آقا رحیم ارباب «از حیث تبحر در ادبیات، در زمان خود کم نظیر بودند. تمام اشعار سیوطی و نیز کتاب شرح منظومه ملا هادی سبزواری را در سن نود و چند سالگی از حفظ داشت. وی به تدریس، بیش‌تر از هر چیز دیگر اهمیت می‌داد و در طول پنجاه سال کمتر به مسافرت می رفت، حتی برای سفرهای زیارتی عتبات مقدس کربلا، نجف و مشهد. برای حج هم فقط یک بار به حج واجب رفت. درس را تعطیل نمی‌کرد و در احیای حوزه و تربیت شاگردانی که هر کدام از علمای شهر اصفهان هستند، نهایت جدیت را داشت.
به مناسبت روز ولادت این عالم بزرگ، خاطره ای از رفتار و سلوک ایشان را به نقل از مرحوم دکتر محمد جواد شریعت، پژوهشگر، نویسنده و قرآن‌پژوه اصفهانی در ادامه می خوانید.

«دکتر محمد جواد شریعت که با جمعى از دانشجویان با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب اصفهانى دیدار کرده است، خاطره آن ملاقات را چنین باز می‏گوید: سال یکهزار و سیصد و سى و دو شمسى بود، من و عده ‏اى از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلى دارد نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسى بخوانیم و همین کار را هم کردیم خانواده هایمان کم کم از این موضوع آگاهى یافتند و به فکر چاره افتادند. آن‏ها، پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت، ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نیفتاد، راهى دیگر برگزینند . چون پند دادن آن‏ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکى از روحانیان آن زمان بردند . آن روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز می ‏خوانیم، به شیوه ‏اى اهانت ‏آمیز ، نجس و کافرمان خواند . این عمل او ما را در کارمان راسخ‏تر ساخت . عاقبت‏ یکى از پدران، افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت.

آن‏ها نزد حاج آقا ارباب شتافتند و موضوع را با وى در میان نهادند . او دستور داد در وقتى معین ما را خدمتش رهنمون شوند . در روز موعود ما را که تقریبا پانزده نفر بودیم، به محضر مبارک ایشان بردند . در همان لحظه اول، چهره نورانى و خندان وى ما را مجذوب ساخت، آن بزرگ مرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتى استثنایى روبه رو هستیم . آقا در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمود . سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسى نماز نمی خوانید، فعلا تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید . وقتى آن‏ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است ‏شما یکى یکى خودتان را معرفى کنید و بگویید در چه سطح تحصیلى و چه رشته ‏اى درس می ‏خوانید.

آنگاه، به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش‏هاى علمى مطرح کرد و از درس‏هایى مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسید که پاسخ اغلب آن‏ها از توان ما بیرون بود . هر کس از عهده پاسخ بر نمی ‏آمد، با اظهار لطف وى و پاسخ درست پرسش رو به رو می ‏شد . پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمودند : والدین شما نگران شده ‏اند که شما نمازتان را به فارسى مى ‏خوانید، آن‏ها نمى ‏دانند من کسانى را مى ‏شناسم که - نعوذبالله - اصلا نماز نمى‏ خوانند . شما جوانان پاک اعتقادى هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت . من در جوانى مى ‏خواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم، ولى مشکلاتى پیش آمد که نتوانستم . اکنون شما به خواسته دوران جوانى ‏ام جامه عمل پوشانیده ‏اید، آفرین به همت ‏شما . در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حل کرده ‏اید . اکنون یکى از شما که از دیگران مسلطتر است، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است.

یکى از ما به عادت دانش ‏آموزان دستش را بالا گرفت و براى پاسخ دادن داوطلب شد . آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است; زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمى‏ آمدم . بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جارى به نام خداوند بخشنده مهربان . حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست ‏بسم الله چنین باشد . در مورد «بسم‏» ترجمه «به نام‏» عیبى ندارد . اما «الله‏» قابل ترجمه نیست، زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمى ‏توان ترجمه کرد; مثلا اگر اسم کسى «حسن‏» باشد، نمى ‏توان به آن گفت «زیبا» . ترجمه «حسن‏» زیبا است; اما اگر به آقاى حسن بگوییم آقاى زیبا، خوشش نمى ‏آید . کلمه الله اسم خاصى است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى ‏کنند . نمى ‏توان «الله‏» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد . خوب «رحمن‏» را چگونه ترجمه کرده ‏اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده . حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولى کامل نیست; زیرا «رحمن‏» یکى از صفات خدا است که شمول رحمت و بخشندگى او را مى ‏رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست; «رحمن‏» یعنى خدایى که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم مى‏ کند و همه را در کنف لطف و بخشندگى خود قرار مى ‏دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا مى‏ فرماید.

در هر حال، ترجمه بخشنده براى «رحمن‏» در حد کمال ترجمه نیست . خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده‏ اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان‏» . حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگر مقصودتان از رحیم من بودم - چون نام وى رحیم بود - بدم نمى ‏آمد «مهربان‏» ترجمه کنید; اما چون رحیم کلمه ‏اى قرآنى و نام پروردگار است، باید درست معنا شود . اگر آن را «بخشاینده‏» ترجمه کرده بودید، راهى به دهى مى ‏برد; زیرا رحیم یعنى خدایى که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مى ‏کند . پس آنچه در ترجمه «بسم الله‏» آورده ‏اید، بد نیست; ولى کامل نیست و اشتباهاتى دارد . من هم در دوران جوانى چنین قصدى داشتم; اما به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسى منصرف شدم . تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلى پیچیده ‏تر مى ‏شود . اما من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسى برندارید; زیرا خواندنش از نخواندن نماز به طور کلى بهتر است.

در این‏جا، همگى شرمنده و منفعل و شکست‏ خورده از وى عذرخواهى کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربى، نمازهاى گذشته را اعاده کنیم . ایشان فرمود: من نگفتم به عربى نماز بخوانید، هر طور دلتان مى ‏خواهد بخوانید . من فقط مشکلات این کار را براى شما شرح دادم . ما همه عاجزانه از وى طلب بخشایش و از کار خود اظهار پیشمانى کردیم . حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینى، مجلس را به پایان برد . ما همگى دست مبارکش را بوسیدیم و در حالى که ما را بدرقه مى ‏کرد، خدا حافظى کردیم . بعد نمازها را اعاده کردیم و از کار جاهلانه خود دست ‏برداشتیم . بنده از آن به بعد گاه به حضور آن جناب مى ‏رسیدم و از خرمن علم و فضیلت وى خوشه‏ ها بر مى ‏چیدم . وقتى در دوره دکتراى‏ زبان و ادبیات فارسى دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاه نامه ‏ها و پیغام‏ هاى استاد فقید مرحوم بدیع الزمان فروزانفر را براى وى مى‏ بردم و پاسخ ‏هاى کتبى و شفاهى حضرت آیت الله را به آن استاد فقید مى ‏رساندم و این افتخارى براى بنده بود.»

/6262

کد خبر 348836

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 55
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۱۲:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    چه خوب بود اگر در همه امور دینی این طور برخورد می شد، اون وقت کسی از دین زده نمی شد
    • بدیع الزمان A1 ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      33 25
      استدلال ایشان از منظر ادبی درست است...ولی برای من یک سوال است...مگر نماز ، ارتباط بین بنده و خدای خود نیست ...مگر خدا از سر درون آگاه نیست....مگر العمال به نیات نیست...همه ما داستان موسی و شبان شنیدیم....پس به نظر بنده حقیر میتوان هرجور با خدا صحبت کرد...مهم این هست که خدار را ناظر بدانی تا به اشتباه نروی . هر روز با خدا راز ونیاز میکنی جهت یاددآوری ......
    • بی نام RO ۱۹:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      13 13
      اونی که منفی میده فارش چیه واقعا؟؟؟؟
    • ريحانه IR ۰۵:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
      9 2
      نه بدىع الزمان جان كلمه راز خودش را دارد اين را فلاسفه غرب نيز مي دانند همان طور كه در انجيل آمده ابتدا كلمه بود وسپس نور شد. به زبان آوردن نيت خيلي با نيت كردن نهاني فرق مي كند اسرار كلمات را فراموش نكن در ضمن موسي وشبان حكايت قرآني نيست يك حكايت ادبي است
    • بی نام A1 ۰۸:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
      18 5
      یک جواب دیگر: مثل این است که بگوییم چرا نمی شود برنامه نویسی اینترنت را با زبان فارسی نوشت. در مورد نماز هم برنامه نویسی آن به زبان عربی است.
  • بی نام IR ۱۲:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    باور بفرمایید اثر وجود چنین عالمی از هزار تا ستاد احیای نماز بیشتر است.
  • بی نام IR ۱۲:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    بالا خره ایشان راضی شد که فارسی خوانده شود نیت خوانندگان هم که درست است .
  • بی نام IR ۱۲:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    اين بهترين جواب براى سئواليست كه چند روز قبل اقاى قرائتى فرموده بودند به اين مضمون كه چرا جوانان امروز دين گريز شده اند،
  • محمد A1 ۱۲:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    خدا رحمتشون کنه و امثال اشون رو زیاد کنه انشالله
  • علی A1 ۱۲:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    68 27
    پس قران وادعیه عربی غیر قابل ترجمه هستند؟ اگه کسی میدونه جواب بده
    • بی نام IR ۱۴:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      22 39
      در قرآن هر کلمه معنی دقیق خود را دارد و هیچ دو کلمه ای کاملا مترادف نیستند، از آن جا که دانش آن در اختیار علمای دین است، تنها راه این است که به هر کلمه ی قرآن، یک معادل فارسی به صورت قراردادی نسبت بدهند و این گونه کل کلمات قرآن را با تفاسیرشان ترجمه کنند، یعنی مثلا به صورت قراردادی بیایند و ذیل کلمه "بخشاینده" توضیحات کلمه "رحیم" را نسبت بدهند؛ این گونه تمامی معانی قرآنی پوشش داده می شود و مشکلی که حاج آقا ارباب اصفهانی به آن دانشجویان وارد دانستند، حل میشود. این تنها همت علما را میطلبد
    • علی A1 ۲۰:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      9 3
      تمام این پاسخها تناقض دارن یعنی هم به عنوان جواب مثبت مطرح میشه و هم منفی مثل همین جواب که یه جورایی بر خلاف نظر آیت ا... تداعی میکنه .من فقط میدونم هرطور خدا دستور داده باید عمل کرد .البته کسی که ایمان نداشته باشه با محکم ترین جواب ها هم قانع نمیشه.
  • مهدي A1 ۱۳:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    من هم هميشه اين واسم سوال بود و اصلا هم قانع نميشدم چون البته كسي هم جواب درستي نميدادواقعا عالي بود جوابشان...
  • بی نام A1 ۱۳:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    64 17
    قرآن مجید و ادعیه غیر قابل ترجمه نیستند ولی اگه بخوایم عین کلمه رو با یک کلمه معادل فارسی ترجمه کنیم حق مطلب به طور کامل ادا نمی شه .
  • علا IR ۱۳:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    نه كه همه ي كسايي كه حالا نماز رو به عربي مي خونند معني كامل تك تك لغاتش رو به اين دقت مي دونند... اگه اصل رو بر اساس فهم كامل بگذاريم كه فقط نماز خود اعراب صحيح است ، اون هم اون عده ايشون كه دركي به اين عمق دارند، به هر حال اين حقير قانع نشدم
    • abbas A1 ۱۷:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      13 5
      نه ارتباطی بین این موضوع که عرب ها چون صرفا زبانشان عربی است پس قران را بهتر متوجه میشوند نیست. قران فقط ترجمه نیست و بحث فهم و درک قران است.
  • بامداد A1 ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    88 28
    واقعا جالب بود من تصمیم گرفتم نماز بخونمفقط با همین دلایل استاد.
  • بی نام IR ۱۳:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    فارسی شکر است. این زبان گنج است، میراثی جاودان است. آن را تحقیر نکن خبر جان.
    • علی IR ۱۴:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      چه تحقیری ؟ در مورد خواندن نماز به همان شکل که خداوند و ائمه اطهار ع فرموده اند قطعا صحیح تر است
    • علیرضا RO ۱۴:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      اصلا بحث تحقیر زبان فارسی نیست. این الان در بین زبان شناسان دنیا یه چیز بدیهی هست که یک اثر حتی اگر توسط بهترین مترجم ها هم ترجمه بشه،باز هم با نسخه ی اصلی به زبان اصلی تفاوت داره. من یه مثال فارسی واست میزنم. اشعار حافظ رو ترجمه کردند به انگلیسی.دستشون درد نکنه بعد واسه ی واژه ی "ساقی" یه واژه ای به کار بردند به معنای "گارسون" خب شما ببین این کجا و اون کجا؟ بحث هم اینجاست.اینکه ترجمه ی چنین آثاری تقریبا غیرممکن هست. اصلا هم بحث برتری یک زبان به زبان دیگه مطرح نیست.
    • بی نام A1 ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      22 2
      تحقير؟ خب در هر زباني واژگاني است كه در ساير زبان ها معادلاتي ندارند كه آن منظور را به خوبي بيان كنند .
    • سعید A1 ۱۷:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      18 26
      باید قبول کنیم زبان عربی کامل تر از زبان پارسی هستش برای مثال اشاره به به یک زن ویک مرد در زبان پارسی به یک شکل میباشد ولی در زبان عربی فرق میکند
    • بی نام IR ۱۸:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      19 2
      بی نام جان، چی را به چی ربط دادی؟ اصلا متن را خواندی که معترض به تحقیر زبان فارسی هستی؟ نماز،یک عبادت مشترک بین همه مسلمانان است. هرکس از هرجای دنیا که باشی، به هر کجا که بروی، می توانی در مسجد با زبانی مشترک با کسانی که زبان شان را نمی فهمی، عبادتی مشترک به جا بیاوری. در حقیقت حلقه اتصال است. حالا این مسئله چه ربطی به تحقیر زبان فارسی دارد نماز خواندن به عربی ذره ای از شیرینی و لطافت زبان فارسی کم نمی کند.
  • حسن IR ۱۳:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    53 3
    مشکل اینجاست که مشابه این افراد چه از لحاظ نوع برخورد و چه از لحاظ سطح سواد در میان روحانیون بسیار اندک است. من خودم مشابه برخوردی 180 درجه مخالف این داستان با افرادی که واقعا شبهه و مساله ای داشته اند بودم.
  • حاجی A1 ۱۴:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    27 5
    n0 . . . . . . . یکی به من بگوید دید موسی یک شبانی را براه دیگر چه صیغی است بنده بخاطر حفظ کردن این شعر تنبیه هم شده ام خواهش میکنم یکی بگوید ان قصه معروف معرف لطفا یکی ازاقایان
  • محمد A1 ۱۴:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    28 11
    خداوند بزرگ و منان بر درجات این عالمان و عاملان دین بیفزاید . التماس دعا دارم تا الله امثال مرا نیز ببخشاید تا مرض عدم اهمیت دادن به نماز را شفا عنایت نماید .
  • بی نام IR ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    61 80
    بقول عادل فردوسی پور به من اجازه میدهید که قانع نشوم؟؟؟
  • بی نام GB ۱۴:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    22 22
    آنگاه، به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش‏هاى علمى مطرح کرد و از درس‏هایى مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسید که پاسخ اغلب آن‏ها از توان ما بیرون بود . هر کس از عهده پاسخ بر نمی ‏آمد، با اظهار لطف وى و پاسخ درست پرسش رو به رو می ‏شد . منطقی به نظر نمی رسد.
    • بی نام A1 ۱۸:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      12 7
      شیخ رجبعلی خیاط را میشناسید ؟؟ یک آدم بی سواد که حتی اسم خودش هم به زور مینوشت اما پیچیده ترین مسائل ریاضیات و فیزیک و دیگر علوم توسط ایشون حل شده این یک علم است که خدا به بندگان خاص خودش میده مثل طی الارض یا علم کیمیا
  • بی نام IR ۱۴:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    45 15
    درود بر این عالم بزرگ، ولی ما که نماز رو به عربی میخونیم از معنی اون چیزی نمیفهمیم چون زبان عربی با ما مانوس نیست و چون زبان عربی زبان اول ما نیست باید ترجمه کنیم برا ی خودمون که مسئله ی فهم اون رو سخت میکنه و اکثرا برای رفع تکلیف خم و راست میشن ولی خیلی ها نمیفهمند که چی میخونن
    • مصطفی A1 ۱۶:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      28 30
      در این عصر ارتباطات و تکنولوژی گفتن این که نمیفهمم از زبان عربی و متوجه نمیشم حرف آدم بیسواد خب برو معنیشو بخون تا بفهمی چی میگی
  • ستاره IR ۱۵:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    43 10
    این که استاد بزرگ چنین برخوردی با جوانان داشته اند واقعا قابل تقدیر است.اما نکته اینجاست که به قول مولوی علیه رحمه ما زبان را ننگریم وقال را...................
    • اشکان A1 ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      2 3
      به قول مولانا: «فارسی گو گرچه تازی خوش‌تر است / عشق را خود صد زبان دیگر است»
  • بی نام IR ۱۵:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    40 1
    بحث قانع شدن یا نشدن خودم رو مطرح نمیکنم.ولی واقعا این شیوه برخورد با جوانان، این لحن زیبا و دلنشین و از همه مهمتر ، این که در نهایت برای جوانان تعیین تکلیف نکردند که برید عربی بخونید خیلی زیبا بود.برای جوانان اگر تعیین تکلیف بشه معمولا جواب معکوس میده..به شخصه لذت بردم . روحشون شاد
    • بی نام RO ۱۷:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      6 0
      دقیقا حرفی رو زدی که در سر داشتم. فارغ از قانع‌کننده بودن یا نبودن این استدلال و کلیات خاطره، نفس برخورد ایشون ستودنی است. شاید مهمترین مشکل ما، همین چگونگی برخوردها باشه، تا لحن‌ها و برخوردها دلنشین نباشن، محتوای هیچ کلامی، هرچقدر هم صحیح و منطقی، پذیرفتنی نخواهد شد
  • بی نام US ۱۵:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    41 17
    ضمن احترام به شان علمای گرانقدر، ایراداتی چند بر این حکایت وارد است: 1. امروزه با گستردگی علم همه می دانیم که هرکس نهایتا بتواند در یک شاخه از علم صاحب نظر باشد. لذا هیچ دانشمند جامع الاطرافی وجود ندارد و اصولا با گستردگی بی کران علم نمی تواند وجود داشته باشد. این که یک نفر بر همه رشته های علمی احاطه داشت و دانشجویان آن رشته را کیش و مات کرد چندان قابل باور به نظر نمی رسد. 2. زبان اصولا برای ایجاد ارتباط با هم نوعان است. اما برای ارتباط با خداوند این الفاظ نیستند که مهمند بلکه آن حس درونی و توجه باطنی است که اهمیت دارد. لذا اینکه خدا را چه خطاب بکنیم فارسی یا عربی یا هر زبان دیگری فرع قضیه است. برای همین هم هست که نبی اکرم فرموده اند : ساعتی تفکر از سال ها عبادت برتر است.
    • حمید IR ۱۵:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      25 21
      دوست عزیز اول مطلب رو می خوندی ایراد اول رو نمی نوشتی بعد هم اگر کمی اطلاعات داشته باشی، در حوزه های قدیم بیشتر علوم از علوم دینی تا نجوم و ریاضی و ... همه تدریس می شد و اینکه بسیاری لقب حکیم یا علامه می گرفتند به دلیل اشراف به علوم زیاد بود که در قدیم بسیار رایج بود... که البته الان در روزگار کنونی این امکان وجود ندارد یا بسیار کم اتفاق می افتد...
    • دانشجو IR ۱۷:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      9 2
      هدف از نماز اطاعت پروردگار است و بنا بر فرمایش حضرت زهرا س از بین رفتن تکبر در برابر خالق وبقیه موارد ازقبیل شکر خداوند و لذت بردن و... فرع و از نتایج آن است یک داستان عبرت آموز که اولین داستان خلقت است در قرآن بارها تکرار شده خداوند به ابلیس که ازمقربین درگاه بود با هزاران سال عبادت فرمود بر آدم سجده کن واو گفت که هر کار دیگری بفرمایی میکنم اما اینو از من نخواه.او هم از عبادات دیگر که خود تشخیص میداد بیشتر لذت میبرد و تکبرش پشت عباداتی که خود دوست داشت مخفی کرده بود
  • بی نام A1 ۱۵:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    27 26
    اين چه حرفيست شما با خداوند سخن ميگوييد نه يك مخلوق مطمئنا پروردگار معناي كامل كلمات را متوجه ميشوند من كه قانع نشدم ضمن اينكه من يك سال است نماز را فارسي ميخوانم و از ان لذت بيشتري نسبت به گذشته ميبرم
    • بی نام IR ۰۷:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
      3 2
      دوست عزیز انسان درعمل به دستورات دینی یا باید منخصص دین باشد ویابه متخصص دین مجتهدمراجعه کند وبه دستوراوعمل کندوهیچکدام ازمجتهدین خواندن نماز به فارسی رابرطرف کننده تکلیف الهی نمی دانند خواندن نماز به فارسی مانند خوددرمانی بیماری بوسیله غیرمتخصص است که چه بسا خطرناک باشد
  • سعید IR ۱۵:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    37 12
    هدف از نماز شکر خداوند ه، نه تعریف و تمجدید تکراری آن هم به زبان خاص. با این اوصاف شما میگید که خداوند نیاز داره حتما به اون بگیم رحیم و نمیشه گفت مهربان . اگر واقعا یک خدا شناس و یکتا پرست باشید مهم نیست اهل چه دین و چه زبانی باشید . حالا اون انگلیسی بگه گاد یا این عرب بگه الله یا شمای پارسی زبان بگید خداوند. و چه خوش گفت آن بزرگوار : ما درون را بنگریم و حال را .
    • دانشجو IR ۱۷:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
      5 3
      چه کسی گفته هدف از نماز شکر خداست؟ شاید یکی از برکاتش باشه هدف از نماز اطاعت خداوند است و بنا بر فرمایش حضرت زهرا س از بین رفتن تکبر در برابر خداوند این که ما در مقابل دستور خداوند خود تصمیمی دیگر اتخاذ کنیم که مثلا فارسی نماز بخوانیم خود تکبر در برابر خداوند است که با اصل هدف نماز در تناقض است
  • بی نام IR ۱۶:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    2 2
    یعنی شما فکر می کنید کسانی که نماز نمی خونن سر عربی بودنش هست اونکه بنده باشه همون عربی رو می خونه بازی در نیارید یعنی اگر علما بگن نماز رو فارسی بخونید همه نماز می خونن و بعدش هم ان الصلاه تنهی عن امنکر و افحشا می شه اگر اینجوری هست و تاثیری در اخلاق مردم داره و میشه اینجوری ادم ها رو خوب کرد خوب علما بگن فارسی بخونن دیگه نه غیبت کنن نه اسیبی به کسی برسونن نه کسی دزدی کنه و..... اگر نگن ظلم کردن مشکل این هست که فرمود ما اکثرشان را استوار ندیدیم و غالبا عهدشکن و گناهکار هستند اینم همیشه در تاریخ بوده هدف از عبادت در دنیا کسب مکارم اخلاقی هست به نظر من البته و بزرگترین مقامی که خدا می ده به کسی اخلاق هست اخلاق هم با عبادت بدست میاد و اخلاق هم باعث زندگی بهتر میشه پاداش عبادت به فرد و جامعه می
  • ناشناس IR ۱۷:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    9 2
    ایکاش اینگونه مطالب رو زیادتر بگذارید
  • بی نام EU ۱۷:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    2 3
    سوای بحث ترجمه نفس عمل یعنی نحوه برخورد بسیار منطقی بوده فقط با آخر کار که "همگی دست ایشون رو بوسیدیم" مشکل دارم.
  • roozbeh IR ۱۸:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    9 2
    اصل مطلبی که استاد بزرگوار به جوانان آن موقع یاد داد آزادی حق انتخاب بود، انتخابی که خداوند انسان را در پذیرش یا عدم پذیرش موضوعات مختلف آزاد گذاشته و اجبار نکرده است.
  • امیر IR ۱۸:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    10 4
    من تخصص در رشته و زبان عربی ندارم و اظهار نظر ماهیتی هم نمیکنم ولی در حد درک خودم جواب قانع کننده ای بود . درست است که ما باید حافظ زبان خودمان باشیم واین فی نفسه جای تقدیر دارد ولی این را باید بدانیم که در تمام دنیا مسلمانان قران را به عربی میخوانند پس این توهین به زبان انان نیست ضمن اینکه عملکرد چه بسا غلط عده ای نباید باعث دلسردی و ایجاد شبهه در برخی مسائل دین شود.
  • عبداله A1 ۰۶:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۵
    6 1
    دوستان عزیز کسی نگفته ترجمه ی ادعیه و قرآن را نخونید، خواندن ترجمه برای کمک به درک بیشتر معانی هست اما اصل بر خواندن عربی می باشد این نسخه ای است که طبیب عالم و خالق همه زبانها برایمان پیچیده است پس مغرور به علم اندک خود نشویم یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم الذی خلقک فسواک فعدلک ای انسان چه چیز باعث غرور تو در برابر پروردگار کریمی که تو را آفریده شده است.؟؟؟؟
  • منصور نوين A1 ۰۸:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
    2 0
    اي كاش بعضي ها كه ادعا خدا و پيغمبرشون ميشه برخورد درست رو از اينها ياد ميگرفتن كتاب هاي ديني پر از داستان هاي برخورد هاي قشنگ معصومين با آدم هاييه كه دچار گمراهي بودند ولي اسلام بعضي ها فقط در ريش گذاشتن و يقه بستن خلاصه ميشه كه تازه دوميش جزء اسلام هم نيست
  • زهره IR ۱۰:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
    0 2
    ستاره عزيز ما برون راننگريم و .......
  • کامران A1 ۱۵:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۵
    2 0
    خود این شیخ هم اصراری نکرد به عربی بخونید ولی همانطوریکه جهان یک استاندارد برای خیلی از کارها درنظر گرفته . همه هم قبول میکنند تا از برخوردها و سو تفاهم جلوکیری شود نماز هم همین طور است وگرنه به نظر من حساب همه دست خداست فقط اینروزا بعضی ها با دید نژادپرستی به همه چی نگاه میکنند در حالیکه دوستان پیعمبر همه از اقوام دیگر بودند تا به همه نشان بدهد هیچ برتری قومی وجود ندارد به نظر من نباید این قوم پرستی باعث بشود لج بازی کنیم و چشم به روزی حقیقت ببندیم ..کار آقای اصفهانی هم جالب بود و بدون هیچگونه غروری جواب داد البته از کسی که همش در حال دوری از گناه و مطالعه میباشد انتظاری غیر از این نیست
  • بی نام A1 ۱۰:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۱
    1 1
    یه سؤال دارمو دوستان جواب بدن: یکی از فامیلهای ما نماز نمیخونه اما خیلی خیلی خیلی بزرگوار و اخلاقی و منصف و عادل است. همه از دستش راضیند. همه فامیل دوسش دارند. قلبش خیلی پاکه. اصلا اهل دروغ نیست. این چه جوریه؟ من نمیفهمم این آدم شریف، میره توی جهنم؟
    • بی نام IR ۱۲:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
      0 1
      چرا بره جهنم؟ خداوند هرکسی رو به طور دائم به جهنم نمی فرسته اما این آدم اگر خدا دستش رو نگیره شاید به کمال دلخواهش نرسه. در مقابلش نمازخوانی که مردم آزاری می کنه اساسا نمازش قبول نیست.
  • نوری IR ۲۲:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۴
    1 0
    از شما که بسیار قدر شناسید و باعث شدید این بزرگوار را بشناسم ممنونم
  • بی نام A1 ۲۰:۵۶ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۰
    0 0
    در ترجمه تحت‌اللفظی برخی از واژه‌ها در زبان مبدأ را می‌توان به چند واژه در زبان مقصد ترجمه کرد و چندین واژه در زبان مبدأ فقط یک واژه در زبان مقصد دارد. مثلاً "ظالم" را هم می‌توان "ستمگر" ترجمه کرد و هم "بیدادگر" "عبد" را هم می‌توان "بنده" ترجمه کرد و هم "برده" و هم "زیردست" "عهد"را هم می‌توان "پیمان" ترجمه کرد و هم "قرارداد" "امرأة" را هم می‌توان "زن" ترجمه کرد و هم "بانو" و هم "خانم" از طرفی اگر مثلاً "فلک" و "سفینه" را "کشتی" ترجمه کنیم، دیگر مفاهیم عمیقی که این دو واژه دارند را نمی‌توان تفکیک کرد.