اگر افکار حکیم طهران را به غرب نشان دهیم دیگر ما را عقب مانده نمی خوانند

دو پیش نشست همایش ملی حکیم طهران با حضور دکتر دینانی، دکتر مجتهدی، عبدالله انوار و دیگر اساتید فلسفه و حکمت برگزار شد.

به گزارش خبرآنلاین، پیش نشست های همایش ملی حکیم طهران (نکوداشت مقام علمی آقا علی مدرس زنوزی، حکیم موسس) با حضور اساتید فلسفه و محققان و نویسندگان در دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد.

دانشکده الهیات و معارف اسلامی با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی متولی برگزاری این نشست ها بود که اولین پیش نشست همایش 25 فروردین با حضور اساتید فلسفه، دکتر کریم مجتهدی، دکتر منوچهر صدوقی سها، استاد سید عبدالله انوار و دکتر طوبی کرمانی به عنوان سخنران برگزار شد. در دومین پیش نشست همایش ملی حکیم طهران نیز که اول اردیبهشت برگزار شد، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و حجت الاسلام حسن معلمی سخنران گفتند.

برگزاری این همایش برای بزرگداشت کسی است که حوزه فلسفه تهران به کوشش او رونق و شهرت یافت. حوزه حکمی و فلسفی تهران که در سال 1237 هجری قمری آغاز به کار کرد در دوره چهل ساله تدریس حکیم موسس آقا علی مدرس زنوزی به اوج شکوفایی و عظمت خود رسید. حکیم زنوزی عالم بزرگی بود که علاوه بر مقامات علمی،‌ مکارم و اخلاق، تواضع و تقوای وی مشهور و مسلم بود و حتی برخی او را در دقت و ژرفنگری بر حکیم سبزواری(ره) ترجیح می‌دهند.
شاید مهمترین ویژگی اندیشه متعالی وی علاوه بر احاطه بر مبانی حکمی، تصرف وی در مبانی و ارایه تقریرهای تازه از اصول حکمت صدرایی و طرح نقدهای حکیمانه و ابداع دیدگاه‌های نوین در چندین مساله فلسفی باشد.

خلاصه سخنان مطرح شده اساتید فلسفه درباره این حکیم برجسته در این پیش نشست ها را در جدول زیر می خوانید.

نام سخنران

خلاصه اظهارات

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

استاد فلسفه

* از این قبیل حکما، چون آقاعلی زنوزی در جهان اسلام کم نداریم که همچنان در بین ما ناشناخته هستند، در حالی که کمتر فیلسوف غربی است که آثارش در کشورمان ترجمه نشده باشد.

* بعد از صدرالمتالهین در این 400 سال نظیرش نیامده است و حکیمی به دقت، بلندنظری و موشکافانه اندیشیدن آقاعلی زنوزی تا امروز پا به عرصه وجود نگذاشته است اما کتاب های او متأسفانه کمتر خوانده شده است.

* آقاعلی زنوزی دو مسئله را مطرح کرده است که در طول تاریخ هیچ کس درباره آن سخن نگفته است یکی درباره معاد و دیگری در مورد «ربط». همه ادیان الهی به معاد باور دارند اما به طور یکسان به آن نمی اندیشند. اینکه کجا می رویم مهمترین سؤال عام و خاص است. همه فلسفه ملاصدرا در خدمت اثبات معاد جسمانی است.

* آنهایی که به معاد جسمانی باور دارند اکثرا موحدین عالم هستند از مسلمان گرفته تا مسیحی و یهودی و غیره. اما مدرس زنوزی با حفظ مبانی ملاصدرا حرف جدیدی می زند. همه می گویند که روح به بدن می آید اما او می گوید این بدن است که به سراغ روح می رود و بدن مشتاق به روح است.

* من پیرامون این دو مسئله که اقاعلی زنوزی بدان پرداخته است، دو کتاب«معاد» و « وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامی» را نوشته ام که از قدیمی ترین کتاب های من و البته کم خوانده ترین آنهاست. زنوزی یک فیلسوف و حکیم بزرگ است و این فرد تاکنون در مهجوریت بوده است و امیدوارم این بزرگداشت مقدمه ای برای تدریس کتب وی در دانشگاه ها باشد.

*ما از فلاسفه خود غافلیم در حالی که می توانیم با آثار حکما و فلاسفه خود در مقابل بخش اعظم این تهاجمات فراهنگی بایستیم. با تهاجم فرهنگی با فرهنگ مقابله کرد نه با زور. بن لادن می‌خواهد با چاقو با غرب مبارز کند، خیر! با فکر باید مبارزه کرد با زنوزی، ملاصدرا و ابن سینا.

*اگر بتوانیم افکار زنوزی را به غرب نشان دهیم دیگر آنها ما را عقب مانده نمی خوانند. من فلسفه غرب خوانده ام اما باید بگویم که عمق حرف های آقاعلی زنوزی بیش از عمق حرف های فلاسفه غرب است.

دکتر کریم مجتهدی استاد فلسفه

* آقا علی مدرس زنوزی یک شخصیت علمی بزرگ در ایران و به لحاظ عاطفی بسیاری قوی بود، وی اولین برخورد را حدود یکصد و اندی سال پیش با «گوبینو»، فیلسوف نژادپرست فرانسوی داشته است و دوره حساس تاریخی را برای ما می‌سازد، این مسئله باید برای همه ما که علاقه‌مند ایران هستیم مهم باشد و مباحث بدون تعارف و بسیار علنی مطرح شود.

* گوبینو در قرن نوزدهم میلادی زیسته و بیش از 5 سال دو مرتبه به ایران آمده و اینجا زندگی کرده است. برای او ایران مصداقی از یک کشور تنی و کهنسال فرهنگی بود او تلاش داشت این فرهنگ غنی و به لحاظ عوامل نژادی متفاوت را تبیین کند، گوبینو فلسفه تاریخش بر این اصل استوار است که «تاریخ محل تقابل نژادهاست» بنابراین با به ایران آمدنش تلاش داشت تا مردم و تاریخ ایران را خوب بشناسد.

* او با تمام حکما و دانشمندان آن زمان تماس داشته و تلاش کرده با آنها آشنا شود، وی گذشته فلسفه ما را از فارابی و ابن سینا می‌خواند، مدارس قدیم ایران را حکمی می‌داند و معتقد است ملت ایران فقیر هستند اما بر آتشفشان فرهنگی زندگی می‌کنند، پس گوبینو با قدرت فکری به میدان آمده او از ملا علی زنوزی بسیار تعریف کرده و حتی چهره او را جز به جز ترسیم می‌کند و سنت حکمای ما را افلاطونی می‌داند و در یادداشت‌هایش به این امر تأکید دارد.

* گوبینو در یادداشت‌هایش نوشته که حکیم زنوزی در حال نوشتن یک دوره تاریخ فلسفه اسلام است درحالی که اینطور نبوده، ایشان کتاب تاریخ فلسفه ننوشته بلکه فهرست علمای بزرگ را از دوره صفوی نگاشته است، این فهرست در کتاب گوبینو به زبان فرانسوی دیده می‌شود. در نهایت برخورد این دو فیلسوف و استقبال گوبینو از یک فیلسوف به تمام معنا در ایران و انعکاس چهره او در کتابش فوق‌العاده به لحاظ سندیت مهم است.

* آرزو می‌کنم ـ البته آرزو بر پیران هم عیب نیست ـ علاقه واقعی به سنت‌های حکمی ایران اسلامی را در خود افزایش دهند و حتی وقتی نماز می‌خوانید از خدا این علاقه را درخواست کنید و از یادگیری هم نهراسید.

دکتر منوچهر صدوقی سها

  

* حدود 200 سال است که در شهر تهران حوزه عظیم عقلانی به تعبیری مکتبی راه‌اندازی شده که مشتمل بر حکمت مشاء، کلام، شقوق فلسفی و حتی موسیقی است برای آشنایی با آن باید به تاریخ فلسفه و فلاسفه بازگردیم که در اسلام مساوی با این تاریخ در ایران است چرا که فلسفه اسلامی همان فلسفه ایرانی و بالاعکس است.

* یازده دوره فلسفی در ایران شامل آغاز ترجمه، نزج ترجمه، فارابی، ابن سینا، تهافتات، فطرت، مکتب شیراز، صدرالمتألهین، حلقه مفقوده، آخوندملاعلی نوزی، تلامیذ حکمای اربعه و حکمای اربعه است.

*پس از مرگ آقاعلی مدرس زنوزی در کتابخانه‌اش یادداشتی پیدا شده که نحوه انتقال حوزه حکمی اصفهان به طهران را بیان کرده است. پس از آن در طهران حوزه‌ای تاسیس شد و برخی حکمای برتر اصفهان به اینجا آمدند پس از برپایی همایش تکریم آقاعلی مدرس زنوزی باید یک جشنی هم برای سالگرد حوزه طهران گرفته شود هنوز هم عده‌ای هستند که چراغ حکمت را اینجا روشن نگه داشته‌اند.

*در حوزه طهران جمیع علوم عقلی از اشراق، کلام، عرفان و ... تدریس می‌شود. آشنایی ایرانیان با فلسفه غرب هم در همین حوزه اتفاق افتاد از جمله وثوق الدوله در عالم سیاست خوش نام نبود اما شاعر طراز اولی بود و به فلسفه غرب هم تسلط داشت، یک شاخصه دیگر ایجاد ارتباط با فلسفه غرب است در این حوزه کتابت فلسفه به زبان فرانسوی انجام می‌شود. در این دوره شیعیان برای تحصیل علم به نجف می‌رفتند اما باز خود نجفی‌ها به طهران می‌آمدند از جمله دو برادر شیخ عبدالکریم و شیخ جواد جزایری.

استاد سیدعبدالله انوار

نویسنده و نسخه‌شناس

  

* بحث از زندگی روزمره آقاعلی زنوزی در نهایت به مقامات بلند او می‌انجامد و محدود به زندگی و آنات زودگذر او نمی‌شود، آنچه از زندگی او بدست می‌آید این است که پرداختن به تفلسف سنت بوده و این سنت در پدر او مشخص است او به راه پدر رفته، به صدر نشست و به شرح و تفسیر پرداخت.

* فلسفه آقاعلی مدرس زنوزی و همگامان او غیر از شرح چیزی نیست،‌ آن هم شرح اقدس که کلمات آن زیرگفته‌های دیگران رنگ باخته پس فلسفه او و نخستین سهم او چون ملاصدرا همان شرح است اقوالی که بیان کرده یک نوع کلام است که به صورت آسان تر و راحت تر در تجریدالعقاید خواجه نصیرالدین طوسی بیان شده است. کتاب معروف او بدایع الحکمه که در فهرست‌ها جا برای خود در کلام یافته است.

* سیر در افکار حکیم طهران ما را به صدرالدین شیرازی و حکمت متعالیه می‌رساند، سپهر این حکمت مابعدالطبیعه است آنهایی که آشنایی با اسفار دارند، متوجه این امر می‌شوند بنابراین این اندیشه وحدت نیست بلکه مابعدالطبیعه است. اینکه صدرا خود را از فلسفه طبیعی تا آنجا که امکان داشته برکنار داشته به واسطه آن است که او فاقد قوه اکتشاف است، والا حکیم طبیعی آنچه می‌آورد از اکتشاف طبیعی است.

* هر فیلسوفی باید به دو امر پاسخگو باشد نخست پاسخ به جهان بیرونی و دوم جهان درونی، اسفار صدرا و دیگر کتب او جهان بینی او را نشان می‌دهد که او برگرفته از عارفان است اما درون بینی او تحت این نظریه فیلسوفان نوافلاطونی اسکندریه است.

حجت‌الاسلام حسن معلمی، دبیر مجمع عالی حکمت اسلامی

  

* مسائل بسیار زیادی در حوزه فلسفه و سایر حوزه‌ها با حرف‌های حکیم زنوزی حل می‌شود که باید از آنها استفاده کنیم. فراخوان همایش حکیم طهران مدت هاست که با محورهای مشخص اعلام شده و مراکز همکار این همایش هم زیاد است.

* مجمع عالی حکمت اسلامی پیشنهاد داشت که یکی از بخش‌های شهر زنوز به نام ایشان مزین شود و در تهران هم از این جهت ایشان را حکیم طهران گفتند که در حوزه طهران بسیار فعال بودند و سابقه درخشان دارند، ما هم تلاش کردیم تا این حکیم را از مهجوریت خارج کنیم و آثار این فیلسوف هم احیا شود و در مجامع علمی مورد استفاده قرار بگیرد.

* مهمترین محورهای فعالیت مجمع عالی حکمت اسلامی برپایی مجامع علمی و شناساندن فیلسوفان ایرانی است. مقام معظم رهبری هم در بازدیدی که اعضای مجمع با ایشان داشتند، درباره برپایی اتاق فکر در مجمع صحبت کردند و در خصوص بحث شناخته شدن فیلسوفان ایرانی و منظومه‌های ایرانی تاکید کردند.

دکتر طوبی کرمانی نماینده دانشکده الهیات دانشگاه تهران

  

* به واقع همه انسان‌ها به اندیشه و پیشینه حکمی و علمی خود حیات و جاودانگی دادند پس تجلیل اهل علم و اندیشه و قلم تکریم از فرهنگ، پیشینه و شناسنامه یک امت و گویای حیات جاودانه آن است، گزاف نگفتیم اگر بگوییم ایران از چنین حیات و بقایی در بین دیگر جوامع برخودار است وجود حکمای بزرگ این خاک را حکیمانه کرده و این آب و خاک ایران است که چنین حکیمانی پروانده است.

* ‌حکیم مؤسس آقاعلی زنوزی از جمله این افراد شاخص است از حکیمانی که از مادی انگاری، جبرگرایی و گرفتاری در چنبره انسان محوری دست کشیدند این مؤلفه‌ها در ایران اسلامی پرورش یافته اکنون آن را فلسفه اسلامی نام نهاده‌ایم مواجه علمی با آثار این حکیمان بزرگ عامل بقای چنین اعتلایی است همینطور نسل جدید با پیشینه خود آشنایی می‌یابند تا خود را نیازمند یافته‌های بی ارزش دیگران نکنند.

/6262

کد خبر 350870

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۳:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۲
    5 5
    جناب ديناني عزيز غربي ها با افکار بوعلي سينا و بوريحان و ملاصدرا و ابن عربي و مولانا و بسياري ديگر آشنا هستند که بسيار بزرگ تر از آقا علي مدرس زنوزي هستند اگر انها را ما اکنون عقب افتاده ميدانند بعد از اين هم خواهند دانست. از شما که استاد فلسفه هستيد اين موضع گيريها عجيبه